کد خبر 421673
تاریخ انتشار: ۶ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۷

اتفاقاً به شكلي خاص اين حرف ها در روزنامه اطلاعات منعكس بود. فقط در چند جا گاهي نيم سطري و گاهي يك سطر سفيد مانده بود كه من خيلي دقت كردم كه نام چه شخصي است.

به گزارش گروه تاریخ مشرق؛ متن حاضر از كتابچه يادداشتهاي روز سال 1356 ابوالحسن عميدي نوري انتخاب شده است. كتابچه مذكور با عنوان "يادداشت هاي روز شماره 79 از 12/6/1356 تا 17/10/1356، در مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران نگهداري مي‏‌شود.

سانسور نام «اعلیحضرت» از رزونامه اطلاعات

36/7/30 ـ ديروز جمعه بود. بعضي از بستگان و دوستان آمده بودند. نكاتي از گفته‌‏ها ثبت مي‌‏شود:

1 ـ محمود وارسته (مديركل سابق وزارت اقتصاد و فعلاً وكيل دادگستري) همشيرزاده خانم مي‌‏گفت:
 
چند روز پيش در كاخ دادگستري از جلوي دادگاه شعبه اولي كه پرونده عليزاده و صيرفي معاونين وزارت بازرگاني را درباره معامله شكر رسيدگي مي‏‌كرد عبور مي‏‌كردم. چون ساعتي وقت آزاد داشتم علاقه ‏مند شدم جزو تماشاچيان بنشينم و محاكمه مزبور را هم ببينم. بعد كه به سؤال و جواب‌هايي در آنجا برخوردم، بسيار خوشحال شدم كه چه خوب موقعي در دادگاه بودم، زيرا سؤال و جواب جالبي بود كه جان كلام پرونده را نشان مي‏‌داد.

هاشمي رئيس دادگاه مثل اينكه مسلط است بر پرونده از اين جهت سؤال‌هاي جالبي مي‏‌كرد. مثلاً از او پرسيد: "با آنكه گفتيد كه اين شركت انگليسي مورد معامله با شما درباره شكر جزو ليست بيست نفري كه معامله شكر به‏ طور معمولي مي‏‌كرديد نبود و با اصول مناقصه و مزايده هم معامله نكرديد پس اين شركت را از كجا شناختيد و چطور شد كه با او به سرعت معامله را انجام داديد؟"

عليزاده معاون وزارت بازرگاني گفت: "اين سؤال در بازپرسي هم از من شد و من ناچار شدم با اين شركت مكاتبه كنم و جواب آن را تهيه نمايم. چنان كه جواب آن را تهيه كردم و به پرونده امر دادم. اين شركت را هويدا و بعد مهدوي شناختند و هويدا به مهدوي گفت اين معامله با اين شركت انجام پذيرد.

و من همان روزهايي كه از شركت تعاوني روستايي به وزارت بازرگاني منتقل شدم، وزير بازرگاني اين قرارداد را تهيه نموده بود و به من گفت الان مديرعامل شركت در مهمانخانه منتظر است. فوراً با او تماس بگير و فوري فوري كه اين كار تمام شود.

رئيس دادگاه به او مي‏ گويد چه دليلي بر اثبات اين ادعاي خود داري؟ عليزاده مي‏ گويد: "بالاتر از اين را بگويم چون در همان روزهايي كه من معاون شدم قبل از معرفي به پيشگاه شاهنشاهي تحت فشار وزير بودم كه اين قرارداد را به امضا برسانم. وقتي به شاهنشاه معرفي گرديدم اعليحضرت از همين قرارداد از من پرسش فرمودند و تاكيد كردند با آن شركت انگليسي كار قرارداد را تمام كردي؟ بايد درازمدت باشد."

سانسور نام «اعلیحضرت» از رزونامه اطلاعات 

اين جواب ها بسيار جالب بود. اينها را كه در روزنامه ‏ها نمي‏ نويسند! من حرف وارسته را قطع نموده گفتم: اتفاقاً به شكلي خاص اين حرف ها در روزنامه اطلاعات منعكس بود. فقط در چند جا گاهي نيم سطري و گاهي يك سطر سفيد مانده بود كه من خيلي دقت كردم كه نام چه شخصي است. ابتدا چنين نتيجه‏ گيري نمودم كه نام هويداست كه به مناسبت اشتغال او به وزارت دربار فعلاً ملاحظه كرده ‏اند اسم او را ننوشته ‏اند و الاّ داستان فشار مهدوي وزير بازرگاني به عليزاده در روزنامه اطلاعات منعكس بود. بعد ديدم در يك جا اسمي هم از هويدا برده شده بود. من پيش خود خيال كردم آن يك جا اشتباهاً از سانسور رد شده بود. حالا كه جنابعالي توضيح داديد كه از توصيه اعليحضرت هم عليزاده سخن به ميان ‏آورد خيال مي‏كنم آن يك سطر سانسور مربوط به همين موضوع است كه جنابعالي گفتيد. بله ترديد نيست كه پول نفت بايد همين طوريها به كشورهايي كه براي آنها سهميه ‏بندي شده است صادر گردد. انگلستان در منتهاي مضيقه ارزي قرار دارد و ايران بايد اطاعت كند از نقشه‏اي كه به او تحميل مي‏شود به كجا و چقدر ارز نفت داده شود. خريد شكر و گندم و غيره همه بهانه است. چنان كه ديديم چقدر از اينها نفله شد و دردريا ريخته شد و ميلياردها دلار هم به عنوان جريمه و خسارت توقف كشتي ها در بنادر ايران ارز خارج گرديد.

 *بهارستان- شماره هفت

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس