به گزارش مشرق، کانال تلگرامی رصد جنگ نوشت:
وسط یک معرکه مهیب، در حالی که دشمن تا بن دندان مسلح به سردستگی یک جنینخوارِ روانپریش و همکاری و همدستگی یک کودککش، پذیرفته از جبهه مقابل پشت میز بیاید و تو را همچنان به عنوان یک واحد سیاسی در نظام بینالملل بشناسد، باید شب و روز و ساعت به ساعت، خیابان به خیابان و از تخاطب واقعی تا گفتوگوی مجازی، بگویی و بنویسی که ایران بیآنکه هیچ یک از ۱۰ ماده مورد مذاکره در گفتوگوهای اسلامآباد هنوز طرح نشده، پیروز است؛ در تمامی ساحات و عرصهها.
جان مرشایمر، استاد آمریکایی روابط بینالملل گفته است «آمریکا ممکن است جنگها را پیروز شود اما در نبردها بازنده است». تفکیک جنگ و نبرد برای تسلای دل بازماندگان نیست. پیروزی در میدان نظامی بر اساس ارزیابی خسارتها در دو سوی جبهه تعیین میشود و نبرد، از یک بازه زمانی محدود فراتر میرود و عمدتاً ناظر به اهداف سیاسی است. اما واقعیت این است که این تفکیک در مورد جنگ تحمیلی سوم، گویای همه آنچه رخ داده، نیست. ضربات کاری و کوبنده ایران به داراییهای نظامی آمریکا در منطقه و شلیک موشکها و پهپادها با نرخ اصابت بالاتر به سرزمینهای اشغالی، نشان میدهد ایران در جنگ هم لقمه راحتالحلقومی مانند ویتنام، عراق و ونزوئلا نبوده است. تا جایی که رابرت پاپه، استاد دانشگاه شیکاگو نوشته است جنگ رمضان، ایران را به چهارمین کانون قدرت تبدیل کرده است.
این نگاه غیر از آن چیزی است که همه رسانهها و اندیشکدههای چپ و راست در کشورهای مختلف جهان به آن تصریح دارند. روز چهلم جنگ، نه از «تسلیم بیقید و شرط» خبری است و نه از سرنگونی جمهوری اسلامی ایران که روز چهارم، ترامپ به شکل درگوشی به ترکیه گفته بود. نه تغییر رژیم به سرانجام رسیده و نه ایران به عصر حجر بازگشته است. اما جنگ خسارتهای جبرانناپذیری داشته که جز با همان نگاه تفکیکی جنگ/نبرد قابل توضیح نیست، بویژه از دست رفتن جانهای عزیزی که قابل تکرار نیستند. مسأله اما فراتر از این حرفها و این دوگانههاست. باید پرسید ایران امروز قویتر است یا روز نخست جنگ و این هم صرفاً به تصویر یا ادراک افکار عمومی یا دشمن از ایران مربوط نمیشود. غلبه نظامی بر اسرائیل و آمریکا ممکن نیست اما پرهزینه کردن هر شکل از تجاوز برای دشمن تا جایی که امکان ساخت نوعی از بازدارندگی امنیتی فراهم شود، تا همین ساعت و همین امروز به هدف نشسته است.
مهمتر از کنترل هوشمند یا اعمال یک رژیم حقوقی بر تنگه هرمز که اتفاقاً با در نظر گرفتن انتفاع اقتصادی به شکل اولویتدار باید در مذاکرات پیگیری شود یا نابودسازی رؤیای موهوم توسعه مرفهانه عربی در کشورهای حاشیه خلیج فارس، این است که ایران نشان داد قابلیت اعمال اراده خود را داراست. شکست این اراده که مهمترین وجه بنیادین یک دولت-ملت است، حتی در دوره آتشبس نیز دنبال خواهد شد اما موضوع اساسی این است که همان ارادهای که شلیک موشک را به عنوان محوریترین عنصر سلحشوری ایران به جهان اثبات کرد، میتواند دستاوردهای میدان را به امتیازات سیاسی یا اقتصادی قابل توجه تبدیل کند. تجمیع میدان، خیابان و دیپلماسی و بروکراسی و کوشش برای راهبری این ۴ رکن، مهمترین اهتمام ایران در ۴۰ روز اخیر است. در نقطه مقابل، دشمن نیز خواهد کوشید آنچه در جنگ تحصیل نکرده، یعنی «تسلیم ایران» را در دوره آتشبس با اختلافافکنی دنبال کند. این تسلیم در ۴۰ روز با راهبردهای مختلف دنبال شد.
تغییر نظام، انتخاب رهبر بعدی پس از قائد شهید، بازگشایی تنگه هرمز، ائتلافسازی نظامی علیه ایران مبتنی بر تهدیدنمایی از ایران با توهینهای مکرر و بویژه استفاده از عنوان تروریسم برای نظام سیاسی ایران، انهدام برنامه هستهای، نابودی توان موشکی، تلاش برای تجزیه ایران حداقل برای ساعات یا روزهایی با هدف استفاده مذاکراتی در برابر ایران، کوشش برای برپایی مجدد آشوب داخلی همچون ۱۸ و ۱۹ دی، تصرف جزیره خارک یا یکی از جزایر و در نهایت، عملیات ویژه برای سرقت اورانیوم یا ضربه به تأسیسات هستهای در پوشش عملیات نجات خلبان؛ همه و همه فهرستی طولانی از شکستهای رئیسجمهور آمریکا در جنگ علیه ایران است.
هدف همه این برنامهها، تسلیم ایران بوده اما در نهایت، آنچه پس از ۴۰ روز به دست آمده این است: معادله را همچنان ایران تعیین میکند و این با آنچه ترامپ روز اول دنبال میکرد، تفاوت ماهوی دارد. نتانیاهو اما از روز نخست با سیاست چمنزنی در پی ترور مقامات و فرماندهان بود تا در یک سیر کلنگیسازی، در نهایت ایران را از درون بپوساند. روز چهلم جنگ، افکار عمومی در ایران باور دارند ایران از نظر نظامی به چنان قدرت و استیلایی دست یافته که میتواند آمریکا را حتی از نظر نظامی به زانو درآورد. در میان رسانهها، چهرههای سیاسی و اندیشکدهها و وبسایتهای تحلیلی جهان نیز کسی نیست که اعتقاد داشته باشد دشمن متجاوز به اهدافش رسیده است.
با این همه، جنگ همچنان که در تصریح شورای عالی امنیت ملی نیز آمده، همچنان ادامه دارد و بویژه ۲ عامل منفی یعنی بیتعهدی آمریکا در مذاکرات قبلی و خرابکاری رژیم صهیونیستی در هر گونه توافق، ایران را با یک بدبینی و تلخکامی وارد مذاکرات خواهد کرد. حمله به دانشگاهها و زیرساختها و ترور دانشمندان و مقامات، چیزهایی نیست که قابل جبران باشد اما بالندگی اجتماعی و پویایی فکری ایران که برآمده از نقشدهی رهبران سیاسی جمهوری اسلامی به ایرانیان است، کمک خواهد کرد پیروزی ایران به صورت ملموس و کاملاً دیدنی به بار بنشیند.
رهبر شهید انقلاب، آیتالله سید علی خامنهای، هفتم مردادماه ۱۴۰۴ در مراسم بزرگداشت شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه فرمودند: «توجّه داشته باشیم که ایران اسلامی بر اساس «دین» و «دانش» بنا شده و به وجود آمده است. در بنای جمهوری اسلامی ۲ عنصر «دین» و «دانش» عمدهترین عناصر تشکیلدهنده هستند؛ به همین دلیل هم، دین مردم و دانش جوانان ما، توانسته در بسیاری از میدانهای مختلف دشمن را وادار به عقبنشینی کند. آنچه استکبار جهانی و در رأس آن، آمریکای جنایتکار با آن مخالف است، همین دین شما و دانش شما است؛ با دین شما مخالفند، با این ایمان گسترده مردم مخالفند، با این اتّحاد در زیر سایه اسلام و قرآن مخالفند؛ و با دانش شما مخالفند».
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.