گویا از نگاه اصلاح‌طلبان، اینکه در راکتور هسته‌ای بتن بریزیم و طرف مقابل در پاسخ به این بتن‌ریزی، تحریم‌های جدید علیه ایران وضع کند، مصداق ارتباط سالم با دنیاست.

سرویس سیاست مشرق - روزانه می‌توان از لابه‌لای گزارش‌ها و عناوین خبری رسانه‌های مکتوب و حتی غیر مکتوب، نکات قابل‌توجهی استخراج کرد؛ موضوعاتی که می‌تواند برای مخاطبین قابل‌ استفاده و محوری برای تحلیل باشد، در گزارش روزانه "ویژه‌های مشرق" نکات و تأملات قابل‌استخراج از رسانه‌ها برای مخاطبین عرضه خواهد شد؛ با  «ویژه‌های مشرق» همراه شوید.

********

** بن بست در احیای برجام به «جنگ» ختم می شود؛ طبق برجام قرار نبود همه تحریم ها لغو شود

روزنامه شرق در یادداشتی با عنوان «مذاکرات وین دشوار اما امیدبخش» به قلم «کوروش احمدی» فعال سیاسی اصلاح طلب و دیپلمات سابق نوشت:«مسئله اصلی این است که آیا آمریکا حاضر به برداشتن تمام تحریم‌های اعمال‌شده توسط ترامپ، از جمله تحریم‌های مؤثری تحت عناوین دیگر، خواهد شد یا خیر. البته کلیت ساختار تحریم، از جمله تحریم‌های ذیل دیگر عناوین و تحریم‌های اولیه، طبق برجام نیز قرار نبود لغو شود...مطابق برجام آمریکا تنها ملزم به رفع تحریم‌های هسته‌ای است».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت:«مشکل مهم دیگر راستی‌آزمایی رفع تحریم‌ها از سوی ایران است و اینکه آیا اساسا راستی‌آزمایی رفع تحریم در عمل ورای اقدام اداری و حقوقی آمریکا امکان‌پذیر است یا خیر. به‌علاوه، بعید است چنین امور پیچیده‌ای و نیز راستی‌آزمایی‌های مربوطه ظرف دو ماه قابل انجام باشد».

روزنامه شرق در ادامه نوشت:«معمای بایدن این است که او اگر حاضر به دادن امتیاز کافی برای احیای برجام بشود، ممکن است با مشکل سیاسی در داخل مواجه شود و اگر بن‌بست در روند احیای برجام ادامه یابد، ممکن است راهی جز جنگ باقی نماند. سه روز پیش روزنامه لس‌آنجلس‌تایمز از قول مقامات پنتاگون نقل کرده بود که اکنون «بین بی‌عملی در قبال حرکت ایران به‌سوی برخورداری از قابلیت ساخت بمب و تدارک برای جنگ باید یکی را انتخاب کنیم».

نویسنده یادداشت مذکور، تاکید کرده که طبق برجام فقط قرار بود تحریم های هسته ای لغو شود. این در حالی است که روحانی- 23 تیر 94- گفت:«امروز به ملت شریف ایران اعلام می‌کنم که طبق این توافق در روز اجرای توافق (دی 94 و زمان روی کار بودن دولت اوباما) تمامی تحریم‌ها، حتی تحریم‌های تسلیحاتی، موشکی و اشاعه‌ای هم به صورتی که در قطعنامه بوده لغو خواهد شد. تمام تحریم‌های مالی، بانکی، مربوط به بیمه، حمل و نقل، پتروشیمی، فلزات گرانبها، تحریم‌های اقتصادی به طور کامل لغو خواهد شد و نه تعلیق و حتی تحریم تسلیحاتی کنار گذاشته می‌شود و برای 5 سال نوعی محدودیت و پس از آن لغو خواهد شد».

روزنامه های اصلاح طلب در سال 94 با تیترهایی از جمله «صبح بدون تحریم»، «تحریم ها به تاریخ پیوست»، «فروپاشی تحریم»، «خلاص شدیم، سلام بر ایران بدون تحریم»، «تحریم ها رفت» و...تاکید کردند که تمامی تحریم ها لغو شده و به تاریخ پیوسته است.

حالا این طیف بجای اینکه حامی و مدافع حقوق ملت ایران باشد، در نقش بلندگوی کاخ سفید، مقامات ایران را به عقب نشینی از حقوق مردم ایران و پذیرش زیاده خواهی و زورگویی طرف مقابل تشویق می کند.

در شرایطی که آمریکا با بحران کرونا دست و پنجه نرم می کند و از سوی دیگر علیرغم اینکه آمریکا و متحدان وی در منطقه غرب آسیا(خاورمیانه) اصلا از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند، روزنامه ای که دیروز امضای کری را تضمین نامیده بود، حالا مردم را از سایه جنگ می ترساند.

اندیشکده ها و تحلیلگران غربی به دفعات اعلام کرده اند که توان دفاعی و قدرت بازدارندگی ایران به هیچ عنوان به آمریکا و متحدان وی اجازه نمی دهد که به گزینه نظامی فکر کنند، چه برسد به آنکه بخواهند آن را اجرا کنند.

** مردم ایران افسرده اند،چون با دنیا ارتباط سالم نداریم

«محمد مهاجری» فعال سیاسی اصلاح طلب در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت:«من تصور می‌کنم  مردم مقداری نسبت به اینکه با جهان ارتباط سالم داشته باشند نا امیدند. وقتی کسی نسبت به اینکه بتواند با دنیا ارتباط داشته باشد ناامید باشد طبیعی است که دچار خمودگی و افسردگی شود. این خمودگی و افسردگی در جامعه سیاسی ما وجود دارد».

مهاجری در بخش دیگری از این مصاحبه گفت:«فهم اینکه شرایط سیاسی جامعه به گونه‌ای است که می‌شود یک معجزه صورت بگیرد وجود داشت. اما من در حال حاضر چنین زمینه‌ای را مشاهده نمی‌کنم هم کاندیدای بالقوه‌ای را در بین اصلاح‌طلبان نمی‌بینم که رای‌آوری داشته باشد. فقط یک امکان بسیار ضعیفی وجود دارد که آنچه که در وین اتفاق می‌افتد بتواند به رفع تحریم‌ها منجر شود و این رفع تحریم‌ها حداکثر تا یک هفته مانده به انتخابات ما به ازای ریالی، دلاری و معیشتی داشته باشد. در آن صورت ممکن است شخصی بیاید و بر همین پیروزی سوار شود  و رای بیاورد که می‌توان گفت تنها امکان موجود است که ضعیف به نظر می‌رسد».

این فعال اصلاح طلب چشمان خود را بر صف های طویل عرضه مرغ و کمبود روغن خوراکی در بازار و گرانی روزافزون اجاره مسکن و حقوق معوقه کارگران و وضعیت بورس بسته و با توهین به مردم ایران، ریشه گلایه مندی مردم را عدم ارتباط سالم با دنیا معرفی کرده است.

گویا از نگاه آقای مهاجری و همفکران وی، اینکه در راکتور هسته ای بتن بریزیم و طرف مقابل در پاسخ به این بتن ریزی، تحریم های جدید علیه ایران وضع کند، مصداق ارتباط سالم با دنیاست.

شاید هم اینکه دولتمردان ما گفتند «آقای اوباما را فردی مودب و باهوش دیدیم» و اوباما در پاسخ، از صدور ویزا برای نماینده دولت روحانی در سازمان ملل- که اقدامی بی سابقه در 40 سال اخیر بوده است- امتناع کرد، نشان دهنده ارتباط سالم با دنیاست.

و شاید هم امتناع دولت آلمان از سوخت رسانی به هواپیمای حامل آقای ظریف، مصداق ارتباط سالم با دنیاست. برگزاری میتینگ گروهک منافقین در پاریس، آن هم درست 48 ساعت پس از سفر ظریف به فرانسه، اخراج و بازداشت غیرقانونی دیپلمات های ایرانی توسط اروپا در دولت روحانی، زانو زدن ظریف مقابل امیر کویت، رفتار توهین آمیز آل سعود با دولت روحانی پس از فاجعه منا و...موارد متعدد دیگر را نیز به این فهرست اضافه کنید.

طیف تندرو اصلاح طلب حداقل در 2 مورد، با واقعیت های موجود فرسنگ ها فاصله دارد؛ یکی عرصه روابط بین الملل و سیاست خارجی است و دیگری مطالبات و مشکلات مردم و به خصوص مشکلات معیشتی و اقتصادی است.

چندی پیش «علیرضا علوی تبار» از فعالین تندروی اصلاح طلب در یادداشتی در روزنامه شرق نوشته بود:«طبقه متوسط در نتیجه سیاست‌های نادرست اقتصادی همراه با سیاست‌های نامناسب در ارتباطات خارجی، به شدت تضعیف شده و تحت فشار قرار گرفته است. ناکامی‌های مکرر در تلاش برای بهبود وضعیت و تحقیر همراه با هر ناکامی، آرزوهای سرکوب‌شده را به خشم و نفرت تبدیل کرده استبی‌حوصلگی، افراط و تفریط، بی‌اعتمادی، فردگرایی خودخواهانه، منفی‌بافی مداوم و پرهیز از هر نوع اقدام جمعی نظم‌یافته از ویژگی‌های جامعه کنونی ماست...در فضایی که فحش بیشتر از هر صدایی شنیده می‌شود».

طیف تندروی اصلاح طلب، مردم را صرفا ابزاری برای پیاده سازی پروژه ضدایرانی «آشوب خیابانی» می بینند. برای همین مردم کشورمان را افرادی خودخواه، منفی باف و لبریز از خشم و نفرت و افسرده و خموده جا می زند.

** افزایش 81 درصدی هزینه خرید مسکن، میوه برجام در 1400

روزنامه اعتماد در مطلبی با عنوان «افزایش ٨١ درصدی هزینه خرید مسکن در تهران» نوشت:«خریداران مسکن در تهران باید به‌طور متوسط ٨١ درصد بیش از گذشته برای خرید هزینه کنند. گزارش مرکز آمار ایران از وضعیت قیمت مسکن در پایان سال قبل نشان می‌دهد که عدد شاخص در اسفند ١٣٩٩ بر اساس ماه پایه فروردین ١٣٩٥ به ٦٨٩,٩ رسید که نسبت به ماه قبل ٣.٢ درصد افزایش داشته است. نرخ تورم نقطه‌ای در اسفند ماه ١٣٩٩ به عدد ٨١,٩ درصد رسیده است؛ یعنی باید خریداران برای خرید یک واحد مسکونی در شهر تهران نسبت به اسفند ١٣٩٨ معادل ٨١.٩ درصد بیشتر پرداخت کنند».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت:«تورم نقطه‌ای این ماه در مقایسه با ماه قبل (٩١,٣) ٩.٥ واحد درصد کاهش یافته است. از سوی دیگر تورم ماهانه در اسفند ماه ١٣٩٩ عدد ٣,٢ درصد بود. تورم ماهانه اسفند در مقایسه با همین اطلاع در ماه قبل (٤,٧ درصد)، ١.٥ واحد درصد کاهش داشته است. تورم سالانه املاک مسکونی شهر تهران نیز به عدد ٧٨,٢ درصد رسیده است که نسبت به همین اطلاع در ماه قبل (٧٥,٤)، ٢.٨ واحد درصد افزایش نشان می‌دهد».

روحانی-خرداد 92- در جریان رقابت های انتخابات ریاست جمهوری گفت:«تامین مسکن ارزان برای جامعه جزو برنامه‌های دولت تدبیر و امید است».وی همچنین در همان ایام تاکید کرد:«مسئله مسکن در اولویت دوم جوانان [برای ازدواج] است که به آن توجه ویژه‌ای دارم. همین مشکل اقتصادی بسیاری از ازدواج‌ها را به طلاق رسانده است».

اما با آغاز به کار دولت روحانی، هیچ نشانه ای مبنی بر عزم دولت در ساخت مسکن مشاهده نشد. با اینکه روحانی در سال 92 تاکید کرده بود که تأمین مسکن برای جامعه، جزو برنامه های دولت است و به آن توجه ویژه ای خواهد شد، اما وی در خرداد 95- در اظهارنظری تأمل برانگیز گفت:«اصولاً، احداث فرودگاه، کشیدن خط‌آهن، ساخت مسکن یا احداث اتوبان به‌عهده دولت نیست بلکه دولت موظف به بهبود شرایط سرمایه‌گذاری و فضای کسب و کار و ارتقای روابط کشور با دولت‌های خارجی است تا امکانات لازم برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی را فراهم آورد».

پس از آن، عباس آخوندی، وزیر مستعفی راه و شهرسازی دولت روحانی در اظهارنظری عجیب گفت:«حضرات هر روز تبلیغ می کنند که این دولت حتی یک مسکن هم نساخته  است،  این افتخار دولت است که حتی یک واحد مسکونی را نساخت. از ابتدا قرار نبود دولت خانه ای بسازد».

در نهایت بی عملی دولت در حوزه مسکن، گرانی 600 درصد مسکن و التهابات شدید بازار اجاره بهای مسکن را در پی داشت. وضعیت فعلی بازار مسکن، تنها یکی از ثمرات و میوه های برجام است. نتیجه و ثمره چیدن تمامی تخم مرغها در سبد برجام و بی توجهی به توان عظیم داخلی.

برچسب‌ها