به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، اجرای عملیات گسترده پلیس ترکیه برای دستگیری دهها تن از سران فرقه مشهور «سلیمانچی ها» در چندین استان این کشور، داغترین خبر ترکیه است. تمام جراید چاپ آنکارا، عکس و تیتر صفحه نخست خود را به این عملیات اختصاص دادند.

مصطفی چیفتچی وزیر کشور ترکیه اعلام کرده که با هماهنگی وزیر دادگستری و دادستان کل، به طور همزمان در 17 استان ترکیه، به مراکز و ساختمانهای متعدد جامعه مذهبی سلیمانچیها یا سلیمانجیلار حمله شد.
اگر چه این گروه، در صد سال اخیر همواره به عنوان یک جامعه مذهبی گروه طریقتی عرفانی برجسته ترکیه شناخته شده، اما دادستان اعلام کرده که بر اساس تحقیقات و شواهد، این گروه به یک سازمان جنایی و خطرناک تبدیل شده و مرشد و پیر طریقت مزبور یعنی «علی خان کوریش» از دید قانون، سرکرده یک سازمان جنایی است.
این شخصیت مشهور ترکیه که در 10 سال اخیر، رهبری فقه سلیمانچیها را بر عهده گرفته، همراه با 29 نفر از دیگر سران فرقه دستگیر شده و در حمله همزمان به 123 ساختمان فرقه، مقادیر فراوانی سلاح و پول نقد، کشف و ضبط شده است.
تراکنش صد میلیاردی
وزیر کشور ترکیه به این اشاره کرده که جماعت سلیمانچیها، در یک تراکنش مالی عجیب، یکصد میلیارد لیره سرمایه (معادل 2 میلیارد و دویست میلیون دلار) را از ترکیه خارج کرده است.
چیفتچی میگوید: «ما میدانیم که آنها مرکز بزرگی را در شهر کلن آلمان با سرمایهگذاری 70 میلیون دلاری ساختهاند. آنها قصد داشتند پس از تکمیل این ساختمان، تمام عملیات خود را به آنجا منتقل کنند. به همین خاطر از وزیر دادگستری خواستیم هر چه زودتر عملیات اجرا شود. تخلفات آنها شامل صدور فاکتورهای جعلی، تأسیس و مدیریت یک سازمان جنایی، کلاهبرداری علیه نهادها و سازمانهای دولتی، نقض قانون آیین دادرسی مالیاتی، نقل و انتقالات ارزی با سوابق تجاری، فرار مالیاتی و پولشویی است. مدتها در حال برنامهریزی این عملیات بودیم و بازوهای مالی این سازمان را هدف قرار دادیم».

این حمله، دلایل سیاسی دارد؟
روزنامهها و جراید نزدیک به حزب عدالت و توسعه، اعلام کردهاند که فرقه سلیمانچی، وارد باندهای مافیایی مالی شده و اقدامات مخفی انجام داده است.
اما تحلیلگران میگویند: بر اساس همان ضرب المثل قدیمیِ «مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد»، دولت اردوغان و حزب عدالت و توسعه، از رشد گسترده شبکه فتح الله گولن درس عبرت گرفته و نمیخواهد به طریقتها اجازه توسعه شبکهای بدهد.
به طور معمول، همه طریقتها و جماعات دینی و عرفانی در ترکیه، همراهی و همفکری بسیاری با حزب عدالت و توسعه دارند. اما سلیمانچیها در سالیان گذشته، برخلاف همه جماعات دینی، خود را به حزب جمهوری خلق و مخالفین اردوغان نزدیک کرده اند.

فرقه سلیمانچی از کجا آمد؟
ترکیه را باید سرزمین طریقتهای عرفانی و انواع و اقسام فرقهها دانست. به نحوی که هم اکنون بیش از چهارصد طریقت در ترکیه مشغول به فعالیت هستند و در استانهای مختلف این کشور، صدها تکیه و خانقاه دارند.
میلیونها نفر از شهروندان ترکیه عضو ثابت انواع طریقتها هستند و با دادن مداوم اعانه و زکات، این طریقتها را به یک شبکه مالی بسیار قدرتمند تبدیل کردهاند که داراییهای آنها به دهها میلیارد دلار میرسد.
در بین طریقتها و فرقههای مشهور، سلیمانچیها را باید به عنوان گروهی دانست که ریشه اولیه آن به فعالیتهای سلیمان حلمی توناخان باز میگردد که طی سالیان 1888 تا 1959 میلادی زیسته و در دوران پایانی عثمانی و دهههای نخست تاسیس جمهوری، دست به تربیت مریدان بسیار زد.
سلیمان حلمی توناخان در دهههای نخست جمهوری ترکیه، در شرایطی که آموزش رسمی دینی بسیار محدود شده بود، به آموزش قرآن و تربیت شاگردان پرداخت. هسته اولیه جماعت در استانبول شکل گرفت و بهتدریج شبکهای از شاگردان و مراکز آموزشی ایجاد شد.
از نظر سنت فکری، سلیمانچیها ریشه در طریقت نقشبندیه دارند؛ با این حال، از نظر سازمانی بیشتر به یک جماعت دینی شباهت پیدا کردهاند تا یک طریقت کلاسیک با ساختار رسمی خانقاهی.
در ظاهر امر، فرقه سلیمانچی، بزرگترین مراکز آموزش و قرائت قرآن را در ترکیه تاسیس کرده، اما در عین حال، در امر احداث و مدیریت خوابگاههای آموزشی، حتی از دولت هم بیشتر کار کرده و در 81 استان ترکیه دارای صدها خوابگاه است که در بسیاری از آنها، شاگردان به شکل شبانه روزی آموزش میبینند و شبکههای اقتصادی و پولشویی گسترده دارد.
سلیمانچیها، علاوه بر خوابگاه داری، در تاسیس مراکز آموزشی، املاک و مستغلات، تاسیس شبکه بنیادها و انجمنها، شرکتهای تجاری، مراکز جمع آوری کمکها و اعانات و دهها شبکه تجاری خارج از ترکیه فعال هستند.

سلیمانچی ها در تاریخ جمهوری ترکیه همیشه رابطهای یکسان با دولت نداشتهاند. گاهی با دولتهای راستگرا و محافظهکار نزدیکتر بودهاند و گاهی با حکومت بر سر مسائل مختلف اصطکاک داشتهاند.
به عنوان مثال، در سالهای اخیر رابطه آنها با حزب حاکم ترکیه کاملاً بیتنش نبوده و اختلاف بر سر مدارس و خوابگاههای دینی، سیاست آموزشی و مناسبات قدرت، باعث فاصله شده است.
محققین میگویند: با پیروزی عدنان مندرس در انتخابات سال 1950 میلادی، راه برای سلیمان حلمی توناخان برای شبکهسازی و گسترش فرقه به سمت به آناتولی باز شد و از آن زمان تاکنون، این فرقه با همه دولتها کار کرده است.
توناخان شاگردانش را به مناطق مختلف کشور میفرستاد تا دورههای قرآن را افتتاح کنند و با شرکت در آزمونهای دیانت (اداره امور مذهبی) آنها را تشویق میکرد تا مفتی، واعظ، امام و معلم قرآن شوند.
چنین شد که سلیمانچیها، یک سازمان و حزب سیاسی تأسیس نکردند. اما از طریق شاگردانشان شبکهای از مردم ایجاد کردند و توانستند در سراسر ترکیه صاحب نفوذ شوند.
سلیمان حلمی توناخان در سال 1959 درگذشت و داماد او، کمال کاچار، به چهره کلیدی دوره پس از آن تبدیل شد. در دوران تصدی کاچار، تحول بزرگی رخ داد: جامعه مذهبی از یک گروه آموزشی مذهبی صرف خارج شد و به یک نیروی اجتماعی سازمانیافته که مستقیماً در سیاستهای پارلمانی دخیل بود، تبدیل شد.
کمال کاچار در سال 1965 به عنوان نماینده مجلس کوتاهیا، به نمایندگی از حزب ملی عثمان بولوکباشی، انتخاب شد. در سال 1969، او دوباره به عنوان نماینده کوتاهیا، این بار به نمایندگی از حزب عدالت سلیمان دمیرل، انتخاب شد. در سال 1977، او به عنوان نماینده استانبول از حزب عدالت (AP) وارد پارلمان شد. البته علاوه بر خود او، چندین فرد مهم دیگر از همین فرقه وارد پارلمان شدند.
حتی با وجود ظهور جریان اسلامگرای نجم الدین اربکان در فضای سیاسی ترکیه، سلیمانچیها با سلیمان دمیرل هماهنگی بیشتری داشتند. در دوران دمیرل بود که سلیمانچیها، کل ساختار خوابگاهسازی دینی و آموزشی ترکیه را در دست گرفتند و شبکهسازی آنها قدرتمندتر شد. اما پس از کودتای نظامی سال 1980 میلادی و سقوط سلمیان دمیرل و دیگران، کمال کاچار رئیس فرقه سلیمانچیها نیز مستقیماً از پارلمان به زندان فرستاده شد.
پس از مدتی، آنها خود را با فضای جدید نیز تلفیق داده و حتی با امرای ارتش، روابط جدید بنا نهادند. سپس به دنبال ارتباط با تورگوت اوزال رفتند، اما او خانقاه نقشبندی شاخه اسکندرپاشا را ترجیح داد و سلیمانچیها صبر کردند تا ممنوعیت سیاسی سلیمان دمیرل پایان یابد و دوباره به قدرت بازگردد.
در یک فاصله کوتاه، دنبال مسعود ییلماز نیز رفتند و با دولت او نیز روابط عمیقی برقرار کردند. البته در این فاصله، در اروپا نیز دارای سازماندهی اجتماعی و شبکههای مالی و تجارت بزرگی شدند.
پس از به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در سال 2002 میلادی، سلیمانچیها، روابط خوبی با دولت ایجاد کردند. آنها دامنه فعالیت خود را در زمینههای مختلف، از بوروکراسی گرفته تا آموزش، گسترش دادند. اما چنین چیزی به معنی وفاداری ایدئولوژیک نبود و بارها دچار تنش شدند.

فرمول پول و قدرت
در سال 1997 میلادی، ارتش ترکیه با تشکیل یک گروه محرمانه از بخش حفاظت اطلاعات، به بررسی پیکره شبکه مالی سلیمانچیها پرداخت و به این پی برد که در آن سال، تعداد شرکتهای اقماری زیرمجموعه این فرقه به 385 مورد رسیده است.
به طور طبیعی از سال 1997 میلادی به این سو، تعداد شرکتهای مزبور، چندبرابر شده است. تنها در استانبول و ساکاریا، 28 شرکت غول پیکر سلیمانچیها کشف و توقیف شده که در این حوزهها فعال بودهاند: ساختوساز، املاک، غذا، نساجی، پوشاک، پزشکی و سلامت، گردشگری، هتل، معدن و سنگشکن، خودرو، الکترونیک، کشاورزی، گل و گیاه، صنایع غذایی، آموزش و خوابگاه.
فرمول مالی این طریقتها به این شکل عمل میکند: جمع آوری اعانات و کمکهای مالی عظیم از راه تبلیغات دینی و کسب ماهیانه اعانه از میلیونها عضو و هوادار، سرمایه گذاری پولهای جمع آوری شده، تکثیر مداوم ساختمانها و مغازهها، تجارت، برقراری ارتباط با بانکها و نهادهای دولتی برای کسب تسهیلات بانکی ارزان قیمت و افزایش سرمایه گذاری، برقراری ارتباط با مقامات سیاسی به منظور کسب پیروزی در مزایده و مناقصه و برخورداری از رانتهای مالی بزرگ.
در مقابل، طریقت یا فرقه و جماعت مزبور، معمولاً در نزاعهای انتخاباتی و حزبی، به داد سیاستمدار و حزب و دولتی میرسد که با او ارتباط برقرار کرده است.
انتهای پیام/



