به گزارش سرویس جهان مشرق، رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، در طول دوران فعالیت اقتصادی و سیاسی خود، به خاطر بازگشتهای ناگهانیاش معروف است. اما شاید این بار نه. باید بپرسم: آیا به پایان عصر ترامپ رسیدهایم؟
این سوالی مهم است که جوآن ویلیامز، تحلیلگر سیاسی شبکه فاکسنیوز در یادداشتی در نشریه هیل به آن پرداخت.
آیا روزهای گرم و کسلکنندهی آگوست ۲۰۲۶ به عنوان آغاز پایان سلطهی ترامپ بر حزب جمهوریخواه در تاریخ ثبت خواهد شد؟ در اینجا مروری داریم بر پایینترین نقاط نگرانکنندهی ترامپ در رقابتهای مقدماتی جمهوریخواهان.
در مینهسوتا هفتهی گذشته، مایک لیندل، تاجر فروشندهی بالش «مایپیلو»، با وجود تأییدیهی ترامپ، در انتخابات مقدماتی فرمانداری جمهوریخواهان شکست خورد.

سالها تلاش برای ترویج ادعاهای دروغین ترامپ دربارهی انتخابات ۲۰۲۰ برای لیندل بیارزش بود. حتی ادعای لیندل دربارهی اینکه میتواند گوشی را بردارد و ترامپ را پای خط بیاورد، کمکی به او نکرد.
در مرکز میشیگان، سرنوشت امیرحسن، نامزد مورد نظر ترامپ، نیز همین بود؛ او در رقابت مقدماتی کنگرهی حوزهی خود شکست خورد.
در تنسی اوایل این ماه، اندی اوگلز، نماینده مستقر و مورد تأیید ترامپ، با اختلاف ۷ درصد در رقابت مقدماتی خود باخت. ترامپ چند روز پیش از انتخابات، در یک نشست عمومی به صورت پخش زنده شرکت کرده بود تا شخصاً از اوگلز حمایت کند.
در آیووا، ترامپ از رندی فینسترا، نماینده جمهوریخواه، برای فرمانداری حمایت کرد و او را به عنوام یک «تا سر حد مرگ ماگایی» (MAGA All the Way!) تحسین نمود. فینسترا در رقابت مقدماتی فرمانداری در ماه ژوئن شکست خورد.
شواهد روزافزون نشان میدهد که سلطهی ترامپ بر سیاستهای جمهوریخواهی رو به پایان است.
در جورجیا ماه گذشته، نامزد ترامپ در رقابت مقدماتی فرمانداری جمهوریخواهان نیز باخت. و در رقابت مقدماتی فرمانداری کارولینای جنوبی نیز نامزد مورد تأیید ترامپ شکست خورد.
در واشینگتن نیز تسلط جادویی ترامپ بر حزب در حال کمرنگ شدن است.
این موضوع در ناتوانی او، با وجود اعمال فشار بر اکثریت جمهوریخواه سنا، برای جلب حمایت جمهوریخواهان جهت تصویب لایحهای بر اساس ادعاهای دروغینش دربارهی تقلب گستردهی ملی در انتخابات، مشهود است.

حتی رسانههای محافظهکار نیز از ترامپ فاصله میگیرند. او به طور فزایندهای با تصاویری تعریف میشود که داستانهایی دربارهی کلاهگیس بودن یا نبودن موهایش را برمیانگیزد.
کنفرانسهای مطبوعاتی او در دفتر بیضی، اغلب رئیسجمهوری را نشان میدهند که به وضوح برای بیدار ماندن تقلا میکند و سپس پاسخهای نامنسجمی میدهد. اگر جو بایدن چنین عملکردی داشت، جمهوریخواهان تقریباً به طور قطع خواهان استیضاح یا فعال کردن متمم ۲۵ام میشدند.
و گریزی نیست از گزارشهایی مبنی بر اینکه او به کارکنان خود و رسانهها اجازه داد تا نقش طعمه را بازی کنند در حالی که خود برای فرار از پرواز با ایرفورس وان در ترکیه در زمان تهدید احتمالی عملیات ایران علیه او، در یک کامیون مخصوص پذیرایی پنهان شده بود.
باز هم این تصویر از رئیسجمهوری در حال فرار، تنها برداشتها از ضعف او را تقویت کرد.
در مورد ناتوانی او در یافتن راهی برای خروج از جنگی ناپسند در ایران نیز چنین است. این درگیری اکنون به شش ماه نزدیک میشود و هیچ هدف مشخص و دستیافتنی ندارد، در حالی که قیمت بنزین را نیز بالا میبرد.
نظرسنجیها افول ترامپ را تأیید میکنند. ردیاب نظرسنجی اکونومیست، میزان محبوبیت خالص او را منفی ۲۵ واحد نشان میدهد. میانگین نظرسنجیهای RealClearPolitics حاکی از آن است که ۵۹ درصد از رأیدهندگان اکنون از عملکرد ترامپ به عنوان رئیسجمهور ناراضی هستند.
در نظرسنجیهای فاکس، ترامپ در زمینهی اقتصاد، جنگ در ایران، و حتی در موضوع مهاجرت که در انتخابات ۲۰۲۴ با تکیه بر آن به موفقیت بزرگی دست یافته بود، در وضعیت منفی قرار دارد. اکنون ۵۷ درصد از رأیدهندگان نحوهی مدیریت او بر این موضوع را تأیید نمیکنند.
نظرسنجیهای سیانان نشان میدهد که ترامپ در حال از دست دادن محبوبیت در میان پایگاه رأیدهندگان خود است. در میان رأیدهندگان سفیدپوست بدون مدرک دانشگاهی، محبوبیت او از ۶۱ درصد در فوریه سال گذشته به ۴۶ درصد کنونی کاهش یافته است.

نظرسنجی فاکس نشان میدهد که ۴۲ درصد از رأیدهندگان خواستار تغییرات انقلابی یا چشمگیر هستند. نظرسنجیهای هارت ریسرچ نشان میدهد که رأیدهندگان خواهان تغییر هستند، به ویژه تغییری که در آن اقتصاد به همه پاداش دهد، نه فقط به کسانی که در رأس قرار دارند.
کمبود مشارکت از سوی پایگاه رأیدهندگان ترامپ یکی از دلایلی است که بازار پیشبینی «کالشی»، تا پنجشنبه ۱۳ اوت، شانس ۸۵ درصدی برای پیروزی دموکراتها در مجلس نمایندگان را پیشبینی میکند، در حالی که شانس جمهوریخواهان برای حفظ کنترل تنها ۱۴ درصد است.
واقعیت سیاسی تضعیفشدهای را که او با اکثریت دموکرات در یکی از دو مجلس یا هر دو مجلس کنگره با آن مواجه خواهد شد، تصور کنید.
هر تیتری دربارهی احضاریهها و تحقیقات در مورد افزایش ناگهانی ثروت شخصی ترامپ در دوران دوم ریاستجمهوریاش، و همچنین تلاشها برای معکوس کردن سیاستها، اگر نگوییم استیضاح او، خواهد بود.
آن دسته از جمهوریخواهان به اصطلاح «هرگز ترامپ»(یعنی جمهوریخواهانی که هیچگاه دل خوشی از ترامپ نداشتهاند) متوجه تغییر بادهای سیاسی میشوند. سارا لانگوِل، مالک وبگاه سیاسی بولوارک (The Bulwark)، اکنون از پایین آوردن ترامپ به زیر «خط بوش» سخن میگوید – یعنی پایینترین نقطهی محبوبیت جورج دبلیو بوش در زمان ترک دفتر در سال ۲۰۰۹.
نکتهی صریح او این است که اطمینان حاصل شود که ترامپیسم، مانند جمهوریخواهی دوران بوش پس از عراق، به عنوان یک پروژهی سیاسی چنان شکستخوردهای در یادها بماند که رهبران آیندهی جمهوریخواه از هرگونه وسوسه برای احیای آن دوری کنند.
همسانیهای چشمگیری بین انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ و ۲۰۰۶ وجود دارد. هر دو رئیسجمهور جمهوریخواه با جنگی ناپسند و پرهزینه در غرب آسیا روبرو بودند، اولی در عراق و اکنون در ایران. هر دو باید در برابر سایه یک بحران مالی گسترده پاسخگو میبودند.
و مضمون مشترک جریان مداوم داستانهای فساد پیرامون حزب حاکم نیز وجود دارد.
این ضربالمثل کهنه بار دیگر ثابت میشود: شعر تاریخ دقیقاً تکرار نمیشود، اما اغلب قافیههای مشابهی دارد. پس، آیا عصر ترامپ سرانجام به پایان میرسد؟ آیا(همین حالا هم) تمام شده است؟



