به گزارش مشرق، تقریباً مقارن با آنچه آمریکا شروع بزرگترین عملیات اقتصادی علیه ایران توصیف کرده، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور برای شرکت در اجلاس سازمان همکاری شانگهای عازم آسیای میانه شده است؛ اجلاسی که نشاندهنده بیمعنا بودن انزوای اقتصادی، سیاسی، نظامی، امنیتی، اطلاعاتی و منطقهای تهران دارد. این اجلاس در بیشکک پایتخت قرقیزستان از روز گذشته آغاز شده و رئیسجمهور در همین روز دیدارهای مهمی با سران کشورهای حاضر در اجلاس مانند ناندرا مودی، نخستوزیر هند و الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان داشت.
سازمان شانگهای ۱۰ عضو اصلی شامل چین، هند، ایران، قزاقستان، قرقیزستان، پاکستان، روسیه، تاجیکستان، ازبکستان و بلاروس دارد. علاوه بر این، مغولستان تنها عضو ناظر و ۱۴ دولت ارمنستان، جمهوری آذربایجان، کامبوج، نپال، سریلانکا، ترکیه، عربستان سعودی، قطر، مصر، کویت، مالدیو، میانمار، امارات و بحرین بهعنوان شرکای گفتوگو در ساختار شانگهای حضور مییابند.
نکات
حضور در سازمانهای مهم منطقهای و بینالمللی مرتبط با قدرتهای شرقی آن هم در بحبوحه جنگ و تنش با آمریکا، برای ایران اهمیت مضاعفی دارد. در این بخش به نکاتی در این خصوص اشاره شده است.
۱- ظرفیت در خارجکردن دولت ایران از نقشه دشمن برای انزوای داخلی و خارجی
بخش مهمی از جنگ در حوزه منزوی کردن جریان دارد. آمریکا میکوشد دولت ایران را از جهات داخلی و خارجی با اعمال تحریم و محاصره منزوی کند. در مقابل ایران نیز کوشیده با بیاعتبار کردن ترامپ، زمینهساز شکست وی در انتخابات میاندورهای و به فکر افتادن متحدان منطقهای آمریکا شود که ضعف آن را درک کردهاند. هر راهکاری که به خروج دولت ایران از انزوا بینجامد ضربهای به طرح آمریکاست. در ابعاد داخلی، واشنگتن میکوشد با ایجاد مشکلات معیشتی و تشدید واگرایی اجتماعی، دولت را منزوی کند. در اینجا مدیریت دولت بر معیشت مردم اهمیت دارد، اما درهرحال فشارها زیاد بوده و بروز مشکلات ناگزیر است. توضیح هوشمندانه مشکلات برای مردم، تشریح تلاشها و فداکاریهای صورت گرفته در مسیر تأمین معیشت و تقویت روحیه ملی در عدم شکلگیری انزوای دولت در داخل مؤثرند.
در حوزه سیاست خارجی منزوی کردن ایران به این شکل جریان دارد که آمریکا در حال حرکت از اعمال فشار برای کاهش روابط با تهران به سمتی است که دولتها باید یا آمریکا را انتخاب کنند و یا ایران را برگزینند. این حرکت چند بار امتحان شده، اما موفقیت آن در برابر همه دولتها مشکل است. راهکار ایران دراینبین، هدایت روابط خود با دولتها بهگونهای است که این روابط تضعیف نشده و به صفر میل نکند. متنوعسازی مبادی روابط تجاری و سیاسی باید در دستور کار قرار گیرد. اگر روابط رسمی سیاسی تحتفشار قرار گرفت دیپلماسی عمومی و دیپلماسی خط دو مسیرهای مهم و غیر قابل انسداد هستند. حضور در سازمانهای شرقی میتواند نیازهای متنوع ایران را تأمین کند. بهعنوان نمونه ظرفیت اتحادیه اقتصادی اوراسیایی میتواند با تأمین مواد غذایی به دولت ایران در جلوگیری از انزوای داخلی کمک کند. شانگهای و بریکس نیز در خروج از انزوای اطلاعاتی و سیاسی مؤثرند.
۲- پذیرش سازمانها با ابعاد کنونی
بریکس، اتحادیه اقتصادی اوراسیایی و سازمان شانگهای را نباید با همتایان غربی مانند جی-۷، اتحادیه اروپا و ناتو مقایسه کرد. آنها قدیمیتر، صریحتر و درهمتنیدهتر هستند. بااینحال به صرف یکسان نبودن، نمیتوان آنها را کم یا بیاهمیت دانست. اتحادیه اقتصادی اوراسیایی از نظر کریدوری، زیرساختها، تأمین مواد غذایی و روابط ساختاری در این موضوعات اهمیت دارد، بهویژه آنکه کشور تحت محاصره دریایی قرار گرفته است.
بریکس از نظر اجماع جهانی بر چندجانبهگرایی و رد یکجانبهگرایی آمریکا اهمیت دارد؛ در نتیجه ایران میتواند از مزیتهای سیاسی آن در عرصه جهانی بهره ببرد. سازمان شانگهای به لحاظ همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی علیه تروریسم مهم است، بهویژه آنکه دشمن میکوشد از ابزار تروریسم علیه تهران در عرصههای جنگی، خرابکاری صنعتی و شورشها بهره گیرد.
۳- نقش در حصر و حذف رژیم صهیونیستی
بریکس سازمانی جهانی است، اما نقطه ثقل آن در اوراسیا قرار گرفته است. چین، روسیه و هند سه عضو قدرتمندتر و پایدارتر بریکس در این منطقه قرار دارند. این سازمان روبه گسترش است و یکی از مناطق گسترش آن غرب آسیا و پیرامونش است. پیوستن دولتهای امارات، عربستان و مصر این را نشان میدهد؛ هرچند در آفریقا نیز جذب صورت گرفته است. آنچه مسلم است، امکان پیوستن دولتها به این سازمان وجود دارد، به جز دولتهای متعهد به سازمانهای غربی. ترکیه علیرغم تلاشها از این سازمان بیرون مانده است درحالیکه سعودی و امارات این کار را انجام دادهاند. در زمانی که منطقه شاهد حضور ایران در شانگهای، پیشروی بریکس و ایجاد پیمان مکه است، آنچه قطعی مینماید، بیرون ماندن رژیم صهیونیستی از تمام این پیمانهاست. این پیمانها تا سالیان بعد توسعه مییابند، اما رژیم صهیونیستی مجبور میشود همانگونه که در فوتبال و ورزش از آسیا خداحافظی کرد، از امکان ادغام در منطقه خداحافظی کرده و دلخوش به رابطه با اروپا شود.
پس از کشتارهای غزه، اروپا به جهات حیثیتی پذیرای رژیم همانند گذشته نبوده و تلآویو ناچار به سمت ائتلافسازی مینیاتوری منطقهای حرکت میکند. ائتلاف با یونان و قبرس اما جوابگوی طرد از سمت اروپا و جاماندن از ساختار آسیایی و منطقهای نیست. عضویت دولتهایی مانند هند و امارات که به رژیم صهیونیستی نزدیکند، مانعی بر سر سیر زیانبار این سازمانها برای رژیم صهیونیستی نخواهد بود.
۴- گسترش معنای جنگ
روسیه و ایران بهعنوان اعضای بریکس و سازمان شانگهای در جنگ با غرب، به شکل غیرمستقیم و با تفسیر موسع، به معنای قرارداشتن این سازمانها در جنگ با غرب است. بااینحال این سازمانها برخلاف اتحادیه اروپا که کمکهای مستقیم و کلان مالی ارائه میکند و یا ناتو که وارد جنگ میشود، بر پایه حفظ فضا و خط تدارکاتی عادی اما مطمئن عمل میکنند.
بهعنوانمثال، بریکس مخالف یکجانبهگرایی و سوءاستفاده آمریکا از قدرت مالی و سیاسی خود است. یا چین بهعنوان عضو محوری بریکس و شانگهای، با خارج ماندن از جنگها، بهعنوان مجرای تنفس روسیه و ایران عمل میکند. بااینوجود بسیاری جنگ غرب در اوکراین و علیه ایران را جنگ بر ضدچین نیز ارزیابی میکنند.
۵- اشراف ژئوپلیتیکی
چین، روسیه و ایران هر سه قدرتهای زمینی هستند؛ برخلاف غرب که قدرتی دریایی به شمار میرود. مجموعههای میان این کشورها از آسیای میانه تا قفقاز نیز بهنوعی محصور در خشکیاند و دسترسی محدودی به دریاهای آزاد دارند. آسیای میانه بهطورکلی محصور است و در قفقاز تنها گرجستان از طریق دریای سیاه به آبهای آزاد دسترسی دارد.
از نظر ژئوپلیتیکی شانگهای، اوراسیا و مناطق هارتلند و بخش شرقی ریملند را در اختیار و یا تحت اشراف دارد. تنها مجموعههای جدا، دولتهای عربی خلیجفارس، آسهآن و مجموعه ژاپن-کره جنوبی هستند که از این میان آسهآن رویکرد تهاجمی ندارد. همچنین پیشبینی میشود آمریکا در نهایت مجبور به خروج از غرب آسیا شود که به معنی اشراف کامل شرق بر این منطقه خواهد بود. آمریکا به همین دلیل نمیتواند در مناطق خارج از سلطه و اشراف خود اقدام کند. حملات دشمن علیه ایران از حاشیه جنوبی خلیجفارس و از منطقه شام، در سمت فلسطین اشغالی و اردن صورت میگرفت.
بااینحال علیرغم تمام موضوعاتی که گفته میشد اوضاع در سمت شرقی و شمالی که در اختیار و یا تحت اشراف شانگهای قرار دارد، آرام ماند. پیشازاین و در جنگ ۱۲ روزه گفته میشد تحرکاتی با استفاده از خاک آذربایجان و حتی ترکمنستان علیه ایران صورت گرفته است، اما درهرحال این مناطق نتوانستند نقشی همانند حاشیه جنوبی خلیجفارس، عراق و شام برای حمله به ایران ایفا کنند.
۶- همگرایی منطقهای - آسیایی
ایران در جنگ ۴۰ روزه با دولتهای حاشیه جنوبی خلیجفارس دچار چالشهایی شده است که ریشه در توطئه برخی از آنها علیه ایران و استفاده آمریکا از پایگاههایشان برای حمله به کشور دارد. در این میان روابط با عمان و قطر سالم مانده، با عربستان تلاش شده مهار گردد اما با امارات، کویت و بحرین بهشدت متشنج است. حضور در شانگهای باتوجهبه ریشهها در چین، روسیه، شبهقاره هند و آسیای میانه که همسایگان یا امتداد اوراسیایی هستند، نشاندهنده روابط خوب ایران با محیط مجاورش است. ازسویدیگر دولتهای خلیجفارس نیز در چهارچوب شانگهای در کنار ایران قرار میگیرند که نوعی مهار واگرایی است.



