کد خبر 1449047
تاریخ انتشار: ۴ دی ۱۴۰۱ - ۰۸:۲۴

مرگ یک دختر جوان در یک مرکز دولتی واجد بهترین عناصر لازم برای شروع یک آشوب بزرگ بود که در بستر بی‌سابقه‌ترین جنگ شناختی و جنگ رسانه‌ای آغاز گردید.

به گزارش مشرق، حمیدرضا شاه‌نظری طی یادداشتی در روزنامه جوان نوشت: بعد از شکست فتنه بزرگ ۸۸ که با هدایت و حمایت امریکا و غربی‌ها و نقش‌آفرینی برخی جریانات سیاسی شکست‌خورده رخ داد، اتاق‌های فکر سرویس‌های امنیتی غرب به این نتیجه رسیدند که انقلاب اسلامی و پایگاه مردمی آن، قدرتمندتر از آن است که با فتنه‌انگیزی و شهرآشوبی عده‌ای سیاستمدار شکست‌خورده و پشیمان، خللی در آن ایجاد شود. مرور حوادث و توطئه‌های دشمنان نشان می‌دهد که بعد از تجربه شکست فتنه فوق، آنان به این نتیجه رسیدند که برای به شکست کشاندن انقلاب اسلامی و از بین بردن ایران قوی می‌بایست فراتر از حوزه سیاسی، سایر حوزه‌های جامعه ایران را نیز مورد هجمه قرار دهند تا به اهدافشان برسند و با همین تحلیل بود که جنگ ترکیبی تمام عیاری به مدت بیش از یک دهه علیه ملت ایران و نظام برآمده از این ملت آغاز شد.

پایه و اساس این جنگ ترکیبی نیز جنگ اقتصادی بود که طی آن به مدت بیش از یک دهه و با بهانه‌های مختلف، سهمگین‎‌ترین تحریم‌های تاریخ بشری علیه ملت ایران به اجرا درآمد. در طی این مدت همزمان با جنگ اقتصادی، جنگ شناختی با محوریت جنگ رسانه‌ای، جنگ فرهنگی به محوریت فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی و نفوذ در نظام تربیتی، جنگ امنیتی به محوریت رژیم صهیونیستی و سایر سطوح جنگ ترکیبی با قوت ادامه پیدا کرد که در مقاطعی، چون دی‌ماه ۹۶ و آبان‌ماه ۹۸ منتهی به اغتشاشاتی گذرا در ایران گردید.

اغتشاشات دی ۹۶ و آبان ۹۸ نشان داد که فعلاً موضوع اقتصاد و معیشت از توان کافی برای ایجاد آشوب سراسری در ایران برخوردار نیست. یک دهه جنگ شدید اقتصادی که بیشترین تمرکز و انرژی را از دولت امریکا در جهان به خود اختصاص داد می‌بایست نهایتاً به ثمردهی می‌نشست و حالا که نتوانسته در عرصه سیاسی و دیپلماسی سبب از بین بردن ابزارهای قدرت ایران و محدودسازی قدرت این کشور شود باید در عرصه خیابان با به صحنه کشاندن هزاران و بلکه میلیون‌ها مرد و زن آسیب‌دیده از تحریم و خشمگین از مشکلات مالی جبران می‌شد، ولی این هدف شوم آن‌طور که انتظار می‌رفت هیچ‌گاه رخ نداد و همین باعث طراحی فتنه ۱۴۰۱ گردید؛ ایجاد آشوب با محوریت موضوعات فرهنگی و اجتماعی بر بستر شبکه‌های اجتماعی و استفاده از آخرین شیوه‌های جنگ شناختی.

مرگ یک دختر جوان در یک مرکز دولتی واجد بهترین عناصر لازم برای شروع یک آشوب بزرگ بود که در بستر بی‌سابقه‌ترین جنگ شناختی و جنگ رسانه‌ای آغاز گردید. حجم عظیم شبکه‌های ماهواره‌ای و رسانه‌های بین‌المللی و عمله‌های داخلی آنان، هزاران اپراتور مجازی و اکانت توئیتر و لشکر سایبری منافقین مستقر در تیرانا و مرکز اعتدال عربستان و سایر مراکز پیدا و پنهان با انبوه شگردهای تولید لایک توسط ربات‌ها و سایر شیوه‌های در دسترس دشمن، به عرصه آمدن توان میدانی همه گروه‌های به ظاهر متضاد و دشمن با هم علیه ایران از گروه‌های چپ، سلطنت‌طلب و نفاق تا گروه‌های تجزیه‌طلب همچون کومله و دموکرات و جیش‌الظلم، فعالیت ضدامنیت‌ملی بی‌سابقه سلبریتی‌های وابسته و وطن‌فروش تا میدان‌داری رسانه‌ای برخی سلبریتی‌ها و مدیریت کامل محتوای حساب‌های مجازی آنان برای دمیدن بر اغتشاشات و جنگ خیابانی توسط سرویس‌های اطلاعاتی دشمنان، حضور فعال شبکه عوامل و منابع دشمن با هزینه‌کرد رمزارزها و دلارها برای شعارنویسی، حضور میدانی و... تنها بخش اندکی از توانی بود که دشمنان ایران برای پیشبرد آشوب‌های اخیر به کار گرفتند.

با وجود این برنامه‌ریزی‌ها و عملیات‌های سنگین در همان ۱۰ روز ابتدای آشوب‌های خیابانی، بسیاری از تحلیلگران غربی به وضوح از ناتوان بودن این اغتشاشات و آشوب‌ها از دستیابی به هدف کلان براندازی نظام جمهوری اسلامی و یا حتی منفعل کردن جمهوری اسلامی ایران و پذیرش شروط غرب در مذاکرات خبر دادند و این یکی از علل تلاش‌ها برای کش‌دار کردن فضای آشوب و اغتشاش و کشاندن آن به عرصه اقتصادی و معیشتی است. روند مدیریت میدانی آشوب‌ها برخلاف انتظار دشمن و عدم همراهی عمده مردم با اغتشاشگران و عدم پاسخ به فراخوان‌های متعدد سرویس‌های اطلاعاتی دشمن، خیلی زود روشن کرد که عموم مردم ایران به‌رغم همه خباثت‌های دشمنان و کاستی‌ها و اشکالات داخلی همچنان پای کار انقلاب، دین و تمامیت ارضی خود ایستاده‌اند و این موضوع باعث شده تا چشم امید دشمنان این ملت به تکرار و تشدید اغتشاشات و آشوب با حربه نارضایتی اقتصادی و معیشتی باشد.

امروز بعد از ۱۰۰ روز، اغتشاشات و آشوب‌های سازمان‌یافته و برنامه‌ریزی شده‌ای که با فعال شدن تمام ظرفیت‌های پیدا و پنهان دشمن و به جدی‌ترین شکل به اجرا درآمد شکستی سخت خورده است. آشوبی که به وضوح با حمایت امریکایی‌ها و اروپایی‌ها همراه بود و سخنان ابتدایی مقامات امریکایی مبنی بر به انتظار نشستن برای دیدن ثمرات آن، علاوه بر اطلاعات میدانی و جنگ رسانه‌ای آشکار به وضوح نشان از اجرای یک پروژه سنگین براندازی توسط دشمن در ایران داشت. اگرچه این فتنه نیز با وارد کردن خسارات مادی و معنوی به ایران کاملاً شکست خورده و نتوانسته دشمن را به اهدافش برساند، ولی زمینه‌های تکرار آن همچنان وجود دارد و ابزارهای استفاده شده دشمن در آن همچنان تا حد زیادی فعال و دست نخورده باقی هستند و دشمن نیز تلاش زیادی می‌کند تا این بار به بهانه مسائل معیشتی و اقتصادی مجدداً زمینه شعله‌ور شدن آشوب را فراهم کند و آن را به خرده فرهنگ غربگرای ضد هویت ایرانی و اسلامی پیوند بزند.

این واقعیت‌ها از یک سو ضرورت اهتمام جدی‌تر دولت و مسئولان اقتصادی به مسائل اقتصادی و معیشتی و مدیریت جدی‌تر و دقیق‌تر بر تلاطم‌های ارزی و قیمتی را می‌طلبد و از سوی دیگر به مسئولان مختلف دستگاه‌های حکومتی اعم از دولت و دیگر نهادها گوشزد می‌کند که جنگ ترکیبی و شناختی دشمن تمام نشده و برای مقابله با آن می‌بایست همه ظرفیت‌های کشور به صورت همه‌جانبه و کامل فعال گردیده و به صورت برنامه‌ریزی شده و هوشمند وارد عرصه خنثی‌سازی توطئه‌های دشمن گردد.