کد خبر 577475
تاریخ انتشار: ۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۴:۰۰

الصاق «فتح‌الفتوح» برجامی که هنوز ننوشیده از سر پریده است جفا به 6 هزار شهید فتح‌الفتوح خرمشهر است. اقتصاد ایران امروز مملو از ظرفیت‌هایی است که مسیر رشد را تسهیل و قابلیت اتکا به خویش را میسر می‌کند. در مقابل اما جریان اقتصاد جهانی نیز به سرعت در حال تحول است، فرصت کم است و درصورت از دست دادن این فرصت، معلوم نیست چه زمان بتوانیم خرمشهر اقتصادمان را آزاد کنیم.

به گزارش مشرق، دکتر محمدرضا  مهدیار اسماعیلی در ستون یادداشت روز وطن امروز نوشت:

«فتح خرمشهر فتح خاک نیست، فتح ارزش‌های اسلامی است.» این جمله بنیانگذار انقلاب اسلامی به عقیده من پیامد دکترینی است که اگر آن دکترین را امروز به ویراست 95 به‌روز‌رسانی کنیم، معنایش این می‌شود که بروید هر چه در توان دارید بگذارید وسط تا اقتصاد کشور را به دست جوانان خودتان «فتح» کنید.

باید بپذیریم که اگر 3 خرداد 1361 خرمشهر به دست جوانان این کشور آزاد شد امروز نیز پایه اصلی اقتصاد مقاومتی جوانان هستند؛ جوانان در اقتصاد مقاومتی هم عاملند و هم مخاطب.

زمانی که اقتصاد کشور قوی شود، جوان کشور بیکار نمی‌ماند اما اگر قرار است اقتصاد کشور قوی شود،  ابتکار جوان‌ها نیز نباید روی زمین بماند. این جمله آخر که ابلاغ رهبر انقلاب به دولت محترم است همان بخش عامل در بالنده شدن اقتصاد کشور است که اگر از سوی ستاد فرماندهی این لشکر، سازوکار آن روشن و تسهیل شود، هم جوانان نخبه ایده‌هایشان روی زمین نمی‌ماند، هم جوانان آماده به کار، بیکار نمی‌مانند!

فتح خرمشهر در تاریخ انقلاب اسلامی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. خبر آزادی خرمشهر چنان شگفت‌آور بود که در سراسر میهن اسلامی ما مردم را به وجد آورد. علت آن بود که ملت احساس کردند فرزند از دست رفته‌شان را بازیافته‌اند. اقتصاد مقاومتی امروز وظیفه‌اش همین است که انفجار شکوفایی و رونق را برهم زند و به ملتی که آینده از دست رفته جوانان بیکارشان را بازمی‌یابند، نشاط و انگیزه دوباره ببخشد.

یکی از ارکان لازم برای تحقق اقتصاد مقاومتی، همراهی جامعه با این آرمان است. اگر بخواهیم جامعه با این آرمان همراهی کند باید تعریف معنای آن را به درستی انجام دهیم. بارها با این پرسش مواجه شده‌ام که مگر اقتصاد مقاومتی شما با ریاضت اقتصادی امروز اروپا فرقی هم دارد؟ و من هم می‌پرسم مگر شباهتی هم دارد؟! اقتصاد مقاومتی در ایران به دنبال حداکثر کردن توسعه پایدار و بهره‌مندی «ایمن» کل جامعه از معیشت درخور ملت ایران است.

وقتی گفته می‌شود اقتصاد را مقاوم کنید یعنی طوری جامعه را از معیشت مناسب بهره‌مند کنید که ملت هر روز دلهره برهم خوردن آن را نداشته باشد! امنیت اقتصادی همانند امنیت ارضی یک کشور نیاز به صاحب دارد. کشورها برای خود ارتش تاسیس می‌کنند تا امنیت ارضی و بین‌المللی داشته باشند و کشورهای سلطه‌گر آنها را وادار به امیال خود نکنند. یک اقتصاد قوی نیز ارتش مناسب با خودش را لازم دارد تا آن را از تهاجم بیگانه دور نگه دارد. پس مراد از اقتصاد مقاومتی نه آن است که به ملت ریاضت بدهیم و نه آن که دور کشور حصار بکشیم. اقتصاد مقاومتی یک اقتصاد درونزا و مبتنی بر توان خویش است که در مواقع لزوم با دنیا تعاملاتی می‌کند که در راستای بیشتر شدن منافعش باشد.

اقتصاد مقاومتی، تمامیتی است که یا به بیگانگان اجازه دخالت نمی‌دهد یا اگر قرار است -با رویکرد حداکثر کردن نفع ملت- به آنها راه دهد، بسان یک میهمان دوزانو نشسته که دقیقا برایش روشن کرده است که در این خانه چه‌کار اجازه دارد بکند و کجاها نباید برود، با اقتصاد کشورهای استکبارطلب رفتار می‌کند!

اکنون بازخوانی کنید سخن رهبر انقلاب را که «فرض کنید فلان معامله‌ای در فلان‌جا انجام می‌گیرد، باید مشخص بشود که این کجای اقتصاد مقاومتی قرار می‌گیرد؛ این را ما به مسؤولان عزیزمان تذکر دادیم که فلان‌جا شما دارید فلان‌چیز را می‌خرید یا فلان‌چیز را معامله می‌کنید، بسیار خب! در صحنه‌ عرصه‌ اقتصاد مقاومتی، این معامله در کجای این جدول عظیم قرار می‌گیرد؟ باید مشخص بشود. یعنی معیار همه‌ کارهای اقتصادی، فعالیت‌های اقتصادی ما بایستی برنامه‌ عظیم و همه‌جانبه‌ اقتصاد مقاومتی باشد».

اقتصادی که مقاوم نباشد مانند کشوری است که ارتش ندارد و ناچار است پذیرای خواسته آنی باشد که امنیتش را تأمین کرده است. کشور پهناور ایسلند در شمال اقیانوس اطلس ارتش ندارد و امنیت این کشور توسط نیروهای ناتو تأمین می‌شود. کشورهای گرانادا، کریباتی، مائورو، موناکو، آندورا و میکرونزی هم مانند ایسلند ارتش ندارند و امنیت‌شان توسط امثال فرانسه و استرالیا و آمریکا یا نیروهای ناتو تامین می‌شود! حالا آیا کسی داشتن ارتش قوی را ضروری نمی‌داند یعنی ترجیح می‌دهد نامش در میان گروه اول- که حتی اسمشان هم برای ما مأنوس نیست چه رسد به هویت‌شان!- قرار بگیرد و طبق روال فعلی دنیا تحت سلطه گروه دوم باشد؟! اکنون حکایت مقاوم‌سازی اقتصاد نیز دقیقا همین است. اگر ما به دنبال حفظ هویت و تمامیت ملی خود هستیم باید اقتصادی مقاوم داشته باشیم.

اگر «اقتصاد» همانند «خرمشهر» در مقطعی از دست برود، باز گرفتن آن به قدر یک عملیات «بیت‌المقدس» همت می‌طلبد! اینجاست که روشن می‌شود چرا رهبر انقلاب صریحا بیان داشتند «بنده از برادران عزیزمان در دولت درخواست کردم یک قرارگاه اقتصاد مقاومتی تشکیل بدهند؛ فرماندهی برایش بگذارند. جنگ است دیگر؛ جنگ اقتصادی جنگ است؛ حالا در آن توپ و تیر و تفنگ نیست اما ابزارهای خطرناک‌تر از توپ و تفنگ وجود دارد. یک جنگ است، قرارگاه لازم دارد، قرارگاه هم فرمانده لازم دارد».

اگر قرار است نام «فتح‌الفتوح» را پس از فتح خرمشهر بر «جامی» بگذاریم، این صفت مناسب اندام این جام است نه آن جام! اقتصاد مقاومتی جامی است که اگر نوش شود ملت را مسرور می‌کند و سرور آن پایدار است. این سرور طی یک ماه و دوماه از بین نمی‌رود! سرور اقتصاد مقاومتی مثل سرور فتح خرمشهر است که با گذشت 34 سال هنوز در سر ملت باقی است.

الصاق «فتح‌الفتوح» برجامی که هنوز ننوشیده از سر پریده است جفا به 6 هزار شهید فتح‌الفتوح خرمشهر است.  اقتصاد ایران امروز مملو از ظرفیت‌هایی است که مسیر رشد را تسهیل و قابلیت اتکا به خویش را میسر می‌کند. در مقابل اما جریان اقتصاد جهانی نیز به سرعت در حال تحول است، فرصت کم است و درصورت از دست دادن این فرصت، معلوم نیست چه زمان بتوانیم خرمشهر اقتصادمان را آزاد کنیم.

نزاع اقتصاد نیز مانند دیگر جنگ‌هاست. کسی که اقتصادی را اشغال کند، خودش بنای رفتن نخواهد کرد. صدام وقتی خرمشهر را اشغال کرد، گفت دیگر پای هیچ ایرانی به خرمشهر نخواهد رسید. آنهایی هم که اقتصاد کشوری را اشغال کنند، با پای خود میل رفتن ندارند. باید مانند صدامی‌ها بیرونشان کنیم! نه اینکه برویم برای‌شان کارت دعوت بفرستیم که لطفا بیاید با ما قرارداد IPC نفتی امضا کنید و پیمانکار وطنی را وابداریم که خودش میدان نفتی را تحویل اجنبی بدهد با این استدلال که اجنبی بهتر بلد است! اگر باور ما این باشد که هر چه بخواهد برای این کشور بشود فقط به دست جوانان همین ملت خواهد شد، جوان‌های‌مان را میدان می‌دهیم تا یاد بگیرند؛ مگر هسته‌ای را یاد نگرفتند؟ مگر صنعت موشکی و فناوری نانو را یاد نگرفتند؟ آیا باید باورکنیم که درآوردن نفت از زمین از فناوری نانو سخت‌تر است؟!

یکی از پایه‌های محکم اقتصاد مقاومتی، اقتصاد دانش‌بنیان است. اساس کار در اقتصاد مقاومتی، اقتصاد دانش‌بنیان است، زیرا اقتصاد مقاومتی اقتصاد درون‌زاست. اقتصادی است که در داخل خود پایه‌های مستحکمی دارد، تکانه‌های بین‌المللی و جهانی و اقتصادی آن را از جا در نمی‌آورد. یک اقتصاد برای مقاوم شدن، ناگزیر به دست یافتن به دانش بومی است. دانش عاریه‌ای در اقتصاد مانند آن است که رمز عابربانک‌مان را بدهیم بیگانگان برای‌مان انتخاب کنند و این به معنای آن است که هرتحرک اقتصادی ما به سادگی توسط اجنبی‌ها شناسایی و در صورت نامطلوب بودن از نظر آنها، مسدود می‌شود. جنگ است دیگر! مگر در جنگ رمز عملیات را به دشمن می‌دهیم؟ امیدوارم با ذکر حکایت رمز بانکی، ذهن‌تان سمت داستان مسدود بودن سوئیفت و اینکه «باز است اما کار نمی‌کند!» نرفته باشد!

اقتصاد مقاومتی ابزار مقابله با خطر هضم شدن در نظام جهانی است؛ ابزاری است برای حفظ هویت و استقلال ملی. ابزاری برای نیکو کردن معیشت ملت. عجله کنید؛ اقتصاد مقاومتی را محقق کنید. انقلاب اسلامی خرمشهرهای زیادی را باید آزاد کند!

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس