کد خبر 755747
تاریخ انتشار: ۸ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۰:۵۷
یادداشت نمایه

آنگاه که از انتخابات سخن می گوییم از پیروزی و شکست تاکتیک های تبلیغاتی سخن می گوییم و نه برتری یا عدم برتری گفتمان ها.

به گزارش مشرق، «سید محمد صادق کاظمی» در سرمقاله روزنامه « افکار» نوشت:

قریب به ۲ ماه و نیم از دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری می گذرد. با این حال تبعات شکست جریان اصولگرا همچنان دیده می شود. برخی از رفتارهای این جریان از جمله عجله برای باز تولید چهره ی خود توسط برخی سلبریتی ها، نکوهش کردن انتقادهای مستقیم به دولت روحانی، صدور فرمان آتش بس یک طرفه و ... را باید تبعاتی از این شکست دانست. آخرین و یکی از مهمترین این رفتارها نامه ی دکتر محمد باقر قالیباف بود که در آن سخن از نواصولگرایی برد. فارغ از درست یا غلط بودن محتوای نامه و جدا از تطبیق یا عدم تطبیق برخی رفتارها از جمله حمایت های بی حد و حصر از برخی چهره های پر حاشیه؛ در این نوشتار سخن کوتاهی در بایسته های رفتاری به هنگام شکست خواهیم داشت و از آن تحت عنوان ادب شکست یاد می کنیم تا شاید بتوان تبعات این شکست را برای جریان اصولگرایی کاهش داد:

۱. شکست به معنای تغییر در ماهیت نیست

آنگاه که از انتخابات سخن می گوییم از پیروزی و شکست تاکتیک های تبلیغاتی سخن می گوییم و نه برتری یا عدم برتری گفتمان ها. آنگاه که توجه همه ی جریان ها و مردم به مناظرات زیاد است، آنگاه که همگان اذعان دارند به احتمال قریب به یقین پیروز مناظرات پیروز انتخابات خواهد بود، آنگاه که در ایام انتخابات از پوشش نامزد تا تن صدا و محتوای سخنرانی وی برای همگان مهم است یعنی آنکه انتخابات عرصه ی تبلیغات است و نه صحنه ی به رخ کشیدن گفتمان ها و هویت ها. از اینرو پیروز یا شکست خورده ی آن تنها پیروز یا شکست خورده در عرصه ی تبلیغات است. این البته به معنای نادیده انگاشتن تأثیرگذاری سیاستها، مواضع، رفتار و ... جناحها در خارج از ایام انتخابات نیست بلکه بدان معناست که باید باور شود که مردم به هویت و گفتمان رای نمی دهند بلکه قاطبه ی آنچه برای رای دهندگان مهم است تبلیغات است. برای همین سخن از مفاهیمی چون بازاریابی سیاسی در سالهای اخیر پررنگ شده است. درک این نکته ی بسیار ساده سبب می شود تا احساس سرخوردگی از جریان اصولگرایی خارج شده و حرکت اصلاحی خود را از اصلاح در ماهیت و گفتمان به سوی اصلاح در تاکتیک ها تغییر دهند.

۲. جبران شکست با اصلاح خود است. اما اصلاحی که با ماهیت شما سازگار باشد.

ابتدای جبران شکست اصلاح از درون است. این را جریان اصولگرایی به خوبی درک کرده است. با این حال آنچه از این اصلاح در روزهای اخیر دیده می شود حرکت اصلاحی بر خلاف ماهیت و گفتمان است. آنگاه که حرکتهای اصلاحی خلاف گفتمان و ماهیت باشد دو نتیجه ی عمده به همراه دارد نخست سردرگمی بدنه ی جریان و دوم نیز عدم باورپذیری اصلاح از جانب مخاطبان. توضیح آنکه، اصولگرایی نزد جامعه به معنای پایبندی به ارزشهای انقلابی تعریف می شود حال اگر در بازسازی چهره ی اجتماعی، به سراغ رفتارهایی که با ارزشهای انقلابی سازگاری ندارد حرکت کنیم بی شک مردم و مخاطبان اصلاح را باور نکرده و نه تنها آن را رد کرده بلکه به معنای دروغ و تزویر می پندارند.

رفتارهایی که طی چند روز گذشته در مواجهه با خوانندهای جوان و مجری صدا و سیما صورت گرفته است گویای این مسئله است. هدف افرادی که چنین رفتارهایی می کنند جذب نظر مردم و به خصوص جوانان است اما این نکته را نادیده گرفته اند که آنگاه که تغییر رفتار ساختگی و منطبق با سابقه و هویت نباشد بیش از هر چیزی احساس قدرت طلبی به جامعه منتقل می کند. ذکر این نکته ضروری است که جذب حداکثری و قبول تائبین بسیار امر مطلوبی است اما این به معنای قرار دادن تائب به عنوان امام جماعت نیست.

۳- جمع نیروها، توان بخشی و امید بخشی نقش مهمی در احیا دارد (موتور محرکه)

مهمترین اثر احتمالی شکست از هم پاشیدگی جریان است. به این معنا که شکست احساس انزوا، احساس ناتوانی و ... را به همراه خود می آورد. بزرگان و صاحبان تجربه باید سعی کنند با نشان دادن قوت جریان این حس را از حامیان و بدنه ی خود سلب کرده تا امکان حرکت همچنان وجود داشته باشد. این نکته را می توان با تاسی به دستورات انقلابی مقام معظم رهبری پس از انتخابات به خوبی درک کرد. بازسازی روحیه ی موتور محرکه ی هر جریانی به معنای امکان ادامه ی حیات است. اگر این بازسازی صورت نگیرد امکان حرکت از جریان سلب می شود حال باید این نکته را گوشزد کرد که مهمتر از بازسازی تصویر بیرون بازسازی روحیه و توان داخلی است. بنابراین حمایت از حرکت های انقلابی جوانان انقلابی را باید دستور کار قرار داد. امری که با فرمان آتش به اختیار رهبری نیز سازگار است.

۴- برنامه ریزی بلند مدت

جریان اصولگرایی شکل گیری و تداومش بر اساس تهدیدمحوری بوده است. این خطر جدیای برای جریان مذکور است. این صفت سبب شده است تا جریان اصولگرایی امکان اتخاذ برنامه های بلند مدت برای پیروزی در انتخابات ها را نداشته باشد به عنوان مثال جریان اصولگرایی توان چهره سازی برای پیروزی در انتخاباتها را ندارد. این در حالی است که این جریان چهره های اندیشه ای و ارزشی از یک سو و چهره های موفق اجرایی از سوی دیگری دارد، چهره هایی که مشابه آن کمتر در میان جریان اصلاح طلب دیده می شود. معرفی چهره های نو، معرفی کارنامه ی درخشان اصولگرایی، زدودن گره های ذهنی جامعه از جریان اصولگرایی در بازه ای بلندمدت همه از مواردی است که نیاز به برنامه ریزی از اکنون برای پیروزی در انتخابات های دیگر دارد. تصویر کنونی اصولگرایان حضور ادواری (تنها در ایام انتخابات) در میان مردم است. این تصویر با نگرش بلند مدت و فاصله از نگاه تهدیدمحوری حل میشود.

۵- مایوس نشدن و امید به رحمت الهی

نوشتار مختصر حاضر را با این نکته به پایان می رسانم که نصرت الهی گاه آنگاهی نازل می شود که احساس بر عدم پیروزی جریان مومنین را می گیرد: حَتَّی إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّیَ مَنْ نَشَاءُ وَلَا یُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِینَ | تا هنگامی که فرستادگان [ما] نومید شدند و [مردم] پنداشتند که به آنان واقعاً دروغ گفته شده یاری ما به آنان رسید پس کسانی را که می‏ خواستیم نجات یافتند و[لی] عذاب ما از گروه مجرمان برگشت ندارد.

آنچه در این رابطه مهم است آن است که این احساس به سوی تغییر در ارزشها با این باور که مورد استقبال مردم قرار گیرد منحرف نشود. زیرا ان تَنْصُرُوا اللَّهَ ینْصُرْکمْ (محمد/٧ ) اگر (دین) خدا را یاری کنید او هم شما را یاری میکند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

نظرات

  • انتشار یافته: 2
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 0
  • حسین IR ۰۱:۰۷ - ۱۳۹۶/۰۵/۰۸
    1 1
    در جهانی زندگی می کنیم که همه چیزش عکس شده حتی ناصحینش....
  • IR ۰۸:۱۴ - ۱۳۹۶/۰۵/۰۹
    1 0
    بسیار عالی این اقای کاظمی همون سردبیر سابق پنجره نیستن؟

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس