کد خبر 1794022
تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۷

به گزارش مشرق، سیدعلی موسوی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

در دل یکی از حساس‌ترین و پیچیده‌ترین دوران معاصر، جایی که جنگ ترکیبی و هجمه‌های رسانه‌ای مرزهای واقعی را درنوردیده‌اند، موسیقی می‌تواند از یک وسیله سرگرمی به یک سلاح کارآمد برای دفاع از هویت و میهن تبدیل شود.

متن‌های پیش‌رو روایتگر لحظه‌ای هستند که «سکوت» دیگر پناهگاه امنی نیست و هنرمند باید پا به میدان نبرد بگذارد؛ میدانی که دشمن در آن نه تنها با نفت و آتش، که با ربات‌های ترول و رسانه‌های ماهواره‌ای به جنگ حقیقت آمده است.

شکستن مارپیچ سکوت با نوت‌های مقاومت

در روزهایی که لشکرکشی آمریکا و اسرائیل به خاورمیانه با هجومی از اکانت‌های ترول و رسانه‌های بیگانه همراه شده بود تا نقطه ضعف‌ها را هدف قرار دهند، صدایی درخشید که نه از دلِ گودال‌های سیاسی، که از عمقِ باور مردمی برآمد. محسن چاوشی، کسی که سال‌ها در «وسط» ایستاده بود، این بار هم مثل جنگ ۱۲ روزه، سکوت را شکست.

وقتی رسانه‌های بیگانه تلاش داشتند چراغ جنگ را به دروغ به سمت ایران بکشانند و حتی حمله به «مدرسه شجره طیبه» و شهادت دانش‌آموزان بی‌گناه را به حساب ایران نوشتند، بسیاری از سلبریتی‌ها در سکوت فرو رفتند. اما چاوشی با انتشار موسیقی «حسبی‌الله» در روز ۲۱ رمضان، نشان داد که هنرش در خدمت مظلوم است. او با شاه‌بیت «مدرسه‌های بی‌پناه دخترکان بی‌گناه را»، رسواکننده آنانی بود که می‌خواستند چهره واقعی دشمن را پنهان کنند. این همان تجربه‌ای بود که در «جنگ ۱۲ روزه» با آهنگ «علاج» آن را آزموده بود؛ موسیقی به مثابه سلاحی برای دفاع از جان مردم.

فلسفه «وسط» و انکارِ نجات از بیگانه

اما آنچه چاوشی را از سایر فعالان رسانه‌ای متمایز می‌کند، بیانیه صریح و صادقانه او درباره موضع‌گیری‌اش است. او در متنی عمیق، مفهوم «وسط» را بازتعریف می‌کند. «وسط» جای زشتی نیست، جای زندگی است؛ جایی که عابر دی‌ماهی و پیرزن روستایی در آن نفس می‌کشند. چاوشی با هوشیاری کامل خط بطلان بر تلاش‌های براندازانه می‌کشد. او توضیح می‌دهد که چرا در این جنگ رسانه‌ای، سکوت کرد: نه از ترس، بلکه از روی وجدان و تفکر.

برخلاف آنان که از کینه حاکمیت، حاضرند شب را روز و روز را شب بنامند و چشم به راه «کمک‌های» خارجی باشند، چاوشی با نگاهی به تاریخ ویتنام، افغانستان و لیبی و با یادآوری مصیبت هیروشیما، یک واقعیت تلخ را فریاد می‌زند: «نمی‌توانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند.» او نمی‌تواند هم‌صدا با کسانی باشد که به اعتقادات نیمی از ملت توهین می‌کنند و وعده آزادی‌ای می‌دهند که در پسِ آن، چکمه‌های سربازان بیگانه بر سنگ قبر هموطنان خواهد نشست.

مکتب «حسبی‌الله» در برابر توهمِ نجات

نقطه اوج این یادداشت، تلاقیِ وجدان هنری با تعهد ملی است. چاوشی انتخاب می‌کند که در «وسط» بایستد؛ در مدرسه میناب، در خانه‌های سفره‌های کوچک شده، و در صدای اذان حیاط مساجد. او ترجیح می‌دهد ۴۷ سال دیگر به سیستم فرصت اصلاح بدهد تا اینکه دمکی بیگانه را بر کشور حاکم کند و «پوریم» دیگری در تقویم اسرائیل رقم زند.

آهنگ «حسبی‌الله» صرفاً یک اثر موسیقیایی نیست؛ بلکه پاسخی است به آنان که سکانِ تاریخ را به بیگانگان واگذار کرده‌اند. این اثر، گفتگوی یک هنرمند با مولایش است که در اوج غبارِ جنگ رسانه‌ای و نظامی، فریاد می‌زند: «خدا برای ما بس است.» این ایستادگی، ستایش از عابران و دانش‌آموزان بی‌گناهی است که قربانی توپ‌های سرخ‌فام و رسانه‌های سیاه شده‌اند. در نهایت، چاوشی به همه ثابت کرد که سلاح موسیقی، وقتی در دست کسی باشد که «وطن» را علاج می‌داند، می‌تواند مارپیچ سکوت را بشکند و صدای حقیقت را در میدان نبرد به گوش برساند.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

برچسب‌ها