دو روز مانده بود به ماه رمضان سال گذشته روز اعزامش بود، همه مایحتاج منزل را خرید به غیر از خرما، گفتم‌: حسن جان فقط خرما نخریدی که آن را هم خودم می‌خرم، با هم خداحافظی کردیم و رفت. اما با دو جعبه خرما برگشت.

سرویس جهاد و مقاومت مشرق - از بچه‌گی یادمان دادند دوری و دوستی، نمی‌دانم خالق این جمله کیست، چه کسی گفته دوری‌ها دوستی می‌آورد، دوری‌ها غم می آورد، درد و رنج، خستگی و دلتنگی می آورد، یک سال است که دورم، وسعت دوری‌ام به این دنیا و آن دنیا می‌رسد، من این دنیا، همسرم آن دنیا، در نگاه آدم‌ها یک سال است، آنها که عکس زیبای تو را میبینند و گاها شاید کمتر از یک سال، وقتی عکس سالگرد تو را می‌دیدند می‌گفتند چه زود گذشت، انگار همین دیروز بود که از این کوچه تشییع شد، اما برای من یک سال نه سالها نه، شاید یک قرن طول کشید، تمام این روزها را با قاب عکس زیبای کنار طاقچه اتاق صحبت کردم، گریه کردم و گفتم: ای مردم! باور کنید دوری‌ها دوستی نمی‌آورد. به همه بگویید این جمله را تغییر دهند و بگویند دوری‌ها خستگی به جان انسان می‌اندازد که با هیچ استراحتی از تنت در نمی‌آید. شادمانی و تحمل همه این سختی‌ها وقتی زیباست که می‌دانم همسرم در دسته عند ربهم یرزقون است.

شهید مدافع حرم حسن غفاری

حسن غفاری در روزهای نزدیک پائیز که درختان چادر هزار و یک رنگ بر سر می کنند در 25 شهریور سال 61 برای چند صباحی زندگی زیبا در این دنیا متولد شد. در روزهای سرد زمستان سال 85 پیوند آسمانی اش را با خانم فاطمه امینی بست و حاصل این ازدواج زیبا مهلا هفت ساله و علی کوچولو دو ساله است. خانم امینی برای مخاطبان فرهیخته مشرق گذری مختصر از خصوصیات اخلاقی شهید و روزهای زیبای زندگی اش با شهید می گوید.

شهید مدافع حرم که تشنه لب به یاران سیدالشهداء پیوست +تصاویر

حسن فردی بسیار رقیق القلب و با یک روحیه شاداب و فردی اجتماعی بود. در کارش بسیار جدی و پشت کار بسیاری داشت. در همه کارهایش توکل را سرلوحه کارش قرار می‌داد و توسل با اهل بیت حتما در آن کار موفق می‌شد. علاقه بسیار زیادی به مقام معظم رهبری داشتند و می گفتند باید در تمامی مسائل ببینیم آقا چه می‌گویند نه افراط داشته باشیم و نه تفریط، گوشمان باید به صحبت های آقا باشد. هیچ وقت صدای بلندش را نشنیدم، نماز شبش، زیارت عاشورا و نماز اول وقتش هیچ وقت ترک نشد. پدر و مادر برایشان بسیار قابل احترام بود. هر کس به اندازه‌ای خوبی می‌کرد، حتما آن خوبی را چندین برابر جبران می‌کرد. بیسار دست و دلباز و مهمان دوست بود و ظاهری بسیار منظم و مرتب داشت.

شهید مدافع حرم حسن غفاری

در آغاز فصل عاشقی زندگی شهید هر کسی چیزی می‌گفت؛ یکی می‌گفت دویست سکه، و دیگری می‌گفت کم است. بزرگ مجلس گفت‌: مهریه را کی گرفته و کی داده، اما به دختر ارزش می دهد. در تمام این حرفها و چانه زنی‌های مهریه من همه حواسم به حسن بود، هر بار که صدای حضار مجلس بلند می‌شد و صدای دیگری بلند تر، حسن غمگین و غمگین‌تر می‌شد، و هر لحظه ناراحتی‌اش بیشتر می شد، تا اینکه صبرش سرآمد و به پدرم گفت‌: حاج آقا اجازه می‌دهید من با فاطمه خانم چند دقیقه خصوصی صحبت کنم، وقتی به اتاق رفتیم گفت‌: کالا که نمی‌خواهم بخرم که در قبالش بخواهم یک تعداد خاصی سکه بدهم، یک پیشنهاد می‌دهم، اگر شما هم راضی باشید، به حضار مجلس هم همان را می گوییم. نظرت با هفت سفر عشق: قم، مشهد، سوریه، کربلا، نجف، مکه، مدینه چیست؟ و هر تعداد سکه که خودت مشخص کنی.

شهید مدافع حرم که تشنه لب به یاران سیدالشهداء پیوست +تصاویر

از این پیشنهاد حسن خیلی خوشحال شدم، و همه سفرها را با هم رفتیم. آن روز که رفته بودیم آزمایش خون من رفتم آزمایش دادم و آمدم بیرون اما دیدم حسن هر بار که نوبتش می‌شود می رود آخر صف می‌ایستد، تعجب کرده بودم و جای خالی در ذهنم باز کردم و سوالش را نگه داشتم تا بعدها بپرسم، تا اینکه آخرین نفر رفت آزمایش داد، بعد از عقد یک روز گفتم‌: حسن چرا روز آزمایش آخرین نفر رفتی آزمایش دادی؟ گفت: در اتاق آقایون باز بود، و وقتی می‌خواستند خون بگیرند خانم‌ها نگاه می‌کردند، من نمی‌خواستم آستینم را پیش زن نامحرم بالا بزنم، رفتم آخر صف ایستادم تا بعد از من کسی نباشد و خانمی منتظر همسر آینده‌اش نباشد که بخواهد توی اتاق نگاه کند.

همیشه هر وقت می‌خواستیم از خیابان رد بشویم، طرفی می‌ایستاد که ماشین‌ها می‌آمدند که نکند برای من اتفاقی بیفتد، گاهی اوقات خودم جایم را عوض می‌کردم، و به گونه‌ای می‌ایستادم که ماشین ها طرف حسن می آمدند، با خنده می‌گفت‌: خانم دلت می‌آید من تصادف کنم و بمیرم، من دوست ندارم بمیرم دوست دارم شهید شوم.

شهید مدافع حرم که تشنه لب به یاران سیدالشهداء پیوست +تصاویر

روزهای عید نوروز که می شد بچه ها را خیلی سریع آماده می‌کردم چون اولین نفری بودیم که به دیدار پدر و مادر حسن می‌رفتیم با یک دسته گل بسیار زیبا هدیه حسن برای مادرش. و همه خانواده در این روز منتظر حسن با دسته گلش بودند. در طول هفت سال زندگی مشترک اصلا عادت نداشت حساب و کتاب خرجی‌ها را بنویسد، اعتقاد داشت برکتش کم می‌شود، همیشه به اندازه و با برنامه خرج و زندگی را اداره میکرد.

یک سال آخر عمرش همیشه از شهادت و رفتن صحبت می‌کرد، مستند و فیلم هایی که از شهدا تلوزیون پخش می‌شد را پیگیر بود و از من هم می‌خواست که ببینم. همیشه در حال گوش دادن مداحی هایی بود که راجع به شهدا بود. اصلا حال و هوایش به کل تغییر کرده بود. در این دنیا بود اما با شهدا و دوستان شهیدش زندگی می‌کرد. هر وقت تنها می‌شدیم، می گفت : فاطمه جان راضی شو من به سوریه بروم دیگه این دنیا برایم هیچ جذابیتی ندارد. من عاشق شهادت هستم، به هر چیزی که در زندگی می‌خواستم رسیده‌م. با همه علاقه و دلبستگی که به تو و بچه‌هایم دارم اما صدای مظلومان شیعه‌ای شنیده می‌شود که احتیاج به یاری دارند. نمی توانم آن صدا را بشنوم و بی اعتنا باشم. نمی توانم ببینم عده‌ای شیعه زیر شکنجه تیر و تفنگ هستند و من اینجا آرام بنشینم. تو همسر من هستی، من را بهتر و بیشتر از هر کسی می شناسی، عیب‌های من را یکی یکی بگو و یادآوری کن تا من تمامی عیوبم را برطرف کنم، همیشه در زندگی تلاش کرده‌ام که تو از من راضی باشی، می‌ترسم نارضایتی تو باعث سلب توفیق شهادت از من بشود. من وقتی لباس پاسداری را پوشیدم، خودم را آماده شهادت کردم، حیف نیست به مرگ طبیعی بمیرم...

شهید مدافع حرم که تشنه لب به یاران سیدالشهداء پیوست +تصاویر

اما من در برابر تمامی حرفهای حسن فقط سکوت می کردم. سکوت پشت سکوت، می ترسیدم نکند حتی کلمه ای حرف بزنم و در تصمیم حسن تزلزلی ایجاد کنم. و یا اینکه او را از رفتن پشیمان کنم. و اگر حسن به آرزویش نرسد یک عمر خودم را ملامت کنم که من مانع شهادتش شدم. از طرفی می‌دانستم مرگ هر کسی دست خداوند است و زمانی مشخص و معین دارد، پیش خودم می گفتم چه خوب است که مرگ انسان ختم به شهادت شود تا مرگ طبیعی. در تنهایی هایم گاهی گریه می‌کردم، و نگران بچه‌هایم بعد از شهادت بودم. اما حالا حضور همیشگی و دائمی حسن را در زندگی به خوبی حس می‌کنم. چون یقین دارم حسن من زنده است و نزد خداوند عند ربهم یرزقون است. با خانواده اش هم خیلی زیاد حرف از رفتن و شهادت می زد. و همه تلاش خود را انجام می داد که آنها را برای شهادتش آنها را آماده کند.

شهید مدافع حرم که تشنه لب به یاران سیدالشهداء پیوست +تصاویر

دو روز مانده بود به ماه رمضان سال گذشته روز اعزامش بود، همه مایحتاج منزل را خرید به غیر از خرما، گفتم‌: حسن جان فقط خرما نخریدی که آن را هم خودم می‌خرم، با هم خداحافظی کردیم و رفت، چند دقیقه بعد دیدم برگشت، دو تا جعبه خرما خریده بود آورد خانه و گفت: فاطمه خانم بیا این هم آخرین خرید من برای شما و بچه‌هایم. رفتم سریع قرآن را آوردم و گفتم: حالا که برگشتی بیا از زیر قرآن رد شو، گفت: اول شما و بچه ها رد شوید، رد شدیم و گفتم‌: حالا نوبت شماست، گفت: می‌ترسم، می‌ترسم نکند خداوند حاجت دل من را ندهد، گفتم: به خاطر دل من که راضی شود از زیر قرآن رد شو، و از زیر قرآن ردش کردم و همسفر زندگی ام را به خداوند سپردم و گفتم: خدایا هرچه خیر است برای من بفرست.

شهید مدافع حرم که تشنه لب به یاران سیدالشهداء پیوست +تصاویر

همیشه می‌گفت دوست دارم با زبان روزه و تشنه لب مثل آقا اباعبدالله شهید شوم و اگر فرصتی باشد با خون خودم بنویسم "‌قائدنا خامنه‌ای‌" و از طرفی می‌گفت: دوست دارم چهره من را غیر از این که حالا هستم ببینید، و سفارش می کرد اگر من شهید شدم نگذار بچه‌ها صورت من را ببینند. همان شد که حسن می‌خواست، با زبان روزه، و بر اثر خمپاره شهید شدند که از صورتش چیزی باقی نمانده بود. شش روز بعد از اعزام شهید شد‌، پنجم رمضان سال 94، در این مدت دو مرتبه تماس گرفت، دفعه اول سلام و احوالپرسی کرد، اما مرتبه دوم، خانه خواهرش افطاری بودیم، بدجور دلم هوایش را کرده بود و منتظر تماسش بودم، مدام تلفنم را نگاه می کردم، نگرانی، ترس، اضطراب، نمی دانم چه حسی همه وجودم را گرفته بود، یک مرتبه تماس گرفته بود من متوجه نشده بودم، دفعه دوم که تماس گرفت، خیلی خوشحال بود، فقط می گفت : خانم برایم دعا کن، دعا کن به آرزویم برسم، و دو روز بعد به آرزوی چندین و چند ساله اش، به شهادت رسید.

شهید مدافع حرم که تشنه لب به یاران سیدالشهداء پیوست +تصاویر

اول تیر سال 94، به همراه شهید علی امرایی و شهید حمیدی خمپاره به خودروشان اصابت می‌کند و هر سه آسمانی می‌شوند. جای مزارش را در خواب دیده بود و قبل از رفتن به من گفته بود، و در وصیت‌نامه هم ذکر کرده بودند، اول قرار بود حرم حضرت عبدالعظیم دفن شوند اما بدون اینکه من بگویم مزارشان قطعه 26 شد، دقیقا همان جایی که خودش می‌خواست.

شهید مدافع حرم که تشنه لب به یاران سیدالشهداء پیوست +تصاویر

شهید مدافع حرم که تشنه لب به یاران سیدالشهداء پیوست +تصاویر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 36
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 1
  • سبحان شاهمرادی اصولگرا ۰۴:۱۸ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    3 0
    والله شهادت میان بری است به سوی بهشت. ای کاش من نیز شهید می شدم
  • ۰۴:۲۶ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    1 0
    خجالت بکشید شرم کنید از خدا و شهدا ،کسانی که حقوق نجومی می گیرید و دائما به فکر رفاء فرزندان تان هستید
  • ۰۴:۲۹ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    1 0
    خدا رحمت کند شهدای ما را و فرزندانشان را در پناه خودش محفوظ بدارد خدایا عاقبت ما را هم بخیر کن
  • ناشناس ۰۵:۰۰ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    1 0
    بسم رب الشهداء و الصدیقین شهدا شرمنده ایم . . . اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک حالا که من نبودم اون روزا تو کربلا / بی بی بذار بیام بشم برای تو فدا شهدا شرمنده ایم . . . اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک
  • ۰۶:۰۵ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    1 0
    یعنی تف به روزگار لعنتی یه سری مثل اینا فرشته اند یه سری هم مسولیت دزدی از بیت الحالو دارند کاش اینا نگهبان بیت المال بودند
  • محمد حسین ۰۹:۳۱ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    1 0
    سلام خدا بر روح و بدنت ای شهید والامقام.
  • تازه مسلمان نروژی مقیم ایران ۰۹:۳۶ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    1 0
    سلام و صلوات و فیوضات ذات اقدس ربوبی بر شهیدان
  • پری مجرد38ساله ۰۹:۵۸ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    0 0
    گل گفتی داداش
  • ۱۵:۴۰ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    1 0
    کاش مسئولین ما راه ورسم شهدا رامی شناختند وهمین راه را می پیموده اند به خدا قسم اگر چنین بود الان نه تنها ایران بلکه جهان گلستان بود
  • ۱۵:۵۶ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    1 0
    به آن کودک خردسالی که بنر پدرش را در آغوش گرفته، کمک هزینه اوقات فراغت تعلق می گیرد؟ آیا امکان دارد روزی او هم نماینده مجلس باشد و از خون پدرش در نطق میان دستور دفاع کند؟ آیا اصلاً مردم شهر او را می شناسند؟
  • سکینه رمضانی ۱۶:۰۹ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    1 0
    سلام عزیزان خسته نباشد.فقط شهداء ما مزد زحماتتنان را بدهند.دلمان خیلی دل تنگتان است. همیشه روزها یمان دیگر غروب جمعه شده است.خدا نظر شما رااز ما نگیرد.خدایا مارا شرمند ه شهدا نکن خدایا امانت داران خوبی باشیم از عمر بکاه وبر عمر رهبر بیفززا .العجل یا صاحب زمان.
  • پری مجرد38ساله ۱۷:۳۰ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    0 0
    گل گفتی آبجی
  • محمود ۱۸:۱۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    0 0
    ایشون که تو عراق شهید شدن،خوب مثلا میگفتین تو عراق شهید شدن چیزی میشد؟
  • ۱۸:۴۰ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    0 0
    مخلص و عاشقه این عزیزان هستم.
  • جواد ۲۱:۰۵ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    0 0
    سلام و صلوات خدا بر همه شهدا. راهتان مستدام.
  • همسر شهید غفاری ۲۱:۱۱ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    0 0
    به نام خدا سلام و صلوات خدا بر همه شهدا سلام و صلوات خدابر آنانی که یاد و خاطره شهدا را ولو با صلواتی زنده میکنند که به گفته رهبر عزیزمان اجری کمتر از شهادت ندارد. و از درگاه ذات احدیت برایتان عزت و سربلندی در دنیا و آخرت مسألت می نمایم و ملتمس دعای خیرتان در تداوم راه این عزیزان هستم.
  • مهلا دختر شهید غفاری ۲۱:۱۶ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    1 0
    قرار بود پشت و پناهمان باشی مثل کوه ولی نه، انگار این دفعه خدا را جانشین خود کردی.احسنت به انتخابت بابای خوبم. همراه همیشگی زندگیمان دوستت داریم.
  • 1400 ۲۲:۳۱ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    1 0
    حسن غفاري مردي از ديار --- ري--خدايش بيامرزد
  • ۲۲:۵۸ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۷
    1 0
    درود بر شهیدان.
  • ناشناس ۰۰:۳۶ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۸
    0 0
    او که همیشه کار را برای خدا انجام میدادوبه همین دلیل از مشهور شدن فراری بود ،ببین که خداوند پس از شهادتش چگونه اورا شهره زمین وآسمان کرده وهمچنانکه در زمین همه جا صحبت از او ست وعکس ونام او را برای یکدیگر میفرستند درآسمانها نیز ملائک صدای قهقه مستانه اورا که درنزد پروردگار عالمیان روزی میخوردبه یکدیگر نشان داده وبه حال او غبطه میخورند
  • همسر شهید غفاری ۰۱:۴۷ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۸
    0 0
    به نام خدا سلام و صلوات خدا بر همه شهدا سلام و صلوات خدابر آنانی که یاد و خاطره شهدا را ولو با صلواتی زنده میکنند که به گفته رهبر عزیزمان اجری کمتر از شهادت ندارد. و از درگاه ذات احدیت برایتان عزت و سربلندی در دنیا و آخرت مسألت می نمایم و ملتمس دعای خیرتان در تداوم راه این عزیزان هستم.
  • ابی ۱۱:۰۷ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۹
    0 0
    السلام علیک یا اباعبدالله .... خدا صبر بده به خانواده محترمشون ...
  • فاطمه ۲۲:۱۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۹
    0 0
    روحمان با یادشان شاد ان شاالله خداوند فرزندان و همسر این شهید والامقام رو زیر بیرق حضرت زینب س نگه داره
  • ali ۲۲:۰۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۰
    0 0
    روحش شاد و يادش گرامي،انشاالله كه دست ما را هم بگيريد؛و خداوند به خانوادشون صبر بده.
  • ali ۲۲:۰۳ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۰
    0 0
    روحش شاد و يادش گرامي،انشاالله كه دست ما را هم بگيريد؛و خداوند به خانوادشون صبر بده.
  • ali ۲۲:۰۶ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۰
    0 0
    روحش شاد و يادش گرامي،انشاالله كه دست ما را هم بگيريد؛و خداوند به خانوادشون صبر بده.
  • Iman ۲۲:۱۵ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۰
    0 0
    روحش شاد و يادش گرامي،انشاالله كه دست ما را هم بگيريد؛و خداوند به خانواده ايشان صبر أعطا كند،
  • احمد ۰۹:۰۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۱
    0 0
    پیام دختر شهید راچند بار خواندم بدرستیکه چنین است فرزندان محترم شهدا یتیم نیستند بلکه روح بلند شهید نظاره گر آنهاست وازهمه مهم تر خداوند متعال سرپرستی آنها رابجای شهید تقبل کرده ونگاهبان اصلی آنها درهمه لحظات خواب وبیداری است وچه کسی از خدا والاتر وبرتر ولذا این ما هستیم که به دعا و نگاه خیر این فرزندان شهید محتاجیم وآنها به ترحم ما بی نیاز هستند
  • ۰۹:۲۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۱
    0 0
    خداوند حافظ اصلی خانواده معظم شهداست
  • نیما ۰۷:۱۸ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۹
    0 0
    بنام خدا از خدا میخواهم دل عاشق همسر شهید را آرامش دهد و دست بالای سر ایشان و فرزندان همه نیکان باشد
  • نیما ۰۷:۱۸ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۹
    0 0
    بنام خدا از خدا میخواهم دل عاشق همسر شهید را آرامش دهد و دست بالای سر ایشان و فرزندان همه نیکان باشد
  • ناشناس ۰۰:۳۷ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۴
    0 0
    خدایا اینا کجان ما کجا...؟! اللهم عجل لولیک الفرج...
  • جانم فدای سید علی ۱۵:۳۰ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۷
    0 0
    خداوند به پاسداران سپاه اسلام توفیق عنایت فرماید و شهادت در رکاب مولایمان صاحب الزمان را به همه ما عطا فرماید. آمین
  • جعفر ۲۱:۱۴ - ۱۳۹۵/۰۷/۲۴
    0 0
    تو تلویزیون دیدم برنامه مدافع حرمو برات عین زنها گریه کردم ای کاش منم جرات تو رو داشتم ولی من بدبختم مثل خیلی از دنیا پرستان. درود بر تو دلاور
  • یگانه کریمی IR ۱۶:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۶/۱۲
    0 0
    خوش بحال شما سه نفر که در بهشت کنار سرور و سالار اباعبداللّه و خاندان اهل بیت علیهم السلام محشور شدید
  • فاطمه IR ۱۰:۳۷ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۰
    0 0
    اللهم صل علی محمد وآل محمد خوا به حق خون سهدا دشمنتن این مملکت همین الان نابود بشن الهی آمین. اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس