به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران با انتشار گزارشی نوشت:
پس از حدوداً یک سال و نیم فشارهای رسانهای و لفظی ترامپ و تهدیدات او برای تصاحب جزیره گرینلند، سرانجام آمریکا با دولت دانمارک و دولت خودمختار گرینلند به توافقی برای دسترسی نظامی خود به جزیره مذکور دست یافت. این توافق حاکمیت دانمارک بر گرینلند را حفظ میکند؛ اما حضور نظامی، امنیتی و اقتصادی آمریکا را در این جزیره استحکام میبخشد.
محتوای توافق با دانمارک و گرینلند
آمریکا طبق توافقنامه ۱۹۵۱ با دانمارک جهت مقابله با نفوذ شوروی در گزینلند حضور نظامی داشت. طبق آن توافقنامه، آمریکا در «مناطق دفاعی» مشخصی پایگاههای نظامی تأسیس میکرد. پس از این توافق، سه پایگاه در مناطق تول که اکنون به پایگاه فضایی پیتوفیک شناخته میشود، نارسارسوآک و ساندرستروم تشکیل شد.
اکنون توافق ۲۰۲۶ آمریکا و دانمارک دسترسیها و اختیارات جدید و گستردهای را به آمریکا میدهد. طبق این توافق، پایگاه فضایی پیتوفیک نوسازی میشود. همچنین «مناطق دفاعی» جدیدی در نارسارسوآک (شمال غربی گرینلند) و مِسترزویگ (جنوب غربی جزیره) ایجاد گردند. علاوه بر این، طبق بخش ۳ ماده ۴ توافق، آمریکا میتواند پایگاههای نظامی دیگری را نیز در جزیره احداث کند.
اهداف آمریکا از حضور در گرینلند
میتوان مهمترین انگیزه و هدف آمریکا از توافق با دانمارک را رقابت با روسیه و چین دانست که خود در سه موضوع تجلی مییابد: ۱. فرصتهای اقتصادی قطب شمال ۲. دسترسی به عناصر کمیاب ۳. توسعه گنبد طلایی
فرصتهای اقتصادی نفت و گاز منطقه شمالگان
یکی از ضعفهای جدی آمریکا به عنوان یک ابرقدرت، دسترسی جغرافیایی محدود به قطب شمال است. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری مییابد که بدانیم روسیه و چین در حال تقویت مسیرهای تجاری جدید در این منطقه هستند. «راه ابریشم قطبی» چارچوبی است که چین از سال ۲۰۱۷ برای گسترش ابتکار «کمربند و راه» به آبهای قطب شمال دنبال میکند.
با توجه به روند گرمایش جهانی، در سالهای آینده فرصتهای تجاری و اقتصادی بیشتری برای منطقه شمالگان فراهم خواهد شد و منابع نفت و گاز این منطقه بیشتر در دسترس قرار خواهد گرفت. گرینلند نیز بهتنهایی میتواند دارای منابع بزرگ نفت و گاز طبیعی باشد. بر اساس بررسیهای سازمان زمینشناسی آمریکا گرینلند دارای ذخایر نفت و گاز کشفنشده قابلتوجهی است.
به همین خاطر، آمریکا از تقویت حضور خود در گرینلند، اهداف بلندمدتی دارد و آن این است که در آینده بتواند با روسیه و چین بر سر منابع طبیعی منطقه شمالگان رقابت کند و نظارت بیشتری بر مسیرهای تجاری جدید در این منطقه داشته باشد.
دسترسی به عناصر کمیاب
گرینلند از نظر منابع معدنی و عناصر کمیاب بسیار غنی است. این جزیره حدود ۱.۵ میلیون تن ذخایر خاکی کمیاب دارد و دو کانسار بزرگ کوانفیلد و تنبریز در آن قرار گرفته که با تانتالوم، نیوبیوم و زیرکونیوم و اورانیوم همراهاند؛ کوانِفیلد نیز حدود ۲۷۰ هزار تن اورانیوم در خود جای داده است.
آمریکا در چشمانداز خود میبیند که با حضور در گرینلند، از وابستگی به عناصر کمیاب چین بکاهد. در همین راستا، توافق ۲۰۲۶ نیز مقرر میکند که ایالات متحده، دانمارک و گرینلند باید بهصورت متفقالقول هرگونه سرمایهگذاری از سوی کشورهای غیرعضو ناتو در بخشهای حساسی مانند معدن و زیرساخت را تأیید کنند. معنای بند مذکور این است که آمریکا حق وتو در مورد سرمایهگذاری در بخش معدنی گرینلند دارد.
توسعه سامانه گنبد طلایی
گنبد طلایی، پروژه جاهطلبانه جدید آمریکا در دوران ترامپ است. این پروژه قرار است سامانه پدافندی جدید آمریکا باشد تا از طریق موشکهای فضاپایه با حملات موشکی گسترده از سمت چین و روسیه مقابله کند. توسعه پایگاههای نظامی در گرینلند میتواند بخشی از فرایند توسعه گنبد طلایی باشد، چه اینکه در متن توافق نیز نوسازی پایگاه فضایی پیتوفیک قید شده است. ترامپ نیز یک بار گفت که خرید گرینلند بخش مهمی از اجرای طرح گنبد طلایی است.
توافق جدید آمریکا با دانمارک، دسترسیهای نظامی و اقتصادی گستردهای در مقایسه با توافق پیشین ۱۹۵۱ به آمریکا در گرینلند میدهد. افزون بر این، اهداف سهگانه ترامپ از تسلط بر گرینلند در نهایت به رقابت آمریکا با چین و روسیه منتهی میشوند. اهمیت گرینلند برای واشنگتن صرفاً اقتصادی یا نظامی نیست، بلکه منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی و زیرساختهای دفاعی این جزیره در مجموع بخشی از تلاش آمریکا برای جلوگیری از افزایش نفوذ چین و روسیه در شمالگان و حفظ برتری راهبردی خود در این منطقه هستند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.



