سرویس سیاست مشرق- روز گذشته اخباری از مقر سازمان ملل در نیویورک به بیرون درز کرد که حکایت از آن داشت که مقامات ایرانی و آمریکایی با هم دیدار کردهاند.
البته ساعتی بعد روشن شد که این دیدار در چارچوب همان جلسات همیشگی میان عراقچی با ویتکاف و کوشنر بوده که هیچگاه با نتیجه دلخواه هم تمام نشده است، در این جلسه بر اساس روایت اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه گفتگوها به صورت غیرمستقیم و از طریق میانجی قطری صورت گرفته است. برخی روایتهای غیررسمی دیگر نیز حاکیست که بخشی از این دیدار بصورت مستقیم و ادامه آن بصورت غیرمستقیم بوده است.
بقایی در توضیح این دیدار گفته است که هیات ایران، شروط خودش را بهصورت خیلی صریح و روشن، بهطرف آمریکایی منعکس کرده و این موضوع، چیز جدیدی نیست. ترجمه سخنان سخنگوی دستگاه دیپلماسی نشان میدهد که مذاکرهای به معنای تبادل امتیاز و بحث فنی در کار نبوده بلکه شروط تهران ( که با توجه به تحولات منطقه بروز شده است) به نماینده دولت تروریستی آمریکا اعلام شده است.
البته پیش از این رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام خود بعد از تفاهمنامه اسلام آباد، با پیشبینی دقیق از شرایط موجود و مسیر پیشرو در جنگ با دشمنان در همه عرصههای نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و ... صراحتا فرمودند که «مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود».
به نظر میرسد دستگاه دیپلماسی نیز تا کنون با تبعیت از فرمان رهبر انقلاب بدون پذیرش حتی یک بند از درخواستهای آمریکاییها و بدون عدول از شروط به حق جمهوری اسلامی ایران، ضمن ابلاغ صریح شروط، تنها نظرات فنی خود را بیان کرده و در آن سو به صورت طبیعی آمریکاییها نیز نکاتی داشته که آنها را وزیر خارجه - بصورت مستقیم یا غیرمستقیم- شنیده است و تهران نیز منتقل خواهد کرد.
همچنین یک منبع مطلع از مسائل سیاست خارجی و دیپلماسی نیز ضمن تایید چارچوب مذاکره ایران و آمریکا بر مبنای شروط هفتگانه جمهوری اسلامی ایران، علت طولانی شدن زمان مذاکرات با حضور میانجی قطری- که حدود سه ساعت بطول انجامید - ناشی از سختگیری و اصرار طرف ایرانی در پایبندی به مطالبات و شروط نظام و تلاش آمریکاییها برای کاستن از این موارد بوده است.

آخرین اتمام حجت با ویتکاف در نیویورک!
البته پیش از این نیز علائمی وجود داشت که نشان میداد در حیاط خلوت مجمع عمومی سازمان ملل احتمال یک دیدار بین طرف ایرانی و آمریکایی رخ خواهد داد و طراحی لازم برای این رویارویی نیز صورت گرفته است؛ چهار روز قبل، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ، در مصاحبه با شبکه الجزیره، گفته بود که رایزنیها با میانجیهای قطری و پاکستانی ادامه دارد و شروط خود را برای مذاکره به آنها ابلاغ کردهایم که شامل هفت شرط است. از سوی دیگر، سخنگوی سپاه پاسداران نیز در گفتگو با شبکه العربی «مذاکره را صحنه دیگری از نبرد و محلی برای تحمیل شروط ایران بر دشمن خوانده بودند».
به نظر میرسد که مذاکرات اخیر در نیویورک پیوست همان رایزنیهای اخیر با مقامات منطقهای بوده و شاید یکی از آخرین جلساتی باشد که میانجی، تهران و واشنگتن را سر یک میز کشانده است. بسیاری از شواهد نظامی و میدانی نشان میدهد که احتمال رویارویی و رسیدن به ساعت صفر بین ایران و ارتش تروریستی آمریکا بالا بوده و این دیدار اتمام حجتی با طرف آمریکایی بوده تا بعد از این بهانهای برای هیچ کس باقی نمانده باشد.
واقعیت آن است که جمهوری اسلامی ایران هیچگاه از دیپلماسی طفره نرفته اما برای جنگ نیز برنامههای شگفتانگیزی دارد که در روز موعود باعث شگفتی فراوان دشمنان و حامیان منطقهای آنها خواهد شد.
در آن سو مقامات آمریکایی نیز روایتی خاص از دیدار دارند؛ استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا میگوید که در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد «مذاکرات طولانی» با هیئت ایرانی داشته است.
ویتکاف در پستی در X نوشت که مذاکرات از طریق میانجیهایی انجام شده است که در طول روز بین دو طرف در رفت و آمد بودهاند، این دور از مذاکرات با موفقیت به پایان رسید. این نماینده هفت رنگ ترامپ نوشته است که میانجیگران به کار خود ادامه خواهند داد.

آیا عراقچی خط قرمز نظام را رد کرده است؟
درباره دیدار عراقچی با ویتکاف بیان چند نکته قابل ملاحظه است؛ برخی از فعالان سیاسی و رسانهای که همواره دستی بر بازار گمانهزنی و شایعات دارند معتقدند که وزیرخارجه بدون داشتن مجوز از تهران با طرف آمریکایی دیدار کرده و به اصطلاح از خط قرمز نظام عبور کرده است. اما تا این لحظه بررسیها نشان میدهد که دیدار اخیر بدون مجوز و هماهنگی با تهران نبوده است و طبق تصریح سخنگوی وزارت خارجه، محتوای تبادل شده نیز خارج از چارچوبهای مصوب نبوده است.
به عبارتی عراقچی از سوی نهادهای عالی تصمیمساز در حاکمیت، مجوز لازم را داشته و وزیر خارجه به عنوان مجری تصمیمات نظام عمل کرده است. اینکه در جزئیات و بین خطوط این اعلام شروط ایران آیا موارد دیگری نیز بویژه از سوی طرف آمریکایی مطرح شده و پاسخ نماینده ایران چه بوده، موضوعی است که باید منتظر ماند و خبرهای تکمیلی از منابع رسمی دریافت کرد.
اینکه تیم مذاکره کننده باید با رفت و برگشتهای صورت گرفته موارد را به سمع و نظر رسانده و در واقع «اجازه» برای گام بعدی را گرفته باشد، هنوز مشخص نیست که آقای عراقچی تا چه حد به این فرمول با دقت عمل کرده باشد؛ و احتمالا به زودی مقامات عالی در حوزه امنیت ملی دراینباره اظهارنظر ویژه خواهند داشت.
سوال دیگر آن است که آیا عراقچی به ویتکاف در نیویورک در باب پیششرطهای ایران تخفیف داده است یا خیر؟!
بررسیهای موجود حکایت از آن دارد که شروط هفتگانه ایران، خط قرمز تهران بوده و هیچ کوتاهی؛ اغماض و تخفیفی به طرف آمریکایی داده نخواهد شد و اساسا این نیز در سطح اختیارات وزیر امورخارجه نبوده و در مذاکرات روز گذشته نیز از چنین خط قرمزی عبور نشده است. ایران پیش از این اعلام کرده که اگر هفت شرط محقق نشود، تنگه هرمز هرگز باز نخواهد شد.
البته بهتر بود که پیش از سفر به آمریکا، وزارت امور خارجه به صورت شفاف اهداف و برنامه سفر خود را تعیین و به رسانهها اعلام میکرد تا مانع از اغتشاش فکری و تحلیلی در داخل گردد؛ این اصل باعث آن میشد تا آمریکاییها مدیریت عملیات روانی در تهران را در دست نگیرند.
بازی در زمین دیپلماسی به ویژه با شخص شیاد، جنایتکار و فاسدی چون ترامپ به پیوستهای محکم رسانهای و عملیات روانی نیاز دارد که گویا در وزارت خارجه به آن توجه کافی نمیشود. این مسئله باعث شده است که برخی افراد با انگیزه سیاسی با آلودهسازی فضای روانی کشور دست به دو قطبیسازیهای موهوم زده تا از آب گل آلود شده برای خود ماهی بگیرند و پروژههای مشکوک سیاسی را با سرعت بالا فعال کنند؛ البته تمامی تحرکات صورت گرفته با هدف اختلاف آفرینی در کشور در رصد قرار دارد!



