ماجرای نیمروز

فیلم نمایانگر جدال دو تفکر سازمانی و مکتبی و در عین حال نشان دهنده سبعیت یک سازمان جعلی در خیانت به مردم کشورش است.

سرویس فرهنگ و هنر مشرق - ویژه‌نامه جشنواره فجر ۳۷ - / سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر از ۹ بهمن ماه با برگزاری آئین افتتاحیه بصورت رسمی کار خود را آغاز کرد و جشن سال جدید سینمای ایران فرا رسید. همانند سال‌های گذشته، مشرق در ایام برگزاری جشنواره، نقدهای مختلف و متنوعی از منتقدان و صاحب‌نظران این حوزه را بر فیلم‌های در حال اکران منتشر خواهد. همچنین برای هر روز اکران، گزارشی با عنوان روزنامچه فجر به مخاطبان ارائه خواهد شد که گزارشی از فیلم‌های اکران شده (در سانس اصحاب رسانه و منتقدان) خواهد بود. انتشار نقدهای فنی از منتقدانی با دیدگاه‌های متفاوت به مخاطبان کمک خواهد کرد تا داوری جامع‌تری نسبت به تازه‌ترین آثار فیلمسازان ایرانی داشته باشند. لازم به تذکر و تأکید است، انتشار این نقدها لزوماً در تمام جزئیات آن، بازتاب‌دهنده نظر مشرق نیست.

**********

شماره هشت: فیلم ماجرای نیمروز: رد خون

نویسنده: مسعود قدیمی

اگر "ماجرای نیمروز" را یک اثر جاسوسی – سیاسی بدانیم که به شدت به قواعد ژانری متکی و از قدرت پرداخت بالایی در کارگردانی برخوردار است در "ماجرای نیمروز: رد خون" با مایه های پررنگ ملودرام روبرو هستیم که موجب عدول از قواعد ژانری و به نوعی کمرنگ شدن مضمون جنایی و سیاسی فیلم نیز می شود.

اینکه بیش از نیمی از فیلم شاهد کشمکش دو تن از ماموران اطلاعاتی برای کنار آمدن با جذب شدن شخصیت "خواهر لیلا" در سازمان منافقین باشیم موجب می شود که روایت های مختلط مانع از تمرکز بر پیشروی روایت پروژه ضد جاسوسی دستگاه امنیتی شود به نوعی پیوند های خونی و نسبی در پروژه های اطلاعاتی – امنیتی امری بی معنا و نامعتبر هستند که در نهایت نشانه ای از اختلال در دستگاه امنیتی می باشند.

مهمترین ضعف فیلم حاصل عدم موفقیت در پیوند یک روایت ملودرام با فضای سیاسی و امنیتی سال های شصت و هفت می باشد زیرا این تقسیم بندی به نوعی ایجاد پیوند میان یک ویژگی احساسی و رومانتیک (قضاوت در مورد شخصیت خواهر "لیلا" بدین منظور که او هیچگاه با سازمان منافقین همدل نمی شود و به دلیل فرار از بعثی ها به آن پناه می آورد) و یک ویژگی سیاسی که "در کار امنیتی احساسات هیچ جایگاهی ندارد" می باشد و این همان جدل همیشگی سینمای ملودرام است که در دوگانه تضاد میان سنت (نماینده احساسات و وجدان) و مدرنیته (نماینده عقل گرایی و منفعت طلبی) خلاصه می شود.

در این میان مهمترین ویژگی بارز فیلم ساختار منسجم در پرداخت صحنه‌ها و کارگردانی است که مخاطب را در یک فضای باور پذیر که مملو از ظرافت های کار امنیتی است قرار می‌دهد. شخصیت‌های فیلم که در ادامه شخصیت‌های اثر پیشین هستند، این بار در موقعیت جدیدی قرار دارند که می بایست وظایف سازمانی خود را ایفا کنند اما بیش از آنکه در فیلم شاهد روابط سازمانی و بروکراتیک باشیم پیوندهای فامیلی و دوستی را می‌بینیم که مسلماً نقطه ضعف و پاشنه آشیل یک سیستم امنیتی است تنها شخصیتی که نماد تفکر اطلاعاتی و امنیتی است شخصیت "صادق" است که در چهره خشک و تفکر منطقی و عقلانی و در عین حال اصولی او نمود می‌یابد. شخصیت صادق نماینده عقلانیت مدرنی است که با پایان جنگ و روی کار آمدن دولت سازندگی حاکم می شود و در مقابل موجب بیکار شدن و خانه‌نشین شدن عناصر سنت گرا در فیلم می‌شود.

به نوعی فیلم نمایانگر جدال دو تفکر سازمانی و مکتبی و در عین حال نشان دهنده سبعیت یک سازمان جعلی در خیانت به مردم کشورش است. فیلم در نشان دادن وقایع عملیات مرصاد بسیار موفق است و همچنین مناسبات امنیتی و اطلاعاتی را که نمایش آن برای مردم عامه بسیار جذاب و حیرت آور است به خوبی تصویر می‌کند. همچنین موسیقی متن فیلم نیز در ایجاد یک فضای غریب و رعب‌آور کارآمد است و بازی‌ها نیز معقول و حساب شده است. به طور کلی "ماجرای نیمروز: رد خون" را می‌توان یک اثر قابل توجه در روایت‌های تاریخی سینمای ایران و همچنین توفیق در ادامه روند فیلمسازی مهدویان دانست.

درباره جشنواره فجر امسال بیشتر بخوانید:

مردی بدون سایه؛ فیلمی بدون مایه

بنفشه‌های آفریقاییِ بی‌رگ! +تصاویر

فیلم جیرانی گردنتان را خواهد شکست! +تصاویر

آغازی خوب برای فیلمی نه چندان خوب +عکس

قد و قواره سینماییِ آقای ۱۹۵ سانتی! +عکس

یک غلامرضا تختی باورکردنی! +تصاویر

محمد صادق کوشکی: «دیدن این فیلم جرم است» ساختار سپاه را فاسد و ترسو معرفی می‌کند

هم «دیدن این فیلم جرم است» هم فکر کردن به آن! +عکس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس