به گزارش مشرق، ایران ممکن است در سه دوره پیشین حضورش در جام جهانی هیچ گاه به دور دوم این رقابتها نرسیده باشد اما این بدان معنا نخواهد بود که حضور آنها در این تورنمنت فراموش شدنی است.
زمانی که این تیم از غرب آسیا در این رقابت جهانی حضور یافته ممکن است این تورنمنت را خیلی زود ترک کرده باشند اما اتفاقهای رخ داده در این جام برای آنها تا مدت زیادی در خاطر باقی ماندهاند.
با توجه به آنکه آنها مقابل تیمهای آرژانتین، نیجریه و بوسنی و هرزگوین بازی دارند، عملکرد آنها زیر نظر کارلوس کیروش در این جام جهانی میتواند به یک بخش خیلی خوب بدل شود. این چهارمین حضور آنها است، با امیدی تازه.
همه چیز به جام جهانی 1978 در آمریکای جنوبی بازمیگردد. ایران با هلند، اسکاتلند و پرو همگروه شد. گروهی سخت که برای تیمی که در سه دیدار مرتکب چهار پنالتی شد و یک گل به خودی هم داشت. دو پنالتی در دیدار با هلند رخ داد تا هر دو آنها توسط رابی رنسنبرینک تبدیل به گل شده و هلند سه بر صفر به برتری برسد. دو پنالتی دیگر هم در دیدار با پرو که دیدار پایانی گروه بود رخ داد که تئوفیلیو کوبیلاس آن را وارد دروازه ایران کرد.
نقطه مثبت حضور ایران در آن جام جهانی تساوی یک بر یک مقابل اسکاتلند بود. اتفاقی که نام ایران را بر سر زبانها انداخت. ارتش تارتان با امید بسیاری و تحت مربیگری الی مکلئود با این امید به جام جهانی آمده بود که قول حضور در چهار تیم پایانی را به هوادارانش داده بود. در واقع این تیم کمی بیش از حد اعتماد به نفس داشت. آنها در شرایطی در دیدار نخست مقابل پرو ایستادند که تصور میکردند سه امتیاز کامل را میگیرند اما شکست خوردند. دیدار دوم هم مقابل ایران بود. دیداری که باز هم تصور میکردند هر سه امتیاز از آن آنها است. ایران از دروازهبانی با استعداد به نام ناصر حجازی در ترکیب خود بهره میبرد. حجازی به خاطر انقلابی که در سال 1979 در ایران رخ داد شانس حضور در باشگاه منچستریونایتد را از دست داد اما او پس از آن هم در داخل و هم خارج از زمین به اسطوره ایرانیها بدل شد.
جانشین حجازی در چارچوب دروازه تیم ملی فوتبال ایران دو دهه بعد یعنی در سال 1997 درست کاری همانند او انجام داد. دیدار پلی آف ایران و نماینده قاره اقیانوسیه یعنی استرالیا. تساوی یک بر یک در دیدار رفت و در ورزشگاه آزادی مقابل 100 هزار تماشاگر در تهران. زننده گل استرالیا هری کیول جوان بود.
کیول که به تازگی از دنیای فوتبال کناره گیری کرده است در نیمه نخست دیدار برگشت بار دیگر برای تیمش گلزنی کرد. اورلیو ویدمار نیز در ابتدای نیمه دوم فاصله را دو برابر کرد تا تری ونبلز و تیمش امید بالایی برای حضور در جام جهانی فرانسه پیدا کنند. دو گل دیرهنگام از تیم میهمان اما 85 هزار تماشاگری که در ورزشگاه کریکت ملبورن را به سکوت دعوت کرد. در تهران همه چیز برعکس بود. به اعضای تیم ملی گفته شد بازگشت خود به ایران را به تاخیر بیندازند.
این پایان ماجرا نبود. قرعه کشی جام انجام شد و ایران با آمریکا در یک گروه قرار گرفت. این یک گره بسیار سخت بود. یک شکست خفیف مقابل تیم بسیار خوب یوگسلاوی، ایران را در دیدار دوم در شهر لیون به رویارویی با آمریکا فرستاد، تیمی که به شدت نیاز به کسب امتیاز داشت. با توجه به اینکه بیل کلینتون پیش از آن مسابقه پیغامی برای دعوت به صلح فرستاده بود، شاخههای گلی که بازیکنان ایران پیش از آغاز مسابقه به بازیکنان متعجب حریف دادند موجب شد تا نخستین پیروزی ایران در جام جهانی فوتبال (که تاکنون هم پابرجا است) رقم بخورد.
حمید استیلی کهنه کار درست پنج دقیقه پیش از پایان نیمه نخست با ضربه سر دروازه آمریکا را باز کرد تا همانند مارکو تاردلی به شادی بپردازد. در حالی که 6 دقیقه تا پایان بازی مانده بود، مهدی مهدوی کیا جوان (او سال گذشته از فوتبال کناره گیری کرد در حالی که هنوز 20 ساله به نظر میرسید) گل دوم ایران را زد. برایان مکبراید یکی از گلهای خورده آمریکا را جبران کرد اما سوت پایان مسابقه نشان از پیروزی دو بر یک ایرانیها داشت.
ایران برای تاریخ سازی باید دیدار خود مقابل آلمان را با پیروزی پشت سر میگذاشت اما آنها دو بر صفر به ژرمنها باختند. این شکست بدان معنا بود که ایرانیها باید به خانه بازمیگشتند اما به راستی سرهایشان را به نشان افتخار بالا گرفته بودند.
هیچ هواداری از تیم ملی ایران نمیخواهد نحوه عدم صعود به جام جهانی 2002 را به خاطر بیاورد. آنها در راه رسیدن به جام جهانی 2006 آلمان از بحرینیها انتقام گرفتند. گلهای دقایق پایانی ایران مقابل کره شمالی در پیونگ یانگ نیز برای رسیدن آنها به هدفشان عالی بود.
هواداران تصور میکردند برای نخستین بار در تاریخ کشورشان راهی مرحله دوم خواهند شد. تیمی که هدایت آن را برانکو ایوانکوویچ کروات به عهده داشت و بازیکنی چون علی کریمی که در آن زمان در بایرن مونیخ توپ میزد را در ترکیب داشت. علی دایی و وحید هاشمیان که پیشتر از آن در بایرن مونیخ بازی کرده بودند نیز در تیم حضور داشتند. جواد نکونام و آندرانیک تیموریان هم که از بازیکنان با استعداد ایران بودند در آن تیم حضور داشتند. در گروه آنها مکزیک، آنگولا و پرتغال حضور داشتند. گروه سختی بود اما صعود به مرحله بعد برای آنها غیر ممکن نبود.
نمایش نیمه نخست آنها مقابل مکزیک در یک بعد از ظهر خوب در شهر نورنبرگ نشان از آن داشت که ایرانیها میتوانند مقابل تیمهای باتجربه نیز دوام بیاورند اما در نیمه دوم همه چیز از دستشان خارج شد. علی کریمی که خسته بود و زیاد هم روی فرم خوبی قرار نداشت از ترکیب تیم خارج شد تا مکزیکیها دو گل دیرهنگام زده و بازی را سه بر یک ببرند. کارشناسان ایرانی نمایش خوب تیمش را ستوده و اعلام کردند تیمشان باید این بازی را با پیروزی پشت سر میگذاشته است. هواداران این تیم در شهرهای مختلف آلمان با حمایت و تعصب خودشان نشان دادند که تیمشان را دوست دارند اما تیم ملی دیگر رنگ و رویی نداشت.
پیش از آن تردیدهایی در مورد حضور یا عدم حضور علی دایی 37 ساله در ترکیب تیم ملی ایران در رسانهها و نشریات این کشور منتشر شده بود. همه بر این باور بودند که او کند شده و دیگر نباید به تیم ملی دعوت شود. دو دستگی در رختکن تیم ملی زیاد شد اما نمایش خوب ایران مقابل مکزیک و پرتغال نشان از خوب بودن این تیم داشت. دیدار پایانی مقابل آنگولا در لایپزیگ پیکاری خسته کننده برای تیمهایی بود که پیش از آن حذف شده بودند.
راهیابی به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی هم با گل پارک جی سونگ هرگونه امیدی برای حضور در این تورنمنت را در ایرانیها کشت.
دو سال بعد از آن کارلوس کیروش وارد فوتبال ایران شد. مردی با تجربه که موفق شده ایران را به یکی از 32 تیم حاضر در جام جهانی برزیل بدل کند. هیچ کس شگفت زده نخواهد شد اگر بداند این تیم ملی سازماندهی خوبی دارد. آنها در هشت دیدار مقدماتی راهیابی به جام جهانی فقط دو گل خوردند. بدون شک ایران همانند کره شمالی عمل نمیکند که هفت گل از حریفانش بخورد. نکته این است که ایران موفق شد با چهار گل لبنان را از پیش رو بردارد که این تعداد گل به اندازه تمام گلهایی بود که در هفت مسابقه قبلی زده بود.
آماده سازی تیم برای حضور در برزیل یک فاجعه بوده است. آنها از زمان رویارویی با کره جنوبی در خرداد ماه سال گذشته تنها یک دیدار تدارکاتی داشتهاند. این در حالی است که کره جنوبی 14 دیدار تدارکاتی را برنامهریزی کرده است. اتفاقهایی که بین کیروش و سران باشگاه سپاهان برای عدم صدور اجازه جهت خروج بازیکنان به اردوهای برون مرزی نیز به دردسرهای سرمربی افزوده است. در ازای این کار کیروش هم تصمیم گرفته بازیکنی از سپاهان را به جام جهانی نبرد و یا تعداد کمی را به آمریکای جنوبی ببرد.
اتفاقهای اینچنینی موجب از دست رفتن انگیزه بازیکنان میشود. بدون شک ایرانیها برای حضور در برزیل نمیتوانند انتظار بکشند زیرا میتوانند برگ تاریخی دیگری را در کتاب جام جهانی ثبت کنند
زمانی که این تیم از غرب آسیا در این رقابت جهانی حضور یافته ممکن است این تورنمنت را خیلی زود ترک کرده باشند اما اتفاقهای رخ داده در این جام برای آنها تا مدت زیادی در خاطر باقی ماندهاند.
با توجه به آنکه آنها مقابل تیمهای آرژانتین، نیجریه و بوسنی و هرزگوین بازی دارند، عملکرد آنها زیر نظر کارلوس کیروش در این جام جهانی میتواند به یک بخش خیلی خوب بدل شود. این چهارمین حضور آنها است، با امیدی تازه.
همه چیز به جام جهانی 1978 در آمریکای جنوبی بازمیگردد. ایران با هلند، اسکاتلند و پرو همگروه شد. گروهی سخت که برای تیمی که در سه دیدار مرتکب چهار پنالتی شد و یک گل به خودی هم داشت. دو پنالتی در دیدار با هلند رخ داد تا هر دو آنها توسط رابی رنسنبرینک تبدیل به گل شده و هلند سه بر صفر به برتری برسد. دو پنالتی دیگر هم در دیدار با پرو که دیدار پایانی گروه بود رخ داد که تئوفیلیو کوبیلاس آن را وارد دروازه ایران کرد.
نقطه مثبت حضور ایران در آن جام جهانی تساوی یک بر یک مقابل اسکاتلند بود. اتفاقی که نام ایران را بر سر زبانها انداخت. ارتش تارتان با امید بسیاری و تحت مربیگری الی مکلئود با این امید به جام جهانی آمده بود که قول حضور در چهار تیم پایانی را به هوادارانش داده بود. در واقع این تیم کمی بیش از حد اعتماد به نفس داشت. آنها در شرایطی در دیدار نخست مقابل پرو ایستادند که تصور میکردند سه امتیاز کامل را میگیرند اما شکست خوردند. دیدار دوم هم مقابل ایران بود. دیداری که باز هم تصور میکردند هر سه امتیاز از آن آنها است. ایران از دروازهبانی با استعداد به نام ناصر حجازی در ترکیب خود بهره میبرد. حجازی به خاطر انقلابی که در سال 1979 در ایران رخ داد شانس حضور در باشگاه منچستریونایتد را از دست داد اما او پس از آن هم در داخل و هم خارج از زمین به اسطوره ایرانیها بدل شد.
جانشین حجازی در چارچوب دروازه تیم ملی فوتبال ایران دو دهه بعد یعنی در سال 1997 درست کاری همانند او انجام داد. دیدار پلی آف ایران و نماینده قاره اقیانوسیه یعنی استرالیا. تساوی یک بر یک در دیدار رفت و در ورزشگاه آزادی مقابل 100 هزار تماشاگر در تهران. زننده گل استرالیا هری کیول جوان بود.
کیول که به تازگی از دنیای فوتبال کناره گیری کرده است در نیمه نخست دیدار برگشت بار دیگر برای تیمش گلزنی کرد. اورلیو ویدمار نیز در ابتدای نیمه دوم فاصله را دو برابر کرد تا تری ونبلز و تیمش امید بالایی برای حضور در جام جهانی فرانسه پیدا کنند. دو گل دیرهنگام از تیم میهمان اما 85 هزار تماشاگری که در ورزشگاه کریکت ملبورن را به سکوت دعوت کرد. در تهران همه چیز برعکس بود. به اعضای تیم ملی گفته شد بازگشت خود به ایران را به تاخیر بیندازند.
این پایان ماجرا نبود. قرعه کشی جام انجام شد و ایران با آمریکا در یک گروه قرار گرفت. این یک گره بسیار سخت بود. یک شکست خفیف مقابل تیم بسیار خوب یوگسلاوی، ایران را در دیدار دوم در شهر لیون به رویارویی با آمریکا فرستاد، تیمی که به شدت نیاز به کسب امتیاز داشت. با توجه به اینکه بیل کلینتون پیش از آن مسابقه پیغامی برای دعوت به صلح فرستاده بود، شاخههای گلی که بازیکنان ایران پیش از آغاز مسابقه به بازیکنان متعجب حریف دادند موجب شد تا نخستین پیروزی ایران در جام جهانی فوتبال (که تاکنون هم پابرجا است) رقم بخورد.
حمید استیلی کهنه کار درست پنج دقیقه پیش از پایان نیمه نخست با ضربه سر دروازه آمریکا را باز کرد تا همانند مارکو تاردلی به شادی بپردازد. در حالی که 6 دقیقه تا پایان بازی مانده بود، مهدی مهدوی کیا جوان (او سال گذشته از فوتبال کناره گیری کرد در حالی که هنوز 20 ساله به نظر میرسید) گل دوم ایران را زد. برایان مکبراید یکی از گلهای خورده آمریکا را جبران کرد اما سوت پایان مسابقه نشان از پیروزی دو بر یک ایرانیها داشت.
ایران برای تاریخ سازی باید دیدار خود مقابل آلمان را با پیروزی پشت سر میگذاشت اما آنها دو بر صفر به ژرمنها باختند. این شکست بدان معنا بود که ایرانیها باید به خانه بازمیگشتند اما به راستی سرهایشان را به نشان افتخار بالا گرفته بودند.
هیچ هواداری از تیم ملی ایران نمیخواهد نحوه عدم صعود به جام جهانی 2002 را به خاطر بیاورد. آنها در راه رسیدن به جام جهانی 2006 آلمان از بحرینیها انتقام گرفتند. گلهای دقایق پایانی ایران مقابل کره شمالی در پیونگ یانگ نیز برای رسیدن آنها به هدفشان عالی بود.
هواداران تصور میکردند برای نخستین بار در تاریخ کشورشان راهی مرحله دوم خواهند شد. تیمی که هدایت آن را برانکو ایوانکوویچ کروات به عهده داشت و بازیکنی چون علی کریمی که در آن زمان در بایرن مونیخ توپ میزد را در ترکیب داشت. علی دایی و وحید هاشمیان که پیشتر از آن در بایرن مونیخ بازی کرده بودند نیز در تیم حضور داشتند. جواد نکونام و آندرانیک تیموریان هم که از بازیکنان با استعداد ایران بودند در آن تیم حضور داشتند. در گروه آنها مکزیک، آنگولا و پرتغال حضور داشتند. گروه سختی بود اما صعود به مرحله بعد برای آنها غیر ممکن نبود.
نمایش نیمه نخست آنها مقابل مکزیک در یک بعد از ظهر خوب در شهر نورنبرگ نشان از آن داشت که ایرانیها میتوانند مقابل تیمهای باتجربه نیز دوام بیاورند اما در نیمه دوم همه چیز از دستشان خارج شد. علی کریمی که خسته بود و زیاد هم روی فرم خوبی قرار نداشت از ترکیب تیم خارج شد تا مکزیکیها دو گل دیرهنگام زده و بازی را سه بر یک ببرند. کارشناسان ایرانی نمایش خوب تیمش را ستوده و اعلام کردند تیمشان باید این بازی را با پیروزی پشت سر میگذاشته است. هواداران این تیم در شهرهای مختلف آلمان با حمایت و تعصب خودشان نشان دادند که تیمشان را دوست دارند اما تیم ملی دیگر رنگ و رویی نداشت.
پیش از آن تردیدهایی در مورد حضور یا عدم حضور علی دایی 37 ساله در ترکیب تیم ملی ایران در رسانهها و نشریات این کشور منتشر شده بود. همه بر این باور بودند که او کند شده و دیگر نباید به تیم ملی دعوت شود. دو دستگی در رختکن تیم ملی زیاد شد اما نمایش خوب ایران مقابل مکزیک و پرتغال نشان از خوب بودن این تیم داشت. دیدار پایانی مقابل آنگولا در لایپزیگ پیکاری خسته کننده برای تیمهایی بود که پیش از آن حذف شده بودند.
راهیابی به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی هم با گل پارک جی سونگ هرگونه امیدی برای حضور در این تورنمنت را در ایرانیها کشت.
دو سال بعد از آن کارلوس کیروش وارد فوتبال ایران شد. مردی با تجربه که موفق شده ایران را به یکی از 32 تیم حاضر در جام جهانی برزیل بدل کند. هیچ کس شگفت زده نخواهد شد اگر بداند این تیم ملی سازماندهی خوبی دارد. آنها در هشت دیدار مقدماتی راهیابی به جام جهانی فقط دو گل خوردند. بدون شک ایران همانند کره شمالی عمل نمیکند که هفت گل از حریفانش بخورد. نکته این است که ایران موفق شد با چهار گل لبنان را از پیش رو بردارد که این تعداد گل به اندازه تمام گلهایی بود که در هفت مسابقه قبلی زده بود.
آماده سازی تیم برای حضور در برزیل یک فاجعه بوده است. آنها از زمان رویارویی با کره جنوبی در خرداد ماه سال گذشته تنها یک دیدار تدارکاتی داشتهاند. این در حالی است که کره جنوبی 14 دیدار تدارکاتی را برنامهریزی کرده است. اتفاقهایی که بین کیروش و سران باشگاه سپاهان برای عدم صدور اجازه جهت خروج بازیکنان به اردوهای برون مرزی نیز به دردسرهای سرمربی افزوده است. در ازای این کار کیروش هم تصمیم گرفته بازیکنی از سپاهان را به جام جهانی نبرد و یا تعداد کمی را به آمریکای جنوبی ببرد.
اتفاقهای اینچنینی موجب از دست رفتن انگیزه بازیکنان میشود. بدون شک ایرانیها برای حضور در برزیل نمیتوانند انتظار بکشند زیرا میتوانند برگ تاریخی دیگری را در کتاب جام جهانی ثبت کنند