هم راستا با باز کردن مسیر "مذاکره- فشار" برای «دولت تدبیر و امید» توسّط غرب؛ خط سیاسی سازش نیز سعی دارد در درون نظام؛ دست به یک باج خواهی بزرگ بزند. این سیری است که به یک گزاره توهّمی ختم می شود: "تنها راه برون رفت از بحران؛ مذاکره با آمریکاست!".

گروه سیاسی مشرق- با انتخاب «حسن روحانی» بعنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران توسّط مردم و ادامه روند قانونی- شرعی شدن این انتخاب، رفته رفته بازی و سناریوهای جبهه غرب علیه ایران نیز دستخوش تغییرات مفهومی و روبنایی می شود.

در حال حاضر پالس های فراوان و اتّفاقات عدیده ای در رابطه با موضوع تعامل با دنیا و مذاکره مستقیم ایران- آمریکا در حال بروز است، پالس هایی که در مجموعه کارگزاران نظام و البتّه بخش قابل توجّهی از ملّت به بحثی مهم، جدل ساز و قابل بررسی تبدیل شده است.

دیدار رمضانی رهبری حکیم انقلاب اسلامی با مجموعه کارگزاران نظام نیز نشانی بود از اینکه بحث مذاکره با آمریکا در پُشت پرده ساختار اجرائی کشور به مسئله ای با الویت تبدیل شده است. ایشان در هشدار به ذوق زدگی های داخلی نسبت به پالس های جدید آمریکا فرمودند: «مكرّر عرض كرده ايم؛ در عرصه هاى گوناگون جهانى، درگيرى ها غالباً جنگ اراده ها است؛ هر طرفى كه اراده اش زودتر ضعيف شود، شكست خواهد خورد. صبر يعنى اين عزم را، اين اراده را نگه داشتن، حفظ كردن ... اگر چنانچه جهتگيرى را غلط انتخاب كرديم، در انتخاب جهت گيرى اشتباه كرديم؛ تلاش مضاعف ما نه فقط ما را به نتيجه نمي رساند، بلكه ما را از راه دور مي كند ... بنده در روز چهاردهم خردادِ امسال، جهتگيرى هاى انقلاب را بر اساس قرائت امام شرح دادم ... خب، اين گزارش مبسوط آقاى رئيس جمهور، آقاى دكتر «احمدى نژاد» را شنيديد. كارهاى فراوانى شده، كارهاى برجسته اى انجام گرفته ... مهم اين است كه جهت گيرى ها استمرار داشته باشد؛ كه من در زمينه استمرار جهت گيرى ها و تذكراتى كه در اين مورد دارم، در فرصت هاى بعدى اِن شاءالله مطالبى را به مسئولين و به ملّت عرض خواهم كرد.

... مسئولان كشور بايد تصميم شان را در مواجهه با مشكلات حفظ كنند، عزم راسخ خودشان را محفوظ بدارند، دچار تزلزل نشوند. به سمت آرمان ها حركت كردن، اين عزم راسخ را نياز دارد. اينجور نباشد كه با مشاهده اخم دشمن، ترُش رویى دشمن، حركت معارضه دشمن با شكل هاى مختلفش تبليغاتى اش، سياسى اش، اقتصادى اش و امثال اينها - متزلزل شوند ... دومين نكته اى كه در اين زمينه وجود دارد، مسئله تعامل با دنيا است؛ كه اين روزها زياد هم گفته مي شود. ما معتقد به تعامل با دنيا هستيم. در تعامل با دنيا، بايد طرف مقابل را شناخت؛ اگر نشناسيم، پشت پا خواهيم خورد. پرونده خصوم خودمان را فراموش نكنيم.

ممكن است انسان يك وقتى سابقه اى را به رو نياورد؛ اشكالى ندارد. شما يك وقتى با يك شخصى مواجهيد، مي خواهيد يك كارى را انجام دهيد، يك سابقه اى هم از او داريد، مصلحت نمي دانيد به رو بياوريد؛ اين اشكالى ندارد، اما اين سابقه يادتان نرود؛ اگر يادتان رفت، پشت پا خواهيد خورد، ضربه خواهيد خورد. آمريكایى ها مي گويند ما مي خواهيم با ايران مذاكره كنيم. خب، سال ها است كه مي گويند مي خواهيم مذاكره كنيم؛ اين يك فرصتى نيست كه براى ما بوجود آوردند. من اوّل سال گفتم كه خوشبين نيستم. در مسائل خاص، مذاكره را منع نمي كنم - مثل مسئله خاصّى كه در قضيه عراق داشتيم، و بعضى از قضاياى ديگر- ليكن من خوشبين نيستم؛ چون تجربه من اين را نشان مي دهد. آمريكایى ها، هم غيرقابل اعتمادند، هم غير منطقى اند، هم در برخوردشان صادق نيستند. اين چهار ماهى هم كه از آن صحبت ما گذشت، همين را تأييد كرد؛ موضع گيرى هاى مسئولان و دولتمردان آمريكا نشان داد كه همين مطلبى كه ما گفتيم - كه گفتيم خوشبين نيستيم- درست است؛ خود آنها عملاً اين را تأييد كردند. انگليس ها هم يك جور ديگر، ديگران هم يك جور ديگر. تعامل با دنيا هيچ ايرادى ندارد، ما از اوّل هم اهل تعامل با دنيا بوديم؛ منتها در تعامل، طرف مقابل را بايد شناخت؛ شگردهاى او را بايد دانست؛ هدف هاى اساسى و كلان را بايد مدّ نظر داشت. ممكن است دشمنى سر راه شما را بگيرد، بگويد از اينجا نبايد جلو برويد. سازش با او به اين صورت نيست كه شما قبول كنيد، برگرديد؛ هنر اين است كه شما كارى كنيد كه راهتان را ادامه دهيد، او هم مانع كار شما نشود؛ والّا اگر چنانچه توافق و تفاهم به اين معنا بود كه او بگويد شما بايد از اين راه برگرديد، شما هم بگوئيد خيلى خوب، اين كه خسارت است. توجّه به اين جهات بايد از سوى مسئولين و دولتمردان وجود داشته باشد.» (دیدار با کارگزاران نظام اسلامی- 30/4/1392).

در هر صورت دولتی که قرار است روی کار بیاید در دوره تبلیغات انتخاباتی، شعارهایی را سر داده و آن را ادامه داده که احیاناً از منظر تیم همراهش؛ مقبولیتش تا حدود زیادی به مسئله کاهش یا تثبیت تحریم ها گره خورده است. در حالیکه «حسن روحانی» پیشتر از این و طیّ شعارهای انتخاباتی از طرح 100 روزه اوّلش برای بهبود شرایط اقتصادی خبر داده بود امّا رفته رفته این طرح عملیاتی تبدیل به یک طرح عملیات روانی می شود!

بر این اساس وی علیرغم اینکه طیّ تبلیغات انتخاباتی اش گفته بود: «برای مشکلات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و سیاست خارجی، برنامه یک ماهه و 100 روزه نیز وجود دارد. ما می توانیم در زمان کوتاه تحوّل اقتصادی بوجود آوریم و با ایجاد یک دوره تنفّس مشکلات را حل کنیم.» (برنامه انتخاباتی «با دوربین»- شبکه 1 سیما- 7/3/1392)؛ امروز و بعد از سپری شدن فصل انتخابات، بحث های دیگری را مطرح می کند. «روحانی» در دیدار با نمایندگان مجلس در «بهارستان» در این رابطه می گوید: «دولت در شروع کارش در 100 روز اوّل، تلاش خواهد کرد واقعیّات کشور را به مردم، مقام معظّم رهبری و نمایندگان ملّت عرضه کند. دولت آینده خواهد گفت چه چیزی را تحویل گرفته و با چه چیزی مواجه است و راه حل را چگونه می بیند!» (23/4/1392). همه گیر شدن این احساس که کشور در وضعیت فرابحرانی قرار دارد، در حال حاضر در دست پیگیری توسّط نزدیکان رئیس جمهور جدید است. از این جمله می توان به گفتگوی تهدیدآمیز «اکبر ترکان» با هفته نامه «آسمان» اشاره کرد که می گوید: «وضعیت اقتصادی کشور خراب تر از تصوّر قبلی ماست. منتها من ترجیح می دهم، اگر آقای دکتر «روحانی» صلاح دیدند؛ خودشان در این باره اظهارنظر کنند.» («وضع خراب تر از آن است که تصوّر می کردیم»- شماره 50- 22/4/1392) همچنین «عیسی کلانتری» می گوید: «آقای روحانی نه حضرت موسی است و نه حضرت عیسی که معجزه کند و اقتصاد ایران را یک شبه زنده کند. چهار سال طول می‌کشد که تازه به وضعیت 84 برسیم.» (گفتگو با پایگاه خبری- تحلیلی «فرارو»- 22/4/1392). گام بعدی این عملیات روانی مبتنی بر سیاه نمایی از وضع موجود، ترسیم تنها راه حل برون رفت از بحران است؛ راهی که از نظر برخی فقط از کاهش تحریم ها و تعامل با دنیا می گذرد.

به موازات اینکه نگاهِ تیم مستشاری رئیس جمهور به سمت سیاه نمایی از وضعیت فعلی کشور نیل پیدا می کند، در خارج مرزها نیز نسخه های آمریکا برای مواجهه با دولت جدید در حال تغییر مفهومی و بروز شدن است. در همین رابطه شاهد ایجاد مسیر هوشمندی از "مذاکره- فشار" بدست نهادهای مختلف آمریکایی در برابر «دولت تدبیر و امید» هستیم. این مسیر یک سناریوی سینوسی است که بطور مداوم و یکی در میان، مذاکره (هویچ) و فشار (چُماق) را پُررنگ و کم رنگ می کند. البتّه انتخاب یک حرکت سینونسی و پاندولی در ابتدای کار «دولت یازدهم» قطعاً بی جهت نیست زیرا این حرکت بالا و پایین بیتشر می تواند، عزم و اراده طرف مقابل را سُست کند.

بر این اساس درست زمانی که کارشناسان نزدیک به محافل دست چپی وزارت خارجه به هیچ وجه انتظار عملیاتی شدن تحریم های جدیدی را نداشتند، ناگهان خبر اجرای موج جدید تحریم ها توسّط «رئیس جمهور آمریکا» همه آنها را وارد شوک کرد، این تحریم ها علیه بخش انرژی، کشتیرانی و کشتی سازی به اجرا در می آمدند (7/4/1392). در همین رابطه پایگاه خبری- تحلیلی «دیپلماسی ایران» (وابسته به «صادق خرّازی» و چپی های وزارت خارجه) نوشت: «این در حالیست که حدود یک ماه تا تحلیف «روحانی» باقی مانده و کارشناسان معتقد بودند دست کم در این مدّت و تا زمانیکه «روحانی» بتواند در سیاست خارجی نفوذ کند، نباید تحریم های جدیدی را علیه ایران اعمال کرد. مقامات عالی دولت «اوباما» می گویند تحریم های جدید، فشار را بر طیف گسترده تری از مقامات و شرکت های ایرانی افزایش می دهد. «وال استریت ژورنال» نیز در این رابطه نوشت: «تحریم های جدید نشان می دهد که آمریکا برای حفظ فشار و محدودیت ها بر اقتصاد ایران آمادگی دارد. آمریکا در حالی خواستار تحریم ها شده که بسیاری از رأی دهندگان به «روحانی» از او توقّع دارند گامی در جهت لغو تحریم ها بردارد.» (8/4/1392).

چند روز بعد از به کار گیری این اهرم فشار امّا اهرم مذاکره فعّال گردید، چرا که «ویلیام هیگ» (وزیر خارجه انگلیس) در اظهاراتی که مورد توجّه محافل رسانه ای قرار گرفت؛ گفت: «ما برای بهبود تدریجی روابط با ایران آماده هستیم امّا هیچ کس نباید به عزم راسخ ما برای جلوگیری از گسترش سلاح های هسته ای شک داشته باشد. ما از دولت جدید ایران می خواهیم که پاسخی جامع به پیشنهاد 5+1 برای ایجاد اعتماد دهد.» (20/4/1392). مشابه همین اظهار نظر بلافاصله توسّط یک مقام بلندمرتبه آمریکایی شنیده شد، پایگاه معتبر «المانیتور» - وابسته به اندیشکده «شورای آتلانتیک» وابسته به «ناتو»- در این رابطه نوشت: «یک مقام آمریکایی روز جمعه گفت: ما همه متوجّه لحن مثبت «روحانی» و اظهارات او پس از انتخابات شده ایم. ما از سخنان مثبت «روحانی» خرسندیم امّا آنچه بدنبال آن هستیم، اقداماتی است که نشان دهنده تمایل به تعامل جدّی با 5+1 است. سخن گفتن کافی نیست، ما به پاسخی واقعی نیازمندیم ... ما معتقدیم پیشنهاداتِ «آلمانی» پیشنهادات خوبی بودند و همچنان فرصت و زمان برای دستیابی به راه حلی دیپلماتیک بر سر مسئله هسته ای ایران وجود دارد. به گفته این مقام آمریکایی، به محض آنکه ایران به مسئولیت ها و وظایف خود عمل کند، تمام تحریم ها برداشته می شود.» (22/4/1392). همان روز نیز روزنامه «وال استریت ژورنال» - W.S.J، وابسته به محافظه کاران آمریکا- در تحلیلی از تمایل مقامات «کاخ سفید» به مذاکره دوجانبه با ایران خبر داد و نوشت: «در این شرایط، مقامات آمریکایی می گویند، «کاخ سفید» درصدد است به سرعت مواضع «روحانی» را مورد آزمایش قرار داده و دریابد که آیا از نظر وی؛ شانسی برای پیشبرد مسیر دیپلماتیک وجود دارد یا خیر؟ پیش از این، ارتباطات آمریکا با ایران، از طریق دفتر «کاترین اشتون» انجام گرفته است. یکی از مقامات آمریکایی که قرار است در گفتگوهای این هفته «بروکسل شرکت» کند، اظهار داشته: «ما از گفتگوهای دوجانبه استقبال می کنیم و می خواهیم به هر شکل که بتوانیم؛ این فرایند را برقرار کنیم. ما شاهد واژگانی هستیم که نشان می دهد، ممکن است ایران در مسیری متفاوت قدم بگذارد؛ امّا هنوز در این مورد مطمئن نیستیم». مقامات در حال حاضر منتظر نخستین نشانه عملی از سوی ایران هستند؛ نشانه ای که می تواند در قالب تعیین مذاکره کننده هسته ای جدید ایران نمایان شود. مقامات آمریکایی می گویند از انتقادات آشکار در مناظره های انتخاباتی نسبت به روند کار «جلیلی» شگفت زده شده و معتقدند که این امر می تواند بیانگر آمادگی تهران برای تغییر مسیر در مذاکرات هسته ای باشد. البتّه به نظر می رسد این ابراز تمایل با شرط و شروطی همراه است که از آن جمله، می توان به ضرورت پاسخ ایران به بسته پیشنهادی 5+1 در «آلماتی» اشاره کرد. هرچند برخی مقامات اروپایی و آمریکایی پیشنهاد می کنند، «کاخ سفید» برای تشویق ایران، ابتدا تخفیف شدیدی را در تحریم ها اعمال کند امّا مقامات ارشد آمریکا می گویند؛ نخست ایران باید به پیشنهاد «آلماتی» پاسخی روشن ارائه دهد. آنها در عین حال لحن تهدیدآمیز خود را کنار نگذاشته و می گویند پیشرفت های ایران در برنامه هسته ای، بدون اینکه پاسخ مشخّصی به پیشنهادهای غرب ارائه دهد؛ ممکن است واشنگتن را "مجبور کند" که بازه زمانی خود برای تخمین رسیدن ایران به بمب هسته ای را کوتاه تر کند!» (پایگاه خبری- تحلیلی «تابناک»).

بلافاصله دو گزارش مذکور در کانون توجّه رسانه ها و جراید منتسب به اصلاحات قرار گرفت و آنها در روز 23 تیرماه با مدّنظر قرار دادن این گزارش ها - درباره تمایل آمریکا به مذاکره مستقیم با دولت جدید- دست به یک پروپاگاندا زدند.

روزنامه «اعتماد» تیتر 1 خویش را با خط درشت به این مسئله اختصاص داد و نوشت: «مذاکره مستقیم/ درخواست تازه آمریکا از ایران». این روزنامه پس از توجّه به گزارش «W.S.J» با انتشار بخشی از گزارش «فارین پالیسی» در این رابطه، می نویسد: «رئيس جمهور آتي ايران شخصيتي "عملگرا" با خوي "اعتدالگرايي" است كه در نشست هفته گذشته خود با جمع كثيري از روحانيون به آنها گوشزد كرد كه: «حضور دولت در زندگي اجتماعي و خصوصي مردم بايد كاهش يابد!» و از ياد نبريم كه «روحاني» در سال 2004 م. با تعليق موقّت غني سازي در ازاي دريافت مزاياي اقتصادي، موافقت كرد. ورود «روحاني» به عرصه قدرت مي تواند براي ايران و همينطور براي غرب خوب باشد. «پاتريك كلاوسون»، «معاون تحقيقات مؤسّسه واشنگتن در امور خاور نزديك» به اين واقعيّت قابل توجّه اشاره مي كند كه با وجود آنكه مقامات عاليرتبه ايران مخالف اين توافق هستند؛ «روحاني» ... به اين توافق اعتبار مي دهد. ايران، امروز مي تواند به يك توافق برسد؛ اگر - يك اگر بزرگ!- آماده اتّخاذ رويكردي مشابه باشد. واقعاً اينطور است؟ اين واقعيّت كه حاكميت ايران به «روحاني» اجازه حضور و پيروزي در انتخابات را داده، مي تواند بدين معنا باشد كه مقامات عاليرتبه «جمهوري اسلامي» دريافته اند كه بايد اقتصادِ مورد هجوم تورّم و بيكاري را بهبود بخشند و مشكلات تنها در صورتي حل مي شود كه ايران بتواند غرب را متقاعد به برداشتن تحريم ها كند! «سوزان مالوني» (كارشناس مسائل ايران در «بروكينگز») بحران امروز ايران را با سال 1988 م. مقايسه مي كند كه «علي اكبر هاشمي»ِ "عملگرا" بعنوان رئيس جمهور برگزيده شد تا به جنگ ايران و عراق خاتمه دهد.». «اعتماد» همچنین یادداشت «نگاه یک» صفحه اوّل خویش را در اختیار «داوود هرمیداس باوند» گذاشت تا وی چنین بنویسد: «آمريكا بعنوان "قدرت هژمون" روابط ويژه با تمام همسايگان اطراف ما دارد، پايگاه هايي در كشورهاي عربي و «خليج فارس» دارد و نيز پايگاه هايي در «تركيه»، «جمهوري آذربايجان»، «افغانستان» و ... دارد و با «روسيه» هم تعاملاتي دارد. بنابراين اين كشور در عين حال، توان "بازدارندگي" هم دارد؛ فرصت هايي ممكن است براي ايران پيش بيايد و آمريكا مانع آن شود ... مادامي كه ايران مسائل اش با آمريكا براساس منافع متقابل حلّ و فصل نشود، كماكان مواجه با اين مشكلات در عرصه هاي مختلف هستيم، مانند مسئله تحريم ها ... بايد بدانيم كه نقش محوري در 5+1 را آمريكا دارد و براي حلّ مشكلات مان مذاكرات دو جانبه يك امر ضروري است. مذاكره دالّ بر تسليم نيست ... در شرايط كنوني بخوبي واقفيم كه محور اصلي مشكلات چه قدرتي است لذا مصالح و منافع ملّي اقتضاء مي كند كه با ديد منفي با مذاكره برخورد نكنيم. اين يك واقعيّت است! ... بنابراين براي ما تجارب سال هايي وجود دارد كه بدليل نداشتن روابط ديپلماتيك دچار پيامدهايي شديم كه نگران کننده است؛ مانند تحريم ها و پيامدهاي تحريم ها از جمله آسيب هاي اجتماعي آن. آقاي «روحاني» نيك مي داند براي اينكه به اين بن بست پايان بدهد، بايد با انعطاف‌پذيري حركت كنند تا به تفاهمي نائل شوند كه موجب توافق هاي دو چندان بشود و اين پيامي است كه آقاي «روحاني» داده اند ... رسالت ايشان حلّ معضل است، نه ادامه معضل.». روزنامه «آرمان روابط عمومی» نیز تیتر کوچک صفحه نخست خویش را با عنوان: «آمادگی اوباما برای تماس با روحانی» به همین موضوع اختصاص داد.


گذشته از این، روزنامه «شرق» بخشی از صفحه «سیاست» خویش را به این مسئله اختصاص داد و با انتشار کامل گزارش روزنامه «لُس آنجلس تایمز» به قلم: «پُل ریشتر» نوشت: «دولت «اوباما» در حال ردّ درخواست هایی است که می خواهد تا پیشنهاد قابل ملاحظه دیپلماتیکی را به امید برون رفت از بن بست موجود هسته ای (ایران) ارائه دهد. برخلاف علاقه مندی مقام های رسمی و دیپلمات های ایالات متّحده برای طرح ابتکار جدّی، یک مقام ارشد آمریکایی گفته که: «دولت آخرین پیشنهاد خود را بازنگری نمی کند و منتظر پاسخ های مثبت تر از سوی ایران باقی می ماند که احتمالاً از سوی «روحانی» مطرح خواهد شد.» ... «کاخ سفید» می گوید اگر راه حل دیپلماتیک به نتیجه نرسد، گزینه نظامی را برای جلوگیری از دستیابی ایران به توانمندی تسلیحات هسته ای مورد توجّه قرار خواهد داد. کارشناسان، دولت «اوباما» را بیش از آنکه به برگشتن به مذاکرات 6 جانبه - 5+1- ترغیب کنند؛ برای پیگیری "مذاکرات مستقیم" تشویق کرده اند. این گروه همچنین خواسته اند تا در مقایسه با پیشنهاد‌های کوتاه مدّتی که در سال های اخیر مطرح شده؛ توافق جامع تری به تهران پیشنهاد بدهند. دراین‌میان بعضی معتقدند لغو تحریم ها باید با امید فراهم آوردن مشوّق هایی برای همکاری ایران باشد؛ با این حال گروهی از مقام های ارشد بر این باورند که نیازی به غرق شدن در چنین ابتکارهایی نیست! چراکه ایران خود تمام راه های موجود را به خوبی می‌شناسد. یک مقام رسمی تأکید می کند که: «هم‌اکنون نیز تمام این انتخاب ها روی میز است و ایران از همه آنها مطّلع است.» ... دلایل تاکتیکی قابل قبولی وجود دارد که می‌گوید، «کاخ سفید» نباید حرکت اوّل را انجام دهد؛ "نبایدی" که نوعی برخورد سیاستمدارانه است. «گری سیمور» (مسئول پیشین مبارزه با اشاعه تسلیحات هسته ای) بر این باور است که «واشنگتن» باید برای توافق جامع با تهران، بسیار پرشتاب عمل کند. در این مرحله بسیار مناسب است که معنای انتخاب «روحانی» را در آزمونی عملی، بسنجیم. «سیمور» که در مرکز «بلفُر هاروارد» مشغول است، می‌گوید: این مرحله، آزمون اراده ایرانی هاست و به آمریکا اجازه می دهد تا به دیگر قدرت های جهان نشان دهد که ایران هم در مسیر توافق حرکت می کند یا خیر؟! این اقدام شاید دری برای «اوباما» در مسیر حرکت به سوی تحریم های اقتصادی جدّی تر بگشاید.».

جالب اینکه هنوز جوهر قلم های ذوق زده از این پالس ها، خشک نشده بود که اقدام موازی دیگری توسّط تأثیرگذارترین موجودیت سیاسی در غرب یعنی رژیم «صهیونیستی» نیز رسانه ای شد. اخباری که از منظر ژورنالیست های دوم خردادی چندان اهمّیت نداشت ولی برای کارشناسان در «تهران» و «نیویورک» کاملاً معنادار می توانست باشد. بنابر این درست همان روزی که روزنامه نگاران و کارشناسانِ خوش بین به سازش، در حال پایکوبی بخاطر گزارش های «المانیتور» و «W.S.J» بودند؛ روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» بحث هایی کاملاً متفاوت مطرح کرد و به نقل از منابع دیپلماتیک آمریکا نوشت: «دولت «باراک اوباما» به اسرائیل تضمین داده که علیرغم انتخاب «روحانی» به ریاست جمهوری، این کشور تحریم های خود علیه ایران را کاهش نخواهد داد. هیئت دیپلماتیک آمریکا در گفتگو با مشاوران «بنیامین نتانیاهو» به آنها وعده دادند که تنها در صورت "تغییر نگرش" ِ حکومت ایران؛ آمریکا ممکن است، تحریم های کنونی را شُل کند! یک مقام آمریکایی که نخواست نامش فاش شود، به «هاآرتص» گفت: ما به اسرائیلی ها گفتیم که آمریکا نه بر مبنای حرف ها و شعارهای «روحانی» بلکه بر مبنای اقدامات ایران قضاوت خواهد کرد و باید تغییری اساسی در رفتار و نگرش حکومت ایران به وجود آید. ما گفتیم که نمی خواهیم فشارها را کاهش دهیم بلکه می خواهیم فشارها را افزایش دهیم، از جمله تحریم جدید «ریال» که از اوّل ژوئیه اجرایی می شود. در واقع یکی از دلایل انتخاب «روحانی»، تحریم ها بوده است. ما در انتظاریم تا ببینیم وی تا چه میزان برای تحقّق شعارهای انتخابات خود، زیر فشار خواهد بود. تحریم هایمان را تا زمانیکه غنی سازی 20 درصد ادامه یابد؛ شُل نخواهیم کرد. یک مقام آمریکایی نیز افزوده است که «واشنگتن» بدنبال یافتن کانالی برای مذاکره مستقیم با ایران است. همچنین «کانال 2 اسرائیل» در گزارشی مدّعی شد که «نتانیاهو» به تلاش های خود برای افزایش فشار به «اوباما» بمنظور ترسیم "خط قرمز" برای حمله به ایران افزوده است.» (پایگاه خبری- تحلیلی «عصر ایران»). بنابر این بازوی سیاسی کاری اسرائیل علیه پرونده هسته ای ایران در مقرّ «سازمان ملل» فعّال شد تا با ساخت یک گزارش ساختگی از تأسیس «مجتمع مخفی کارانه کوثر» توسّط «روحانی» پرده بردارد! بر این مبنا شاخه سیاسی «سازمان منافقین» (شورای ملّی مقاومت) سعی کرد، مقامات غربی را نسبت به احداث یک مجتمع مخفی هسته ای در ایران و طیّ دوره سرپرستی «روحانی» بر «شورای عالی امنیّت ملّی» حسّاس کند. در همین رابطه پایگاه مطالعات استراتژیک «ایران هسته ای» به قلم یک کارشناس داخلی نوشت: «خبرسازی جدید منافقین درباره وجود یک تأسیسات هسته ای مخفی در ایران و به میان کشیدن پای «روحانی» بعنوان یکی از بانیان این تأسیسات کذایی را باید اعلام جنگ صهیونیست ها به دولت منتخب در ایران دانست ... آنچه مهمّ است اینکه این گروهک می خواسته به هر نحو ممکن «روحانی» را درگیر یک مسئله دارای حسّاسیت برای غرب بکند.» (به نقل از خبرگزاری «تسنیم»- «مهدی محمّدی»- 22/4/1392). «سازمان منافقین» در این اطّلاعیه که آن را در 20/4/1392 از «پاریس» منتشر کرده بود به تأسیس «مجمتع کوثر» (معادن شرق) در منطقه «دماوند» با استعداد احداث 30 تونل و 30 انبار زیرزمینی بدست شرکت «ایمان گستران محیط» اشاره کرده بود. گزارشی که علیرغم گاف های واضح فنّی اش برای کارشناسان غربی در «سازمان ملل» مهمّ به نظر می رسید، چرا که بلافاصله پس از انتشار این اطّلاعیه کذایی؛ «سخنگوی آژانس بین المللی انرژی اتمی» نسبت به آن واکنش نشان داد. «ژیل تودور» طیّ ایمیلی برای خبرگزاری «فرانسه» نوشت: «آژانس اخبار ارائه شده از سوی «سازمان مجاهدین خلق» (منافقین) را همچون دیگر اخبار و اطّلاعات دریافتی، مورد بررسی و ارزیابی قرار خواهد داد.». همچنین «فلیپ لالیو» (سخنگوی وزارت خارجه فرانسه) نیز گفت: «ما این اطّلاعات را نیز مانند اطّلاعات دیگر بررسی خواهیم کرد.» (به نقل از پایگاه مطالعات استراتژیک «ایران هسته ای»- 21/4/1392).

پس از این اهرم فشار، بار دیگر پالس های روانی مذاکره از طرف آمریکا به کار افتاد تا باز هم این خود دولت «ایالات متّحده» نباشد که حرف آخر را می زند. مسئله اساسی این است که در تمامی گزارش ها و پالس های مذاکره محور اخیر، این شخصیت های غیر تصمیم گیر هستند که از دولت آمریکا و رئیس جمهوری آن می خواهند که نرمش بیشتری در قبال روزنه امید جدید غرب در ایران، داشته باشد. اینبار نیز این تنها 131 نفر از «نمایندگان کنگره» بودند که در نامه ای از «اوباما» خواستند تا برای مذاکره مستقیم با رئیس جمهور اعتدال گرای ایران تلاش کند.


روزنامه «شرق» در تحلیل مفصّلی از گزارش «واشنگتن پُست» (29/4/1392) در تیتر یک صفحه نخست خویش با اشاره به این موضوع که «واشنگتن پُست» از سنّت شکنی خارق العاده اعضای کنگره خبر داده؛ نوشت: «نمایندگان کنگره طرح سالانه تشدید تحریم ها علیه ایران را به «کاخ سفید» ارائه ندادند و اعلام کردند که این طرح ممکن است تا اکتبر و حتّی تا پایان سال جاری میلادی نیز آماده نشود. این در حالیست که یک‌روز پیش از این، اعضای کنگره پای نامه ای به «اوباما» را امضاء کرده ‌بودند که در آن خواسته بودند با ایران وارد مذاکره شود. در این نامه از «رئیس جمهور آمریکا» خواسته که اقداماتی انجام ندهد که موضع آقای «روحانی» در قبال "تُندروها" را در ایران تضعیف کند ... «اوباما» و «روحانی» هر دو مدّت‌هاست که به تمایل برای ورود به دیپلماسی مستقیم و کارکردن در جهت توافقی گسترده تر بمنظور پایان دادن به چند دهه خصومت، اشاره کرده اند ... مانع بزرگ شامل سیاست های داخلی هر دو طرف است ... این نامه از آن جهت حائز اهمّیت است که توسّط نهادی ارائه شد که به لحاظ سنّتی با بکارگیری دیپلماسی در قبال ایران مخالف است امّا اکنون تعداد زیادی از اعضای آن خواستار چنین چیزی شده اند.» (30/4/1392).

همچنین «شرق» می نویسد: «در همین حال، «نیکلاس برنز» (معاون سیاسی پیشین وزیر خارجه آمریکا) در مقاله ای با عنوان «سرگردانی آمریکا- اسراییل درباره ایران» که روی وب سایت «تایمز ریکورد» قرار گرفت؛ از احتمال مذاکرات مستقیم ایران- آمریکا در نیمه دوم سال 2013 م. خبر داد. او بخش هایی از سخنان «نتانیاهو» را تأیید کرد، امّا افزود که وی در اینباره اغراق می کند. «برنز» نوشت که بخش عُمده ای از آنچه «نتانیاهو» می خواهد توسّط «اوباما» و «بوش» به اجرا درآمده است ... نمایش واقعی در نیمه دوم این سال احتمالاً در میز مذاکرات در «وین»، «استانبول» یا «ژنو» رُخ خواهد داد که در آنجا دیپلمات های آمریکایی و ایرانی اوّلین گفتگوی اساسی را پس از 34 سال قطع روابط، انجام خواهند داد ... همچنان امکان رسیدن به توافق با ایران از طریق مذاکره، بر یک جنگ عجولانه با پیامدهایی غیرقابل پیش بینی برای آمریکا، اسرائیل، مردم ایران و خاورمیانه آشفته؛ ارجحیّت دارد.». دیگر روزنامه های اصلاح طلب نیز به نوبه خویش سعی کردند با بزرگنمایی این پالس چنین وانمود کنند که دولت «روحانی» در یک قدمی توافق جامع و همه جانبه با آمریکا قرار دارد؛ توافقی که به کاهش تحریم ها و تعامل با دنیای مُدرن می انجامد و محصولش یک رؤیای اقتصادی- رفاهی برای ایرانیان است!

دست آخر اینکه هم راستا با باز کردن مسیر "مذاکره- فشار" برای «دولت تدبیر و امید» توسّط غرب؛ خط سیاسی سازش نیز سعی دارد در درون نظام؛ دست به یک باج خواهی بزرگ بزند. بازخوانی سیاه نمایانه از تمامی عملکرد دولت های نهم و دهم، ترسیم یک فضای فرابحرانی از وضعیت اقتصادی- معیشتی مردم و تلاش برای عدم گزارش رسانی دولت فعلی از دستاوردهایش به مردم؛ سیری است که به یک گزاره توهّمی ختم می شود: "تنها راه برون رفت از بحران؛ مذاکره با آمریکاست!". در 100 روز آینده و تا زمانیکه تیم جدید مذاکره کننده هسته ای پُشت میز 5+1 بنشیند؛ وقت زیادی است تا نهان خانه اسرار اصلاح طلبان و تُندروهای اطراف دولت جدید بیش از پیش نمایان شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 15
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 0
  • ۰۵:۵۲ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    0 0
    نگران بودن چیز بدی نیست اما آقایی که ما داریم (البته با بردوش کشیدن جور کمکاری های ما!) سکان نظام رو خوب هدایت میکنه خدا حفظش کنه
  • ۰۷:۵۷ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    0 0
    بصیرت بیشتر همراه با امید
  • ۱۰:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    0 0
    چرا نظر من را نزدید؟ اگر مردم همفکر شما بودند که به روحانی رای نمیدادند. مردم ما از این انزوایی به شما به سر ما آوردید خسته شدند.
  • خیلی ناشناس ۱۱:۵۰ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    0 0
    بزرگ‌ترین ضربه به نظام را اصولگرایان در این انتخابات به نظام زدند. اولین اشتباه: حمایت برای آمدن آقای جلیلی و نگهداشتن ایشان در صحنه انتخابات. رسانه‌های غربی ایشان را نماد مقاومت معرفی کردند. دومین اشتباه: حال که ایشان خواسته یا ناخواسته در صحنه باقی مانده بودند بهترین کار این بود بزرگان این جریان از ایشان حمایت صد در صدی می‌کردند و نامزد‌های دیگر با توجه به این موقعیت و برای جلوگیری از ضربه خوردن گفتمان مقومت و نه اقای جلیلی به نفع ایشان کنار می‌رفتند. در‌آخر ایران دیگر نمی‌تواند در‌سر میز مذاکرات حرفی از مقاومت بزند زیرا طرف مقابل چماق رای نیاوردن مقاومت را در دست دارد. اما با این حال آقای روحانی باید در برابر خواسته‌های نابجا کشور‌های غربی ایستادگی کند.
  • ناشناس ۱۲:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    0 0
    سر به دار می دهیم تن به ذلت نمی دهیم
  • میترا ۱۲:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    0 0
    تا وقتی مردم به { شعار } رای میدن رای گیرنده ها هم 2 باره رو به { شعار}های جدید میارن واسه عمل نکردن به شعارای قبلیشون ! و البته از خاطراتی که از زمان اصلاحات داریم متاسفانه تیم و توپ تبلیغاتیشون خیلی پر قوت کار میکنه . یادتون که نرفته فشار از پائین چانه زنی از بالا !!!!!!!!!!
  • ناشناس ۱۴:۱۳ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    0 0
    آيا تحريم غرب عليه ايران از مسئله هسته‌اي آغاز شد؟تحريم به مسائل هسته اي محدود نمي شود. تحريم‌هاي آمريكا برضد ايران پيروزي انقلاب ايران سياست‌هاي منطقه‌اي ايالات متحده‌ي آمريكا در خاورميانه را به چالش كشيد چرا كه ايران در كنار عربستان سعودي يكي از دو ستون امنيتي اين كشور در منطقه‌ي پرتنش خاورميانه بود. از اين پس بود كه ماه عسل ايران و آمريكا به خصومتي تلخ تبديل شد. چندي بعد در فضاي ابهام سياست آمريكا در مواجه با ايران انقلابي، سفارتخانه‌ي اين كشور به تصرف‌ دانشجويان انقلابي درآمد. آمريكا كه خود را در برابر اين تغيير ساختاري ناتوان مي‌ديد اعمال سياست تحريم را به مثابه ابزاري براي كنترل و جلوگيري از سياست‌ها و اهداف بلند انقلاب اسلامي ايران پيش گرفت. به همين منظور پس از تسخير لانه‌ي جاسوسي آمريكا در تهران، «كارتر» در تاريخ 8 نوامبر 1979م. با استناد به قانون‌ «كنترل صدور تسليحات نظامي»، كشتي حامل‌ لوازم يدكي نظامي متعلق به ايران را توقيف كرد.ارزش اين لوازم 300 ميليون دلار بود. با اوج‌گيري كشمكش‌هاي سياسي بر سر مسئله‌ي تصرف سفارت، دولت موقت، اعلام كرد تمام دارايي‌هاي‌ خود را از بانك‌هاي آمريكا خارج خواهد كرد. كارتر با لحاظ اين احتمال، در كشور شرايط اضطراري اعلام كرد و با استناد به قانون شرايط اضطراري اقتصاد بين‌الملل (IEEPA) و قانون‌ شرايط اضطراري ملي (NEA)، با صدور دستور ويژه‌ي شماره‌ي (12170)، تمام دارايي‌هاي ايران در آمريكا را به تصرف خود درآورد. مجموع پس‌اندازها و اوراق بهادار بلوكه شده‌ي ايران بالغ بر 12 ميليارد دلار بود. حدود 1.4ميليارد دلار در بانك «فدرال رزرو» آمريكا، 5.6ميليارد دلار در شعب مختلف بانك‌هاي اين كشور‌ در خارج از آمريكا، 2 ميليارد دلار در ساير بانك‌هاي آمريكا و حدود 2 ميليارد در اختيار شهروندان و مؤسسه‌هاي خصوصي ايالات متحده بود. همچنين 1.6ميليون اونس طلا به حساب بانك‌ مركزي ايران در بانك «فدرال رزرو» نگاه داشته‌ مي‌شد. در تاريخ 7 آوريل 1980م. كارتر با صدور دستور ويژه‌ي شماره‌ي (12205)، فروش و عرضه‌ي هرگونه كالا و خدمات، به‌جز مواد غذايي و دارويي، به ايران را ممنوع كرد. براساس دستور ويژه‌ي (12211) به تاريخ 17 آوريل 1980م.، وارد نمودن هرگونه كالا از ايران‌ نيز ممنوع شد. اين دستورات هم با استناد به‌ قانون (IEEPA) صادر شد. پس از پايان داستان‌ گروگان‌گيري در روزهاي پاياني رياست‌جمهوري‌ كارتر، وي با صدور 10 دستور ويژه تمام‌ تحريم‌ها برضد ايران را لغو كرد اما دولت بعدي‌ (ريگان) در عمل فقط ممنوعيت مربوط به‌ صادرات و واردات را اجرا نمود و به بهانه‌هاي‌ مختلف از آزاد كردن اموال ايران طفره رفت. آمريكا از سال 1983م. تحريمي يك جانبه موسوم به عمليات «استانج» را برضد ايران آغاز كرد. در اين راستا ايالات متحده با 20كشور درباره‌ي ارسال نكردن سلاح به ايران وارد مذاكره شد تا آن‌ها را مجاب كند كه سلاح به ايران نفروشند. اين تحريم در شرايط درگيري ايران در جنگ تحميلي با هدف حمايت از عراق بعثي در برابر ايران اسلامي بود. غرب در جهت مقابله با نظام جمهوري اسلامي بيش از همه تلاش نمود از حربه‌هاي تهديدآميز استفاده نمايد. از جمله سياست‌هاي قهريه‌ي غرب در اين رابطه، حربه‌ي تحريم بود. اين شيوه كه از زمان بحران تسخير سفارت آمريكا با شدت هرچه تمام‌تر آغاز شد، در زمان جنگ نيز ادامه يافت در ادامه‌ي تحريم‌هاي اعمال شده از سوي آمريكا، بار ديگر در سال 1984م. آمريكا صادرات برخي از مواد شيميايي را به ايران ممنوع كرد. ممنوعيت برخي از مواد شيميايي بعد از ماجراي ايران-كنترا در سال 1987م. به 150 نوع كالا كه داراي كاربرد نظامي نيز بودند، گسترش يافت. همچنين در تاريخ 6 نوامبر سال‌ 1987م. نمايندگان كنگره در واكنش به خريدهاي‌ نفت اداره‌ي انرژي آمريكا از ايران، لايحه‌اي به‌ مجلس برده و با تصويب آن واردات نفت از ايران‌ را ممنوع كردند. ريگان كه نمي‌خواست كمتر از كنگره ضدتروريست جلوه كند، 3هفته بعد با صدور دستور ويژه‌ي (12613) ورود هرگونه كالا و خدمات از ايران را ممنوع كرد. وي براي صدور اين دستور به بند 505 «قانون همكاري‌هاي‌ بين‌المللي امنيتي و توسعه»، مصوب سال‌ 1985م. استناد كرد. در واقع زماني كه ايران درگير جنگ تحميلي بود، ايالات متحده به تعريف سياست‌هاي تحريمي پرداخت كه بتواند بر نتيجه‌ي جنگ ايران و عراق تأثيري شگرف بگذارد و رقيب نوپاي اسلامي خود را در جنگي نابرابر از ميدان به در كند. اما پايان جنگ، تافته‌ي بافته‌ي آمريكا را ريش ريش كرد. پايان جنگ، تداوم تحريم با پذيرش قطعنامه‌ي (598) توسط ايران، جنگ تحميلي، رسمي و فيزيكي برضد جمهوري اسلامي پايان يافت، اما حربه‌ي نرم، جايگزين حربه‌ي سخت جنگ شد. به موازات تحريم‌هاي قبلي، سياست اعمال فشار و تحريم برضد ايران تداوم يافت. با آغاز رياست جمهوري «بيل كلينتون» در سال 1992م. روابط ايران و آمريكا وارد مرحله‌ي تازه‌اي شد. استراتژي جديد آمريكا درباره‌ي ايران و عراق «سياست مهاردوگانه» بود. براساس اين سياست، آمريكا در نخستين گام، محدوديت‌هايي براي خريد نظامي ايران، ممنوعيت كمك و تخصيص اعتبار، كنترل صادرات و واردات، جلوگيري از اعطاي وام از سوي بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول و ادامه‌ي توقيف اموال ايران اعمال كرد. كلينتون در اسفند ماه 1373 فرمان اجرايي شماره‌ي (12957) مبني بر ممنوعيت برخي معاملات مربوط به توسعه‌ي منابع نفتي ايران را امضا نمود. بدين ترتيب شركت‌هاي آمريكايي از سرمايه‌گذاري در بخش نفت و گاز ايران منع شدند. رئيس جمهور آمريكا بار ديگر در ارديبهشت 1374 طي فرمان شماره‌ي (12959) تحريم‌هاي جديدي را برضد ايران اعمال كرد. بر اين اساس شركت‌هاي آمريكايي از خريد نفت از ايران منع شدند. در اين دوران آمريكا سياست‌هاي ضد ايراني خود را ادامه داد به گونه‌اي كه در مرداد 1375 قانون مجازات‌ها برضد ايران و ليبي در كنگره تصويب شد. طبق اين قانون كه به «داماتو» معروف شد، شركت‌هاي غيرآمريكايي كه در بخش نفت و گاز ليبي و ايران سرمايه‌گذاري كنند، مجازات خواهند شد. بنابراين علاوه بر شركت‌هاي آمريكايي، تمامي شركت‌هاي خارجي ديگر از سرمايه‌گذاري بيش از 20 ميليون دلار در ايران منع شدند. 11 سپتامبر، موج جديد تحريم همچنان در دوره‌هاي بعدي نيز تحريم‌ها برضد ايران توسط رؤساي جمهور آمريكا تمديد مي‌شد. با اين حال به دنبال رويداد 11 سپتامبر 2001م. «جورج بوش»، رئيس‌جمهور وقت آمريكا قانوني را تصويب كرد كه اجازه‌ي بلوكه‌ي اموال و دارايي‌هاي اشخاص حقوقي و حقيقي حامي تروريسم را ارائه مي‌كرد. چندي بعد شماري از اشخاص حقيقي و حقوقي در ايران نيز در فهرست تحريم‌ها قرار گرفتند. به طوري كه برخي بانك‌ها مانند بانك سپه و ملي، مقاطعه‌كاران در صنعت دفاعي و شركت‌هاي سپاه پاسداران به همراه مقام‌هاي سپاه و نيروي قدس در فهرست تحريم‌ها قرار گرفتند. در راستاي سياست‌هاي آمريكا در ژوئن 2008م. اتحاديه‌ي اروپا دارايي بيش از 40 شخص حقيقي و حقوقي كه با بانك ملي ايران همكاري داشتند را مسدود كرد. ژاپن و اتحاديه‌ي اروپا همچنين محدوديت‌هايي را در جهت اعطاي وام به ايران اعمال كردند. همچنين در جولاي 2010م.، «اوباما» تحريم شركت‌هاي داخلي و خارجي كه به ايران بنزين مي‌فروشند يا به ارتقاي ظرفيت پالايشگاهي جمهوري اسلامي كمك مي‌كنند را تصويب كرد. تحريم‌هاي هسته‌اي پس از 11 سپتامبر و موج جديدي از تحريم‌ها برضد ايران، ترسيم چهره‌ي «ايران هسته‌اي» در صدر تبليغات منفي از جمهوري اسلامي قرار گرفت. به دنبال اين امر كشورهاي غربي در صدد اعمال تحريم‌هاي گوناگون اقتصادي و تكنولوژيكي برضد ايران برآمدند و با طرح فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران در شوراي امنيت به مخاصمه با اين كشور پرداختند. در اين راستا ايالات متحده پس از 11 سپتامبر 2001م.، جمهوري اسلامي ايران را كشوري در پي «دستيابي به سلاح‌هاي كشتار جمعي و بر هم زننده‌ي صلح و ثبات بين‌المللي» معرفي كرد و تمام تلاش خود را جهت ناكامي ايران در اجراي فعاليت‌هاي هسته‌اي و ارجاع پرونده‌ي ايران به شوراي امنيت به كار گرفت. قطعنامه‌ي (1737) كه در 23 دسامبر 2006م. به تصويب اعضاي شوراي امنيت رسيد، در عمل ايران را به فصل7 و ماده‌ي 41 منشور ملل متحد كشاند. اين قطعنامه دارايي‌هاي برخي مؤسسه‌ها و افراد مرتبط با برنامه‌هاي هسته‌اي ايران در خارج از كشور را مسدود نمود. همچنين در اين قطعنامه ذكر شده بود كه در صورت بي‌اعتنايي مجدد ايران به قطعنامه‌ي ياد شده و متوقف نشدن فعاليت‌هاي هسته‌اي در مدت زمان مقرر (60 روزه) از سوي شوراي امنيت، تهران با تحريم‌هاي سخت‌تري مواجه خواهد شد. اگر چه قطعنامه‌ي ياد شده لحني تند داشت و ضرب‌الاجلي 2 ماهه براي ايران تعيين كرده بود، با اين حال جمهوري اسلامي ايران ضمن رد و غيرعادلانه خواندن قطعنامه و انتقاد از برخورد دوگانه‌ي شوراي امنيت، مصرانه بر ادامه‌ي فعاليت‌هاي صلح‌آميز خود جهت دستيابي به فن‌آوري هسته‌اي پاي فشرد. بدين ترتيب پس از پايان مهلت 2ماهه، شوراي امنيت و اعتنا نكردن ايران به قطعنامه‌ي ياد شده، قطعنامه‌ي سوم شوراي امنيت پس از حدود يك ماه رايزني در 24 مارس 2007م. به تصويب رسيد. قطعنامه‌ي (1747) ضمن مسدود نمودن دارائي‌هاي 28 فرد و نهاد ايراني مرتبط با برنامه‌هاي هسته‌اي ايران و جلوگيري از صادرات تسليحاتي ايران، تحريم‌هاي تنبيهي جديدي را نيز برضد تهران وضع كرد و يك بار ديگر از ايران خواست كه طي 60 روز آينده فعاليت‌هاي هسته‌اي خود را به حالت تعليق درآورد. در تيرماه 1387 چهار گروه صنعتي ايران شامل مجموعه‌ي صنايع شهيد ستاري، هفت تير، گروه صنايع مهمات و متالورژي و صنايع شيمي پارچين مشمول تحريم‌هاي آمريكا شدند. وزارت خزانه‌داري ايالات متحده در آذر 1389 اعلام كرد كه شركت‌ها و بانك‌هاي نفت و گاز پارس، بيمه‌ي معلم، بانك مهر، بانك انصار، شركت كشتيراني لاينر ترانسپورت كيش و بنياد تعاون سپاه را به فهرست سياه تحريمي خود مي‌افزايد. در بهمن 1389 (اوايل سال 2011م.)، وزارت خزانه‌داري آمريكا، تحريم‌هاي جديدي را برضد بانك رفاه ايران تحميل كرد.افزون بر اين‌ها، قانون تحريم همه ‌جانبه‌ي ايران در سال 1389 به تصويب كنگره‌ي اين كشور رسيد. اين تحريم‌ها رئيس‌جمهور آمريكا را قادر مي‌سازد تا شركت‌هاي خارجي كه به ايران بنزين و ديگر فرآورده‌هاي نفتي پالايش شده را صادر مي‌كنند، مجازات كند. پيروزي انقلاب ايران سياست‌هاي منطقه‌اي آمريكا در خاورميانه را به چالش كشيد چرا كه ايران در كنار عربستان سعودي يكي از دو ستون امنيتي اين كشور در منطقه‌ي پرتنش خاورميانه بود. از اين پس بود كه ماه عسل ايران و آمريكا به خصومتي تلخ تبديل شد. آمريكا كه خود را در برابر اين تغيير ساختاري ناتوان مي‌ديد اعمال سياست تحريم را به مثابه ابزاري براي كنترل و جلوگيري از سياست‌ها و اهداف بلند انقلاب اسلامي پيش گرفت. تحريم‌هاي اروپا برضد ايران همراهي اروپا با غرب در اعمال فشار بر جمهوري اسلامي در سال‌هاي اخير قابل توجه است. به موازات تحريم‌هاي تعريف شده‌ي آمريكا برضد ايران، اروپا نيز از اين دور عقب نمانده است. دولت انگليس در ژوئن 2008م. اعلام كرد كه در ادامه‌ي سياست تحريم برضد ايران، دارايي‌هاي بزرگ‌ترين بانك ايران، يعني بانك ملي را ضبط و تحريم مي‌كند. بانك «باركليز» يكي از بزرگ‌ترين بانك‌هاي انگلستان، حساب‌هاي ايرانيان از جمله بانك صادرات و بانك ملي ايران را مسدود كرده است. اوايل سال 2008م. برخي از دانشگاه‌هاي هلند، بر طبق بخشنامه‌هاي وزارتخانه‌هاي كشوري، از پذيرش دانشجويان ايراني به دليل آنچه مسائل مربوط به فن‌آوري هسته‌اي خواندند؛ ممانعت كردند. همچنين بانك‌هاي«لامبرت بروكسل» بلژيك و بانك «دويچ» آلمان معاملات ارزي با ايران را در سال 2008م. قطع كردند. در آوريل 2008م.، سوئيس دارايي‌هاي 12 شركت ايراني را به بهانه‌ي دستورهاي تحريمي شوراي امنيت سازمان ملل برضد ايران، ضبط و مصادره نمود. اتحاديه‌ي اروپا 180 شركت تجاري و شخص ايراني را مشمول تحريم‌هاي جديد بخش ترابري و انرژي كرد. شركت‌هايي در اين خصوص به فهرست تحريم‌شدگان پرونده‌ي اتمي ايران پيوستند كه با شركت‌هاي كشتيراني و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران ارتباط دارند. با فرماني كه «ولاديمير پوتين» در روز 5 مه 2008م. (16 ارديبهشت 1387) امضا كرد، روسيه به طور رسمي به تحريم‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل برضد جمهوري اسلامي ايران پيوست. در فرمان ولاديمير پوتين آمده است: «تمامي سازمان‌ها و دستگاه‌هاي دولتي، بانك‌ها و مؤسسه‌ها و اشخاص حقوقي و حقيقي زير حوزه‌ي قضايي روسيه بايد به خاطر داشته باشند كه از تاريخ 3 مارس سال 2008م.، از انتقال يا تأمين هر نوع مواد يا تجهيزات و يا فن‌آوري هسته‌اي كه امكان استفاده‌ي دوگانه‌ي نظامي و غيرنظامي از آن‌ها وجود دارد، از خاك روسيه به ايران ممنوع است.» شايان ذكراست؛پس از اعلام اتهام بي اساس آمريكا مبني بر اينكه بانك ملت، بانك ملي و بانك صادرات ايران حامي مالي نهادهاي تروريستي هستند، بانك جهاني از دادن خدمات به اين بانك‌هاي ايراني خودداري كرد. همچنين روسيه به بهانه‌ي تحريم‌هاي سازمان ملل از ارسال سامانه‌ي دفاعي «اس 300» به ايران خودداري نمود. افزون بر اعمال تحريم‌هاي اقتصادي، تحريم علمي نيز از نمونه‌هاي تحريمي است كه برخلاف ادعاي حمايت از ملت ايران از سوي غرب اعمال شده است.براي نمونه سازمان (CNRS) فرانسه، بزرگ‌ترين سازمان پژوهش علمي اروپا، در سال 2008م. تحريم‌هايي برضد تمامي دانشمندان ايراني در تمام رشته‌ها وضع كرد. آخرين و جديدترين تحريم نيز ممنوعيت خريد نفت ايران است كه از اواخر بهار 1391 اعمال شده است. بر اين اساس كشورهاي اروپايي از خريد نفت ايران خودداري كرده و ديگر كشورها را نيز براي كاستن از خريد نفت ايران تحت فشار قرار مي‌دهند. بدين ترتيب آمريكا و متحدانش در طول 33 سال گذشته بارها با انواع تحريم‌ها تلاش كرده‌اند تا جمهوري اسلامي ايران را از دستيابي به اهداف سياسي خود بازداشته و در راستاي اهداف سياسي خود آن را به راه آورده و به تغيير رابطه با غرب وادارند. نتيجه گيري محورهايي كه در بيانات مقام معظم رهبري در ميان احاد مردم در ارتباط با خراسان شمالي مورد تاكيد قرار گرفت، بر اين مسئله‌ تاكيد داشت كه تحريم به مسائل هسته اي محدود نمي شود و امري باسابقه است و از ابتداي انقلاب وجود داشته است. گزارش تحليلي حاضر تلاش نمود تا با ذكر موارد متعدد تحريم عليه جمهوري اسلامي اين نكته محوري را به شكل مصداقي روشن سازد. بنابراين همان‌طوري كه مقام معظم رهبري تاكيد نمودند، در صورتي كه ايران برنامه هسته‌اي خود را ادامه دهد نيز همچون گذشته تحريم ها به دلايل گوناگون ادامه خواهد داشت. حضرت آيت‌الله خامنه اي سرافرازي، روحيه استقلال طلبي، عدم تسليم ملت ايران و اسلام خواهي را عمده دليل مخالفت و دشمني غربي ها با ملت ايران عنوان نمودند.
  • رحمن ۱۴:۵۱ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    0 0
    سخنان رهبر انقلاب بسیار درست و هوشمندانه و حکیمانه است و ما خدا را شاکریم که یک رهبر مستحکم و هدف شناس داریم و اما نظر من در مورد صحبت با آمریکا نباید از سوی اثر گذاشتن تحریمها باشد من می گویم صحبت با آمریکا نباید از ترس و خجالت و اینجور چیزها تاثیر بگیرد باید اگر آنها طالب هستند صحبت کنند باید مواضع بر حق ایران را برایشان تفهیم کرد و یا بقول رهبر عزیز طوری رفتار کرد که راه و آرمانها ادامه داشته باشد اخیرا که آمریکایی ها ادای مسلمانی در آورده اند باید اوباما را دعوت به اسلام اهل بیت کردو حقوق مسلمانان با منافع آمریکا و جهان غرب بعنوان تبادل حشر ونشر همسو است باید دست بالا را در دیپلماسی گرفت خدا هم انشاءالله کمک می کند و مذاکره غیر از این طرز تفکر یک خبط عظیم است .ما باید ثابت کنیم که شجاع هستیم حرفمان هم حق است و تا این حد بنظرم اشکالی ندارد.از آقای روحانی هم انتظار داریم از سابقه تجربه خود در قضیه هسته ای درس گرفته باشد ما هم می خواهیم این شجاعت و جبران ما فات دوساله را از ایشان ببینیم.اگر آمریکا عاشق سینه چاک اسراییل است خود داند ما اسراییل را متجاوز می دانیم و باید به همان جایی برگردند که از آنجا به این سرزمین تحمیل شده اند.خسارت تحمیل جنگ به سوریه را هم آمریکا باید بدهد اگر می خواهد از سوریه خود را خلاص کند ظعیف خود را نشان ندهید که اینجا خانه ما اسلام است و آنها غریبه اند و متجاوز.الآن باید قضیه چماق و هویج را مد نظر داشت و و طوری رفتار کرد که از این مثل خجل و ناامید شوند.
  • ۱۷:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    0 0
    خداییش اصولگرایان در این 8 سال ضربه بزرگی به کشور زدند. خدا ازشان نگذرد.
  • ۲۰:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
    0 0
    اون چند نفری که منفی دادن آیا تن به ذلت میدهند؟! ای خااااااااااااااااااااااااک!
  • ۰۰:۱۶ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۷
    0 0
    اگر انزوا معنیش خوار شدنِ پیش بنده خداست بذارید به خاطر ایستادگی روی دینمون پیش بنده خدا خوار بشیم ولی عوضش پیش خدا عزیز بشیم. اره داداش...
  • ۰۱:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۷
    0 0
    عمل به وظیفه در هر شرایطی در قامت مذاکره در ایام انتخابات در زمان ریاست جمهوری کسی که شبیه ما فکر نمیکنه همیشه
  • افسانه ۰۹:۵۰ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۷
    0 0
    به اندازه یه مقاله نظر دادی ها.... من که حوصله نداشتم بخونمش
  • ناشناس ۱۴:۰۸ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۷
    0 0
    باتشکر از مشرق برای چاپ نظرات خوب دوستان .
  • ناشناس ۱۴:۱۲ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۷
    0 0
    این مطلب پاسخ خوبی برای افرادی است که می گویند اگر ما با آمریکا سر مسئله هسته ای کنار بیاییم تحریم ها برداشته می شود .