با وجود روحیه‌ی گستاخانه و بی‌پروای معماری زاها حدید، امروزه او محبوب معماران جوان دنیاست و حتی دانشجویان معماری ایران نیز بیش از آنکه معماران وطنی و آثار معماری شهر خود را بدرستی بشناسند، زاها حدید را می‌شناسند.

گروه گزارش ویژه مشرق - زاها حدید درگذشت. این خبری بود که به سرعت راه خود را در میان انبوه خبرها یافت و به موج عظیم رسانه‌ای برای ادای احترام و رثای این بانوی معمار بدل شد. تا آنجا که همه قشرهای مردم نیز این خبر را در گروه‌های غیر تخصصی و شبکه‌های اجتماعی دست‌به دست بازنشر می‌کردند. مگر زاها حدید که بود؟ چرا باید جامعه غیرحرفه‌ای ایران نیز او را بشناسد و در سوگ او جامه عزا بر تن کند؟ نسبت فرهنگی ما با زاها حدید چیست و در مسیر معماری ما چه جایگاهی دارد؟ و چرا زاها حدید محبوب جهان سومی‌هاست؟

چرا زاها حدید اسطوره معماری جهان سومی‌هاست؟ + تصاویر

زاها حدید کیست؟

زاها حدید (1950-2016) بانویی معمار و تبعه انگلیس و به گفته خود او، مسلمان بود که با طراحی حدود 940 پروژه در 44 کشور جهان (از جمله ایران)، در زمره مشهورترین معماران جهان بود که البته بخش عمده آنها اجرا نشدند. طرح‌های آزادانه و حیرت‌انگیزش از او پدیده‌ای ساخت که منبع الهام بسیاری از معماران جوان در دنیا و به‌ویژه ایران شد. وی در سال 1328 هجری در بغداد از مادری شیرازی به دنیا آمد و به همین سبب مسلط به زبان فارسی بود و همچنین پدری عراقی داشت که به او تباری عربی داد. او در دانشگاه آمریکایی بیروت به تحصیل ریاضی پرداخت و سیاق هندسی معماری او بر ریاضیات پیچیده‌ای بنا می‌شد که آن را در این دانشگاه به خوبی فراگرفته بود. معماری را در مدرسه AA لندن فراگرفت و در فرآیند زاها حدید شدن، ابتدا به شرکت OMA رم کولهاس رفت و سپس در همکاری با دفتر پاتریک شوماخر به آمیزه‌ای هیجان‌انگیز از فرم‌های پویا و بدیع در تلازم معماری، لنداسکیپ و زمین شناسی، دست یافت.

چرا زاها حدید اسطوره معماری جهان سومی‌هاست؟ + تصاویر

وی در سال 1357 دفتر خود را در لندن با نام «معماران زاها حدید» تاسیس نمود. 16 سال بعد (1373)، ایستگاه آتش‌نشانی در پردیس ویترا در آلمان را طراحی کرد که برخلاف عمده کارهای او، اجرا شد و البته بعدها به دلیل ضعف‌های عملکردی تبدیل به گالری شد. به هرحال این بنا را باید آغاز زاها حدید دانست. زاها حدید با برنده‌شدن مهم‌ترین و معتبرترین جوایز معماری همچون پریتزکر پرایز 2004، جایزه استرلینگ و مدال طلایی ریبا یکی از پرافتخارترین زنان معمار بود و در لیست قدرتمندترین‌ها، خلاق‌ترین‌ها و حتی یکی از صد متفکر برتر هفته‌نامه تایم قرار گرفته است و در آخر، به خانه آخرتی که 65 سال آن را معماری کرده بود، شتافت.

نورمن فاستر در واکنش به خبر درگذشت حدید، او را اینچنین معرفی می‌کند: «به گمان من مهمترین پیروزی زاها فرا رفتن از خیالات گرافیکی زیبای حاکم بر روحیه‌ی مجسمه‌سازانه‌ی آثارش و ساختن آن‌ها بود، واقعیاتی که برخی از منتقدینش را آشفته می‌کرد.» این مضمون به نکته دقیقی اشاره دارد. معماری مجسمه‌گونه!

آشنایی‌زدایی راز جذابیت معماری تندیس‌گراست. بهره‌جستن از جوهره‌ی مجسمه‌سازی در معماری، پدیده‌ای نا‌آشنا و غریب را به چشم ناظر می‌کشاند و از جذابیت فیگوراتیو مجسمه‌سازی در معماری هزینه می‌کند. چراکه فرم‌های آشنا، چشم را به ورطه عادت کشانده‌اند و آشنایی‌زدایی از کاربر بنا و یا ناظر، لزوما «برخلاف‌آمد عادت» اوست و زدودن عادت ملازم است با جذابیت! فرم‌های بدیع، خلاقانه، متهورانه و شگفت‌انگیز در لحظات اولیه بسیار جذاب و چشم‌نوازند، اما این جذابیت همانند شیرینی آدامس‌های بادکنکی به زودی در ذایقه انسان فروکش خواهد کرد و هیجانی است که آتش آن فرو خواهد نشست. فرم در معماری حکایتی دیگر دارد، چراکه معماری ماندگارترین هنر است و بناهای چندهزارساله گواه این سخن‌اند و همین امر معماری را از برخوردهای هیجانی و لحظه‌ای و مدگرایی در فرم مبرا می‌کند و فرمی که تابع مد باشد، مانا نخواهد بود!

با وجود روحیه‌ی گستاخانه و بی‌پروای معماری زاها حدید، امروزه او محبوب معماران جوان دنیاست و حتی دانشجویان معماری ایران نیز بیش از آنکه معماران وطنی و آثار معماری شهر خود را بدرستی بشناسند، زاها حدید را می‌شناسند و به مدد شبکه‌های اجتماعی، شتابزده آخرین طراحی‌های معماری و مد و کیف و کفش زاها حدید را باز نشر می‌کنند. عمده دانشجویان نسل جدید معماری ساکن تهران شاید حتی ندانند که میدان مشق کجاست؟ یا نام حتی چند بنا از فهرست 700 اثر ارزشمند معماری درون بافت تاریخی تهران را نمی‌دانند. اما حجم‌های درهم‌تنیده و تندیس‌وار زاها حدید منبع الهام طراحی آنها بوده! به راستی چرا او محبوب جهان سومی‌هاست؟ و چرا معماران جوان و دانشجویان جامعه ایرانی به آن علاقه دارند؟

بی‌تردید آن‌کس که غرب را با شیفتگی و از روی ولع و خودکم‌بینی و خودباختگی می‌نگرد، همواره غرب برای او منبع الهام است و هر اتفاقی که در معماری غرب بیافتد را به عنوان پدیده‌ای مطلق می‌بیند که از عالم بالا به‌سوی او نازل شده و در تمسک به ظواهر غرب عقده‌های اجتماعی خود را گشوده و دردهای درونی خود را تسکین می‌بخشد. حال آنکه هنر غربی نیز در پی تسکین درد فقدان حضور خدا در جامعه است. جوامع محروم در نگاهی غیرواقعی، تفاخر و غرور معماری غرب را بدل از نسخه‌ای شفابخش برای درمان معماری خود می‌یابند و درمان پیچیدگی‌های سبک زندگی جدید تحمیل‌شده به خود را در زدودن هنر و معماری و شهرسازی اصیل خود و جایگزینی ارمغان‌های غرب می‌بینند. طبقه فرادست جامعه نیز گرایش به معماری غرب را به مثابه پوزی روشنفکری اتخاذ می‌کند.

چرا زاها حدید اسطوره معماری جهان سومی‌هاست؟ + تصاویر

نباید از نظر دور داشت که بیشترین محصلان معماری ایران را زنان تشکیل می‌دهند و در نگاه آنان که به طور افراطی همه‌چیز را از بعد جنسیتی تحلیل می‌کنند، زاها حدید الگوی موفق یک زن معمار است که با طراحی‌های خلاقانه و همچنین جوایز متعدد خود، انتقام ناکامی‌های زنان در دنیای زن‌ستیز را گرفته است. لذا او محبوب زنان جامعه حرفه‌ای معماری ایران نیز هست!

آنان‌که به سنت‌ها و ریشه‌ها مقید نیستند و ارز‌ش‌های فرهنگ غربی را برای زیست خود برگزیده‌اند، به حکم متفاوت بودن و خاص بودن و برگزیده بودن، ارزش‌های معماری خود را می‌زدایند و با سطحی‌نگری تمام، هنرمندی را در متفاوت بودن می‌یابند، بی‌آنکه به لایه‌های عمیق هنر معماری نزدیک شوند و راهی به درون بجویند. لذا از آنجا که زاها حدید متفاوت است، مطلوب و محبوب است!

برای قشر جدید بدنه کارشناسی جامعه نیز، معماری پدیده‌ای فانتزی و رمانتیک است که می‌توان با آن برخورد مد‌گونه کرد و به مثابه یک مد، به سوی معماری فلدینگ و دیکانستراکشن و ... شتافت و طراحی‌های تخیلی و موهوم آن را بر بستر نامتجانس فرهنگی خود نشاند. معماری از منظر آنان حتی پدیده‌ای گرافیکی و تصویری و سه‌بعدی است که همه‌چیز در آن ختم به رنگ و لعاب و نماسازی می‌شود و تمام!

تندیس‌گرایان در معماری، آن را جولانگاهی برای نمایش و به رخ کشیدن فرم‌های بدیع خود یافته‌اند. غافل از آنکه معماری ابتدا به ساکن، وظیفه تامین فضایی برای تسکین و آرامش، در کنار تامین حوایج انسان را به دوش می‌کشد. ضمن آنکه يک فرم دايناميک، پرهیجان، سیال و جذاب در معماري فرم گرا و چالش‌های حجمي، در نهايت دچار برونگرايي است و دعوت به خودش مي کند و در معماری زاها حدید، دعوت به یک خودِ تهی از معنا!

زاها حدید چگونه معماری می‌کرد؟

معماری زاها حدید در درجه نخست، شالوده‌شکن و ساختارزداست، چرا که به فلسفه دیکانستراکشن (ساختارزدایی) ارجاع دارد. او برآمده از دوران گذار از مدرنیسم به وضعیت پست مدرن است و لذا ا در معماری خود، رویکردی آوانگارد دارد که با نفی فراروایت‌های معماری گفتمان جدیدی را در معماری رقم زد. شناخت فلسفه ديکانستراکشن، که سبک معماري ديکانستراکشن را پرورانده، ماهیت معماری او را هویدا می‌سازد. ديکانستراکشن زاييده ذهن ژاک دريدا، فيلسوف پست مدرن فرانسوي است. شايد هيچگاه معماري را به اندازه اين سبک ، به يک گرايش فلسفي نزديک نبينيم. فلسفه‌ای که ايهام، آشفتگي، ابهام، دوگانگي، عدم ثبات، تزلزل، فريب و عدم سودمندي را در پی دارد و شاید یکی از همین تناقض‌ها و دوگانگی‌های معماری زاها حدید، برنتافتن زمینه‌گرایی پست‌مدرن باشد! چراکه اندیشه پست‌مدرنیسم، اساسا زمینه‌گراست و این تناقض وجود دارد که چرا زاها حدید که در تمام اقلیم‌ها و قاره‌ها طراحی کرده، همه بناهای او شبیه یکدیگرند و تابع تفاوت‌های اقلیم و بوم و فرهنگ مناطقی که در آن به معماری پرداخته، از شرق تا غرب عالم نیستند و بنایی که در کامبوج می سازد، همانگونه طراحی می شود که در قلب نیویورک!

چرا زاها حدید اسطوره معماری جهان سومی‌هاست؟ + تصاویر

فاز دوم برج میلاد، طراح: زاها حدید

دیکانستراکش، یک ویژگی دیگری به معماری زاها حدید می‌بخشد. زدودن معنا برای آزادی صورت از قید آن!

اساسا معماری واجد سه ساحت است. ساحت اول سرپناه است که ما را از گزند بلایای طبیعی محفوظ می‌دارد. ساحت دوم، ساختمان‌سازی است که همه نیازها و کاربری‌های لازم ساختمان را به خوبی تامین می‌کند و ساحت سوم، انتقال معناست. معماری همچون سایر هنرها در حکمت هنر اسلامی زیر سایه معنا تعریف می‌شود و هنرمند آن است که در سلوک و عروج خود به عالم بالا به شهود معنا دست یابد و در محاکات آن، صورتی تنزیل یافته از آن حقیقت متعال را به زبانی زمینی زیر سایه اسم حضرت مصور، تصویر کند. لذا معماری تنها به ساحتی تعلق می‌گیرد که صورتی از یک معنا باشد! زدودن معنا از معماری ملازم نفی معماری است. بگذریم از آنکه بدلیل خاصیت مجسمه‌گونه و تندیس‌گرایی معماری زاها حدید، گاهی حتی عملکردها و کارکردهای بنا را تامین نمی‌کند و آن بنا صرفا به مجسمه‌ای جذاب بدل می‌شود که به دلیل فرم بدیع آن از جذابیت برخوردار است.

معماری زاها حدید، تعریف هنر از افلاطون و ارسطو که هنر را در محاکات و ممسیس می‌دانند و سپس بندتو کروچه و تولستوی که آن را در انتقال احساس می‌دانند، تا کلایو بل که هنر را خلق فرم معنادار می‌داند، را در می نوردد و به تعریف هنر از منظر مونرو بردزلی آن‌هم به صورت بسیار محدود و مقید نزدیک می‌شود، که هنر ایجاد جذابیت از طریق انتقال یک تجربه زیباشناسانه است. بگذریم که این تعریف، به دلیل آنکه بازه‌ای بسیار گسترده را شامل می شود و می‌توان زیبایی را به صورت متکثر به همه چیز و همه کس نسبت داد، محل جدال نظریه‌پردازان است. به هر تقدیر می توان هنر زاها حدید را «ایجاد جذابیت از طریق انتقال یک تجربه زیباشناسانه» دانست. اما مگر معماری کاربردی ترین هنر نیست که می بایست در عین معنادار بودن و تبدیل معنا به محسوسات، به نیازهای بسیاری پاسخگو باشد؟ و مگر هر چیز غریبی را می‌توان به خلاقیت هنری نسبت داد و هر خلاف‌آمدعادتی را هنر دانست؟

معمای زاها حدید از طریق تاخوردن و خزیدن لایه‌ها بر روی هم فرم‌ می‌گیرد که گاهی بی‌پروا و آزاد برمی‌خیزد و نرم و سیال فرومی‌نشیند. این لایه‌ها به معماری فولدینگ (folding) مشهور است که به خاستگاه فلسفی خود ارجاع دارد. فولدينگ که حاصل ذهنيات ژيل دلوز، فيلسوف پست مدرن فرانسوي است، ابهام انگيزي، عدم وجود ارجحيت در هيچ چيز، نفي سلسله مراتب عمودي و تاکيد بر حرکت افقي را به دوش مي کشد و همه اینها مبنایی برای ریزوم‌وارگی در فرم شد. مولفه‌هایی که به وضوح ویژگی‌های معماری زاها حدید را شکل می‌دهند.

چرا زاها حدید اسطوره معماری جهان سومی‌هاست؟ + تصاویر 

هتل فرشته پاسارگاد در منطقه الهیه در شمال شهر تهران، طراح: زاها حدید

برخی از منتقدان، عدم وجود ارجحيت در معماری زاها حدید را به تلاش او برای برابری جنسیتی در معماری و مظلوم‌نمایی زنانه او در جهت جلب طرفداران بیشتر خود نسبت می‌دهند. تا جایی که استیفن بلی در نقدی طعنه‌آمیز معتقد است او خود را به نماد مظلومیت و تبعیض جنسیتی علیه زنان بدل کرده است. چیزی که به جهانی شدن او کمک می کند!

چرا زاها حدید اسطوره معماری جهان سومی‌هاست؟ + تصاویر
بیلبورد طراحی‌شده برای خیابان‌های لندن توسط زاها حدید

چرا زاها حدید اسطوره معماری جهان سومی‌هاست؟ + تصاویر

طرح برنده زاها حدید برای شهر نمایشگاهی قاهره


پس از بستر فلسفی، خاستگاه اقتصادی معماری زاها حدید را نیز باید کاوید. آغاز زاها حدید مقارن با بازتولید اقتصاد لیبرالی در غرب دهه 70 است. دوره‌ی رونق پس از رکود در اقتصاد نئولیبرالی که با مولفه‌هایی همچون، مقررات زدایی، خصوصی‌سازی و عقب‌نشینی دولت از تامین اجتماعی، سرمایه‌داری جدید، فروپاشی قدرت‌های اقتصاد دولتی و جهانی سازی و هضم اقتصادهای دیگر در اقتصاد هژمونیک نئولیبرالی شناخته می‌شود. به تبع بال و پر گرفتن نئولیبرالیسم و اقتصاد کاپیتالیستی، معماری نیز جولانگاه برژواها در نظام سرمایه‌داری شد.

روحیه معماری مسرفانه، فخرفروش و متظاهرانه زاها حدید نشان از تعلق معماری او به طبقه‌‌ای اجتماعی دارد که نسبت به سرمایه و هزینه‌های ساخت بی‌تفاوت است و به طرزی آمرانه، باید تکنولوژی ساخت، به خدمت طرح‌های متهورانه و نظرات مستبدانه او درآید. آنچنان‌که در اواخر عمر، او را با لحنی کنایه‌آمیز، معمار حیاط‌خلوت دیکتاتورها نامیدند. چراکه تنها با سرمایه دیکتاتورها ساخت طرح‌های او ممکن می‌شد. اتلاف فضا به نفع شکل‌گیری بداعت‌های فرمال با هزینه هنگفت را تنها با اقتصاد سرمایه‌داری می‌توان ترجمه کرد. این اتکای به سرمایه عظیم و بی‌تفاوتی نسبت به هزینه بالا، لاجرم به عدم توجه به الگوهای فرهنگی، اقلیم، بوم و محیط اجتماعی نیز انجامید و معماری او را به طرزی خودخواهانه، با قالبی واحد در سراسر جغرافیا مستولی نمود.

فرمِ رها و سیال معماری او که گویی تاویلی زاهاحدیدی از آزادی‌های اجتماعی است، تبعاً ریشه در فرهنگ اباحه‌گری و رهایی از هرگونه تقید و تعهد در لیبرالیسم دارد که انسان را یله و رها در پهنه‌ای از مباحات لامنتها می‌خواهد. در نگاه انسان‌شناسانه او، انسانیت مفهومی سیال و آزاد است که در یک تکامل تاریخی داروینیستی یا آزاد بلوغ کرده است و به تبع این مفهوم، فضای زندگی او نیز تنازعی قدرت طلبانه برای بقا و انطباق با شرایط دنیای جدید را می‌طلبد. لذا تاریخ و سنت و گذشته و زمینه را محکوم به فنا می‌داند. اما از کجا می‌توان مطمین بود که این سیر تکامل، بر مسیر رشد و بر معیارهای کمال حقیقی انسان استوار است؟ این نوگرایی که معماری زاها حدید ما را به آن دعوت می‌کند نگاهی از سر کرامت و مفاهیم رفیع به انسان ندارد!

چرا زاها حدید اسطوره معماری جهان سومی‌هاست؟ + تصاویر

کارخانه نساجی قدیمی بلگراد بازسازی شده توسط زاها حدید؛

این ساختمانهای نمادین به مناسبت استمرار امضاء جنبش مدرنیته در شهر بلگراد (پایتخت صربستان) در اواسط قرن بیستم ساخته شده بود.

معماری زاها حدید مسئولیت اجتماعی ندارد و بیش از همه وامدار حاکمیت سرمایه است. لذا معماری تندیس‌وار، فرم‌گرا و ناکارآمدی است که بدور از نیازهای واقعی جامعه شکل می‌گیرد و خود را موظف به پاسخگویی به مسایل روز معماری در تناسب با زندگی شهری و در مقیاس شهر نمی‌بیند. تا جایی که نگاه نئولیبرالیستی او به تقابل با توسعه حقوق عمومی در شهر برمی‌خیزد و به طرزی عوام‌فریبانه و ظاهرفریب به تحقیر فرودستان و لایه‌های حذف‌شده‌ی جامعه از منظر طبقه‌ی فرادست می‌پردازد.

سخن آخر

در پایان باید گفت معماری نئولیبرالیستی، تندیس‌وار، ظاهرگرا، فرمالیستی، ناکارآمد و عوام‌فریبانه زاها حدید دردی از معماری امروز ما را مداوا نخواهد کرد و جامه‌ی عزایی که نوباوگان معماری در سوگ او به تن کرده‌اند نشان از عمق التقاط، خودباختگی، دیگرشیفتگی و سطحی‌نگری در معماری ما دارد و نشانه‌ای است که اگرچه فروکش خواهد کرد اما تا ریشه‌‌هایش باقی است، بیماری التقاط نیز معماری اصیل و ارزشمند ما را به محاق خواهد برد. نشانه‌ای از استیلای غرب بر معماری معاصر ما!


به قلم: اسماعیل ارجمندی

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 47
  • در انتظار بررسی: 10
  • غیر قابل انتشار: 23
  • ۲۲:۱۳ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
    8 0
    یعنی شما از یکی تعریف کنی ادم شاخ در میاره!
  • اصلان ۲۲:۲۱ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
    13 0
    سخن آخرت حرف مفتی بیش نبود
  • معصومه ۲۳:۲۶ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
    21 6
    اینهمه نظرات منفی‌ در مورد بانویی که یکی‌ از موفق‌ترین مهندسین معمار جهان بوده است شگفت آور است. این بانو که از مادری ایرانی‌ زاده شده، توانسته بر بسیاری از مهندسین معمار مرد پیشی‌ بگیرد و اگر کارهایش زیبا و کارامد نبودند، مورد استقبال هم در عمل قرار نمی‌گرفتند. آیا زمان آن نرسیده که بسیاری از هموطنان ما دست از زن ستیزی بردارند؟
  • امیر ۲۳:۳۰ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
    17 2
    بجای نوشتن این خزعبلات برو زاها حدید شو.
  • ۲۳:۳۳ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۴
    4 18
    طرح هاش بیخوده روح نداره اشکال کج و معوج که کار معمار رو سخت می کنه ...
  • ۰۰:۳۴ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    7 1
    در اخر ایشان را به شدت کوبیده اید دریغ از این که او یک زن بسیار هنرمند، با سواد و الهام بخش بود. سبک معماری ایشان هم شالوده ی ذهنش بود و تحصین بر انگیز است. به نظرم اگر زنان ایرانی زنی مثل زاها حدید را الگوی خود قرار دهند (در مسائل علمی) بسیار عالیست.
  • ۰۰:۴۰ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    7 2
    تو رو خدا چرت پرت ننویسید
  • ۰۱:۱۶ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    2 1
    قبول دارم .... (اما قول میدم که اگه از دانشجوهای معماری درباره معنای فولدینگ و رسالت معنوی سبک فولد بپرسین ، بدون استثنا می گویند ، رسیدن به وحدت!!!....خخخخ....ایها الناس این اعتقاده باطلیه... این تعبیر وارونه ی یک رویاست ....رویای تجلی زیبایی خودِ تنهایِ درون.....)
  • ۰۱:۱۸ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    5 9
    معماری فقط ایرانی اسلامی
  • محقق ۰۲:۵۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    1 1
    بدون ورود در بحث كرايش مهندسي و ارشيتكتي او و رويه مخلوط سازي نكرش غربي در معماري كشورهاى اسلامي؛ دو نكته را جهت تصحيح يادآوري مي كنم: نام اين بانو: ضُحَى كه يك نام قرآني است و در ميان مسلمانان عرب رايج مي باشد نه زاها مليت اين بانو عراقي بوده است، و تابعيت دوم انكلستان نيز داشته مثل همه فرنك رفته هاي مقيم غرب، و حتى برخي از سرشناسان ايراني لطفا متن كزارشتان را تصحيح كنيد
  • ۰۳:۳۲ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    2 2
    این بنده خدا که در هتل و مرکز تجاری کنار برج میلاد نهایت اشتباه رو مرتکب شد و هیچ همخوانی بین ساختمان برج میلاد و سازه های طراحی شده توسط ایشون نداره امیدوارم اجرایی نشه و در جای دیگه ای پیاده سازی بشه
  • استاد دانشگاه شریف ۰۷:۳۷ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    8 2
    این حد از عرب ستیزی واقعا حجالت آوره ایشون بهترین معمار تاریخ جهان هست اگر ایرانی بود حتی در امریکا و اسراییل هم بود مایه افتخار بود ولی تنها مشکلش این هست که عراقی هست...
  • معمارباشی ۰۸:۱۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    1 0
    مشرق جان اینکه در بین مردم ما بطور عام و در خواص ما بطور خاص یک نوع دلبستگی به غرب وجود داره شکی نیست اما درست نیست که ضعف فرهنگی و علمی نوباوگان دانشگاهی خودمون رو که متاثر از بی برنامگی و التقلط بیش از حد در مبانی دانشگاهی ما هست رو با نسبت دادن به این و اون و نقد دیگران لاپوشونی کنی یه سری به دانشگاه ها و مطبوعات و رسانه ها بزن ببین چه جوری در راستای ایجاد انگیزش به معماری غرب و تاریخ معماری غرب اقدام میکنن و از طرفی چه ظرفیتی از معماری ایرانی رو در حد چند واحد پیش پا افتاده تدریس می کنن و همینطور نوع بازخورد معماری ایرانی اسلامی رو ببین که از مفهوم خارج شده و به نماد گرایی می پردازه وقتی تا صحبت از معماری ایران میشه تنها و تنها در مقابر و مساجد و بناهایی نظیر این لحاظ میشه یقینن از عرف جامعه رخت بر میبنده و کاربرد مذهبی صرف میگیره در حالیکه معماری ایران در تمام ادوار در وجوه مختلف در زندگی مردم ساری و جاری بوده از باغ تا شهر از خانه تا کاخ حکومتی همه جا اثر و رد پای این معماری بوده ولی امروز در مباحث شهرسازی در مبانی معماری تنها به ذکر مفاخرش بسنده شده و هیچ تعریف جهت بهره وری ازش وجود نداره این میشه که احجام و سبک هایی نظیر معماری کلاسیک در دوره ایی از تاریخ که پست مدرن نامیده میشه در سرتاسر ایران مشاهده و ملاحظه میشه ومعماری رومی به عنوان معماری بازاری امروز بر در و دیوار شهر جلوه نمایی میکنه بحران هویت در معماری امروز ناشی از فریفتگی نیست ناشی از عدم تروج تدریس و زمینه سازی مناسب در تمامی سطوح هست....
  • ۰۹:۰۰ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    1 6
    کجای طرح‌های کج و کوله این خانم رنگ مادرزادی ایرانی داره که حس ناسیونالیستی ما رو برانگیزه؟!! معصوم خانم شما دچار حس فمنیستی شدی
  • وحید ۰۹:۱۲ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    2 1
    واقعا نتیجه گیری پایانی، سطح مقاله را خیلی پایین آورد؛ معماری سنتی ایران یا هر نقطه از جهان، باید در تلفیق با رویکردهای مدرن، حرفی برای جهان امروز و آینده داشته باشد؛ در صورت چنین تعاملی، قطعا معماری سنتی ایران زنده و پویا باقی خواهد ماند. به نظر من معماران ایرانی هم باید معماری سنتی و بومی ایران را به خوبی بشناسند و هم به معماری مدرن جهان آگاهی داشته باشند و از مجموع آنها، حرف نوی برای جهان بزنند.
  • وحید ۰۹:۱۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    3 1
    این چه ربطی به زن ستیزی دارد؟ معماری زاها حدید، نگرش پست مدرن به معماری را نشان می دهد که بنا به پاره ای ملاحظات، موافقان و مخالفان بسیار دارد؛ طراحی های این چنینی، چالش برانگیز است و له یا علیه آن، موضع گیری می شود، امّا این بحث های تخصصی، چه ربطی به زن ستیزی دارد؟ لطفا از پیله های محدود زن و مرد گرا خارج شویم و انسان (زن یا مرد) را در نظر بگیریم.
  • ۰۹:۱۶ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    0 1
    در پایان باید گفت معماری نئولیبرالیستی، تندیس‌وار، ظاهرگرا، فرمالیستی، ناکارآمد و عوام‌فریبانه زاها حدید دردی از معماری امروز ما را مداوا نخواهد کرد و جامه‌ی عزایی که نوباوگان معماری در سوگ او به تن کرده‌اند نشان از عمق التقاط، خودباختگی، دیگرشیفتگی و سطحی‌نگری در معماری ما دارد و نشانه‌ای است که اگرچه فروکش خواهد کرد اما تا ریشه‌‌هایش باقی است، بیماری التقاط نیز معماری اصیل و ارزشمند ما را به محاق خواهد برد. نشانه‌ای از استیلای غرب بر معماری معاصر ما!
  • وحید ۰۹:۱۶ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    1 0
    الآن بانوهای دانشمندی داریم که بسیار هم موفق و سرآمد هستند؛ فارغ از مباحث و موفقیت های خانم حدید در معماری، امّا دوستان لطفاً مباحث تخصصی را به اجتماع و الگوسازیِ اجتماعی مبدل نکنند.
  • وحید ۰۹:۲۴ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    2 1
    1 ـ نام این بانو در زبان عربی هم «زَها حسام حدید» است؛ زها در عربی به معنی با رونق و با شکوه و به عنوان اسم زنانه هم مطرح می شود. 2 ـ دختر «محمد حدید» است که در دهه 1958تا 1963 میلادی، وزیر اقتصاد عراق بوده است. 3 ـ ملیت این خانم «عراقی» بوده است و تابعیت او «انگلیسی»؛ لطفا بین ملیت و تابعیت تفاوت قائل شوید. 4 ـ زَها حدید هم مثل هر پدیده ی وارداتی دیگر، یک موج راه انداخته است و سخن گفتن از او و معماری اش، برای محافل خاصّ، جذابیت دارد و می توانند انواع تئوریهای عجیب و غریب فمینیستی را درباره ی او به خورد مخاطب ایرانی بدهند. 5 ـ ماهیت معماری او می تواند در جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی مطرح شود؛ امّا ساختار معماری اش بحث تخصصی است که نیاز به کارشناسی معماران مسلط دارد.
  • وحید ۰۹:۲۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    4 1
    اگر شما واقعاً استاد دانشگاه شریف باشید، باید برای دانشجویانتان تأسف خورد؛ بهترین معمار تاریخ جهان! حُبّ الشیء یعمی و یصمّ!
  • محمد عاشق پیامبر ۱۰:۰۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    1 0
    ما چه در مباحث شهرسازی و چه در معماری، متاسفانه هیچ(تاکید می کنم، هیچ!) حرف جدیدی نداریم! برداشت ها از اسلام در شهرسازی و معماری (مانند کار دکتر جعفرپور) بسیار سطحی و ساده و گاه بسیار احمقانه پیش می رود؛ چه خوب هست کسانی که ادعای برتر بودن زاها حدید را دارند، پاراگرافی متن علمی و منطقی و دقیق با ادله محکم بنویسند تا بقیه نیز آگاه شوند، نه مانند برخی به گفتن کلمات بزرگ! و کلی گویی که بله ایشان معمار خیلی بزرگی بود! چرا؟ چون خیلی خوب و بزرگ بود!! بسنده کنند!
  • ۱۰:۰۸ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    3 0
    نه که قبل اسلام معماری نداشتیم!!!!!
  • ۱۰:۲۲ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    1 1
    اشتباه مثبت دادم
  • ۱۱:۱۰ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    5 0
    به جای این حرف های قلمبه سلمبه زدن عرضه داری طرح بده . شماها اصولا فقط بلدید عربده بکشید. کار ازتون بر نمی اد
  • دامغانی ۱۱:۵۹ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    1 0
    تاریخ های بیوگرافی اشتباست.
  • مهدی ۱۲:۰۲ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    0 0
    حتی اگر حرف این یادداشت صحیح باشد، استدلال های بی معنی مطرح شده
  • مصطفی ۱۲:۴۷ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    0 3
    مقاله بسیار خوبیست معماری زاها حدید براساس جهان بینی مادیگرای انسان غربیست و با روحیه معنا گرای انسان ایرانی و شرقی سازگاری ندارد . تنها راه، رشد وپویایی و به روز شدن معماری ایرانی اسلامی مبتنی بر جهان بینی و اصول تفکر و روحیه معنا گرای انسان مسلمان و ایرانیست نه تلفیق با معماری غرب .
  • دانشجوی معماری ۱۵:۰۱ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    0 2
    چقدر از استادمون سرکوفت شنیدیم تا برید طرحهای زها حدید رو ببینید بنظرم طرحهای دیکانستراکشن وی بسیار نامعمول و غیر واقعی هستند
  • ۱۵:۱۲ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    3 0
    به جای ولگردی تو اینترنت برو زاها حدید شو
  • حسین ۱۶:۰۶ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    1 1
    فکر کنم زاها حدید فتوشاپش قوی بوده
  • تازه مسلمان نروژی مقیم ایران ۱۷:۰۴ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    3 0
    مشرق عزیزم یک بار دیگر حرف مفت بزنی با پشت دست میزنم تو دهنت که تا سه روز غذاخوردن از یادت برود
  • علي ۱۷:۰۷ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    1 0
    معمولا در معياري ذهنگرا هميشه از غالبهايي نظير مكعب و ،،و گوشه هاي تيز استفاده ميشود. معماري مدرن و معنوي غالبهايي سيال گونه و منحني بدون هرگونه تيزي دارد، چيزي شبيه معماري ظاها حديد. در مناطق كمتر توسعه يافته بهتر است معياري ذهنگرا و نمادهاي تيز استفاده شود تا باعث ايجاد توسعه مادي بيشتر شود. حال انكه در مناطق توسعه يافته مادي ،بايد معماري معنوي استفاده شود تا باعث توسعه معنوي و تعادل شود.
  • امیر ۱۷:۱۹ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    0 1
    شاید فراماسون بوده
  • رضا ۱۹:۴۷ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
    1 0
    چی میگی ؟
  • احمد ۱۲:۰۸ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۶
    1 0
    چرا؟؟؟
  • برنیان ۱۸:۲۳ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۶
    2 0
    زاها حدید روحیه ای لطیف داشته انگار احساس خودش رو بجای سرودن شعری زیبا مثل موسیقی که تو دل کوه ببیجه مثل یک نسیم زیبا و ملایم بهاری که به صورت آدم میخوره با فلز و شیشه و مصالح دیگه به تصویر کشیده ...اینها سراسر از روح لطیفش سرجشمه گرفته و ربطی به سرمایه داری نداره
  • ۱۹:۳۳ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۶
    1 0
    نگو اینهمه هوش این هنرمند از کجا اومده؟!به دایی هاش و اقوام مادری رفته،
  • الهه ۲۰:۵۹ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۶
    3 0
    اتفاقا کارهاش عالیه نویسنده خیلی خیلی بی انصافی
  • ۰۸:۲۸ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۷
    0 2
    در نگاه اول جالبند ام جنجالی و اعصاب خورد کن هستند احشاس آرامش به شهر نمی دهند. یعنی می خواهند برج میلاد را هم با آپارتمان های بی قواره این خانم بد نما کنند!
  • ارشد معماري ۱۸:۵۲ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۸
    3 0
    واقعا هنوز معناي نقد و انتقاد رو بلد نيستين اگه هدفتون جز اين بود كه نظر كاملا عوامانتون رو با ميخ به سر مخاطب بكوبيد سخت در اشتباهيد حالا برين دم از معماري تاريخ مصرف گذشتمون حرف بزنين كه هنوز نميدونيد ايراني بگيد بهش يا اسلامي زاها يك اسطوره بود همين كه شما با اين عقايد پوسيده كه تلاش ميكنين اخر همه ي معماري ها يك رويكرد ايراني بچسبونين معلومه كه چقدر عقبيد كه از همون معماري ايراني هم فقط چند تا چيز رو شاخص كردين و به به ميكنين ،اومديد نقد كردينش البته اگه بهش بشه گفت نقد تا خصومت شخصي اگر معمار هستين سعي كنين دوتا خط بكشيد و بعد نقد كنين كارهاتون رو شما همون هايي هستين كه پرديس ملت دانشمير رو هم سركوب كردين
  • مری ۰۷:۴۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۲
    1 0
    اقا يا خانم ناشناس كه گفتی این همه هوش واستعداد زها حدید از اقوام مادرش وبه قول توداییاش اومده، اخه بیچاره ایرانیا چی دارن که تایه آدم موفق ومشهور عرب میبینید این جور از حسادت میترکید؟؟! نه وجدانا غیرازاینه که ایران عقبمونده ترین کشور دنیاس؟؟ خب اگه ایرانسا باهوشن چرا کشورشون این ریختیه؟؟
  • مری ۰۷:۴۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۲
    1 0
    اقا يا خانم ناشناس كه گفتی این همه هوش واستعداد زها حدید از اقوام مادرش وبه قول توداییاش اومده، اخه بیچاره ایرانیا چی دارن که تایه آدم موفق ومشهور عرب میبینید این جور از حسادت میترکید؟؟! نه وجدانا غیرازاینه که ایران عقبمونده ترین کشور دنیاس؟؟ خب اگه ایرانسا باهوشن چرا کشورشون این ریختیه؟؟
  • مری ۰۷:۵۶ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۲
    3 0
    مشرق خواهشاطلاعات اشتباه نده،این خانم مادرش ایرانی وشیرازی نیست،بلکه مادرشون وجیهه الصابونجی یک زن عراقی متعلق به خانواده ای متمول ازموصل بوده. حالا هی بیاید ادمای معروف وموفق جهانو بچسبونید به ایرانیا
  • معمار ۱۴:۴۴ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۲
    0 2
    سلام معماران آینده . ما خیلی باید دقت کنیم به کارهای معماران بزرگ حتی ایرانی . این معمار برجسته هیچ ربطی به ایرانی بودن نداره . این یک حرف بیربطیست که می گن ایرانیه . وبعدهم کاراش خیلی تعریفی نداره من زیاد خوشم نمی یاد . چون توکاراش ایده از طبیعت وجود نداره . بلکه باید از طبیعت و از حرکت گفته بشه مثل کراهای سانتیاگو کالاتراوا . بسیار عالیست طرحهای این معمار. که ایده از بدن انسان گرفته تا چشم انسان . و معروفترین طرح این معمار موزه میلواکی و شهر علم که خیلی عالیه . ممنون
  • رسول ۱۵:۵۳ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۰
    0 0
    ای کاش یکی از طرحهای خانم زحا حدید در ساختمان در اهواز بود عالیه
  • 111 ۰۱:۲۳ - ۱۳۹۵/۰۸/۰۷
    2 0
    تعریف شما از دیکانستراکشن اشتباه است
  • مسعود ۲۱:۲۹ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۴
    0 2
    بسیار زیبا بود من کامران دیبا خودمون رو ازین خانوم بهتر میدونم معماری نمایش مد نیست معماری وسیله ایه که انسان رو به نا خوداگاه خودش بر میگردونه و جنبه های نا شناخته درون رو با زبان بی زبانی میشناساند

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس