کد خبر 1805792
تاریخ انتشار: ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۱:۱۹

به گزارش مشرق، سیدمهدی طالبی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

توافق آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایران و آمریکا روبه پایان بوده و نگاه‌ها به دو موضوع دوخته شده است؛ اول توافق بر سر آتش‌بس کامل یا تمدید آتش‌بس موقت و دوم، امکان قانونی ترامپ برای تداوم جنگ.

«دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا کار سختی در هر دو موضوع دارد و برای همین مانورهای سنگینی در این باره آغاز کرده است.

درباره مذاکرات، تمرکز کنونی ترامپ به‌جای دستورکارهای اصلی، بازی با آمدن یا نیامدن «جی دی ونس»، معاون رئیس‌جمهور به پاکستان برای دور دوم گفت‌وگوهاست.

در زمینه عملیات جنگی، ترامپ مدت‌زمان قانونی اندکی برای حرکت نظامی دارد و با توجه به شخصیت او، این احتمال می‌رود که شاید آتش‌بس موقت را پایان عملیات نظامی درنظر گرفته و یک مهلت ۶۰ روزه دیگر برای اقدام جنگی قائل شود.

چرا دو روایت از حضور ونس و غلبه یک روایت؟

روز گذشته دو روایت درباره حضور ونس در مذاکرات منتشر شد. یک روایت می‌گفت ونس در مذاکرات اسلام‌آباد حضور خواهد یافت که «مایک والتز»، سفیر آمریکا در سازمان ملل آن را تأیید کرد.

روایت دیگر، عدم حضور ونس در اسلام‌آباد بود. این روایت ابتدا توسط رسانه‌ها مطرح شد. ترامپ اعلام کرده بود ویتکاف و کوشنر به مذاکرات ‌می‌روند که به معنای عدم حضور ونس تفسیر شد. رئیس‌جمهور سپس این نظر را تأیید کرده و گفت، ونس به دلیل ملاحظات امنیتی به اسلام‌آباد نخواهد رفت. با این وجود، بار دیگر منابعی در داخل دولت به رسانه‌ها گفتند، ریاست تیم اعزامی بر عهده ونس خواهد بود. در این خصوص نکاتی وجود دارد:

۱- بازی می‌آید، نمی‌آید

انتشار اخبار متعدد و ضد و نقیض درباره آمدن یا نیامدن ونس به پاکستان ناشی از چند مسئله است:

۱-۱. درهم ریختگی در دولت

در هم ریختگی و بی‌نظمی هرجا که ترامپ باشد، وجود دارد. او امور مالی شرکت‌هایش و مسئولیت ریاست‌جمهوری را با اقدامات فردی و یا از طریق زد و بندهایی که صورت می‌دهد، به پیش می‌برد. اینکه شرکت‌هایش به سود می‌رسند، لزوماً ریشه در فعالیت صحیح اقتصادی آن‌ها ندارد، بلکه تا حد زیادی ناشی از زد و بندهای اقتصادی و سیاسی است؛ در دولت نیز او همین‌گونه است.

۱-۲. امتیازگیری

ترامپ شاید پیش خود فکر می‌کند اگر با آمدن یا نیامدن ونس کار خبری کند، ایران دچار هراس گشته و به تکاپو می‌افتد تا به‌جای مذاکره با ویتکاف - کوشنر، با معاون رئیس‌جمهور گفت‌وگو کند. به‌زعم ترامپ، او به ایران خواهد گفت اگر ونس را به اسلام‌آباد اعزام کند، تهران باید حاضر به دادن امتیازات بیشتری به شکل فوری شود. این ایده شکست خورده است و تهران تکاپویی در این باره نداشته و امتیازی نمی‌دهد.

۲- بازی با میز مذاکره

آمریکا مذاکره را جدی نمی‌داند و از آن برای خرید وقت، فریب و ایجاد شکاف داخلی در میان رقبای خود بهره می‌گیرد. بی‌توجهی واشنگتن به اصل مذاکرات در جنگ رمضان شواهدی دارد:

۲-۱. احتمال کاهش سطح تیم

صرف مطرح کردن احتمال کاهش سطح تیم آمریکا در مذاکرات با ایران از معاون رئیس جمهور به مشاوران او، آن هم در دور دوم مذاکرات که حساسیت بیشتری دارد، یک نشانه از بی‌توجهی به اصل گفت‌وگوهاست.

۲-۲. حضور یا ریاست دو عنصر نامطلوب

ایران از مذاکره با ویتکاف و کوشنر خاطره خوشی ندارد و این دو ضمن تلاش برای عدم‌توافق، در آمریکا به کارشکنی درخصوص ایران متهم هستند.

۲-۳. اخبار متناقض

ترامپ و دولتمردان آمریکایی با موضع‌گیری‌های متناقض، دروغ و بدون پشتوانه، مذاکرات را جدی نگرفته و بیشتر با فضاسازی و فشار نظامی درپی تحقق اهداف خود هستند.

۳- رقابت داخلی

میان ونس با «مارکو روبیو»، وزیر خارجه رقابت آشکاری برای انتخابات بعدی ریاست‌جمهوری جهت جانشینی ترامپ وجود دارد. علاوه بر این دو، دیگرانی نیز خواهان جانشینی ترامپ در حزب جمهوری‌خواه هستند. رقابت میان این جناح‌ها بر ترکیب مذاکرات مؤثر است؛ این جناح‌ها نمی‌خواهند طرف مقابلشان در پرونده‌ای به پیروزی برسد.

۴- فشار لابی صهیونیستی

پس از حضور ونس در دور اول مذاکرات، نتانیاهو ادعا کرد او همانند دیگر اعضای دولت آمریکا، به او در این خصوص گزارش داده است. پیش از این، عده‌ای خارج شدن ریاست مذاکرات از دستان زوج ویتکاف - کوشنر را که هر دو یهودی صهیونیست هستند، تضعیف کنترل تل‌آویو و لابی صهیونیستی بر مذاکرات ارزیابی کرده بودند. این کشمکش میان لابی صهیونیستی و دیگر گروه‌های ذی‌نفع در آمریکا وجود دارد.

محدودکردن اختیارات جنگی رئیس‌جمهور آمریکا

دموکرات‌ها در سال ۲۰۲۶، در چهار نوبت لایحه کاهش اختیارات جنگی ترامپ را در کنگره به رأی گذاشته‌اند. نگرانی دموکرات‌ها به استقرار نظامی در دریای کارائیب برای تقابل با ونزوئلا و جنگ با ایران در غرب آسیا مربوط می‌شود. به دلیل اکثریت حزب جمهوری‌خواه در دو مجلس سنا و نمایندگان، تمام رأی‌گیری‌ها شکست خورده‌اند. دو رأی‌گیری پس از آغاز جنگ با ایران انجام شدند که یک مورد در حین جنگ و یک مورد در طول آتش‌بس موقت اجرا شدند.

اختیار جنگ با کدام نهاد است؟

در نظام تفکیک قوا که قوای سه‌گانه شامل قوه مجریه، مقننه و قضایی وجود دارند، دو قوه مجریه و مقننه در خصوص جنگ از حق اعلام نظر رسمی و اجرایی برخوردارند. در آمریکا کنگره یا قوه مقننه بر دولت یا قوه مجریه، در این‌باره برتری دارد. حق اعلام جنگ بر عهده کنگره است؛ اما رئیس‌جمهور در موارد خاص از چنین حقی برخوردار می‌شود.

اگر کنگره اعلام جنگ کند، طبق ماده دوم، رئیس‌جمهور به‌عنوان فرمانده کل قوا می‌تواند تصمیم بگیرد که جنگ چگونه انجام شود. بر اساس همین ماده، رئیس‌جمهور می‌تواند با شرایطی، بدون اطلاع کنگره دست به اقدام جنگی بزند. رؤسای‌جمهور مجاز به انجام چنین حملاتی بر مبنای حق «دفاع از خود» هستند که برای تحقق آن باید آمریکا در معرض یک تهدید فوری قرار گیرد.

رئیس‌جمهور در صورت وجود تهدید فوری می‌تواند دستور پاسخ صادر کند؛ اما ضروری است که ظرف ۴۸ ساعت پس از شروع اقدام نظامی، کنگره را مطلع کند. اگر دولت هیچ‌گونه تأیید قانونی برای ادامه پاسخ نداشته باشد، نیروها نمی‌توانند برای بیشتر از ۶۰ روز یا دو ماه در منطقه مستقر بمانند.

پس از این مدت استقرار به دو شکل امکان‌پذیر است؛ با تأیید کنگره اقدام نظامی می‌تواند جنگ تلقی شده و استقرار مجاز گردد و یا آنکه استقرار نظامی تنها برای ۳۰ روز یا یک ماه دیگر تأیید شود. در صورتی که یکی از این دو حرکت انجام نشود، رئیس‌جمهور از نظر قانونی ملزم به خروج نیروها از محل استقرار نظامی آن‌ها خواهد بود.

توجیه ترامپ برای جنگ با ایران

ترامپ برای حمله به ایران این‌گونه استدلال کرده که علی‌رغم مذاکره با ایران، او معتقد است تهران قصد حمله به منافع آمریکا را دارد و این مسئله حق «دفاع از خود» را برای او ایجاد کرده است. رئیس‌جمهور آمریکا استدلالش را چنین شرح داده که کشورش می‌دانست رژیم صهیونیستی به ایران حمله می‌کند و در این صورت، تهران برای انتقام و تلافی، به پایگاه‌های واشنگتن حمله می‌کرد.

سناریوهای مهار داخلی ترامپ

حزب دموکرات به دلیل نظر متفاوت در اداره کشور و رقابت انتخاباتی خواهان مهار ترامپ است. حزب جمهوری‌خواه با او همراهی نشان داده؛ اما هراس از آغاز یک جنگ بی‌پایان دیگر و احتمال شکست در انتخابات میان‌دوره‌ای، انگیزه‌هایی برای مهار ترامپ در این حزب ایجاد کرده است.

۱. مهار کوتاه‌مدت ترامپ

حزب جمهوری‌خواه انگیزه‌ای برای مهار ترامپ در مدت ۶۰ روزه ندارد و حتی متمایل به تمدید ۳۰ روز دیگر و رساندن مدت مجاز عملیات به ۹۰ روز است؛ اما اعلام کرده پس از این مدت، جنگ باید ارزیابی شود. از این رو حزب جمهوری‌خواه فاقد انگیزه‌های کوتاه‌مدت در مهار ترامپ است. حزب دموکرات اما چنین انگیزه‌ای در کوتاه‌مدت دارد که آن را می‌توان در لایحه کاهش اختیارات جنگی رئیس‌جمهور دید. اگر این لایحه در نهایت رأی بیاورد، شکلی نمادین خواهد داشت زیرا ترامپ می‌تواند آن را وتو کرده و در این صورت برای رد وتو وی، در هر دو مجلس نیاز به رأی دوسوم نمایندگان خواهد بود.

۲. مهار اختلالی

ترامپ برای تأمین هزینه‌های فزاینده جنگ با ایران که روزانه حداقل یک میلیارد دلار برآورد شده، نیازمند بودجه است. این بودجه از مسیر تغییر در ردیف‌های بودجه سال جاری به دست می‌آید که به معنای کاهش یا حذف برخی از ردیف‌هاست. جمهوری‌خواهان در هر دو مجلس اکثریت ضعیفی دارند. در مجلس سنا آن‌ها با ۵۳ کرسی بر ۴۷ کرسی اکثریت را در اختیار دارند؛ اما برای تصویب بسیاری از قوانین، نیازمند ۶۰ رأی هستند. در این مسیر به ۷ رأی از دموکرات‌ها نیاز خواهد بود. حزب دموکرات می‌تواند از این اهرم برای جلوگیری از تأمین بودجه جنگی استفاده کند.

۳. مهار مشروعیت قانونی و داخلی جنگ

اگر ترامپ در مدت ۶۰ روز، کاری از پیش نبرد برای تمدید ۳۰ روزه و یا تبدیل آنچه عملیات می‌نامد، کارش گیر رأی دموکرات‌ها خواهد بود. حزب دموکرات با تکیه بر غیرضروری بودن جنگ با ایران و هزینه‌های بیهوده‌اش، تبلیغات وسیعی علیه ترامپ به راه انداخته است و از آن دست نخواهد کشید.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.