سرویس فرهنگ و هنر مشرق - امین حسینپور، کارگردانی که اخیراً سریال «مردگی» را با همکاری احسان ظلیپور در مقام تهیه کننده ساخته و هنوز به پخش نرسیده، در ماههای اخیر با انتشار مجموعهای از استوریهای تند و صریح در اینستاگرام، بار دیگر موضوع دوگانگی برخی فعالان فرهنگی وابسته به ساختار رسمی را زنده کرده است.

این استوریها که شامل شعارهای مستقیم علیه رهبر انقلاب، نیروهای پلیس ، حافظ امنیت و کلاژ چهرههای روحانیون با این پرسش انگلیسی است که «چگونه این موجودات ۴۳ سال تحمل شدهاند؟»، بهوضوح لحنی اعتراضی و ضدانقلاب دارند. در حالی که همین فرد از مواهب مجوزهای حکومتی، حمایتهای رسمی و امکان ساخت و تولید آثار در چارچوب نظام بهرهمند بوده و با پلت فرم فیلیمو به صورت مستمر همکاری می کند.
«حسینپور» یک روز برای ساخت سریال و حضور در شبکه نمایش خانگی از امکانات و ظرفیتهای رسمی بهره میگیرد و روز دیگر، در صفحه شخصیاش زبان به تکرار ادبیات ساختارشکنانه باز میکند.
کارگردان سریالهایی چون «درمانگر» و «بازنده»، این روزها پروژه تازهای با عنوان «مُردگی» را پشت سر گذاشته است؛ سریالی که براساس گزارشهای منتشرشده، با تهیهکنندگی احسان ظلیپور، فیلمنامه مسعود خاکباز و با حضور بازیگرانی چون صابر ابر و طناز طباطبایی ساخته شده و فیلمبرداری آن به پایان رسیده است. اخبار منتشرشده همچنین از آماده شدن این مجموعه برای عرضه در شبکه نمایش خانگی و پخش از فیلیمو حکایت دارد.
اما درست در همین نقطه، پرسشی جدی مطرح میشود؛ پرسشی که نمیتوان با سکوت از کنار آن گذشت. چگونه فردی که فعالیت حرفهای خود را در مسیر رسمی تولید و انتشار آثار تصویری دنبال میکند، از امکانات صنعت رسمی بهره میبرد و برای رساندن محصولش به میلیونها مخاطب از ظرفیت شبکه نمایش خانگی استفاده میکند، در فضای مجازی ژست معترضی به خود میگیرد که گویی هیچ نسبتی با همین چرخه ندارد؟

موارد مطرح شده در استوریهای حسینپور صرفا حق اعتراض نیست؛ مسئله صداقت است. مسئله این است که نمیشود همزمان از یکسو در سازوکار رسمی سریال تولید کرد، قرارداد بست، پروژههای بزرگ را با حضور چهرههای شناختهشده پیش برد و محصول را برای انتشار در پلتفرمهای دارای مجوز آماده کرد و از سوی دیگر، در بزنگاههای سیاسی، همان سازوکاری را که امکان حضور حرفهای را فراهم کرده، آماج کنایه و حمله قرار داد؛ آن هم بیآنکه کوچکترین توضیحی درباره این تناقض آشکار ارائه شود.
به بیان روشنتر، با فیلمسازی روبهرو نیستیم که یکباره و از بیرونِ این عرصه وارد میدان شده باشد؛ بلکه کارنامه او نشان میدهد فعالیت حرفهایاش در سالهای اخیر پیوند مستقیمی با همین چرخه تولید و انتشار داشته است.
پرسش بسیار ساده است، اگر این ساختار آنچنان که در استوریها القا میشود، سراسر محل توهین و تقابل است، چرا بهرهگیری از فرصتهای حرفهای همین ساختار هیچگاه محل اشکال نیست؟ اگر قرار است توهین یک اصل باشد، آیا بهرهمندی از امکانات، مجوزها و مسیر رسمی تولید، ناگهان از دایره محاسبات کنار گذاشته میشود؟
مشکل اینجاست که برخی ظاهراً به تقسیم کار عجیبی رسیدهاند، امکانات و فرصتها برای خودشان، ژست توهین برای شبکههای اجتماعی! هنگام ساخت سریال، همه چیز باید مهیا باشد؛ سرمایهگذار و تهیهکننده و بازیگر و امکانات تولید فراهم شود، مسیر عرضه باز باشد و محصول به پلتفرم برسد. اما وقتی نوبت نمایش سیاسی در اینستاگرام میرسد، ناگهان همان فرد در قامت توهین کننده به مقامات ظاهر میشود که گویا هیچ بهرهای از ساختار موجود نبرده است.

اکنون «مُردگی»در لیست انتشار عمومی قرار دارد، اما پیش از آنکه مخاطب درباره قصه و کیفیت سریال قضاوت کند، استوریهای کارگردانش یک پرسش جدیتر را پیش روی افکار عمومی گذاشته است: آیا عدهای برای کیان دفاع از رهبری و نظام جمهوری اسلامی باید،بدون هیچ بهرهمندی سیستماتیک در کف خیابان داغدار رهبر شهید باشند و کارگردان بهرهمند از مواهب پلتفرم فیلیمو علیه رهبر انقلاب، محتوای مجازی تولید کند؟
سریال «مردگی» که هنوز پخش نشده، محصولی است که در فضای رسمی شبکه نمایش خانگی ساخته شده است. هر اثر نمایشی در این مقیاس، نیازمند عبور از فیلترهای متعدد نظارتی، دریافت مجوزهای ساخت و پخش از نهادهای ذیربط و در بسیاری موارد، بهرهمندی از تسهیلات دولتی یا شبهدولتی است. امین حسینپور و همکارانش در این پروژه، از همین مسیر عبور کردهاند. آنها در فضایی فعالیت کردهاند که هنرمندان فراوانی به دلیل خارج بودن از دایره سیاست پلتفرم ها امکان کار ندارند. با این حال، همین فرد در فضای شخصی اینستاگرام خود، زبان اعتراض را برمیگزیند و از «مرگ بر دیکتاتور» و پاک کردن آن از دیوارها سخن میگوید و میپرسد که چرا کسانی که خود دیکتاتور هستند، این شعار را تحمل نمیکنند.

حالا نوبت دستگاههای نظارتی است؛ «مُردگی» مجوز میگیرد؟
اکنون اما یک پرسش جدیتر نیز مطرح است؛ دستگاههای مسئول نظارت و صدور مجوز با این وضعیت چه خواهند کرد؟ سریال «مُردگی» به کارگردانی امین حسینپور، تهیهکنندگی احسان ظلیپور و برای پخش از فیلیمو تولید شده و طبق گزارشهای اخیر، پروژه در آستانه انتشار است.
در چنین شرایطی، سؤال افکار عمومی این است: آیا نهادهای نظارتی، محتوای منتشرشده از سوی کارگردان این اثر در فضای مجازی را در ارزیابیهای خود نادیده خواهند گرفت یا درباره نسبت مواضع علنی یک فیلمساز با مسئولیت حرفهای او در عرصه رسمی توضیح خواهند داد؟
مسئله این نیست که هر اختلافنظر یا انتقادی باید به محرومیت از فعالیت هنری منجر شود؛ مسئله، یکسان بودن معیارها است. اگر نظارت و ضابطه وجود دارد، نباید گزینشی و تشریفاتی باشد؛ اگر مواضع علنی افراد در ارزیابی صلاحیت حرفهای و مسئولیتهای آنان بیاثر است، باید روشن گفته شود و اگر مؤثر است، افکار عمومی حق دارد بداند این ضابطه درباره همه به یک شکل اجرا میشود.
اکنون توپ در زمین دستگاههای مسئول است. «مُردگی» هنوز به پخش عمومی نرسیده، اما پیش از آن، استوریهای کارگردانش این سؤال را پیش کشیده است که آیا مجوز نهایی این مجموعه، بدون هیچ توضیحی درباره این حواشی صادر خواهد شد یا نهادهای مسئول درباره معیارهای خود پاسخ روشنی به افکار عمومی خواهند داد؟
اینجا دیگر مسئله فقط یک سریال نیست؛ مسئله، اعتبار همان سازوکار نظارتی است که باید نشان دهد در برابر همه فعالان عرصه فرهنگ و هنر، معیار واحدی دارد؛ نه اینکه برای عدهای، ضابطه سختگیرانه باشد و برای عدهای دیگر، چشمپوشی و سکوت.



