ناطق نوری

نزدیک در که رسیدم، دیدم شیخی از داخل، با ابرو به محافظین اشاره کرد که فلانی را بگردید. حالا من، وزیر کشور، یعنی مسؤول امنیت کشور بودم، اما وقتی دیدم که او با ابرو اشاره کرد، شخصی هم جلو آمد تا مرا بازدید کند، او را کنار زدم و با عصبانیت و تندی، دفتر ایشان را ترک کردم.

 گروه سیاسی مشرق - روزی در زمانی که وزیر کشور بودم، با رییس شهربانی و تعدادی از مسؤولین امنیتی به منزل آقای منتظری در قم رفتیم. وقتی خواستم وارد شوم فردی آمد که مرا بازرسی بدنی کند او را رد کردم و به داخل حیاط حسینیه رفتم. یک در هم از حیاط به اندرون باز می‌شد. نزدیک در که رسیدم، دیدم شیخی از داخل، با ابرو به محافظین اشاره کرد که فلانی را بگردید. حالا من، وزیر کشور، یعنی مسؤول امنیت کشور بودم، اما وقتی دیدم که او با ابرو اشاره کرد، شخصی هم جلو آمد تا مرا بازدید کند، او را کنار زدم و با عصبانیت و تندی، دفتر ایشان را ترک کردم. در آن لحظه، آقای منتظری داخل اطاق نشسته بود و مرا می‌دید. به عنوان اعتراض برگشتم و با ایشان هم ملاقات نکردم و هر چه در حیاط سعی کردند که مرا برگردانند، قبول نکردم و گفتم یک مشت عمله را این جا جمع کردید و از این حرف‌ها.

بنا بود پس از این ملاقات به ملاقات آقای مشکینی بروم. با این برخورد، آن قدر عصبانی شدم که مستقیم به تهران بازگشتم. پیش آقای هاشمی رفتم و گفتم: این چه مسخره‌بازی است؟! یک مشت آدم‌های عجیب و غریبی را جمع کردند، باید شأن افراد رعایت شود. آقای هاشمی به آقای منتظری زنگ زد و به این برخوردها اعتراض کرد. البته آقای منتظری عذرخواهی کرد و بار دیگری که رفتم، ما را آشتی دادند و او عذرخواهی کرد. او در یک سخنرانی ـ که نیروی هوایی نزد ایشان رفته بود ـ به عنوان عذرخواهی همین موضوع را گفته بود. ....[1]

 

[1] - خاطرات علی‌اکبر ناطق نوری - انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 28
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 7
  • ۱۲:۴۸ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    2 0
    تلاش شما برای ایجا تفرقه به جایی نخواهد رسید - دارید کم کم خود شیطان می شوید
  • فاطمه ۱۲:۵۵ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 2
    برادر من، کجای نقل خاطره اسمش تفرقه اندازیه؟ یه خاطره ای بوده ایناهم اومدن نقلش کردن، از خودشون که حرف جدید خلق نکردن، لطفا حرفی برا گفتن نداری چیزی نگو و سکوت کن
  • كيان ۱۳:۰۸ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    1 0
    مناسبت ذكر اين خاطره چيست؟
  • ۱۳:۱۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    1 0
    حفظ امنیت ضروریه. به هر حال شهید رجایی رو هم کشمیری که معتمد بود ترور کرد
  • علی120 ۱۳:۱۳ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    با نظر فاطمه خانوم موافقم درضمن ناشناس جان این شایعه پراکنی ها و نظر دهی های بی مسئولانه شماست که تفرقه ایجاد می کنه حرفی نزنی کسی نمیگه ناشناس لاله حرف نزن مگه مجبوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • ۱۳:۴۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    به فکر جیبتان باشید
  • ۱۳:۴۵ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    علی 120 شما کمی ادب در صحبت داشته باشی حرفت گیرا تر می باشد و در ضمن آتش تفرقه همین حرف و حدیث های شماست نه این نظر دهی ها
  • علی 120 ۱۳:۵۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    چشم ناشناس جان حالا چرا انقدر کتابی حرف می زنی در ضمن شایعه پراکنی های شما که فلان کس فلان کار رو می کنه به خاطر اختلاف و فلان موسسه فلان عملو انجام داد برا اینکه فلان شخصو ضایع کنه و ... اینا تفرقهمی اندازه نه اعتراض من به شما
  • ميثم ۱۳:۵۵ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    دورهمی خوش باشیم و حرفی برای گفتن داشته باشیم
  • ۱۴:۵۷ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    وقتي براي جلوگيري از تفرقه وچند دستگي هفته وحدت داير كرده وجشن ميگيريم حداقل اين رويه در حريم خانه هم حرمت داشته باشد در ضمن : گر برسر نفس خود اميري مردي ور بر دگري خرده مگيري مردي مردي نبود فتاده را پاي زدن گر دست فتاده اي بگيري مردي
  • اشنا ۱۵:۱۴ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    جناب حاج اقای ناطق سرور عزیز شاید خدا خواسته تلافی کنه معتبر ادمی امده دفتر جنابعلی چنین بوده وچنان شده خدا سایه شما بزرگان را از سرما کم نکند مرید شما
  • ۱۵:۴۵ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    اگر ناطق خودش این گفته را تایید کند ما هم تایید خواهیم کرد
  • ۱۵:۴۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    2 0
    لابد سخنان درر بار امروز پسر آيت‌الله منتظري عليه نظام
  • الماس ۱۶:۴۱ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    منظور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • ۱۷:۰۳ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    از این برخورها و بازرسی ها زیاد شده و همه این آقایان و اطرافیانشون از این کارها کرده اند و هنوز هم انجام می دهند و بدترش هم اگر باید عذر خواهی شود خیلی ها باید عذر خواهی کنند
  • ۱۷:۰۷ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    معتمد نبود، نفوذی بود...
  • ایرجیرج ۱۸:۱۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    من‏ ‏نفهمیدم‏ ‏ابروی‏ ‏شبه‏ ‏را‏ ‏چطور‏ ‏مشاهده‏ ‏فرمودند‏ ‏؟
  • بهرامی ۱۸:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    سم الله الرحمن الرحیم جناب آقای منتظری با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمه‌ای برایتان می‌نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته‌اید که نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم می‌دانم؛ خدا را در نظر می‌گیرم و مسائلی را گوشزد می‌کنم. از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید. شما در اکثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگیری‌هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می‌گفتید دیکته شده منافقین بود که من فایده‌ای برای جواب به آنها نمی‌دیدم. مثلاً در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید که چه خدمت ارزنده‌ای به استکبار کرده‌اید. در مساله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین متدین‌تر می‌دانستید و با اینکه برای تان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می‌دادید که او را نکشید. از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم. شما از این پس وکیل من نمی‌باشید و به طلابی که پول برای شما می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمد الله از این پس شما مساله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود می‌دانید -که مسلماً منافقین صلاح نمی‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید که آخرتتان را خراب‌تر می‌کند-، با دلی شکسته و سینه‌ای گداخته از آتش بی‌مهری‌ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‌کنم دیگر خود دانید: 1 - سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال‌ها نریزد. 2 - از آنجا که ساده‌لوح هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد. 3 - دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند. 4 - نامه‌ها و سخنرانی‌های منافقین که به وسیله شما از رسانه‌های گروهی به مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحی له الفدا- و خون‌های پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند. و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده‌لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل‌کرده که مفید برای حوزه‌های علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و می‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌کنم. و الله قسم، من با نخست‌وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می‌دانستم. و الله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم. سخنی از سر درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم‌پوشی نکنم. من با خدای خود پیمان بسته‌ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمی‌دارم. من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تاثیر دروغ‌های دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌کنند نگردند. از خدا می‌خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود که چیزی نداریم، هر چه هست اوست. و السلام. یکشنبه 6 / 1 / 68 روح‌الله الموسوی الخمینی به دنبال انصراف امام خمینی از انتشار عمومی نامه 6فروردین 1367، آقای منتظری که پس از دریافت نامه ششم فروردین، بیم برباد رفتن باقی مانده اعتبار خود را داشت ، بلافاصله متن استعفای خود را از قائم مقامی رهبری تنظیم کرده و به امام خمینی عرضه نمود. متن استعفا مزبور به این شرح است: بسم اللّه الرحمن الرحیم. محضر مبارک آیت اللّه العظمى امام خمینى - مدظله العالى پس از سلام و تحیت، مرقومه شریفه مورخ 6/1/68 واصل شد. ضمن تشکر از ارشادات و راهنماییهاى حضرتعالى به عرض مى رساند، مطمئن باشید همان طور که از آغاز مبارزه تاکنون در همه مراحل همچون سربازى فداکار و از خود گذشته و مطیع در کنار حضرتعالى و در مسیر اسلام و انقلاب بوده ام، اینک نیز خود را ملزم به اطاعت و اجراى دستورات حضرتعالى مى دانم، زیرا بقا وثبات نظام اسلامى مرهون اطاعت ازمقام معظم رهبرى است. براى هیچ کس قابل شک نیست که این انقلاب عظیم تا کنون در سایه رهبرى و ارشادات حضرتعالى از خطرات مهمى گذشته ، و دشمنان زیادى همچون منافقین کوردل، که دستشان به خون هزاران نفر از مردم و شخصیتهاى عزیز ما و از جمله فرزند عزیز خود من(1) آغشته است، و سایر جناحهاى مخالف و ضد انقلاب و سازشکار و لیبرال‌مآبهاى کج فکر را رسوا واز صحنه خارج نموده است. آیا جنایات هولناک وضربات ناجوانمردانه این روسیاهان کوردل به انقلاب و کشور و ملت عزیز و فداکار ما فراموش شدنى است؟ و اگر بلندگوهاى آنان و رادیوهاى بیگانه خیال مى کنند با جوسازیها و نشر اکاذیب و شایعه پراکنیها به نام اینجانب مى توانند به اهداف شوم خود برسند و در همبستگى ملت ما رخنه کنند، سخت در اشتباهند. و راجع به تعیین اینجانب به عنوان قائم مقام رهبرى، خود من از اول جدا مخالف بودم، و با توجه به مشکلات زیاد و سنگینى بار مسئولیت، همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم که تعیین اینجانب به مصلحت نبوده است و اکنون نیز عدم آمادگى خود را صریحا اعلام مى کنم و از حضرتعالى تقاضا مى‌کنم به مجلس خبرگان دستور دهید مصلحت آینده اسلام و انقلاب و کشور را قاطعانه در نظر بگیرند و به من اجازه فرمایید همچون گذشته یک طلبه کوچک و حقیر در حوزه علمیه به تدریس و فعالیتهاى علمى و خدمت به اسلام و انقلاب، زیر سایه رهبرى حکیمانه حضرتعالى، اشتغال داشته باشم و اگر اشتباهات و ضعفهایى که لازمه طبیعت انسان است رخ داده باشد، انشاءاللّه با رهبریهاى حضرتعالى مرتفع گردد و از همه برادران و خواهران عزیز و علاقه‌مند تقاضا مى کنم مبادا در مورد تصمیم مقام معظم رهبرى و خبرگان محترم، به بهانه حمایت از من، کارى انجام دهند و یا کلمه اى بر زبان جارى نمایند، زیرا مقام معظم رهبرى و خبرگان جز خیر و مصلحت اسلام و انقلاب را نمى خواهند. امید است این شاگرد مخلص را همیشه از راهنماییهاى ارزنده خود بهره مند، و از دعاى خیر فراموش نفرمایید. والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته . 7 / 1 / 68 - حسینعلى منتظرى امام خمینی ، در پی دریافت استعفای آقای منتظری، طی نامه ای که متن آن در صحن مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری قرائت شد، وی را از قائم مقامی رهبری معزول نمود. متن نامه امام خمینی به این شرح است: بسم اللّه الرحمن الرحیم جناب حجت الاسلام و المسلمین آقاى منتظرى - دامت افاضاته با سلام و آرزوى موفقیت براى شما، همانطور که نوشته اید رهبرى نظام جمهورى اسلامى کار مشکل و مسئولیت سنگین و خطیرى است که تحملى بیش از طاقت شما مى خواهد و به همین جهت، هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم، و در این زمینه هر دو مثل هم فکر مى کردیم. ولى خبرگان به این نتیجه رسیده بودند، و من هم نمى خواستم در محدوده قانونى آنها دخالت کنم. از اینکه عدم آمادگى خود را براى پست قائم مقامى رهبرى اعلام کرده اید پس از قبول، صمیمانه از شما تشکر مى نمایم. همه مى دانند که شما حاصل عمر من بوده اید، و من به شما شدیدا علاقه مندم. براى اینکه اشتباهات گذشته تکرار نگردد، به شما نصیحت مى کنم که بیت خود را از افراد ناصالح پاک نمایید، و از رفت و آمد مخالفین نظام، که به اسم علاقه به اسلام و جمهورى اسلامى خود را جا مى‌زنند، جدا جلوگیرى کنید. من این تذکر را در قضیه مهدى هاشمى هم به شما دادم. من صلاح شما و انقلاب را در این مى بینم که شما فقیهى باشید که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند. از پخش دروغهاى رادیو بیگانه متاثر نباشید. مردم ما شما را خوب مى شناسند، و حیله هاى دشمن را هم خوب درک کرده اند که با نسبت هر چیزى به مقامات ایران کینه خود را به اسلام نشان مى دهند. طلاب عزیز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامه ها، و رادیو - تلویزیون، باید براى مردم این قضیه ساده را روشن کنند که در اسلام مصلحت نظام از مسائلى است که مقدم بر هر چیز است، و همه باید تابع آن باشیم. جنابعالى انشاءاللّه با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمى مى بخشید. والسلام علیکم. 8 / 1 / 68 این دو نامه هر چند که از نظر محتوا، مفهومی یکسان داشته و هر دو بر لزوم کناره گیری آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری تاکید می کنند، اما نوع نگارش و واژه گزینی امام در این دو نامه کاملا متفاوت است تا جائی که عده ای این اجازه را به خود داده اند که بر اصل نامه ششم فروردین خدشه وارد کرده و آنرا مجعول بدانند. رمزگشایی اقدام تیزهوشانه امام در صدور این دو نامه: وقتی کار امام با منتظری به جائی رسید که کاری از توصیه و پند و اندرز بر نمی آمد، پیر فرزانه انقلاب در اقدامی انقلابی، با صدور نامه ششم فروردین ۶۸ منتظری را از سمت قائم مقامی رهبری برکنار و مواردی مهم را به وی گوشزد کرد. کاملا مشخص بود که حضرت امام در این گونه تصمیمات با سنجیدگی کامل و دوراندیشی شگرف عمل می کنند و بر خلاف آقای منتظری، تعجیل در تصمیم گیری را آفت رهبری می دانند و این، واقعیتی بود که در چندین حادثه مهم انقلاب، ظهور و بروز کرده بود. اقدام انقلابی امام درحالی بود که مسئولان درجه اول کشور نیز قادر به هضم این تصمیم مهم و تاریخی نبودند و دست کم، فلسفه شدت عمل و برخورد امام را در نمی یافتند، چه رسد به مردمی که هنوز از خیلی از جزئیات ماجرا باخبر نبودند.به همراه این تصمیم مهم، چند اقدام دیگر نیز مورد نظر امام قرار گرفت: اول این که این نامه شدید اللحن از رسانه ها، پخش شود. دوم این که فوراً جلسه خبرگان رهبری تشکیل شود و تصمیم گیری درباره عزل آقای منتظری را رسمیت بخشد. سوم اینکه در اسرع وقت کلیه عکس ها و پوسترهای آقای منتظری از سراسر ادارات و مراکز دولتی برداشته شوند. در مورد حذف پوستر و تصاویر منتظری، مشکل حادی وجود نداشت و با نظر امام خمینی و به دست "میرحسین موسوی" نخست وزیر وقت، کلیه عکس ها و پوسترهای آقای منتظری از سراسر ارگان ها و مراکز دولتی و سازمان های وابسته به دولت برداشته شد. اما در دو مورد اول و دوم، سران کشور و از جمله رئیس جمهوری، ریاست مجلس، هیات رئیسه مجلس خبرگان و بسیاری از افراد بیت و دفتر امام، به ویژه با رسانه ای کردن نامه امام خمینی مخالفت می کردند. با اصرار این افراد و از آنجا که امام همیشه بر ضرورت مشورت تاکید داشتند، موافقت کردند که اولاً فعلا تشکیل جلسه مجلس خبرگان در دستورکار قرار نگیرد و ثانیاً نامه ششم فروردین از طریق رسانه ها منتشر نشود. این در حالی بود که حضرت امام همچنان تاکید می کردند برای مصلحت آینده خودتان است که بر پخش نامه اصرار می ورزم. مسئولان اصلی کشور امیدوار بودند که آقای منتظری با مطلع شدن از تصمیم حضرت امام به صورت داوطلبانه کنار می رود و بدین شکل، خواست امام خمینی جامعه عمل می پوشد. در همین راستا نامه ۶۸/۱/۶ حضرت امام به وسیله "عبدالله نوری" به رویت آیت الله منتظری رسید و با توجه به آن که دو روز قبل آقای منتظری برای امام نوشته بود که این جانب شرعاً نظر حضرت عالی را بر نظر خودم مقدم می دانم، این تصمیم حضرت امام را پذیرفت و در تاریخ ۶۸/۱/۷ با نگارش نامه ای خطاب به امام راحل، رسما ً‌استعفای خود را اعلام کرد. وی در این نامه تصریح کرد که در گذشته همچون سربازی فداکار و از خود گذشته و مطیع در کنار امام بوده است و اینک نیز خود را ملزم به اطاعت از رهبری می داند. به دنبال استعفای آقای منتظری از قائم مقامی رهبری و تمکین به نظرات امام، بخش زیادی از خواست و نظر آن پیر فرزانه تامین شد و ایشان هم در تاریخ ۶۸/۱/۸ در نامه ای خطاب به آقای منتظری، ضمن قبول استعفای وی،‌ تاکید کردند: «رهبری نظام جمهوری اسلامی کار مشکل و مسئولیت سنگی و خطیری است که تحملی بیش از طاقت شما می خواهد و به همین جهت، هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم و در این زمینه مثل هم فکر می کردیم...»تفاوت لحن نامه ۶۸/۱/۶ با نامه ۶۸/۱/۸ حضرت امام بسیار واضح است اما روح کلی هر دو نامه کاملا یکسان بوده، بدین معنا که در هر دو، عزل آقای منتظری از قائم مقامی رهبری،‌تصریح شده و همچنین اصلاح بیت و اطرافیان وی مورد توجه قرار گرفته است. مقایسه این دو نامه از نظر لحن و محتوا، با توجه به فاصله کم زمانی، حکایت از آن داشت که با توجه به نامه مورخ ۶۸/۱/۷ آقای منتظری مبنی بر استعفا از منسب قائم مقامی رهبری، نظرات امام خمینی در شرایط نگارش نامه دوم، عمدتاً تامین شده بودند و برخورد تند امام در نامه اول، عمدتاً به این دلیل بود که ایشان می خواستند تامین مصلحت نظام اسلامی و انقلاب را با چنان شکلی عملی کنند که در آینده نه آقای منتظری و نه دیگر نیروهای درون نظام، هرگز جرات نکنند که بازگشت وی به جایگاه رهبری را مطرح سازند. در واقع قصد امام این بود که به عنوان بانی نظام و رهبری انقلاب، با شناختی که از توان مدیریت و شخصیت آقای منتظری داشتند، ‌بازگشت وی به جایگاه رهبری را «محال و ناممکن» سازند و مانع از حضور او در مسائل سیاسی شوند و با توجه به سوابق و جایگاه فقهی، درس و بحث حوزوی و فقهی را اصلی ترین وظیفه ایشان قرار دهند. در عمل چون آقای منتظری با توجه به نامه اول امام راضی به تصمیم رهبر انقلاب شده بود، امام نیز لحن نامه دوم را نرمتر و صمیمانه تر کرد و بدین شکل، عزل آقای منتظری از قائم مقامی رهبری عملی شد. به زعم تحلیلگران و صاحب نظران مسایل سیاسی، عملکرد امام در این بحران خطرناک و فتنه پیچیده، و نوع مدیریت باصلابت و زیرکانه آن رهبر فرزانه، یکی دیگر از توانایی های درخشان و منحصر به فرد ایشان را در طول دوران زعامت و رهبری خود بر ملت ایران، به رخ جهانیان کشید. هر چند امام خمینی کار خویش را در این زمینه انجام داده بودند و این عمل برای تامین مصلحت آینده انقلاب می دانستند اما شواهد و قرائن نشان می داد که با سختی و تلخی مبادرت به چنین کاری کرده اند. جایگاه آقای منتظری در تاریخ مبارزات ملت مسلمان و شان فقهی وی بعنوان حاصل عمر امام، چیزی نبود که به آسانی بتوان آن را نادیده گرفت. بررسی وقایع تلخ آن روزها و نگاهی به رفتار امام بعد از ماجرای عزل منتظری که جسته و گریخته از سوی اطرافیان و بیت امام مطرح شده است، نشان می دهد که تلخی این تصمیم،‌ تا پایان عمر ایشان - که البته چندان طولانی هم نبود- در کام امام بوده و به همین دلیل بارها از خداوند طلب مرگ کرده و بارها گریسته بودند. البته امام خمینی کسی نبودند که در یک نگاه عقلانی و از موضع رهبری انقلاب، مصلحت آینده نظام اسلامی را در نظر نگیرند و کشور را به دست کسی بسپارند که او را قادر به اداره حتی دفتر و بیت خود نیز نمی دانند و به همین دلیل از بعد ادای تکلیف،‌ این آمادگی را داشتند که عزیزترین نزدیکان خویش را در پای مصالح اسلام و مسلمین، فدا کنند اما درد و رنج چنین تصمیماتی هر چند درست و اصولی، اما بسیار جانکاه و شکننده است و بسیاری بر این باورند که این حادثه در تشدید بیماری امام، بسیار موثر بوده است. *** درباره اصالت نامه ۶۸/۱/۶:متاسفانه همان جریانی که بواسطه تصمیم انقلابی امام در عزل منتظری، همه راه های نفوذ به ارکان نظام را در پیش پای خود بسته می دید، سعی کردند تا پس از رحلت امام(ره) با تبلیغات فراوان اینگونه وانمود کنند که برخی اسناد مربوط به ماجرای عزل منتظری بویژه نامه ششم فروردین امام جعلی و ساختگی است. در این میان چه تهمت های ناجوانمردانه ای که به فرزند امین امام، مرحوم احمدآقا وارد نکردند. در دفاع از اصالت نامه شششم فروردین امام به منتظری باید گفت: ۱- سند این نامه و دستخط شریف امام هنوز موجود و خطشناسان و صاحب نظران بر درستی و صحت آن صحه گذاشته اند. ۲- دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) که متولی اصلی اظهارنظر درباره صحت آثار منسوب به امام است، این نامه و دستخط امام را تایید کرده است. ۳- شخص آقای منتظری در نامه مورخ ۶۸/۱/۷ خود که در پاسخ به نامه ۶۸/۱/۶ امام نوشته شده، در ابتدای نامه، آورده است: «بسم الله الرحمن الرحیم - محضر مبارک آیت الله العظمی خمینی مدظله العالی - پس از سلام و تحیت، مرقومه شریفه موخه ۶۸/۱/۶ واصل شد...» این عبارت و همچنین محتوای نامه آقای منتظری و اعلام استعفای وی در همین نامه، کاملا وجود نامه ۶۸/۱/۶ و محتوای آن را اثبات می کند. جنس اختلاف امام با منتظری چه بود؟ عده ای معتقدند، اختلاف بین امام و آیت الله منتظری از جنس اختلاف فقهی دو مرجع تقلید است! اما آیا واقعا این چنین بوده است؟! ریشه اختلاف امام با منتظری به ماجرای نفوذ باند مخوف مهدی هاشمی در بیت و دفتر آقای منتظری و سوءستفاده های این عنصر خرابکار که دستش به خون انسان های بی گناهی آلوده بوده است، از موقعیت جایگاه قائم مقام رهبری، بر می گردد. در واقع این اختلاف عمیق و بنیادی، بر سر حمایت منتظری از یک عنصر فاسد و خطرناک بود که این حمایت تا مقاومت در برابر فرمان ولی فقیه نیز پیش رفت. اختلاف امام با منتظری بر سر روئیت هلال ماه شوال یا حدود حد ترخص نبود، اختلاف بر سر شیوه مدیریت حکومت اسلامی و آینده نظام جمهوری اسلامی بود. اثبات این مدعا اصلا کار سختی نیست! مرور نامه های رد وبدل شده بین امام و آقای منتظری، این ادعا را به راحتی اثبات می کند. ملاک حال فعلی افراد است؟! برخی بر این جمله معروف تکیه می کنند که «ملاک حال فعلی افراد است». اینان فرض را بر قبول خطاهای گذشته جناب منتظری و جدایی او از خط امام گذاشته اند. حال سئوال اینست که در این سالها چه موضع و رفتار مثبتی از آیت الله منتظری دیده اند که بازگوکننده بازگشت وی به خط امام بوده است؟! آیا موضع گیری های ایشان در این چند سال اخیر که با استقبال رسانه های بیگانه و دشمنان قسم خورده ملت از جمله منافقین کوردل همراه بوده است، مصداق نزدیکی و بازگشت وی به خط امام است؟ آیا مصاحبه های کذایی آقای منتظری با رادیوهای بیگانه از جمله رادیو بی بی سی، رادیو فردا و رادیو زمانه که همگی سر در آخور دشمنان ملت ایران دارند، نشان دهنده پشیمانی ایشان از مواضع گذشته است؟ آیا اینکه آقای منتظری عنوان داشته اند که امام در سالهای پایانی عمرشان، اختیار تصمیم گیری نداشته اند و اطرافیان ایشان از جمله سید احمد خمینی برای امام تصمیم می گرفته اند، ملاک تغییر حال ایشان است؟(گفتگو منتظری با خبرنگار رادیو زمانه) در جواب این افراد باید گفت که متاسفانه حال فعلی آقای منتظری بسیار وخیم تر از گذشته ایشان است و اگر ملاک را حال فعلی افراد بدانیم، به هیچ عنوان نمی توان مواضع اخیر ایشان را همسو با خط و اندیشه امام عزیز بدانیم. امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست کسانی که با شعار "خط امام"، با مخالفان جدی امام همداستان شده اند و از آنها برای ادامه مسیر راهنمایی و هدایت طلب می کنند، ناخوداگاه در مسیر تقابل با اندیشه ناب امام خمینی قدم برداشته و چیزی جز جدایی از آن راه نورانی و خسرانی بزرگ عایدشان نخواهد شد. اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
  • میترا1 ۱۸:۳۳ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    خاطره که باعث تفرقه نمیشه ! اونم خاطره ای که سالها پیش چاپ شده ! اونی که باعث تفرقه میشه خوابه جانم خوااااااااااب!!
  • ۱۸:۳۳ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    انتخاب آقای منتظری به قائم مقامی موضوع رهبري انقلاب اسلامی‌پس از حيات امام خميني (سلام ا... علیه) بدون شك جزو يكي از اصلي ترين دغدغه هاي مسئولان نظام در طول سالهاي اوليه انقلاب اسلامی‌بود . مهمترين عاملي كه در آن شرايط بر التهاب اين نگراني می‌افزود وقوع فاجعه اي بود كه در صدر اسلام پس از حيات پيامبر گرامی‌اسلام “ صلي ا... عليه و آله وسلم “ رخ داد و خلافت بر مسند امامت نشست. مطرح ترين و مهمترين سؤال در ارتباط با انتخاب آقاي منتظري به عنوان قائم مقام رهبري اين است كه آيا با امام (ره) در مورد انتخاب ايشان در مجلس خبرگان، مشورت شده بود يا خير ؟ جواب مسلماً منفي است چرا كه اولاً حضرت امام به وضوح در نامه ي 06/01/1368 به آقاي منتظري تصريح كرده است كه با توجه به ساده لوحي و القاپذيري و نداشتن ظرفيتهاي لازم جهت رهبري، از ابتدا با انتخاب وي مخالف بوده است. بنابراين در صورت مشورت مجلس خبرگان با امام، ايشان مخالفت خود را ابراز می‌كرد، ثانياً امام در همان مقطع زماني، در ديدار با آيت ا... آقاي محمدي گيلاني نيز مخالفت خود را از اين انتخاب ابراز كردند. شروع علنی اختلافات امام و آقای منتظری پيام تير ماه 1362 حضرت امام خميني (ره) به مجلس خبرگان و حساسيت ايشان به بيت آقاي منتظري را می‌توان شروع علني ماجرا دانست . امام راحل در بخشي از پيام اين چنين آورده اند: « ... بايد بدانيد كه تبهكاران و جنايت پيشگان بيش از هر كس چشم طبع به شما دوخته اند و با اشخاص منحرف و نفوذي در بيوت شما با چهره هاي صد در صد اسلامی ‌و انقلابي ممكن است خداي نخواسته فاجعه به بار آوردند و با يك عمل انحرافي، نظام را به انحراف بكشانند و با دست شما به اسلام و جمهوري اسلامی‌سيلي زنند . ا... ا... در انتخاب اصحاب خود...»(1) با كمال تأسف بايد گفت بدترين واقعه ي تلخ از تاريخي آغاز شد كه آقاي منتظري نه تنها خواسته امام برای تصفيه ي عناصر ناسالم و منحرف بیتش را اجابت نكرد بلكه تحت تاثير ترفندهاي پيچيده ي واسطه هاي نفوذي در دفتر خود كه «فعال ما يشاء» بودند، از باند قدرت طلب منحرف حمايت كرد. آن حضرت با توجه به شواهد و قراين، به واقع می‌ديدند مسئولان، در هر رده و يا حتي مردم عادي توسط عناصر حاكم بر بيت به نحوي جهت ملاقاتها با قائم مقام رهبري انتخاب می‌شدند كه حامل پيامها و اخباري از اشكالات و شكايات بودند كه بايد به ايشان منتقل می‌شد، همچنان كه خود ايشان در متن نامه‌ی مذكور به آن اشاره كرده است. قضیه مهدی هاشمی و اوج گیری اختلافات قضيه‌ی برخورد نظام با جريان «مهدي هاشمي» را بايد حادترين بحران سياسي سالهاي 64 تا 66 ارزيابي كرد. سنگر گرفتن جريان مذكور در بيت رهبري آينده‌ی نظام، با هدف توطئه عليه حاكميت نظام (در مقطعي كه جمهوري اسلامی‌درگير جنگي نابرابر با رژیم بعث عراق بود) و حمايت صريح و روشن آقاي منتظري (بي خبر از عمق فاجعه!!) و نيز برخي ديگر از افراد مسئول و ذي نفوذ از آنان، شرايطي را فراهم كرد كه در آن مقطع، عملاً نيروهاي اطلاعاتي كشور در برخورد با جريان قدرت طلب، با فرمان حضرت امام «گام به گام» قدم بر می‌داشت، اگر حضرت امام حمايتهاي صريح و قاطع را از وزارت اطلاعات به عمل نمی‌آوردند، هيچ معلوم نبود كه در آن برهه‌ی حساس كسي توان برخورد با جريان منحرف مذكور را داشته باشد . از آنجا كه اعترافات مهدي هاشمی‌در يك سير معقول و منطقي به افشاي موضع گيري هاي «زيگزاگي» بيت آقاي منتظري و در نهايت به معناي سنديت يافتن مجموعه شواهد و قوانين ختم می‌شد، بديهي بود كه اعتراف وي به انحرافات خود و گروهش، به اعتراض آقاي منتظري نسبت به اعترافات بينجامد؛ كما اينكه اينگونه نيز شد به نحوي كه پس از اعترافات صريح و روشن مهدي هاشمي، آقاي منتظري نه تنها متنبه نشد بلكه در اثر القائات ته مانده هاي گروه قدرت طلب و نيز خودباوري محض همراه با سطحي نگري، همه‌ی آن اعترافات را «مخدوش و باطل» اعلام كرد و در نامه اي كه براي امام نوشت بزعم خود كوشيد آن بزرگوار را توجيه كند كه نبايد خبر فاسق ملاك عمل قرار گيرد ! درخواست طلب عفو براي سيد هادي و ديگر اعضاي باند مهدي هاشمی‌هر چند برخاسته از روحيه و خلق و خوي خاص آقاي منتظري بود اما اين سؤال هم بي پاسخ مانده است كه تكليف رسيدگي بدون اغماض و با كمال دقت و موازين اسلامی‌كه وي در نامه‌ی «علني و رسمی» خود، خواستار آن شده بود چه می‌شد؟ جنگ و مواضع شیخ پيش از بررسي موضوع جنگ و نظرات آقای منتظری، نگاهي كوتاه به بخشي از اظهارات مهدي هاشمي، تحليل وقايع بعدي را واقعي تر خواهد كرد. وي در ارتباط با مسأله‌ی جنگ، ابتدا حساسيت خود را نسبت به فرماندهي سپاه اينگونه ترسيم می‌كند: «... آن زمان [اول جنگ] مبدا اختلافات خطي در سپاه بود و من پس از اخراج از سپاه بر اساس همان خصلتهاي شيطاني كه در نفسم وجود داشت تلاش می‌كردم نقاط ضعف فرماندهي سپاه را در عمليات و در اوضاع داخلي سپاه به اخوي منتقل سازم. اخوي نيز كه در اصول با من همفكري داشت و يا در اثر عواطف برادرانه، به هر حال اين نقاط ضعف را به آقا منتقل می‌ساخت و عملاً آقا را به جريان سپاه و فرماندهي آن حساس ساختيم ... » گزاف نيست اگر طبق اسناد، مواضع اتخاذ شده‌ی قائم مقام رهبري در ابعاد جنگ و اصرار بر ترك آن، از القائات گروه هوادار وي فرض شود خصوصاً اينكه عناصر اصلي گروه مذكور در مقطعي به اين باور رسيدند كه مسئولان اجرايي نظام، در راستاي معادلات خطي و حذف رقيبان سياسي، كه در معادلات قدرت هضم نشده اند از جنگ به عنوان يك وسيله استفاده می‌كنند!! و دقيقاً به اين دليل، هم پاي گروههاي ضد انقلاب و اپوزيسيون داخلي، در تحليلهاي خود شعار جنگ انحرافي، جنگ بي حاصل و جنگ در بن بست سر می‌دادند . چرا کار منتظری به عزل رسید؟! علت عزل منتظری چه بود؟ سؤال مهم اين است كه «عامل ويژه» اي كه نهايتاً به بركناري وي انجاميد كدام بوده است؟ شخصيت دوگانه و رفتار متناقض، يا سطحي نگري و ساده انديشي، خود بزرگ بيني و خودخواهي يا تعجيل در تصميم گيري و عدم انعطاف لازم، يا رگه هاي روشني از لجاجت، كداميك؟ در نگاه اول امكان تفكيك مجرد و انتزاعي يكي از عوامل فوق به عنوان عاملي كه اولويت بيشتري در تاثير بر جريان عزل باشد دشوار است اما تبيين و بررسي واقع بينانه‌ی موضوع نشان می‌دهد كه مبناي«حكم عزل» معمولاً تداوم يك سري از مواضع سياسي غلط فرد بوده است. امري كه سرانجامش با برنامه و هدايت افراد منحرف ، به طرح انفصال از نظام، منجر شد . در مقام بررسي و تجزيه و تحليل جريان «عزل» اگر ادعا شود بيش از نيمی‌از مشكلات آقاي منتظري مربوط به سطحي نگري وي بوده، سخن گزافي گفته نشده است. باند مرموزي كه بر بيت آقاي منتظري حاكم بود توانست با استفاده از شيوه هاي پيچيده، از اين “ نقطه ضعف “ و از اين “ مشكل لاينحل !!” ايشان، القائات و بافته هاي مورد نظر را اعمال كند . در بخشي از نامه امام به ايشان در 12/07/1365 آمده است: « ... آنچه مسلم است و مايه‌ی تأسف، حسن ظن جنابعالي است به اعمال و افعال و گفته ها و نوشته هايي است كه به مجرد وصول شما ترتيب اثر می‌دهيد و در مجمع عمومی‌بحث می‌كنيد و به قوه‌ی قضاييه و غيره سفارش می‌دهيد.» طرح انفصال از نظام گر چه نطفه‌ی آغاز «انفصال» و ژست سياسي گرفتن جهت قضاوت آيندگان در تاريخ انقلاب، از اين تاريخ(17/07/1365) و از نامه ای در این روز بسته شد اما در روندي صعودي و شتابزده سه ماه بعد، آشكارا موضع قائم مقام رهبري اعلام شد، وي خطاب به امام (ره) اينگونه نوشت: «... اگر قرار است نظر من اين اندازه بي اعتبار و بي ارزش باشد اجازه دهيد مانند طلبه اي بدون عنوان و مسئوليت مشغول درس و بحث باشم تا كسي از من توقع نداشته باشد . بدون قصد تنقيض می‌گويم اين چه انقلابي است كه امثال آقاي هاشمی‌و آقاي احمد آقا ميداندار آن هستند و سازمان اطلاعات هم عملاً در خط آنان قرار گيرد و امثال سيد هادي و ... با همه سوابق و خدماتش در زندان باشد اين قبيل انقلاب نياز به من طلبه ندارد...» عزل، ختم غائله! برخي آگاهان مسايل سياسي كه از كانال هاي مختلف در جريان قضيه آقاي منتظري قرار گرفته بودند نسبت به موضع امام (ره) در برخورد با ايشان دو نظر متفاوت داشتند. عده اي بر اين عقيده بودند كه حضرت امام در برخورد با وي به جهت اينكه مصلحت نظام را مقدم بر هر چيز ديگر می‌داند به هيچ وجه كوتاه نخواهد آمد (همان طور كه در جريان عزل بني صدر اينگونه اتفاق افتاد). عده اي ديگر در تحليل و ارزيابي قضايا بر اين اعتقاد بودند كه قضيه‌ی عزل بني صدر و برخورد امام (ره) با جريان ملي گرا و ليبرال ها و منافقين تفاوت عمده داشته و امام (ره) برخورد با ايشان را به جهت سنگين بودن وزنه‌ی طيف قدرت طلب و خوارجي كه وي را احاطه كرده بود به صلاح نظام ندانسته و كج دار و مريض رفتار می‌كند!! اگر پخش نامه‌ی آقاي منتظري به مسئولان شوراي عالي قضايي از رادیو «BBC» كه در آن تلويحاً، اما «ناخواسته» از منافقين دفاع شده است را سرآغاز برخورد شديد امام (ره) با ايشان بدانيم، بايستي اذعان داشت كه اعتراض و برخورد نه به جهت محتواي نامه‌ی مذكور، بلكه به دليل پخش آن از راديو «BBC» بوده است. و در نهایت در تاریخ 6/1/1368 حضرت امام در نامه ای حکم عزل منتظری را به می ابلاغ نمودند: « با دلي پر خون و قلبي شكسته چند كلمه اي برايتان می‌نويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته ايد كه نظر تو را شرعا بر نظر خود مقدم می‌دانم ؛ خدا را در نظر می‌گيرم و مسائلي را گوشزد می‌كنم .از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامی‌عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرالها و از كانال آنها به منافقين می‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده ايد. ... نامه ها و سخنرانيهاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه هاي گروهي به مردم می‌رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان - روحي له الفدا - و خونهاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند. »(2) مرحوم حاج سيد احمد آقا، پايان جزوه‌ی رنجنامه(خطاب به آقاي منتظري) در جمع بندي جريان عزل به تحليلي كه غالب مسئولان اصلي نظام از حوادث سقوط و عزل قائم مقام رهبر بر آن اتفاق داشتند، اشاره‌ی مختصري داشته و می‌نويسد: «گروه فاسدي كه بر تمام اجزا و عناصر بيت شما حاكم شد معتقد بود كه امام چند صباحي ديگر خواهد مرد و آنان خواهند توانست با هماهنگي راديوهاي بيگانه و سياستهاي خارجي چند كار را انجام می‌دهند: ابتدا چهره‌ی امام را از زبان و قلم قائم مقام رهبري چهره اي خشن كه زنهاي باردار را می‌كشد به دنيا معرفي كند و اين را برسانند كه منتظري غير از امام است. در قدم بعد آيت ا... منتظري را از نظام جدا سازند و بعد تا تغيير مديريت درس سطح بالا و گسترده ـ كه از زبان شما هم نقل شدهـ همه چيز به نفع خودشان خاتمه دهند. در مرحله‌ی بعدي نيز شما [منتظري] را نابود كرده و كشتن شما را به دست حزب ا... و طرفدار امام جا بزنند.»(3) در ريشه‌یابي مجموعه حوادث و مخالفتهاي غير اصولي آقاي منتظري با بنيانگذار جمهوري اسلامی‌و مسئولان اصلي نظام، بايد به بازشناسي و جراحي روحي پرداخت كه همه هستي خود را در دوران سخت جهاد و مبارزه، قهرمانانه در طبق ايثار گذارد و در چشمه عشق و آزادي و به گاه غسل شهادت، تا مرز رويين تني نيز پيش رفت، اما در دوران رفاه و آسايش از همان نقطه ضعفي ضربه خورد كه دشمنان انقلاب به آن «دانا» بودند. «غرور» در كام او به مثابه زهر تلخي شد كه همه افتخارات گذشته «تباه» گردد و از اوج قله «عزت» سقوط كند، و دردناك تر از همه اين كه حتي پس از سقوط نيز، به پندار خود، آنرا «توطئه» بداند!! و ... .امام خميني ، نامه اي به منتظري ، روزنامه كيهان ،15/04/1362
  • میترا1 ۱۸:۳۳ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    نگرفتی جانم ! قضیه را نگرفتی !
  • yaser ۱۸:۵۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    ما به فکر چیزای با ارزش تریم،شما با جیبتان درگیر باشید :)
  • احمد ۲۲:۳۹ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    عجب نابغه ای هستی تو بابا به منبعش نگاه کن، کتاب خاطرات خود آقای ناطق هستش در ضمن ناطق نه آقای ناطق ایشون اندازه بابای تو سن داره بچه ات نیست که اینجوری خطابش میکنی
  • ۲۳:۰۸ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    مشرق نکن برو به موضوعات عکست برس . ایران که ارومه ارومه . مردمم خوشحال خوشحالن
  • علی ۲۳:۱۷ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    این همه ناراحتی داشت . یکی از راه های ادامه ی موفق انقلاب ها حتی بعد از قرنی ، اجرای دقیق قانون برای همه می باشد اگر جناب وزیر از تفتیش بدنی ناراحت نمی شد شاید اتفاقات قبلی و بعدی هرگز نمی افتاد . راستی می دانید اطلاعات محرمانه کشور چگونه به سرقت می رونند
  • هادی کلهر کلخورانی ۲۳:۳۷ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    0 0
    ناطق کیه اتفاقاً این آقا اون موقعی که باید نطق میکرد و ناطق میبود نبود (فتنه88) حالا لزومی برای نقل خاطره و و مطرح کردن دلجویی آقای منتظری از ایشان کجای مشکلات مردم رو رفع و حل میکنه . آقای ناطق که یار غار آقای هاشمی هستی یه مقدار انقلابی تر باش و دلت رو برای انقلاب بسوزون نه برای مخالفان ولایت فقیه عزیز بابا
  • حمید ۱۵:۰۲ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۲
    0 0
    (یه مشت عمله جمع کردید)این جمله توهین به قشر زحمت کش کارگره ، واقعا متاسفم
  • م IR ۱۸:۴۰ - ۱۳۹۷/۱۰/۲۷
    0 0
    عمله شرفش به مفت خورها میرزه

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس