به گزارش سرویس جهان مشرق، پیتر تیل، یکی از تأثیرگذارترین حامیان میلیاردر ترامپ، میگوید «جنگ ایران یک اشتباه بود.»
او گفت: «فکر میکنم نباید این کار را میکردیم. اشتباهات زیادی انجام گرفت.»
تیل این اظهارات را هفته گذشته در یک سخنرانی خصوصی در نشویل مطرح کرد. او همچنین پرسشی را مطرح کرد که هیچکس در حزب جمهوریخواه نمیخواهد به آن پاسخ دهد، کمتر از دو هفته پیش از انتخابات میاندورهای: «شاید ما قدرت سخت را نداریم. شاید ما در جنگ قدرت نرم شکست بخوریم.»

تیل از بنیانگذاران دو شرکت PayPal و Palantir است که مستقیما ۱.۲۵ میلیون دلار به کمپین ۲۰۱۶ ترامپ کمک کرد، در دوره اول یک مشاور کلیدی کاخ سفید بود و میلیونها دلار به انتخابات مقدماتی سنای جیدی ونس ریخت که او را در مسیر معاونت ریاستجمهوری قرار داد. شرکت دادهای او، Palantir، امروز فعالانه به عملیات اخراج ترامپ کمک میکند. تیل دارای ارتباطات عمیق و نفوذ گسترده در پنتاگون، آژانس امنیت ملی(NSA)، ارتش رژیم صهیونی و موساد است و همین نشان می دهد که با یک مهرهی سنگینوزن در «دولت عمیق» آمریکا مواجه هستیم.

تیل هنوز از ترامپ حمایت میکند. اما ارزیابیاش از جنگ ایران کوبنده است.
وقتی حامیای تا این حد نزدیک شروع به گفتن «نباید این کار را میکردیم» میکند، لاجرم صدای آن در کاخ سفید شنیده می شود، شنیدنی که دارای اثر است.
اظهارات تیل را نمیتوان صرفاً یک «اختلاف نظر تاکتیکی» تلقی کرد. این سخنان در بستری مطرح شده که هم زمانبندی انتخاباتی و هم منافع مادی شرکت او (Palantir) را در بر میگیرد و پیام آن فراتر از یک انتقاد ساده است.
بستر و زمانبندی انتشار
سخنان تیل در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ در سومین جلسه از مجموعه سخنرانیهای خصوصی «دجال» (Antichrist) در نشویل بیان شده است؛ مجموعهای که از ۲۸ سپتامبر تا ۱۹ اکتبر برگزار شد. انتشار صوت آن توسط خبرگزاری پولیتیکو در ۲۱ اکتبر، کمتر از دو هفته پیش از انتخابات میاندورهای انجام شد. این زمانبندی، اظهارات را از یک بحث الهیاتی-فلسفی به یک رویداد سیاسی فوری تبدیل میکند.

محتوای فراتر از یک جمله
تیل علاوه بر گفتن «نباید این کار را میکردیم»، در همان سخنرانی نگرانی عمیقتری را نیز مطرح کرد: «شاید ما قدرت سخت را نداریم. شاید در جنگ قدرت نرم شکست بخوریم». او همچنین فاش کرد که در اوایل ۲۰۲۴ از نتانیاهو درباره برنامهاش برای غزه پرسیده و نتانیاهو پاسخ داده است: «نمیتوانم صرفاً آن را درسدن کنم» (اشاره به بمباران شهر درسدن توسط متفقین). این جزئیات نشان میدهد که تیل از نزدیک در جریان منطق ویرانگرانه جنگ قرار داشته و اکنون آن را علناً به چالش میکشد.
پیوند مادی: پالانتیر و جنایت میناب
Palantir تحت قراردادی تا سقف ۱.۳ میلیارد دلار با پنتاگون، سیستم هدفگیری Maven Smart System را توسعه داده که دادههای ماهوارهای، پهپادی و سیگنالی را برای پیشنهاد اهداف ترکیب میکند. در سپتامبر ۲۰۲۶، بازرسان پنتاگون اعلام کردند که اتکای بیشازحد به فناوری هوش مصنوعی Palantir در حملهای که به شهادت دستکم ۱۲۳ کودک ایرانی انجامید، نقش داشته است.
بنابراین، تیل نه یک ناظر بیطرف، بلکه مالک شرکتی است که فناوری آن در یک فاجعه انسانی مستند در جنگ ایران دخیل شناخته شده است. انتقاد او از جنگ را میتوان تا حدی بهعنوان مدیریت ریسک اعتباری و سیاسی برای Palantir نیز تفسیر کرد.

پیوند سیاسی: ونس بهعنوان کانال
تیل بزرگترین حامی مالی کمپین سنای جیدی ونس در ۲۰۲۲ بود و ونس را در مسیر معاونت ریاستجمهوری قرار داد. پولیتیکو پیشتر گزارش داده بود که ونس خود در آستانه حملات اولیه به ایران، صدای «مشکوک» در اتاق تصمیمگیری بوده است.
اظهارات تیل را میتوان بهنوعی علنیسازی موضعی دانست که ونس در درون دولت از آن دفاع میکرد، اما تیل اکنون آن را در فضای عمومی و با زبان خودش بیان میکند.

فاصلهگذاری به هسته سخت رسیده است
تیل تنها یک حامی مالی نیست. او به عنوان اولین سرمایهگذار بزرگ فناوری که در ۲۰۱۶ از ترامپ حمایت نمود، در کنوانسیون جمهوریخواهان سخنرانی کرد، مشاور کاخ سفید در دوره اول بود و شرکتش امروز در عملیات اخراج مهاجران به دولت ترامپ کمک میکند. وقتی چنین فردی میگوید «نباید این کار را میکردیم»، این جمله از حاشیه به مرکز هسته حامیان منتقل میشود. رسانههایی مانند Politico و Business Insider نیز صریحاً آن را «گسست» با ترامپ توصیف کردهاند، هرچند تیل تأکید کرده که همچنان از ترامپ حمایت میکند و ظاهراً میخواهد از او «محافظت» کند. این ترکیب «انتقاد + حمایت + محافظت» کلید فهم پیام است: تیل در حال فاصلهگذاری تاکتیکی است، نه اعلام جدایی استراتژیک.
«محفل خصوصی» بهعنوان کانال رسمی غیررسمی
این اظهارات در یک سخنرانی «خارج از دفتر» (off-the-record) بیان شده و سپس صوت آن به پولیتیکو درز کرده است.
در فرهنگ سیاسی واشینگتن و سیلیکونولی، این الگو اغلب آگاهانه است: سخنران میداند که چنین محافلی نشتپذیرند. تیل با انتخاب یک محیط فکری-فلسفی (سخنرانی درباره «دجال/مسیحاستیز») بهجای مصاحبه تلویزیونی، هم فاصله خود را از یک درگیری سیاسی روزمره حفظ میکند و هم پیام را به گوش نخبگان، اهداکنندگان و دولت میرساند. این یک سیگنال کمهزینه اما پرطنین است: او در صورت ادامه جنگ، مسئولیت آن را برعهده نگرفته است، اما پلهای خود را نیز نسوزانده است.
زمینه انتخاباتی: جنگ به یک «بدهی سیاسی» تبدیل شده است
انتشار این سخنان در آستانه میاندورهایها اتفاقی نیست. ترامپ در ۸ اکتبر اعلام کرد که تا قبل از انتخابات به ایران حمله نخواهد کرد؛ CNN این را «اعتراف ضمنی به آسیب واردشده به امیدهای جمهوریخواهان» خواند و اشاره کرد که مخالفت با جنگ و قیمت بالای بنزین و گازوئیل، دلیل اصلی رقابتهای دشوار GOP در ایالتهایی مانند آیووا، اوهایو و کارولینای شمالی است.
تیل با انتشار این اظهارات، زمینهسازی برای سناریوی پس از شکست را آغاز میکند: اگر جمهوریخواهان در میاندورهایها آسیب ببینند، روایت «جنگ یک اشتباه بود» از قبل در هسته حامیان وجود خواهد داشت و میتواند بهعنوان مبنایی برای بازتعریف مسیر حزب پس از ترامپ (بهویژه با محوریت ونس) عمل کند.

آیا این نشانه تغییر نظر «دولت عمیق» درباره ترامپ است؟
این پرسش را باید با احتیاط پاسخ داد. شواهد موجود نشان میدهد که «دولت عمیق» یک بازیگر یکپارچه نیست و آنچه در حال رخ دادن است، بیشتر شبیه شکاف درون ائتلاف قدرت است تا چرخش یکپارچه علیه ترامپ:
از یک سو، گزارشهایی از تنشهای درون جامعه اطلاعاتی وجود دارد: پنتاگون/DIA ظاهراً اطلاعاتی را نشت داده که اسرائیل را «تهدید جاسوسی حیاتی» میداند، و در همان زمان مواد قانونی بحثبرانگیزی برای ادغام اطلاعات آمریکا و اسرائیل در NDAA پیشنهاد شده است. اینها نشانه رقابت و اصطکاک است، نه اجماع علیه ترامپ.
از سوی دیگر، ترامپ خود در سال ۲۰۲۶ پاکسازی گستردهای در ODNI (دفتر مدیر اطلاعات ملی) انجام داد و دهها مقام حرفهای را برکنار کرد؛ اقدامی که بهعنوان ادامه جنگ او با آنچه «دولت عمیق» میخواند توصیف شد. این پاکسازی نشان میدهد که ترامپ هنوز دست بالا را در برابر بخشهایی از بوروکراسی امنیتی دارد و «دولت عمیق» در موقعیت انفعال قرار دارد، نه تغییر موضع هماهنگ.
موضع تیل نسبت به دیوان بینالمللی دادگستری(ICC) نکته مهمی را آشکار میکند: او نگران است که «تهدید حکم بازداشت ICC مانند شمشیر داموکلس بر سر دولت ترامپ آویزان باشد» و این حکم را ابزاری برای بیثباتسازی حقوقی مقامات آمریکایی میداند. این نگرانی، منافع مشترک بخشی از نخبگان امنیتی-حقوقی را با تیل نشان میدهد: پایان دادن به جنگی که میتواند به تعقیب قضایی بینالمللی منجر شود. بنابراین، مخالفت تیل با جنگ بیشتر محافظهکارانه و مبتنی بر مدیریت ریسک است تا یک چرخش لیبرال یا ضدترامپی.
«فاصلهگذاری مدیریتشده» بهجای «چرخش دولت عمیق»
اظهارات تیل را باید بهعنوان آغاز یک فاصلهگذاری حسابشده از سوی هسته حامیان مالی-فناوری ترامپ تفسیر کرد، نه نشانهای از تغییر نظر یکپارچه «دولت عمیق». این فاصلهگذاری سه کارکرد همزمان دارد:
کارکرد انتخاباتی: زمینهسازی برای روایت «جنگ اشتباه بود» در صورت شکست جمهوریخواهان در میاندورهایها، بدون آنکه مستقیماً ترامپ را تضعیف کند.
کارکرد حقوقی-مادی: حفاظت از Palantir و خود تیل در برابر پیامدهای حقوقی بینالمللی جنگ (بهویژه با توجه به نقش Maven در جنایت میناب) و مدیریت ریسک اعتباری شرکت.
کارکرد سیاسی بلندمدت: تقویت موقعیت جیدی ونس بهعنوان گزینه پس از ترامپ؛ کسی که از ابتدا نسبت به جنگ «مشکوک» بود و اکنون میتواند بهعنوان چهرهای «عاقلتر» در برابر یک سیاست خارجی پرهزینه معرفی شود.
بنابراین، پیام مستتر در انتشار این سخنان خصوصی این نیست که «دولت عمیق» ترامپ را رها کرده است؛ پیام این است که هسته سخت سرمایهای-فناوری حامی او، در حال خرید بیمهنامه سیاسی برای دوران پس از جنگ و پس از ترامپ است، بدون آنکه بخواهد دولت فعلی را در آستانه انتخابات سقوط دهد.
تهدیدات قاطع ایران و هراس عمومی در حوزهی «هوش مصنوعی»
مقامات کشورمان، بهویژه در سطوح عالی نظامی و امنیتی، در روزهای اخیر تهدیدات صریح و مشخصی را علیه زیرساختهای دیجیتال و هوش مصنوعی منطقه مطرح کردهاند و قطعا پیتر تیل که از مسوولان اصلی عملیات شنود و مراقبت دشمن روی ایران است، از پیش، از قصد و ارادهی ایران و گنجاندهشدن این مراکز در فهرست قطعی اهداف ایران در صورت شرارت مجدد دشمن مطلع شده است.
دکتر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، هشدار داد که در صورت آغاز دوباره جنگ، "بسیاری از کابلها، مراکز داده و مراکز هوش مصنوعی که از نظر ارزش مالی بسیار گران هستند (تا ۲ تریلیون دلار)، در تیررس قرار میگیرند. "

همچنین سخنگوی سپاه پاسداران، سرتیپ حسین محبی، با اشاره به ۷ کابل اصلی اینترنت زیردریایی در تنگه هرمز هشدار داد که "تمام اینترنت و دادههای تجاری جهان به این کابلها وابسته است. "

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جریان جنگ ۴۰ روزه، فهرستی از ۱۸ شرکت بزرگ فناوری آمریکایی از جمله مایکروسافت، گوگل، متا، اپل، اوراکل، انویدیا و همچنین شرکت هوش مصنوعی G۴۲ مستقر در امارات را منتشر و اعلام کرد که عملیات منطقهای آنها میتواند هدف قرار گیرد.
این تهدیدات صرفاً لفظی نبوده است. در مارس ۲۰۲۶، پهپادهای ایرانی به سه مرکز داده شرکت آمازون (AWS) در امارات متحده عربی و بحرین حمله کردند که منجر به آتشسوزی و اختلال گسترده در سیستمهای بانکی و پرداخت منطقه شد. این حملات به عنوان "اولین حمله نظامی علیه شرکتهای بزرگ فناوری آمریکایی (hyperscalers)" توصیف شده است. همچنین گزارش شده که ایران و آمریکا به طور متقابل به حداقل پنج مرکز داده در منطقه حمله کردهاند.
چرا این تهدیدات برای "پیتر تیل" حیاتی است؟
تهدیدات ایران به طور مستقیم منافع مادی و استراتژیک پیتر تیل را هدف قرار میدهد و زمینهساز موضعگیری او شده است:
تهدید مستقیم علیه Palantir: شرکت پالانتیر (Palantir) که تیل از بنیانگذاران آن است، در فهرست اهداف سپاه پاسداران قرار دارد. این شرکت قراردادهای کلانی با پنتاگون دارد و سیستم هوش مصنوعی Maven آن، که برای شناسایی و هدفگیری اهداف نظامی استفاده میشود، نقش محوری در عملیات آمریکا(به ویژه عملیات تروریستی) دارد. بنابراین، تهدید ایران علیه زیرساختهای هوش مصنوعی، تهدیدی مستقیم علیه داراییها و منافع تجاری تیل است.
تضعیف مدل تجاری منطقه: کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه امارات، در حال سرمایهگذاریهای چند تریلیون دلاری برای تبدیل شدن به قطب جهانی هوش مصنوعی هستند. پروژههایی مانند "Stargate" در ابوظبی (با مشارکت OpenAI، Oracle و Nvidia) نماد این جاهطلبی هستند. حملات ایران و تهدیدات آن، "محاسبه ریسک سرمایهگذاران خصوصی، بیمهگران و خود شرکتهای فناوری" را برای سرمایهگذاری در منطقه به نحوی اساسی تغییر داده است. تیل به عنوان یک سرمایهگذار بزرگ فناوری، به خوبی میداند که ناامنی در این منطقه، مستقیماً به کاهش ارزش داراییها و سودآوری پروژههای هوش مصنوعی منجر میشود.
اخلال در زنجیره تأمین هوش مصنوعی آمریکا: منطقه خلیج فارس به دلیل برق ارزان و فراوان، به یک پایگاه حیاتی برای مراکز داده شرکتهای آمریکایی تبدیل شده است. گزارشها حاکی از آن است که مراکز داده آمریکا تا سال ۲۰۲۸ با ۴۰ درصد کمبود برق مواجه خواهند شد و سرورهای خاورمیانه "غیرقابل جایگزین" شدهاند. تهدید ایران علیه این زیرساختها، مستقیماً خط تأمین قدرت محاسباتی آمریکا را هدف میگیرد.
نتیجهگیری: موضع تیل، واکنشی چندلایه به تهدید وجودی است
اظهارات پیتر تیل مبنی بر اینکه "جنگ ایران یک اشتباه بود" را نمیتوان تنها یک نگرانی ژئوپلیتیک یا اخلاقی ساده تلقی کرد. این موضع، پاسخی مستقیم و چندلایه به تهدیدات وجودی و مادی است که ایران علیه زیرساختهای هوش مصنوعی، شرکت پالانتیر (متعلق به خود او) و کل اکوسیستم سرمایهگذاری فناوری در منطقه ایجاد کرده است.
تیل با مشاهده اینکه مراکز داده آمازون (شریک پالانتیر در پروژههای نظامی) مستقیماً بمباران شدهاند و شرکت خودش در لیست اهداف قرار دارد، به این نتیجه رسیده است که ادامه این جنگ، نه تنها منافع استراتژیک آمریکا را تأمین نمیکند، بلکه پایههای اقتصادی و فنی قدرت هوش مصنوعی که او و شبکهاش بر آن سرمایهگذاری کردهاند را تخریب میکند.
بنابراین، فاصلهگذاری او از ترامپ و توصیف جنگ به عنوان "اشتباه"، را میتوان تا حد زیادی به عنوان مدیریت ریسک سیاسی و اقتصادی برای محافظت از امپراتوری فناوری خودش و متحدانش در برابر پیامدهای فاجعهبار یک جنگ تمامعیار در منطقهای دانست که به قلب تپنده هوش مصنوعی جهان تبدیل شده است.



