به گزارش مشرق؛ بلومبرگ روز یکشنبه در یادداشتی به تأثیر رویکرد آمریکا در قبال ایران بر تمایل کشورهای دیگر برای دستیابی به سلاح هستهای پرداخت.
به نوشته این رسانه، از اقیانوس اطلس تا غرب اقیانوس آرام، دولتها صریحتر از قبل در حال بررسی این موضوع هستند که آیا آنها نیز باید بمب اتمی به دست آورند یا خیر.
آلمان و لهستان که مدتها از قرار گرفتن زیر چتر هستهای آمریکا راضی بودند، به دنبال اظهارات ترامپ درباره تصاحب گرینلند، از پیشنهاد فرانسه برای گسترش بازدارندگی استراتژیک خود در سراسر قاره استقبال کردهاند.
چین و روسیه که هر دو تسلیحات هستهای دارند، در مورد خطر اشاعه تسلیحات در ژاپن و کره جنوبی هشدار دادهاند، در حالی که خودشان زرادخانهها را ارتقا میدهند.
ایالات متحده به عنوان تنها کشوری که از سلاح هستهای علیه غیرنظامیان استفاده کرده است، بهدلیل فرمان اجرایی ترامپ، در حال ارزیابی بازگشت به آزمایش بمب اتمی است، اقدامی که بیش از سه دهه متوقف شده بود.
از سوی دیگر، طبق اسناد مشاهده شده توسط بلومبرگ، در همان هفتهای که رئیسجمهور آمریکا به ایران اولتیماتوم داد تا از برنامه هستهای خود دست بکشد، دولت او گزارشی را منتشر کرد که دسترسی بالقوه عربستان سعودی به فناوری غنیسازی و بازفرآوری اورانیوم را بررسی میکرد.
دیپلمات یک کشور اروپایی نیر در این باره گفت که نیاز به توسعه توانمندیهای هستهای این قاره، موضوعی است که به طور فعالانه در کشورهای اروپایی مورد بحث قرار میگیرد.
در ژانویه، بولتن دانشمندان هستهای «ساعت آخرالزمان» خود را به ۸۵ ثانیه مانده به نیمهشب، نزدیکترین لحظه به فاجعه در طول تاریخ، جلو برد. آنها در توجیه این اقدام خود به دلایلی از جمله حملات ترامپ به تأسیسات هستهای ایران و تلاشهای او برای ساختن گنبد طلایی (سپر موشکی) و همچنین انقضای آخرین پیمان کنترل تسلیحات بین آمریکا و روسیه اشاره کردند.
در حالی که تنها ۹ کشور در حال حاضر به عنوان کشورهای دارای سلاح هستهای در نظر گرفته میشوند، بیش از ۲۰ کشور دیگر دارای برنامههای انرژی، پایگاههای صنعتی و تخصص مهندسی هستند که میتواند به آنها امکان دهد نردبان رسیدن به بمب را طی کنند. برای ساخت سلاحی که قادر به نابودی یک شهر کوچک باشد، تنها ۲۵ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا یا ۸ کیلوگرم پلوتونیوم لازم است.
شتاب سیاستمداران به سمت تسلیحات، ناشی از این باور است که چشمپوشی از سلاحهای هستهای کشورها را در معرض خطر قرار میدهد، همانطور که تجربه لیبی و اوکراین پیامدهای آن را نشان میدهند.
کارشناسان منع اشاعه هشدار میدهند که سیستم کنترل تسلیحاتی که به سختی در طول جنگ سرد ایجاد شده بود، ممکن است به زودی از هم بپاشد. این سیستم پس از آن شکل گرفت که آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی مجبور به تأمل درباره احتمال جنگ هستهای شدند و تصمیم به عقبنشینی گرفتند.
ویلیام آلبرک، عضو ارشد انجمن اقیانوس آرام در این باره گفت: «بدترین سناریو، به اصطلاح «آبشار اشاعه» است. اگر کره جنوبی به سمت بمب برود، ژاپن نیز میرود. سپس تایوان میرود. آنگاه چین دچار وحشت میشود و آنها یک تایمر برای حمله به تایوان خواهند داشت. احتمال وقوع آبشار در خاورمیانه و شرق آسیا، این دو منطقه را بسیار خطرناکتر میکند.»
از سوی دیگر، بلومبرگ به تجاوز نظامی به ایران اشاره کرد و نوشت که تصمیم آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران به منظور از بین بردن برنامه هستهای آن نشان میدهد که وضعیت چقدر شکننده است.
در ماه ژوئن، بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کردند که ایران بیش از ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا در اختیار دارد.
پیمان NPT به کشورهای امضاکننده اجازه غنیسازی اورانیوم را میدهد و کشورهایی از جمله آرژانتین، برزیل، آلمان، ژاپن و هلند همگی در این صنعت فعالیت دارند، اما اسرائیل و آمریکا ذخیره این ماده توسط ایران را به بهانه حمله تبدیل کردند.
اما ادعاهای واشنگتن علیه ایران در تضاد با رویکرد آمریکا نسبت به متحد منطقهای خود، عربستان سعودی است. این پادشاهی مدتهاست که تهدید کرده اگر ایران به بمب هستهای دست یابد، آن نیز به دنبال آن خواهد رفت، اگرچه تهران هیچگاه تمایلی به ساخت سلاح هستهای نشان نداده است.
رابرت کلی، مدیر سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی که بازرسیها را در عراق و لیبی رهبری میکرد، گفت: «این برخلاف رویکرد قدیم است. این ایده که دولت آماده است به عربستان سعودی توانایی انجام همان کارهایی را بدهد که ایران را به خاطر آن بمباران میکند، ریاکارانه به نظر میرسد.»