به گزارش مشرق، محمدرضا جلائیپور فعال سیاسی اصلاحطلب طی یادداشتی نوشت:
توسل برخی اصلاحطلبان به انگارههای خطا این تصویر را میسازد که آنها در امنیت ملی با مبانی نظری منقرض شده و دادههای اشتباه داوری میکنند.
توسل به انگارههای خطا میتواند این تصویر را ایجاد کند که بخشی از اصلاحطلبان در مباحث مهم امنیت ملی با مبانی نظری سست یا منقرضوابطالشده و دادههای اشتباه و سهلانگاری داوری میکنند و به تغییرات صحنهٔ منطقهای و جهانی و اقتضائات تقویت مولفههای قدرت ملی در برابر متجاوزانی که آشکارا تهدید وجودی و تمدنی میکنند توجه کافی ندارند.
انگارهٔ خطای «نیاز ترامپ به بهانه برای خروج از تفاهمنامه»:
خلاصهٔ بخش زیادی از صحبتهایتان این بود که ایران به اندازهٔ کافی تلاش برای ندادن «بهانه» به آمریکا نکرد.
فرض کنیم که این همه تلاش ایران در این سه دهه و همین دو سال گذشته با همین هدف و تداوم تجاوزگریهای استعمارگرانهٔ آمریکا را نادیده بگیریم و ارزیابی شما را بپذیریم.
مگر اساسا ترامپ نیازی به «بهانه» برای خروج از تفاهم داشته است؟ مگر برای خروج از برجام و ۱۳ نهاد و تفاهم مهم بینالمللی و نقض پیمان با کانادا و فرانسه و ۱۵ کشور دیگر بهانهای داشت؟
اگر «واگذاری اهرمهای قدرت ملی» (مثلا قدرت موشکی ایران یا تنگهٔ هرمز) از جملهٔ این قیمتها برای «بهانه ندادن» باشد، ناخواسته میتواند زمینهساز پیشروی متجاوزان با هدف گرفتن سایر اهرمها و لیبیسازی ایران شود که نمیتواند مورد تایید شما باشد.
انگارهٔ خطای «شروع نقض تفاهمنامهٔ اسلامآباد توسط ایران»:
بسیاری از کارشناسان برجستهٔ آمریکایی و ساکن آمریکا، از جمله استفن والت و جان مرشایمر و جفری سکس و ولی نصر و تریتا پارسی و رابرت مالی، تصریح کردهاند که آمریکا اولین نقضکنندهٔ تفاهم بود و ترامپ گرچه با ملاحظاتی مجبور به امضای تفاهمنامه شد، تحت فشار شدید لابی اسرائیل و تحقیر دموکراتها به تدریج از پایبندی به تفاهمنامه فاصله گرفت.
ما حتی تعدادی شهید عزیز ایرانی در همین دورهٔ اجرای تفاهمنامه داریم. از منظر منافع ملی ایران نباید نقضهای مکرر قبلی تفاهمنامه توسط آمریکا را انکار یا سفیدشویی و عملا قربانینکوهی کرد.
انگارهٔ خطای «اگر مردم راضی باشند، کسی نگاه چپ به ایران نمیکند»:
حتما باید تلاش و تشویق و تمهید کرد که رضایت عمومی شهروندان افزایش یابد و جمعیتی که برای حفاظت از ایران در خیابانها و سایر عرصهها کنشگری میکنند فراگیرتر شوند
برای پایان پایدارِ جنگ و محاصره، تقویت بازدارندگی ترکیبی و ناامیدسازی متجاوز از نتیجهبخشیِ محاصره (کاهش اثر محاصره با ستاد توانای جنگ اقتصادی)و ناامیدسازی از نتیجهبخشیِ حملهٔ نظامی، ضروری است.
آیا خود نیروهای سیاسی هم نباید نقش مسئولانهای ایفا کنند؟ آیا صحبتهایی از جنس دیشب که عملا و بدون شواهد کافی ایران را مقصر مینامد این انسجام اجتماعی را بیشتر میکند یا کمتر؟
انگارهٔ خطای «۶۷ ای بودن صحنه»:
چند بار به جام زهر و ترکمنچای اشاره کردید، ولی صحنه اصلا ۶۷ ای نیست. در سال ۶۷ پیشنهاد صلحی روی میز ایران بود که ایران را به رسمیت میشناخت و پذیرشش اهرمهای ایران برای پیشگیری از جنگهای بعدی یا دفاع از منافع حیاتیاش را نمیگرفت.
امروز پیمان صلح عزتمندانهای روی میز ایران نیست. ترامپ امروز آشکارا میگوید یا همه چیزت را بده یا نابودت میکنم.



