کد خبر 1835828
تاریخ انتشار: ۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۰
جنگ با ایران؛ شکستی برای ترامپ در سطوح مختلف

جنگ با ایران شکستی در سطوح مختلف برای دونالد ترامپ به‌شمار می‌رود و پیامدهایی برای وی به‌ویژه در داخل آمریکا با توجه به انتخابات میان‌دوره‌ای پیش رو دارد.

به گزارش مشرق، وقتی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا جنگ تجاوزکارانه خود را علیه ایران آغاز کرد، ادعاهایی را درباره زمان‌بندی پایان آن مطرح کرده و گفت که طی چند روز و یا چند هفته این جنگ می‌‎تواند به پایان برسد.

اکنون شش ماه است که آمریکا در جنگ علیه ایران است و هیچ پایانی در چشم‌انداز نیست؛ کاخ سفید می‌گوید که پس از فروپاشی آتش‌بس با ایران مذاکره نمی‌کند.

ترامپ، تصور می‌کرد که مانند مدیریت سیاست داخلی، می‌تواند از هر مانعی عبور کند؛ باتلاق جنگ در ایران یکی از شرم‌آورترین اقدامات ریاست‎جمهوری اوست؛ وی در چیزی که مغرورانه تصور می‌کرد پیروزی آسانی خواهد بود، شکست خورده است و ایران را از نظر استراتژیک قوی‌تر و جهان را در وضعیت بدتری نسبت به زمانی که جنگ را شروع کرد، رها کرده است.

به گزارش ام‌اس ناو، چیزی که این وضعیت را برای آمریکا دو چندان غم‌انگیز می‌کند این است که تا چه حد از این فاجعه قابل پیش‌بینی بود؛ در میان شکست ترامپ، بی‌توجهی کامل به معقول بودن و پیامدهای احتمالی نهفته بود.

ترامپ در ابتدا جنگ را با تصورهای متوهمانه‌ای مطرح کرد. اما همان‌طور که رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو اشاره می‌کند، این اهداف از همان ابتدا محکوم به شکست بود.

سیاست‌های بد ترامپ به بحران برای رأی‌دهندگان آمریکایی تبدیل می‌شود؛ جای تعجب نیست که ترامپ به یک موفقیت تاریخی دست نیافت؛ امنیت ملی ایران انعطاف‌پذیری خود را ثابت کرد

شش ماه پس از آغاز جنگ با ایران، ترامپ عبارت اشتباهی را به کار می‌برد؛ مزایای ژئواستراتژیک تهران -استفاده از کنترل تنگه هرمز، افزایش قیمت نفت و آسیب رساندن به اقتصاد جهانی- در بین کارشناسانی که منطقه را رصد می‌کردند، عموماً قابل درک بود.

ترامپ این نگرانی را نادیده گرفت، حتی زمانی که مقامات خودش آن را به او ارائه دادند؛ در عوض، وی تصور می‌کرد که مانند مدیریت سیاست داخلی، می‌تواند از هر مانعی عبور کند.

ترامپ اشتباه می‌کرد؛ ایران اکنون در موقعیت خوبی برای افزایش کنترل خود بر این بخش حیاتی از ترافیک دریایی جهانی و سود بردن بالقوه از آن قرار دارد و قدرت جدید آن بر آبراه، موقعیت مذاکره‌ای بسیار قوی‌ای را در هرگونه مذاکره برای پایان دادن به جنگ به آن می‌دهد.

ترامپ در دوره دوم خود به ماجراجویی سیاست خارجی روی آورده است، تا حدی به این دلیل که در مقایسه با کار سخت‌تر قانونگذاری، برای او آسان‌تر است که با موانع نهادی کمتری، تغییرات بزرگ سیاسی را انجام دهد.

امتناع ترامپ از فکر کردن به چگونگی واکنش دولت و مردم ایران به جنگ، چیزی است که او را به این آشفتگی کشاند و اکنون ناتوانی او در همدلی با مردم آمریکا موجب می‌شود تا در این وضعیت گرفتار بماند و او را به سمت فاجعه سیاسی سوق می‌دهد.

در ماه می (اردیبهشت)، ترامپ اعتراف کرد که در قبال ایران، «من به وضعیت مالی آمریکایی‌ها فکر نمی‌کنم؛ من به هیچ کس فکر نمی‌کنم.»

مردم آمریکا این بی‌تفاوتی را احساس کرده‌اند و این به توضیح این موضوع کمک می‌کند که چرا او به پایین‌ترین میزان مقبولیت در دوران ریاست‌جمهوری خود رسیده است، که بخشی از آن به دلیل خشم از نگرانی‌های مربوط به هزینه‌های زندگی است.

ترامپ همچنین بخشی از پایگاه خود را که وقتی وعده داد «جنگ‌های جدیدی را آغاز نکند» به او اعتماد داشتند، خشمگین کرده و باعث شده است که بخشی از جنبش ماگا را سرزنش کند و حتی برای یک حزب ثالث تبلیغ کند.

از طرفی دیگر دموکرات‌ها با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای، از جنگ شکست‌خورده در ایران به‎عنوان چماقی علیه جمهوری‌خواهان آسیب‌پذیر استفاده می‌کنند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس