سرویس جهان مشرق - انتخابات میاندورهای کنگرهی آمریکا که ۳ نوامبر ۲۰۲۶ برگزار شد، به شکست سنگین حزب جمهوریخواه و از دست رفتن کنترل هر دو مجلس نمایندگان و سنا انجامید؛ آن هم در انتخاباتی که یک همهپرسی دربارهی عملکرد دو سال نخست دولت دوم دونالد ترامپ تلقی میشود. از نکات برجستهی انتخابات امسال، پیروزی دموکراتها در ایالتهایی مانند تگزاس، کانزاس و کارولینای جنوبی بود که در طول تاریخ، عمدتاً جمهوریخواه بودهاند، اما حزب دموکرات امسال توانست با به دست آوردن کرسیهای آنها موازنهی قدرت در واشینگتن را تغییر دهد[۱].
«دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، ۱ نوامبر ۲۰۲۶، دو روز پیش از انتخابات میاندورهای کنگرهی آمریکا، در یکی از مراسمهای انتخاباتی جمهوریخواهان در فرودگاه منطقهای «سالینا» در شهری به همین نام در ایالت کانزاس سخنرانی میکند. کانزاس یکی از ایالتهایی بود که تا پیش از انتخابات یکی از قلعههای مستحکم جمهوریخواهان تلقی میشد، اما دموکراتها در انتخابات امسال در آن پیروز شدند. شکست بزرگ جمهوریخواهان در انتخابات و تسخیر کنگره به دست دموکراتها به معنای آن است که دولت ترامپ در دو سال باقیماندهاش مسیر بسیار دشوارتری را پیش رو خواهد داشت. (+)
جنگ آمریکا علیه ایران و پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن، یکی از اصلیترین عوامل سقوط محبوبیت ترامپ و شکست نامزدهای مورد حمایت او در انتخابات بود. جنگی که دولت آمریکا تصور میکرد با نمایش قدرت نظامی و تحمیل هزینه به ایران میتواند به تقویت موقعیت منطقهای واشینگتن منجر شود، اکنون به یکی از نقاط ضعف سیاسی جمهوریخواهان در داخل آمریکا تبدیل شده است. افزایش قیمت انرژی، فشار تورمی، هزینههای نظامی و نگرانی از طولانی شدن درگیری، بخش مهمی از رأیدهندگان آمریکایی را علیه دولت بسیج کرد. به این ترتیب، انتخابات ۲۰۲۶ را میتوان نمونهای از بازگشت هزینههای سیاست خارجی مداخلهجویانهی آمریکا به عرصهی سیاست داخلی این کشور دانست؛ جایی که جنگ دیگر صرفاً مسئلهای مربوط به خاورمیانه نیست، بلکه مستقیماً بر قدرت سیاسی رئیسجمهور آمریکا اثر میگذارد[۲].
در همینباره بخوانید:
«موج آبی»: تغییر موازنهی قدرت در کنگره و پیامدهای آن برای ترامپ
برای درک اهمیت نتایج انتخابات، ابتدا باید ساختار کنگرهی آمریکا را شناخت. کنگره از دو مجلس تشکیل شده است: «مجلس نمایندگان» با ۴۳۵ عضو و «سنا» با ۱۰۰ عضو. اعضای مجلس نمایندگان برای دورههای دوساله انتخاب میشوند و در انتخابات میاندورهای، تمام کرسیهای این مجلس به رأی گذاشته میشوند. در مقابل، دورهی نمایندگی سناتورها شش سال است و معمولاً حدود یکسوم از کرسیهای سنا در هر انتخابات میاندورهای تغییر میکنند. اهمیت این ساختار در آن است که رئیسجمهور آمریکا، بر خلاف تصور رایج، اختیار نامحدودی برای پیشبرد برنامههای داخلی و خارجی خود ندارد. کنگره در تصویب قوانین، تخصیص بودجه، نظارت بر دولت و تأیید بسیاری از انتصابات مهم نقش تعیینکنندهای دارد. به همین دلیل، کنترل کنگره برای هر رئیسجمهوری اهمیت حیاتی دارد[۳].
در انتخابات امسال، دموکراتها در آنچه یک «موج آبی» توصیف میشود، موفق شدند اکثریت هر دو مجلس را از جمهوریخواهان پس بگیرند. (در فضای سیاسی آمریکا، آبی رنگ منتسب به دموکراتها و قرمز رنگ منتسب به جمهوریخواهان است.) پیروزیهای مهم حزب دموکرات در ایالتهایی مانند تگزاس، کانزاس، کارولینای جنوبی و اوهایو، راه را برای تغییر اکثریت سنا هموار کرد. در مجلس نمایندگان نیز دموکراتها بلافاصله توانستند از حد نصاب ۲۱۸ کرسی عبور کنند. به این ترتیب، جمهوریخواهان که پیش از انتخابات کنترل هر دو مجلس را در اختیار داشتند، اکنون با کنگرهای روبهرو هستند که هر دو مجلسش تحت کنترل رقبای سیاسیشان قرار گرفته است[۴].
این نتیجه برای ترامپ به معنای ورود به دو سال پایانی ریاستجمهوری در شرایطی بسیار دشوارتر است. تا پیش از این، جمهوریخواهان با در اختیار داشتن هر دو مجلس، امکان پیشبرد بسیاری از برنامههای دولت را بدون مقاومت جدی پارلمانی فراهم کرده بودند. با این حال، اکنون دموکراتها میتوانند از طریق ابزارها و سازوکارهای مختلف، طرحهای دولت را متوقف کنند، دربارهی عملکرد وزارتخانهها و نهادهای فدرال تحقیق کنند، مقامهای دولت را به جلسات استماع و استیضاح احضار کنند، و روند بررسی انتصابات را تحت تأثیر قرار دهند[۵].
یکی از مهمترین پیامدهای این تغییر، افزایش احتمال تحقیقات گسترده دربارهی عملکرد دولت ترامپ است. دموکراتها میتوانند موضوعاتی نظیر هزینههای دولت، عملکرد وزارت جنگ، سیاستهای مهاجرتی و نحوهی مدیریت جنگ ایران را در کنگره بررسی کنند. حتی احتمال طرح مجدد موضوع استیضاح رئیسجمهور نیز وجود دارد. البته باید توجه داشت که استیضاح در مجلس نمایندگان با برکناری رئیسجمهور یکسان نیست و محکومیت نهایی در سنا به رأی دوسوم اعضا نیاز دارد؛ بنابراین پیروزی دموکراتها بهتنهایی به معنای برکناری ترامپ نیست[۶].
در همینباره بخوانید:
›› نیویورکتایمز: ترامپ در جنگ با ایران باخت؛ حالا باید تاوانش را بپردازد
تأثیر نتیجهی انتخابات بر سیاست آمریکا در قبال ایران
اما یک سؤال مهم: تأثیر این تغییرات بر سیاستهای واشینگتن در قبال ایران چیست؟ در درجهی اول، شکست جمهوریخواهان میتواند آزادی عمل دولت ترامپ را برای ادامهی جنگ یا گسترش آن محدودتر کند. کنگره در زمینهی تخصیص بودجهی نظامی، نظارت بر هزینههای جنگ و اعمال محدودیتهای قانونی بر عملیات نظامی نقش مهمی دارد. کمیتههای «نیروهای مسلح» و «روابط خارجی» در دو مجلس نیز میتوانند با برگزاری جلسات استماع، بررسی تصمیمات دولت و افشای اطلاعات مربوط به هزینهها و پیامدهای جنگ، فشار سیاسی قابلتوجهی بر کاخ سفید وارد کنند[۷].
۳ نوامبر ۲۰۲۶، روز انتخابات میاندورهای کنگرهی آمریکا، خورشید از پشت ساختمان کنگره در واشینگتن طلوع میکند. مانند تصویر کنگره که در استخر مقابلش وارونه شده، کنترل مجلس نمایندگان و سنا، در انتخابات امسال به یکباره چرخید و از دست جمهوریخواهان خارج شد و در اختیار رقبای سیاسی «دونالد ترامپ» رئیسجمهور ایالات متحده، قرار گرفت. این یعنی ترامپ در دو سال آخر ریاستجمهوری خود با مشکلات متعددی مواجه خواهد بود که چهبسا شامل استیضاح دوبارهی شخص خودش نیز بشوند. (+)
با این حال، نباید تصور کرد که پیروزی دموکراتها الزاماً به معنای پایان جنگ یا تغییر بنیادین سیاست آمریکا در قبال ایران است. رئیسجمهور آمریکا همچنان فرماندهی کل نیروهای مسلح است و در حوزهی سیاست خارجی و عملیات نظامی از اختیارات قابلتوجهی برخوردار است. علاوه بر این، در میان دموکراتها نیز جریانهای مختلفی وجود دارند و همهی اعضای این حزب مخالف سیاست فشار بر ایران نیستند. اما تغییر اکثریت کنگره میتواند هزینهی سیاسی ادامهی جنگ را افزایش دهد. به عنوان نمونه، اگر دولت ترامپ برای تأمین بودجهی عملیات نظامی، اعزام نیرو یا گسترش درگیری به منابع مالی جدید نیاز داشته باشد، ناچار خواهد بود به سمت کنگرهای دست دراز کند که دیگر در اختیار حزب خودش نیست. همچنین، سناتورهای دموکرات میتوانند از ابزارهای نظارتی و قانونگذاری برای افزایش فشار بر دولت استفاده کنند.
از سوی دیگر، دموکراتها ممکن است با طرح این استدلال که جنگ ایران به اقتصاد آمریکا آسیب زده و امنیت ملی این کشور را با مخاطره مواجه کرده است، خواستار بازنگری در راهبرد نظامی دولت شوند. چنین فضایی میتواند برای ایران از منظر کاهش احتمال تشدید درگیری اهمیت داشته باشد؛ هرچند نباید آن را با تغییر قطعی رویکرد راهبردی آمریکا اشتباه گرفت. در واقع، نتیجهی انتخابات، بیش از آنکه نشانهی تغییر یکشبهی سیاست خارجی آمریکا باشد، نشاندهندهی افزایش محدودیتهای داخلی دولت ترامپ است؛ محدودیتهایی که میتوانند در محاسبات واشینگتن دربارهی ادامهی تقابل با ایران اثرگذار باشند[۸].
چرا جمهوریخواهان شکست خوردند؟
شکست جمهوریخواهان را نمیتوان صرفاً با یک عامل توضیح داد. این نتیجه، حاصل مجموعهای از نارضایتیهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بود که جنگ ایران به عنوان یکی از مهمترین عوامل تشدیدکنندهی آنها عمل کرد. در ادامه، دربارهی این دلایل بیشتر توضیح میدهیم.
۱- جنگ ایران؛ تبدیل یک ماجراجویی خارجی به بحران داخلی
مهمترین عامل شکست جمهوریخواهان[۹]، تأثیر مستقیم جنگ ایران بر زندگی روزمرهی شهروندان آمریکایی بود. ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ با وعدهی مقابله با تورم، کاهش هزینههای زندگی و بازگرداندن ثبات اقتصادی به قدرت رسید. با این حال، جنگ آمریکا علیه ایران به یکی از عوامل افزایش هزینههای اقتصادی تبدیل شد. افزایش قیمت نفت و فرآوردههای نفتی، نگرانی از اختلال در انتقال انرژی از خلیج فارس و افزایش هزینهی حملونقل، فشار مضاعفی بر اقتصاد آمریکا وارد کرد. در نتیجه، مسئلهای که در ابتدا در چارچوب سیاست خارجی و امنیت منطقهای تعریف میشد، به موضوعی ملموس در زندگی روزمرهی آمریکاییها تبدیل گردید. برای یک رأیدهندهی آمریکایی، افزایش قیمت بنزین، هزینهی مواد غذایی و دشوارتر شدن تأمین هزینههای مسکن، بسیار ملموستر از ادعاهای دولت دربارهی دستاوردهای ژئوپلتیک جنگ، مانند جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، بودند.
در همینباره بخوانید:
›› شاهکار ترامپ: جنگ ایران صدای جنگطلبان آمریکایی را هم درآورد
نظرسنجیهای پس از رأیگیری نشان دادند حدود ۹۰ درصد رأیدهندگان، هزینههای زندگی را یکی از عوامل مهم یا تعیینکننده در تصمیم انتخاباتی خود دانستهاند. همچنین، بخش بزرگی از رأیدهندگان معتقد بودند سیاستهای ترامپ، از جمله جنگ ایران و تعرفههای تجاری، وضعیت اقتصادی آنها را بدتر کرده است[۱۰]. نکتهی قابلتوجه در اینباره، گزارش برآورد دفتر بودجهی کنگرهی آمریکا دربارهی هزینههای جنگ است. طبق اطلاعات منتشرشده در سپتامبر ۲۰۲۶، هزینهی عملیات نظامی آمریکا علیه ایران تا اول آگوست به حدود ۴۰ میلیارد دلار رسیده بود؛ رقمی که هزینههای احتمالی برخی خسارات وارده به تأسیسات نظامی آمریکا را نیز شامل نمیشود. طبق همین گزارش، بیش از ۴۰ درصد از تورم سهماههی دوم سال ۲۰۲۶ میتوانست ناشی از پیامدهای جنگ باشد. همچنین پیشبینی شده بود که جنگ در سهماههی نخست سال ۲۰۲۷ حدود نیم واحد درصد به نرخ تورم اضافه کند[۱۱].
این آمارها نشان میدهد جنگ برای دولت ترامپ صرفاً یک مسئلهی نظامی و دیپلماتیک نبود، بلکه به عاملی برای افزایش نارضایتی اقتصادی در داخل آمریکا تبدیل شد. به عبارت دیگر، هزینهی تقابل با ایران، بهتدریج از بودجهی نظامی به سبد مصرف خانوارهای آمریکایی منتقل شد. جِی. دی. ونس، معاون اول رئیسجمهور، نیز پس از اعلام نتایج انتخابات، جنگ ایران را یکی از عوامل شکست جمهوریخواهان دانست. حتی شخص ترامپ هم در اظهارات خود پذیرفت که افزایش قیمت بنزین ناشی از جنگ بر نتیجهی انتخابات تأثیر گذاشته است. این موضعگیریها اهمیت مسئله را دوچندان میکند؛ زیرا نشان میدهد حتی در میان رهبران حزب جمهوریخواه نیز نمیتوان تأثیر جنگ بر شکست انتخاباتی را نادیده گرفت[۱۲].
«دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، ۲ نوامبر ۲۰۲۶، یک روز قبل از انتخابات میاندورهای کنگره، در محل «یادبود لینکن» در واشینگتن، سخنرانی میکند. تأثیر جنگ ایران بر شکست گسترده و تاریخی جمهوریخواهان در انتخابات امسال آنچنان پررنگ و واضح بود که حتی شخص ترامپ هم پس از اعلام نتایج انتخابات، اعتراف کرد که ماجراجویی نظامی دولتش در ایران یکی از دلایل شکست حزب او در انتخابات بوده است. (+)
۲- شکست وعدههای اقتصادی ترامپ
اقتصاد همچنان مهمترین معیار بسیاری از رأیدهندگان آمریکایی برای ارزیابی عملکرد دولت است. ترامپ با شعار کاهش تورم، حمایت از تولید داخلی و بهبود وضعیت طبقهی متوسط به کاخ سفید بازگشته بود، اما سیاست تعرفهای او و افزایش هزینههای ناشی از جنگ، با وعدههای اقتصادی دولت در تناقض بود. طبق نظرسنجیهای انتخاباتی، حدود دوسوم رأیدهندگان، ترامپ را مسئول افزایش هزینههای زندگی میدانستند. همچنین، حدود سهچهارم رأیدهندگان از مسیر کلی کشور ناراضی یا خشمگین بودند[۱۳]. این مسئله نشان میدهد که شعارهای انتخاباتی ترامپ نتوانستهاند در عمل به رضایت اقتصادی جامعه منجر شوند. حتی بخشی از رأیدهندگانی که در سال ۲۰۲۴ به او رأی داده بودند، اکنون در انتخابات میاندورهای از نامزدهای دموکرات حمایت کردند.
«دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، ۲ نوامبر ۲۰۲۶، یک روز پیش از برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره، در یکی از آخرین تلاشهایش برای جلب آرای مردم آمریکا، پس از سخنرانی در مقابل «استخر انعکاس» بنای «یادبود لینکن» در واشینگتن، از تریبون دور میشود. نتیجهی انتخابات امسال نشان داد سیاستهای ترامپ تا چه اندازه در میان مردم آمریکا منفور، و وعدههایش چهقدر از نظر آمریکاییها بیمعنی هستند. بخش عمدهای از رأیدهندگان به دلیل مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ ایران به نامزدهای رقیب رئیسجمهور در انتخابات رأی دادند. (+)
۳- تبدیل انتخابات به همهپرسی دربارهی شخص ترامپ
یکی از اشتباهات راهبردی ترامپ، تبدیل انتخابات میاندورهای به آزمونی برای سنجش محبوبیت شخصی خودش بود. او در هفتههای منتهی به انتخابات بارها از هوادارانش خواست تصور کنند نام خود او در برگهی رأی نوشته شده و میخواهند به شخص او رأی بدهند. ترامپ تقریباً در تمام کارزارهای انتخاباتی نامزدهای جمهوریخواه حضور داشت و از نامزدهای مورد حمایتش پشتیبانی کرد. این رویکرد در نهایت نتیجهی معکوس داد. شکست نامزدهایی که ترامپ شخصاً از آنها حمایت کرده بود، نشان داد که نهتنها حمایت رئیسجمهور دیگر تضمینکنندهی پیروزی جمهوریخواهان نیست، بلکه در بسیاری از موارد، موجب شکست آنها در انتخابات میشود. این در حالی است که پس از اعلام نتایج، ترامپ تلاش کرد از زیر بار مسئولیت شکست شانه خالی کند و کیفیت نامزدها را عامل ناکامی حزب جمهوریخواه نشان دهد. اما واقعیت آن است که او خود با حضور گسترده در کارزارها، انتخابات را به نوعی همهپرسی دربارهی عملکرد دولتش تبدیل کرده بود[۱۴].
در همینباره بخوانید:
۴- ریزش حمایت جوانان و لاتینتبارها از جمهوریخواهان
یکی دیگر از عوامل مهم شکست جمهوریخواهان، تضعیف ائتلاف انتخاباتی ترامپ بود. او در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ توانسته بود بخشی از رأیدهندگان لاتینتبار و جوان را به سمت جمهوریخواهان جذب کند. اما نتایج انتخابات ۲۰۲۶ از تغییر این روند حکایت دارد. بر اساس تحلیل نتایج نظرسنجیهای انتخاباتی، حمایت لاتینتبارها از جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای امسال به طور محسوسی کاهش یافت. همچنین، جوانان به یکی از گروههای مهم حامی دموکراتها تبدیل شدند[۱۵]. این تغییر بهویژه در تگزاس اهمیت دارد؛ ایالتی که جمعیت لاتینتبار آن سهم قابلتوجهی از کل جمعیت را تشکیل میدهد و جمهوریخواهان برای حفظ سلطهی سیاسی خود به آن وابستهاند.
«جیمز تالاریکو» (مرکز تصویر، پایین) نامزد وقت حزب دموکرات در انتخابات سنا در ایالت تگزاس، ۳ نوامبر ۲۰۲۶، روز انتخابات میاندورهای کنگره، در یک مراسم انتخاباتی در شهر «آستین» در این ایالت، مقابل هوادارانش سخنرانی میکند. سیاستهای ضدمهاجرتی ترامپ و جمهوریخواهان موجب شد تا حتی در ایالت محافظهکاری مانند تگزاس نیز دموکراتها بتوانند آرای بیشتری از جمهوریخواهان به دست بیاورند. این در حالی است که تگزاس طی دهههای گذشته یکی از قلعههای رخنهناپذیر حزب جمهوریخواه در انتخاباتهای سراسری بوده است. (+)
۵- فساد دولتی و رسوایی پروندهی اپستین
در کنار جنگ و اقتصاد، نگرانی دربارهی فساد دولتی، تمرکز قدرت و عملکرد نهادهای حکومتی نیز در شکست جمهوریخواهان مؤثر بود. نظرسنجی آسوشیتدپرس از رأیدهندگان نشان داد نارضایتی از عملکرد دولت و نگرانی دربارهی فساد از عوامل مهم تصمیم انتخاباتی شهروندان بوده است. همچنین بخش بزرگی از رأیدهندگان معتقد بودند کنگره باید نظارت بیشتری بر قدرت رئیسجمهور داشته باشد[۱۶]. به طور خاص، ماجرای پروندهی جفری اپستین، مجرم جنسی و از دوستان نزدیک ترامپ، به یکی از محورهای بحث دربارهی فساد و پاسخگویی در انتخابات میاندورهای تبدیل شد. دموکراتها در تبلیغات انتخاباتی، جمهوریخواهان را به تلاش برای پنهانکاری دربارهی اسناد پروندهی اپستین متهم میکردند و مواضع اولیهی ترامپ و شماری از جمهوریخواهان در مخالفت با انتشار این اسناد را دستاویز حمله به آنان قرار دادند. این موضوع در بیش از ۳۵۰ آگهی تلویزیونی انتخاباتی مطرح شد و در رقابتهای چند ایالت، از جمله تگزاس، اوهایو و مِین، به ابزاری برای زیر سؤال بردن صداقت و پاسخگویی نامزدهای جمهوریخواه تبدیل شد[۱۷].
اهمیت سیاسی این پرونده فقط به ارتباطات گذشتهی اپستین با چهرههای بانفوذ محدود نبود؛ بلکه از جهت دامن زدن به این تصور بود که نخبگان ثروتمند و صاحبان قدرت از پاسخگویی در برابر قانون مصون میمانند. به این ترتیب، پروندهی اپستین در کنار دیگر حواشی دولت ترامپ، به تقویت روایت دموکراتها دربارهی فساد و امتیازطلبی سیاسی کمک کرد؛ هرچند نمیتوان این پرونده را بهتنهایی عامل شکست جمهوریخواهان دانست و چنانکه گفته شد نگرانیهای اقتصادی و جنگ ایران نیز نقش بسیار پررنگی در نتیجهی انتخابات داشتند[۱۸].
«دونالد ترامپ» (راست) و «جفری اپستین»، سال ۱۹۹۷، در عمارت مارئهلاگو، متعلق به ترامپ. اگرچه هنوز چیزی قابلاثبات نیست، اما با توجه به سابقهی اپستین در سوءاستفادهی جنسی از کودکان و نوجوانان زیر سن قانونی، و سالها دوستی صمیمی ترامپ با او، موضوع رابطهی ترامپ با چنین کودکانی نیز قابلبررسی است. (+)
در همینباره بخوانید:
›› جنگ ایران و افشاگری اپستین؛ روایت «هیل» از سقوط کاخ سفید
›› از دونالد ترامپ تا مایکل جکسون در اسناد جدید پرونده اپستین
«ترین»ها و عجایب انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶
تا اینجا توضیح دادیم که چگونه شکست جمهوریخواهان را باید حاصل تلاقی سه بحران دانست: بحران اقتصادی، بحران اعتماد سیاسی و بحران ناشی از جنگ خارجی. جنگ ایران در این میان نقش یک شتابدهنده را ایفا کرد؛ عاملی که هزینههای اقتصادی را افزایش داد، اختلافات درون حزب جمهوریخواه را آشکارتر کرد و اعتبار وعدههای انتخاباتی ترامپ را زیر سؤال برد. اکنون زمان آن است که برخی از «ترین»ها و اتفاقات غیرمنتظره در انتخابات اخیر را بررسی کنیم. این بخش از گزارش کمک میکند تا ابعاد گستردهی شکست مفتضحانهی جمهوریخواهان را بهتر درک کنیم.
۱- تگزاس؛ شکستی که جمهوریخواهان انتظارش را نداشتند
شاید جالبترین بخش انتخابات ۲۰۲۶، گستردگی شکست جمهوریخواهان و پیروزی دموکراتها در مناطقی باشد که تا همین چند سال پیش از پایگاههای اجتماعی مستحکم حزب جمهوریخواه به شمار میرفتند. این شکست صرفاً به جابهجایی چند کرسی در کنگره محدود نماند، بلکه نقشهی سیاسی ایالتهای مختلف آمریکا را نیز دستخوش تغییر کرد. در این میان، مهمترین اتفاق انتخاباتی، بدون تردید، شکست جمهوریخواهان در تگزاس بود؛ ایالتی که دههها یکی از پایگاههای اصلی قدرت این حزب محسوب میشد. در رقابت امسال برای ورود به سنا به نمایندگی از این ایالت جنوبی، «جیمز تالاریکو» نامزد دموکرات، توانست «کن پکستون» دادستان کل جمهوریخواه و نامزد مورد حمایت ترامپ، را شکست دهد. این پیروزی، اهمیت تاریخی داشت؛ زیرا دموکراتها با این نتیجه به روند چنددههای ناکامی خود در انتخاباتهای سراسری در تگزاس پایان دادند. در رقابت بر سر فرمانداری تگزاس نیز «جینا اینوهوسا» نامزد دموکرات، موفق شد «گرگ ابوت» فرماندار جمهوریخواه، را شکست دهد و به نخستین زن لاتینتباری تبدیل شود که به فرمانداری تگزاس میرسد[۱۹].
اهمیت شکست جمهوریخواهان در تگزاس زمانی بیشتر میشود که بدانیم ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ این ایالت را با اختلاف ۱۴ درصد آرا برده بود. این در حالی است که اکنون نهتنها کرسی سنا و فرمانداری، بلکه شماری از کرسیهای مجلس نمایندگان و دیگر مناصب ایالتی تگزاس نیز به دموکراتها رسیده است. در واقع، تگزاس دیگر به هیچ عنوان یک ایالت جمهوریخواه قابلاتکا برای انتخابات سراسری نیست و پیروزی دموکراتها در آن چهبسا حتی بتواند محاسبات دو حزب را برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ تغییر دهد. با این حال، نباید این نتیجه را به معنای تغییر قطعی گرایش سیاسی تمام ایالت دانست؛ زیرا تگزاس همچنان جامعهای با شکافهای سیاسی و فرهنگی عمیق است.
در همینباره بخوانید:
›› نیویورکتایمز: ترامپ با جنگ ایران پای آمریکا را از گلیمش درازتر کرد
۲- از کانزاس تا کارولینای جنوبی؛ شکست جمهوریخواهان در سایر ایالتهای جمهوریخواه
تگزاس تنها ایالت مهمی نبود که جمهوریخواهان در آن شکست خوردند. دموکراتها در کانزاس، کارولینای جنوبی و اوهایو نیز توانستند کرسیهای مهم سنا را به دست آورند. این پیروزیها از آن جهت اهمیت دارند که هر سه ایالت در سالهای گذشته از قلعههای نسبتاً مستحکم جمهوریخواهان به شمار میرفتند. در کانزاس، «آدام همیلتون» نامزد دموکرات مجلس سنا، توانست بر «راجر مارشال» نامزد جمهوریخواه و گزینهی تحت حمایت ترامپ، غلبه کند و به اولین سناتور دموکراتی تبدیل شود که در ۹۴ سال گذشته به نمایندگی از این ایالت به سنا راه پیدا میکند[۲۰].
«آدام همیلتون» (دوم از چپ) نامزد وقت حزب دموکرات در انتخابات سنا در ایالت کانزاس، ۳ نوامبر ۲۰۲۶، همزمان با شمارش آرای انتخابات سراسری در آمریکا، در سوئیتش در هتل «ماریوت» شهر «اوورلند پارک» این ایالت، به نتایج انتخابات واکنش نشان میدهد. همیلتون با پیروزی در انتخابات تبدیل به اولین سناتور دموکرات ایالت کانزاس در ۹۴ سال گذشته شد؛ این یعنی حدود یک قرن از آخرین باری که جمهوریخواهان در رقابت بر سر نمایندگی کانزاس در سنا شکست خورده بودند، میگذشت. (+)
در کارولینای جنوبی نیز دموکراتها توانستند در ایالتی که ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ با اختلاف قابلتوجهی برنده شده بود، یک پیروزی مهم به دست بیاورند. در اوهایو هم تغییر موازنه به سود دموکراتها، اهمیت شکست جمهوریخواهان را بیشتر کرد. این ایالت در سالهای اخیر به یکی از پایگاههای مهم جمهوریخواهان تبدیل شده بود. مجموع این نتایج نشان میدهد جمهوریخواهان فقط در ایالتهای معمولاً دموکرات یا حتی ایالتهای رقابتی شکست نخوردهاند، بلکه دموکراتها توانستهاند در نقاطی از آمریکا پیروز شوند که ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری قبلی در آنها از حمایت گستردهای برخوردار بود[۲۱].
۳- ورود نخستین مسلمان به مجلس سنا
یکی از مهمترین اتفاقات تاریخی این انتخابات، پیروزی «عبدالرحمن محمد السید[۲۲]»، مشهور به «عبدل السید»، در ایالت میشیگان بود. عبدل السید، پزشک و مقام سابق حوزهی سلامت عمومی، با شکست «مایک راجرز» نامزد جمهوریخواه، به نخستین سناتور مسلمان تاریخ آمریکا تبدیل شد. او در کارزار انتخاباتی خود بر کاهش هزینههای زندگی، محدود کردن نفوذ شرکتهای بزرگ، گسترش خدمات درمانی و اصلاح سیاست خارجی آمریکا تأکید داشت. یکی از مهمترین مواضع او، مخالفت با کمکهای نظامی بیقیدوشرط آمریکا به اسرائیل و انتقاد از عملیات نظامی این رژیم در غزه بود. السید اقدامات اسرائیل در غزه را نسلکشی و اسرائیل را یک «دولت یاغی» توصیف کرده و خواستار پایان حمایت نظامی واشینگتن از آن شده بود. از دیگر مواضع مهم او میتوان به مخالفت صریح با جنگ ایران اشاره کرد.
تبلیغات انتخاباتی علیه السید با حملات سیاسی و تبلیغاتی نیز همراه بود. برخی جمهوریخواهان تلاش کردند با طرح ادعاهایی دربارهی ارتباط او با اخوانالمسلمین، تصویر امنیتی منفیای از وی ایجاد کنند؛ ادعاهایی که او آنها را رد کرد و هرگز هم شواهد معتبری برای آنها ارائه نشد. با وجود این فشارها، السید در نهایت توانست در رقابت پیروز شود. این پیروزی از دو جهت اهمیت دارد: نخست، شکستن یک مانع تاریخی در ساختار سیاسی آمریکا و ورود نخستین مسلمان به مجلس سنا؛ و دوم، موفقیت نامزدی که در کارزار خود بهصراحت از سیاستهای اسرائیل و حمایت نظامی واشینگتن از آن انتقاد کرده بود[۲۳].
«عبدل السید» (راست) سناتور منتخب ایالت میشیگان و اولین سناتور مسلمان تاریخ آمریکا، پس از پیروزی در انتخابات میاندورهای کنگرهی آمریکا، در کنار همسرش «سارا جوکاکو» که او نیز یک پزشک مسلمان است، پشت تریبون ایستاده است. السید صراحتاً دربارهی دین خود صحبت میکند و بارها به همین خاطر هدف حملات تبلیغاتی قرار گرفته است. (+)
۴- گسترش حضور مسلمانان در کنگره
پیروزی عبدل السید تنها نمونهی گسترش حضور مسلمانان در ساختار سیاسی آمریکا نبود. در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ دستکم هفت مسلمان به کنگره راه یافتند؛ رقمی که شامل یک سناتور و شش عضو مجلس نمایندگان است:
۱- عبدل السید: نخستین سناتور مسلمان تاریخ آمریکا؛
۲- آدم حموی[۲۴]: جراح و پزشک سابق ارتش آمریکا که از حوزهی دوازدهم نیوجرسی به مجلس نمایندگان راه یافت؛
۳- داریالیسا آویلا شِوالیه[۲۵]: نامزد دموکرات حوزهی سیزدهم نیویورک که به مجلس نمایندگان راه پیدا کرد؛
۴- رشیده طلیب[۲۶]: نمایندهی فلسطینیتبار میشیگان که برای پنجمین دوره مجدداً انتخاب شد؛
۵- الهان عمر[۲۷]: نمایندهی مینهسوتا که بار دیگر در مجلس نمایندگان ابقا شد؛
۶- آندره کارسون[۲۸]: نمایندهی ایندیانا که مجدداً انتخاب شد؛ و
۷- لطیفه سایمون[۲۹]: نمایندهی کالیفرنیا که کرسی خود را حفظ کرد.
البته باید توجه داشت که مسلمان بودن این نمایندگان بهخودیخود به معنای برخورداری همهی آنها از مواضع سیاسی یکسان نیست و مطمئناً پیروزی آنها در انتخابات نیز نتیجهی مستقیم مسلمان بودن آنها نیست. با این حال، اهمیت این اتفاق بیشتر در افزایش تنوع سیاسی و اجتماعی نمایندگان و افزایش حمایتهای عمومی از نامزدهایی است که عموماً بهصراحت علیه اسرائیل و در دفاع از حقوق فلسطینیان موضع میگیرند[۳۰].
در همینباره بخوانید:
›› اولین زن محجبه در کنگره آمریکا؛ آنچه باید درباره «الهان عمر» بدانید
›› زهران ممدانی: یک شیعه اثنیعشری شهردار بزرگترین شهر آمریکا میشود
۵- پیروزی حامیان حقوق فلسطین و منتقدان کمک نظامی به اسرائیل
یکی دیگر از تحولات قابلتوجه انتخابات، افزایش تعداد نمایندگانی بود که در کارزارهای انتخاباتی خود از حقوق فلسطینیان دفاع کرده و خواستار بازنگری در حمایت نظامی آمریکا از اسرائیل شده بودند. ۱۱ نمایندهی دموکرات که از حقوق فلسطینیان دفاع کرده، جنگ اسرائیل در غزه را محکوم نموده یا با کمک نظامی آمریکا به این رژیم مخالفت کرده بودند، در این انتخابات به کرسیهای کنگره دست یافتند. این افراد شامل دو سناتور و ۹ نماینده در مجلس نمایندگان بودند. در میان چهرههای جدید، عبدل السید و «تروی جکسون» در سنا و آدم حموی، «آنالیلیا مخیا»، داریالیسا آویلا شوالیه، «کلر والدز»، «برد لندر» و چند چهرهی ترقیطلب دیگر در مجلس نمایندگان اهمیت ویژهای دارند. در کنار آنها، نمایندگانی همچون رشیده طلیب، الهان عمر، «الکساندریا اوکاسیو کورتز»، «سامر لی» و «دلیا رامیرز» نیز توانستند کرسیهای خود را حفظ کنند[۳۱].
رأیدهندگان آمریکایی، ۳ نوامبر ۲۰۲۶، در شهر «وایتلیک» ایالت میشیگان رأی خود را روی کاغذ ثبت میکنند تا به صندوقهای رأی بیندازند. «عبدل السید» در انتخابات میاندورهای کنگرهی امسال با رأی مردم میشیگان، به عنوان نمایندهی این ایالت به سنای آمریکا راه پیدا کرد و تبدیل به اولین سناتور مسلمان در تاریخ آمریکا شد. (+)
این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که در سالهای اخیر، حمایت از اسرائیل یکی از موضوعات حساس در رقابتهای درونحزبی دموکراتها بوده است. اگرچه بخش سنتی و میانهروی حزب همچنان از روابط راهبردی با اسرائیل حمایت میکند، اما جریانهای ترقیخواه و چپگرای حزب خواستار مشروط شدن کمکهای نظامی و افزایش فشار سیاسی بر دولت اسرائیل هستند. در انتخابات ۲۰۲۶، این اختلاف به موضوعی آشکار در رقابتهای انتخاباتی تبدیل شد. قدرتمندترین لابی سیاسی حامی اسرائیل در آمریکا تحت عنوان «کمیتهی روابط عمومی آمریکا و اسرائیل»، که به اختصار «اِیپَک» نامیده میشود، و نهادهای وابسته به آن نیز هزینههای هنگفتی برای تأثیرگذاری بر رقابتهای انتخاباتی صرف کردند. با این حال، پیروزی برخی نامزدهای منتقد حمایت نظامی از اسرائیل نشان داد که هزینهکرد مالی گروههای ذینفوذ لزوماً نمیتواند نتیجهی انتخابات را تعیین کند[۳۲].
البته نباید از این نتایج چنین برداشت کرد که کنگرهی آمریکا به نهادی یکپارچه و ضداسرائیلی تبدیل شده است. حتی در میان نمایندگان منتخب منتقد اسرائیل نیز دربارهی چگونگی پایان دادن به کمکهای نظامی، راهحل سیاسی مسئلهی فلسطین و روابط آیندهی واشینگتن با تلآویو اختلافنظر وجود دارد. با این حال، افزایش تعداد منتقدان حمایت نظامی از اسرائیل میتواند فضای سیاسی واشینگتن را در این زمینه تغییر دهد.
شکست ترفند «تغییر حوزههای انتخاباتی»
یکی دیگر از نکات مهم انتخابات، ناکامی تلاشهای جمهوریخواهان برای استفاده از ترفند «تغییر مرز حوزههای انتخاباتی» به منظور حفظ اکثریت کنگره بود. در برخی ایالتها، جمهوریخواهان تلاش کرده بودند با بازطراحی حوزههای انتخاباتی، احتمال پیروزی نامزدهای خود را افزایش دهند، اما نتایج نشان داد که این اقدامات نهتنها نتوانستهاند مانع موج انتخاباتی دموکراتها شوند، بلکه نتیجهی معکوس داشتهاند. بر اساس بررسی رویترز، جمهوریخواهان در ۹۹ درصد از حدود ۲۲۰۰ شهرستان بررسیشده نسبت به نتیجهی انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ نتیجهی بدتری کسب کردند. همچنین در ۶۴ شهرستان با اکثریت جمعیت لاتینتبار، سهم آرای جمهوریخواهان به طور متوسط ۱۴ درصد کاهش یافت. این تحولات نشان میدهد موج مخالفت با ترامپ صرفاً محدود به چند منطقهی خاص نبوده است[۳۳].
«جینا اینوهوسا» (چپ) نامزد وقت حزب دموکرات در انتخابات فرمانداری ایالت تگزاس، ۳ نوامبر ۲۰۲۶، روز انتخابات میاندورهای کنگرهی آمریکا، در شهر «آستین» در این ایالت میان هواداران خود سخنرانی میکند. پیروزی اینوهوسا در انتخابات فرمانداری تگزاس نیز، که همزمان با انتخابات کنگره برگزار شد، یکی از اتفاقات عجیب در انتخابات امسال بود، چراکه ایالت جنوبی تگزاس دهها سال است که به عنوان یکی از پایگاههای حمایت اجتماعی جمهوریخواهان شهرت دارد. (+)
در همینباره بخوانید:
›› نیویورکتایمز: جنگ دارد ایران را به یک قدرت بزرگ جهانی تبدیل میکند
جمعبندی: عملیات «شکست حماسی»
در مجموع، انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ را میتوان یکی از شکستهای انتخاباتی مهم جمهوریخواهان در دوران معاصر و یکی از بزرگترین شکستهای سیاسی ترامپ در دورهی دوم ریاستجمهوریاش دانست؛ شکستی که نهتنها موقعیت سیاسی ترامپ را تضعیف کرد، بلکه دربارهی آیندهی ائتلاف انتخاباتی او و توانایی جمهوریخواهان برای حفظ قدرت در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ نیز پرسشهای جدی ایجاد کرد. جمهوریخواهان نهتنها اکثریت مجلس نمایندگان و سنا را از دست دادند، بلکه در ایالتهایی شکست خوردند که تا پیش از این از پایگاههای اصلی قدرت آنها محسوب میشدند. تگزاس، کانزاس و کارولینای جنوبی نمونههای برجستهی این تحول هستند. مهمترین پیام این انتخابات آن است که سیاست نظامی و مداخلهجویانهی آمریکا میتواند هزینههای سنگینی برای دولت این کشور در داخل به همراه داشته باشد؛ چنانکه جنگ ایران به یکی از عوامل اصلی نارضایتی اقتصادی تبدیل شد و اکنون دولت ترامپ باید در شرایطی به سیاست خارجی خود ادامه دهد که کنگره دیگر در اختیار حزب جمهوریخواه نیست[۳۴].
با این حال، پیروزی دموکراتها نباید با پیروزی قطعی رویکردی صلحطلبانه یا ضدجنگ در آمریکا اشتباه گرفته شود. حزب دموکرات نیز در بسیاری از موضوعات سیاست خارجی با جمهوریخواهان اشتراک نظر دارد و سابقهی دولتهای دموکرات در حمایت از اسرائیل، تحریم ایران و مداخلهی نظامی در منطقه نشان میدهد که تغییر حزب حاکم لزوماً به تغییر ماهیت سیاستهای آمریکا، بهویژه در قبال ایران، منجر نمیشود. از سوی دیگر، افزایش حضور نمایندگان مسلمان و حامی حقوق فلسطین در کنگره میتواند نشانهای از تغییر تدریجی فضای سیاسی آمریکا باشد؛ فضایی که در آن انتقاد از سیاستهای اسرائیل و مخالفت با کمکهای نظامی بیقیدوشرط به این رژیم دیگر صرفاً به حاشیهی فضای سیاست آمریکا محدود نیست.
در نهایت، شاید مهمترین درس انتخابات ۲۰۲۶ آمریکا این باشد که قدرت نظامی و اقتصادی ایالات متحده، این کشور را از پیامدهای سیاستهای خارجی خود مصون نمیکند. دولتی که در عرصهی بینالمللی به دنبال تحمیل ارادهی خود بر سایر کشورهاست، در داخل نیز باید پاسخگوی هزینههای همان سیاستها باشد. ترامپ اکنون با کنگرهای مواجه است که میتواند بخش مهمی از برنامههای او را متوقف یا دستکم دشوار کند. این وضعیت برای ایران فرصتهایی در عرصهی دیپلماسی و کاهش فشار نظامی ایجاد میکند، اما بهرهبرداری از این فرصتها مستلزم واقعبینی دربارهی استمرار ساختارهای اصلی سیاست خارجی آمریکاست.
در همینباره بخوانید:
[۲] Democrats win the US House and Senate as voters deliver a strong rebuke to Trump and Republicans Link
[۵] After midterm losses, Trump stares down the specter of Democratic probes and the race to succeed him Link
[۱۱] NEW: Trump’s War in Iran Cost DoD Nearly $۴۰ Billion and Drove Nearly Half of Inflation, According to CBO Report Link
[۱۸] Ads accusing Republican candidates of protecting Epstein fill airwaves in final midterm push Link














