به گزارش مشرق، مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس در امور راهبردی با انتشار گزارشی در کانال تلگرامیاش نوشت:
پرسش اصلی این روزها: «بالاخره جنگ میشود یا نه؟»
پاسخ کوتاه و دقیق: بله؛ ارزیابی ما وقوع درگیری نظامی را اجتنابناپذیر میداند. ایران همه ظرفیتها را برای پرهیز از جنگ به کار گرفت، اما مجموعه شواهد نشان میدهد اراده دشمن و کارفرمایان جنگ بر درگیری است؛ شاید بیش از یک درگیری. با این حال سناریو ثابت نیست؛ متغیرها دائماً تغییر میکنند و جمعبندی قاطع آن است که ظرف هفتهها تا ماههای آینده با درگیری مواجهیم.
زمانبندی
زمانبندی جنگ به دو پارامتر بسته است: دسترسی دشمن به اهداف و توانایی به دست گرفتن ابتکار عمل و کنترل دامنه جنگ. جنگ در لحظهای شروع میشود که اهداف در دسترس باشند؛ ممکن است امشب، یک هفته یا یک ماه دیگر. احتمال درگیری طی همین هفته بالا است و هرچه به پایان هفته نزدیکتر شویم بیشتر میشود. بین دو انتخابات ریسک فوقالعاده بالاست و تا سه ماه آینده باید وضعیت را عملیاتی ارزیابی کرد. آمریکا، رژیم صهیونیستی و بازیگران پشت پرده به توافق کلی رسیدهاند که گزینه نظامی را یک بار دیگر تست کنند. زمانبندی جنگ به انتخابات نتانیاهو هم گره خورده است و اگر احساس کند گزینه نظامی به بهبود شرایط او در انتخابات کمک میکند، از آن استفاده خواهد کرد.
شکل جنگ
دشمن به کمپین کوتاهمدت زیر یک هفته با بمباران ماکسیمم اهداف فکر میکند؛ شکل آن شبیه جنگ ۱۲ روزه، اما این بار احتمالاً آمریکا و رژیم صهیونیستی مشترکاً عمل میکنند. اصابت به زیرساختها اگر باشد، بیشتر نمادین و با هدف ایجاد هیجان اجتماعی و صفر کردن تابآوری جامعه است. اما اصابت گسترده به زیرساخت ایران برای دشمن امکانپذیر نیست؛ پیش از آن، زیرساخت آمریکا، کابلهای اینترنت، فرودگاهها، چاههای نفت، کاخهای سران و بافتهای شهری کشورهای منطقه و متحدان آمریکا ویران میشود. کشیده شدن جنگ به بافت مسکونی را جدی نمیدانم؛ ظرفیت عملیاتی دشمن محدود است. اهداف: ترور سران، برنامه موشکی و هستهای، برنامه نظامی و عملیات در جنوب برای تسلط بر تنگه هرمز است؛ پیشبینی ما عدم موفقیت در همه است. ادبیات هراسآفرین درباره ویرانی کامل ایران دقیق نیست.
سلاح اتمی
دشمن خط قرمز ندارد و بهطور قاطع نمیتوان درباره نیتهایش حرف زد، اما حمله اتمی را عملیاتی نمیدانم. یک یا دو سلاح اتمی مشکل کشوری به بزرگی ایران را حل نمیکند؛ خط قرمز نانوشته جهانی میشکند؛ آلودگی کل منطقه و متحدان آمریکا را میگیرد؛ و مهمتر اینکه ایران به سرعت سلاح اتمی میسازد و رژیم صهیونیستی سرزمینی به اندازه استان گلستان است و یک بمب اتم برای این رژیم کفایت میکند. این گزینه برای آمریکا دستاوردی جز شکست بینالمللی ندارد. بحث اتمی بیشتر ترساندن جامعه و اثرگذاری بر تابآوری ذهنی ماست.
نتیجه جنگ
این بار با پیروزی واضح و کوتاهمدت از جنگ خارج میشویم؛ دشمن توان جنگ بلندمدت و سناریوی جدید ندارد. این بار همه کارهایی را خواهیم کرد که در جنگهای قبلی نکردیم. برنامهریزی وسیع انجام شده و نیروهای مسلح آمادهترند. نکته کلیدی: شکست دشمن باید به نتیجه پایدار تبدیل شود؛ در دو جنگ قبلی دشمن شکست خورد اما برگشت. این بار باید ماشین جنگی و محاسبات دشمن منهدم شود.
میدان و جنگ شناختی
وضعیت میدانی کاملاً جنگی است: در ایران آمادگیها از حدود مورد انتظار بسیار فراتر است؛ آزمایشهای موشکی مهمی انجام شده، گلوی تنگه هرمز را محکمتر فشار میدهیم، قیمت نفت مماس با ۱۲۰ دلار است و نفتکشهای بزرگ هدف قرار میگیرند. امکان خروج نفت از هرمز به شکل گذشته نیست و بازار تحت فشار است. استراتژی ایران: تنبیه بسیار قدرتمند و عملیاتی شگفتانگیز در ساعات اول؛ صحنه متفاوتی از جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه خلق خواهیم کرد.
بخش مهمی از این جنگ، جنگ شناختی است. ترامپ، نتانیاهو و کاتس با ادبیات رادیکال میخواهند ذهن جامعه ایران را پیشاپیش آماده کنند تا بترسند و ضربات معمولی دهچندان تفسیر شود. دشمن یک واحد عمل میکند و ده واحد حرف میزند؛ ما نباید ده واحد مصرف کنیم. وظیفه رسانهها آمادهسازی درست جامعه است، نه هراسآفرینی و نه بازتولید ادبیات دشمن.
در پایان: بخشهایی از جامعه اطلاعاتی آمریکا و رژیم درباره نتیجه این جنگ تردید دارند؛ وضعیت جمهوریخواهان خراب و محبوبیت ترامپ بسیار پایین است. روایت «نتانیاهو ترامپ را به جنگ میکشاند» با اطلاعات ما سازگار نیست و هردو برای حمله توافق دارند، فقط ترامپ تردیدهایی دارد. وظیفه ما دعا برای رزمندگان، شفافیت ذهن، وحدت و برادری و آمادگی کامل است. زمین و آسمان و دریا ممکن است در اختیار دشمن باشد، اما پیروزی از آنِ کسی است که خدا با اوست.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.



