به گزارش مشرق، هجوم بیش از ۵۰ هزار تن از مهاجران غیرقانونی از خاک مغرب به منطقه سبته در روز جمعه ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ یکی از بزرگترین امواج مهاجرتی از مغرب به این برون بوم تحت حاکمیت اسپانیا از سال ۲۰۲۱ تا کنون بودهاست.
در این روز، تعداد زیادی از جوانان مغربی و مهاجران آفریقای جنوب صحرای ساکن مغرب، که تعداد آنان معادل ۷۰ درصد جمعیت اصلی این منطقه بود، با هجوم به مرزهای این منطقه، از طریق دریا و خشکی وارد منطقه سبته شدند. این رویداد در پی حکم دادگاه عالی اسپانیا مبنی بر سختتر کردن فرایند بازگرداندن مهاجران غیرقانونی وارد شده از طریق دریا و افزایش تدریجی تعداد عبور غیرقانونی از مغرب به منطقه سبته طی دو هفته اخیر رخ داد. شایعات منتشر شده حول حکم دادگاه سبب شده بود که بسیاری از مهاجران گمان کنند در صورت ورود به سبته دیگر به مغرب بازگردانده نخواهند شد.
برخی گزارشهای خبری، مغرب را متهم کردند که با چشمپوشی عامدانه از تجمع این افراد، زمینه ساز تسهیل رسیدن آنها به مرز و عدم واکنش نسبت به عبور از خطر مرزی زمینه را برای بروز این بحران فراهم کردهاست. علاوه بر این برخی دیگر از گزارش های خبری تأیید نشده رباط را متهم به ارسال محکومان جنایی و افراد سابقهدار و همچنین تعداد زیادی نوجوان زیر ۱۸ سال بدون همراه به این منطقه کردهاست.

عبور گسترده به سمت منطقه سبته همچنین منجر به بروز درگیری میان نیروهای امنیتی اسپانیایی و مهاجران و بروز برخی اغتشاشات به ویژه حول مرکز نگهداری از مهاجران این شهر و خیابانهای اطراف آن شد. علاوه بر این پس از سیطره بر اوضاع امنیتی توسط نیروهای اسپانیایی و مغربی و بازگرداندن نزدیک به ۵۰ هزارتن از این افراد به مغرب، شهرهای نزدیک به دو برون بوم سبته و ملیلیه در خاک مغرب هم شاهد بروز اعتراضات و اغتشاشات از سوی جوانان به منظور اعتراض به بسته شدن مرز و تلاش برای عبور مجدد از آن بود.
این رویداد اگرچه دارای تبعات ملی، منطقهای و بینالمللی گستردهای برای اسپانیا بود اما گستردگی حجم این رخداد سبب شد تا بسیاری آن را فراتر از یک حرکت ساده از سوی متقاضیان مهاجرت بدانند و برخی طرف ها از جمله دولت رباط را به سازماندهی این امر متهم کنند. با این وجود ابعاد گسترده و بازیگران متعدد و تداخل دو منطقه جنوب اروپا و شمال آفریقا سبب شده است که این رویداد دارای پیچیدگیها و ابعاد گوناگونی باشد. در این تحلیل تلاش خواهد شد به ابعاد این رویداد در حوزه غرب آسیا و شمال آفریقا پرداخته شود.

زمینههای تاریخی، سیاسی و اجتماعی بحران سبته و ملیلیه
سبته و ملیلیه دو برون بوم واقع در شمال آفریقا و محاط با مغرب هستند که تحت حاکمیت اسپانیا قرار دارند. این دو برون بوم به همراه مجمع الجزایر چافاریناس/الجعفریه قریب به پنج قرن است که تحت اشغال و حاکمیت اسپانیا قرار دارند و مغرب به ویژه پس از استقلال، خواهان بازپسگیری این مناطق است. موقعیت این مناطق سبب شده است که به عنوان تنها مرز زمینی اسپانیا و اتحادیه اروپا با آفریقا شناخته شوند و از این رو همواره مسیر مورد اقبال مهاجران غیرقانونی بودهاند. علاوه بر این بسترهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی دیگر نیز سبب شده است که این منطقه به طور دورهای شاهد بحرانهایی از این دست باشد. مهمترین این بسترها را میتوان موارد زیر دانست:

۱. نزاع بر سر مالکیت سبته و ملیلیه: مغرب همواره سبته، ملیلیه و مجمع الجزایر جعفریه را جزئی از خاک اشغالی خود میداند که باید به این کشور بازگردانده شود. در مقابل اسپانیا نیز با رد این ادعاها، این مناطق را جزئی از خاک خود میداند. به رغم ادعای ارضی مغرب نسبت به این مناطق، دولت رباط عملا حاکمیت مادرید بر این مناطق را پذیرفته است و صرفا نقش نگهبان این مناطق را بازی میکند. اما این پرونده برای رباط از ظرفیت بالایی برای کسب مشروعیت سیاسی و اجتماعی در داخل جامعه مغرب برخوردار است. از این رو دولت مغرب به طور مکرر با روی میزگذاشتن پرونده مالکیت این مناطق، اهداف خاص خود را دنبال میکند.
۲. وضعیت اجتماعی و اقتصادی مغرب به ویژه در مناطق شمالی: با وجود رشد اقتصادی مغرب طی دهههای گذشته به ویژه در حوزههایی مانند تولیدات صنعتی و بهبود زیرساختها، این کشور از اختلافات مزمن میان مرکز و پیرامون رنج میبرد که در مناطق شمالی اطراف سبته و ملیلیه مانند منطقه ریف بر روی گسل قومی عرب-آمازیغ نیز سوار است. به عنوان مثال درآمد متوسط یک مغربی در مناطق شمالی مغرب تنها ۲۵ درصد درآمد یک اسپانیایی در سبته و ملیلیه است. این امر در کنار سطح زندگی بسیار بالاتر این دو منطقه سبب شده است که مناطق تحت کنترل اسپانیا به مناطقی جذاب برای نیروی کار موسمی مغربی، مبدأیی برای قاچاق کالا به مغرب و همچنین مقصدی برای مهاجرت تبدیل شوند. این امر در کنار تدابیر شدید ورود و خروج به این منطقه سبب شده تا بسیاری به سمت مهاجرت غیرقانونی به این منطقه سوق پیدا کنند.
۳. نیاز اسپانیا و اتحادیه اروپا به مغرب: مغرب یکی از اصلیترین شرکای اتحادیه اروپا و اسپانیا در زمینه حفاظت از مرزها و مقابله با مهاجرت محسوب میشود. این کشور همکاری امنیتی و نظامی دامنهداری با اسپانیا در این زمینه داشته و توافقنامههای متعددی را در این زمینه با اتحادیه اروپا دارد. رباط به موجب چارچوبهای متعدد همکاری در زمینه مهاجرت سالانه مبالغی در حدود ۲۳۰ میلیون یورو به علاوه برخی تسهیلات اقتصادی را دریافت میکند. اغلب این مبالغ صرف تقویت امنیت مرزهای مغرب میشود.
رباط همچنین دارای برخی توافقنامههای دوجانبه با برخی کشورهای اروپایی است که بر مبنای آن علاوه بر استرداد شهروندان خود، اتباع اخراج شده کشورهای ثالث را نیز در خاک خود میپذیرد. مغرب همچنین بر اساس این توافقات به تعداد زیادی از اتباع آفریقایی اقامت قانونی اعطا کرده است و ممنوعیتهایی را برای سفر این اتباع به مناطق شمالی نزدیک به سبته و ملیلیه اعمال کرده است. فشارهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از تبدیل شدن مغرب به یکی از پایگاه های تجمیع مهاجران سبب شده رباط به طور دورهای به دنبال بهبود شروط این توافقات و کسب امتیازات و تسهیلات بیشتر باشد. این امر از آن جا ناشی می شود که مغرب، اتحادیه اروپا و به ویژه اسپانیا را در موقعیت محتاج به خدمات امنیتی خود میبیند.
۴. اختلافات سیاسی و امنیتی بین مغرب و اسپانیا: به رغم همکاریهای امنیتی گسترده رباط و مادرید، دو کشور بر سر پروندههای متعددی مانند صحرای غربی و حاکمیت بر آن، رابطه با الجزایر، حاکمیت بر دو منطقه سبته و ملیلیه و ... اختلافاتی دارند. این اختلافات سبب شده تا مغرب و اسپانیا شاهد تاریخ پر فراز و نشیب از تنش و بحران باشد. این تنشها در برخی موارد منجر به استفاده مغرب از کارت مهاجران شده است.
مهمترین حادثه از این نوع طی سالهای اخیر در سال ۲۰۲۱ و در پی سفر رهبر جبهه پولیساریو به اسپانیا برای درمان رخ داد که طی آن ۸ هزارتن از مهاجران غیرقانونی به سبته و ملیلیه وارد شدند. اسپانیا پس از این حادثه و در سال ۲۰۲۲ با تغییر موضع تاریخی خود، طرح مغرب برای آینده صحرا را اساسی مناسب برای حل این مسئله دانست.
روندهای جدید در اسپانیا و مغرب و نقش آن در رویدادهای اخیر
با وجود این که بحران مهاجرت در سبته و ملیلیه به طور ادواری دارای افتوخیزهایی بوده است اما حجم و دامنه موج فعلی مهاجرت و اتهامات مطرح شده مبنی بر نقش رباط در سازماندهی آن ریشه در روندهای جدیدی دارد که در درون مغرب و در روابط این کشور با اسپانیا ظاهر شده و منجر به اختلال در موازنه قوای پیشین میان این طرفین شده است؛ اختلالی که به مغرب این جسارت را داده است که تلاش کند یک کشور اتحادیه اروپا و عضو ناتو را با یک بحران سیاسی و بینالمللی کمسابقه مواجه کند. مهمترین این روندها را میتوان عوامل زیر دانست.
۱. فرسایش مشروعیت نهاد سلطنت در مغرب و افزایش نارضایتیهای اجتماعی: با وجود رشد اقتصادی، مغرب از اختلاف طبقاتی، اختلاف میان مرکز و پیرامون، نبود افقهای رشد اقتصادی و اجتماعی برای جوانان و حاشیهنشینی رنج میبرد. اعتراضات نسل زد مغرب در سال ۲۰۲۵ و همچنین اعتراضات منطقهای در مناطق پیرامونی به ویژه در شمال این کشور بیش از پیش نهاد سلطنت را با خطر مواجهه مستقیم با معترضان قرار داده است و ثبات این کشور را تهدید میکند. در این فضا، مهاجرت غیرقانونی ابزاری برای هدایت هیجانات جوانان به سمت خارج از مرزها محسوب میشود. از سویی دیگر اجماع مردم مغرب بر لزوم بازگشت سبته و ملیلیه به خاک مغرب سبب میشود که در دستور کار قرار دادن این پرونده، به عنوان یک عنصر مشروعیتبخش برای نظام حاکم عمل کند.

۲. مغرب؛ حوزه قدرت نرم منطقه و قطب جذب سرمایه گذاریهای خارجی: مغرب طی سالهای اخیر توانسته است جایگاه خود در قاره آفریقا را به عنوان یکی از مقاصد جذاب سرمایهگذاری خارجی تثبیت کند. در این راستا مغرب در سال ۲۰۲۵ توانست با جذب بیش از ۳.۳ میلیارد دلار سرمایه به ویژه در حوزههای با فناوری بالا جذب کند. مغرب همچنین برنامههایی بلندمدت در حوزه تبدیل شدن به قطب انرژی به ویژه در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر و گاز دارد. با توجه به در هم تنیدگی اقتصادی مغرب و اتحادیه اروپا، این روند وزن مغرب در ارتباط با اتحادیه اروپا را افزایش خواهد داد. یکی از نمادهای این مسئله را می توان میزبانی جام جهانی ۲۰۳۰ به طور مشترک توسط مغرب، اسپانیا و پرتغال دانست که این کشور را به دومین کشور عربی میزبان جام جهانی پس از قطر تبدیل خواهد کرد.
علاوه بر بعد اقتصادی، مغرب طی سالهای اخیر با افزایش حضور اقتصادی، دینی، سیاسی و حتی امنیتی در کشورهای آفریقایی در حال گسترش قدرت نرم خود در کشورهای پیرامونی است. این مسئله با توجه به برنامه های غرب برای ترویج تساهل دینی در جهان اسلام و همچنین با توجه به وضعیت شکننده حضور کشورهای غربی در منطقه ساحل و صحرا سبب شدهاند که نقش رباط در معماری امنیتی غرب آفریقا اهمیت روزافزونی برای اتحادیه اروپا و ناتو پیدا کند. این عوامل در عین حال موجب شدهاند مغرب طی سالهای اخیر با اعتماد به نفس بیشتری با کشورهای اروپایی وارد مذاکره شده و خواهان سهمی متناسب با وزن خود در معادلات بینالمللی باشد. یکی از مهمترین چشماندازهای این سهمخواهی را میتوان اعاده حاکمیت بر شهرهای سبته و ملیلیه یا دستکم ایجاد نوعی سهم در اداره این مناطق است.
۳. ورود رژیم صهیونیستی و آمریکا به عنوان عنصر مداخلهگر: با امضای توافقنامههای ابراهیم توسط مغرب در سال ۲۰۲۰ و به رسمیت شناختن حاکمیت مغرب بر صحرای غربی توسط ایالات متحده آمریکا، واشینگتن و تلآویو به عنوان دو متحد اصلی رباط جایگاه امنیتی و ژئوپلتیک آن را دگرگون کردند. مغرب به لطف همکاریهای نظامی و اطلاعاتی با آمریکا و رژیم صهیونیستی به خصوص استفاده از جنگافزارها و سامانههای جاسوسی رژیم در صدد ارتقای نقش امنیتی خود در محیط پیرامون آمدهاست.

در این راستا مغرب طی سالهای اخیر دست به اقدامات متعددی از جمله حمایت از جنبش تجزیهطلب منطقه قبائل الجزایر (موسوم به ماک)، افزایش حضور امنیتی در قاره آفریقا و حضور در ترتیبات امنیتی نوار زده است. مغرب همچنین متهم است که با استفاده از نرمافزار جاسوسی پگاسوس از سیاستمداران اسپانیایی از جمله پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا جاسوسی کردهاست. از منظر مغرب، روابط رو به رشد رباط با واشینگتن و تلآویو این کشور را از موقعیت سنتی دست پایین در قبال اسپانیا و حتی فرانسه خارج کرده است و آن را وارد فاز جدیدی از کنش سیاسی و بازتنظیم روابط با این کشورها کرده است. این بازتنظیم در سایه مواضع مبهم اسپانیا در قبال صحرای غربیو همچنین روابط رو به رشد مادرید و الجزایر به معنای افزایش فشار بر دولت اسپانیا است.
۴. موضع جریان راستگرا نسبت به اسپانیا: جریانهای راستگرا در جهان غرب به ویژه جریانهای سیاسی راست در ایتالیا وجود مناطق تحت سلطه کشورهای استعماری در خارج از اروپا و ناتوانی از دفاع از آنها را یکی از دلایل افزایش مهاجرت غیر قانونی میدانند. از منظر این جریانها، وجود مناطق با حراست پایین در قاره آفریقا و در نزدیکی جوامع بزرگی از مردم محروم از امکانات و چشمانداز آینده بهتر لاجرم به افزایش مهاجرت به این مناطق و در نتیجه افزایش مهاجرت به اتحادیه اروپا منجر خواهد شد.
از سوی دیگر سیاستهای دولت چپ گرای اسپانیا در تسهیل نسبی اعطای اقامت، حق یافتن کار، خدمات اجتماعی و حتی تابعیت به مهاجران غیرقانونی در اروپای متمایل به راست و مخالف مهاجرت، همواره سبب بروز انتقادات گسترده از جانب این قبیل احزاب شده است. تلاقی این دیدگاه راستگرایانه با جریانهای جمهوریخواه صهیونیست و خود رژیم صهیونیستی در آمریکا سبب شده است که برخی شخصیتها و اندیشکدههای آمریکایی بازگشت سبته و ملیلیه به مغرب را به منظور بستن راه مهاجرت غیرقانونی و تنبیه اسپانیا به دلیل حمایت معنوی از فلسطینیان ترویج کنند.
در این راستا مایک روبین، تاریخ دان آمریکایی و پژوهشگر برجسته اندیشکده امریکن اینترپرایز در مارس ۲۰۲۶ طی یادداشتی خواهان بازگرداندن این دو منطقه به مغرب شده است.[۱] همچنین برخی شخصیتهای صهیونیست در حملات خود به اسپانیا همواره به این موضوع اشاره کردهاند. در این بستر سیاسی از رقابتهای راست و چپ در اروپا، حمایت آمریکا از بی اعتبار شدن چپ و بازگشت اسپانیا به مدار راستگرایی و تمایل رژیم صهیونیستی و آمریکا به تنبیه اسپانیا به دلیل مواضع معنوی حامی فلسطین، مغرب خود را در برابر فرصتی تاریخی و کمسابقه برای امتیازگیری از مادرید و بروکسل میبیند. از این رو سازماندهی رویدادی شبیه به حادثه ۷ اکتبر میتوانست همه این طرفها را به اهداف خود برساند.
نتیجه گیری
هجوم مهاجران به برون بوم سبته به دلیل ابعاد گسترده و جوانب متعدد آن یکی از رخدادهای مهم در تاریخ روابط اسپانیا و مغرب محسوب میشود. این رویداد را می توان پیامی چندجانبه به دولت چپگرای اسپانیا پدرو سانچز به منظور کنترل رفتار دولت حاکم در مادرید در عرصه داخلی و خارجی به خصوص در حوزه فلسطین، تلاشی برای بازتنظیم روابط میان رباط با مادرید و حتی بروکسل به سود مغرب و در نهایت تلاشی برای کاستن محبوبیت دولت حاکم بر این کشور دانست.
سرعت حل این بحران و همکاری مغرب با نیروهای اسپانیایی در بازگرداندن افراد وارد شده به سبته نشان داد که از نظر مغرب پیام دریافت شده است. این امر همچنین تا حدی ناشی از نگرانی رباط از واکنش تند اروپا در صورت استمرار وضعیت حضور پناهجویان است. از این رو به نظر میرسد طی ماههای آینده دولت اسپانیا تلاش خواهد کرد روابط خود با مغرب را بهبود بخشده و امتیازات جدیدی را به این کشور آفریقایی اعطا کند. همچنین این احتمال وجود دارد که دولت اسپانیا در مسئله فلسطین سیاستهای محتاطانهتری را دنبال کند.
نویسنده: احمد بروایه، کارشناس مسائل غرب آسیا و شمال آفریقا
[۱] https://www.aei.org/commentary/morocco-should-send-a-new-green-march-into-ceuta-and-melilla/



