به گزارش سرویس جهان مشرق، روزنامهی «کریستین ساینز مانیتور»، یکی از روزنامههای اصلی آمریکا، در مقالهای(جمعه، ۲۴ ژوئیه)، با بررسی فضای افکار عمومی و مباحثات الیت سیاسی حاکم بر آمریکا، اعتراف می کند که حیثیت رژیم آمریکا و ارتش تروریستی آن، در ماجرای تنگه هرمز، به شدت به چالش کشیده شده است. به نظر نویسنده، جنگ تحمیلی آمریکا و متحدان علیه ایران و به طور خاص، کنترل تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران، محدودیتهای عینی و واقعی قدرت نظامی آمریکا را به روشنی ترسیم کرد و آمریکاییها فهمیدند که ارتش آنها به اندازه تصورات و شاید فانتزیهای آنان، «قدرتمند» نیست.
بازنشر این مقاله، البته به معنای تایید کلیت محتوای آن از سوی مشرق نیست، اما از باب یک اعتراف تلخ از سوی دشمن، علیرغم کارزار دروغ و سانسور وحشتناکی که ترامپ، وزیر جنگ و رسانههای آمریکایی او به راه انداختند، قابلتوجه و تامل است.
در حالی که حملات متقابل آمریکا و ایران روزبهروز شدیدتر میشود، گزارشها حاکی از آن است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر در حال بررسی تشدید عملیات علیه تهران است.
او این هفته تهدید کرد که بهازای هر بار شلیک ایران به سمت تنگه هرمز، زیرساختهای غیرنظامی حیاتی این کشور – از جمله نیروگاهها و پلها – را هدف قرار خواهد داد.
اما با ورود موج جدیدی از نیروهای آمریکایی به منطقه در روزهای اخیر، این جنگ بهسرعت بیش از آنکه آزمونی بر برتری نظامی آمریکا باشد، به آزمونی بر محدودیتهای آن تبدیل شده است.
چرا این مطلب را نوشتیم
نیروهای مسلح آمریکا نیروی دریایی و سایر داراییهای ایران را از بین بردهاند، با این حال هنوز این خطر وجود دارد که این درگیری به یک جنگ بیپایان پرهزینه تبدیل شود. این موضوع همچنین محدودیتهای نظامی آمریکا و افزایش تلفات انسانی را برجسته میسازد.
به گفته برخی تحلیلگران، این جنگ پنجماهه آسیبپذیریهای راهبردی آمریکا را آشکار کرده و تأثیر منفی بر اعتبار پنتاگون گذاشته است. قدرت آتش آمریکا، هرچند که ممکن است کوبنده باشد، تاکنون نتوانسته است تنگه هرمز را دوباره باز کند یا ایران را به پای میز مذاکره برگرداند.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، روز سهشنبه به کنگره گفت که این جنگ تا به امروز حدود ۳۷.۵ میلیارد دلار برای این کشور هزینه داشته است. این اظهارات با انتقاد دوحزبی برخی از قانونگذاران روبهرو شد، که به چشمانداز نامشخص پایان بازی، افزایش هزینههای مالی و انسانی، و کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا اشاره کردند.
این انتقادات زمانی تشدید شد که روز پنجشنبه، تلفات چهار نظامی آمریکایی که هفته گذشته در عملیات کشته شده بودند، از آمار رسمی پنتاگون حذف شد. برخی گمانهزنی کردند که این اقدام تلاشی برای کمجلوه دادن تلفات، پس از فروپاشی آتشبس آوریل (که اکنون منتفی شده) بوده است.
پتی موری، سناتور دموکرات و عضو ارشد کمیته تخصیص بودجه سنا، گفت که سخنگوی موقت پنتاگون این موضوع را یک نقص فنی خوانده است. با این حال، این گزارشها نگرانیهایی را دامن زد که صرفنظر از نحوه تفسیر مقامات، عملیات در ایران بهطور فزایندهای در معرض خطر تبدیل شدن به یک جنگ بیپایان قرار دارد.
سرهنگ بازنشسته پیتر منصور، استاد تاریخ نظامی در دانشگاه ایالتی اوهایو، میگوید که دولت تا حد زیادی مقصر نشان دادن «ناتوانی آشکار» در ترسیم افق راهبردی است.
اما به گفته سرهنگ بازنشسته مارک کانسیان، تحلیلگر دفاعی در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، از آنجا که ایران همچنان حملات را تحمل میکند و به پایگاههای آمریکا در خاورمیانه پاسخ میدهد، ارتش آمریکا نیز باید مسئولیت کاستیهای راهبردی خود را بپذیرد.
او میافزاید که این شامل «شکست آشکار» نیروی دریایی در تأمین امنیت تنگه هرمز نیز میشود؛ تنگهای که پیش از آغاز درگیری فعلی توسط آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه، حدود یکپنجم از عرضه نفت جهان از آن عبور میکرد.
همچنین با توجه به اینکه آمریکا وارد آنچه برخی تحلیلگران «حالت واکنش کامل» مینامند، شده است و اهداف جنگ از جلوگیری از دستیابی رژیم به سلاح هستهای به بازگشایی تنگه تغییر یافته، این جنگ به آزمونی برای اعتبار بازدارندگی نظامی آمریکا تبدیل شده است. از سوی دیگر، ایران – کشوری که اکنون به دلیل حملات آمریکا فاقد نیروی دریایی است – با استفاده از قایقهای تندرو و پهپادها، قدرتی را که پیشتر از آن استفاده نمیکرد، برای بستن این آبراه راهبردی به کار گرفته است.
زمانبندی و آمادگی
آقای کانسیان به خاطر میآورد که در دوران افسری جوان در سپاه تفنگداران دریایی، در تمرینات برنامهریزی آبی-خاکی برای تصرف جزایری مانند ابوموسی، قشم و پایگاه صادرات نفت خارک – که برای کنترل تنگه کلیدی بودند – شرکت داشته است.
او میگوید: نیروی دریایی آمریکا «۴۵ سال است که به این مسئله فکر میکند – و منظورم به معنای واقعی کلمه است.» «و بنابراین این واقعیت که اکنون که زمان آن فرا رسیده، به نظر میرسد درماندهایم، شگفتآور است.»
اکنون جنگ به بنبست رسیده است، تا حدی به این دلیل که رهبران سیاسی انتظار پیروزی آسانی را داشتند و میخواستند از تلفات انسانی جلوگیری کنند، که ممکن است برنامهریزی نظامی را محدود کرده باشد.
با این حال، او هفته گذشته در تحلیلی نوشت: «سرزنش صرفاً نهاد سیاسی بسیار آسان است. انتقادات زیادی نیز متوجه ارتش، به ویژه نیروی دریایی است» که «به دلیل شکافهای تاریخی و آشکار در قابلیتهایی که به آنها رسیدگی نکرده، گزینههای قابل قبولی در اختیار تصمیمگیرندگان ارشد قرار نداده است.»
این شامل عملیاتهای مینروبی نیز میشود – کانسیان خاطرنشان میکند که از دست رفتن این مهارت مدتهاست در نشریات نظامی تخصصی «مورد تأسف» قرار گرفته – و همچنین عملیاتهای کاروانی در برابر «رقبای نامتقارن در معابر آبی تنگ».
او میافزاید: اگر تنگه هنوز باز بود، آمریکا احتمالاً میتوانست با وضعیت موجود کنونی کنار بیاید، چرا که «به برنامه هستهای ایران، نیروهای نظامی، صنایع دفاعی و به ویژه توانایی ایران در تولید موشکهای بالستیک آسیب زیادی وارد کرده است. زمان به نفع ما بود.»
چه کسی مسئول است؟
در حال حاضر زمان به نفع آمریکا نیست. کمتر از یک چهارم از شرکتکنندگان در نظرسنجی ماه گذشته رویترز/ایپسوس معتقدند که این جنگ ارزش جانها و هزینهای را که آمریکا صرف آن کرده، داشته است.
به همین تعداد از آمریکاییها، یعنی تنها ۲۳٪ – که شامل تنها نیمی از جمهوریخواهان میشود – فکر میکنند که آمریکا در موقعیت راهبردی قویتری نسبت به قبل از جنگ قرار دارد.
مونیکا دافی تافت، مدیر مرکز مطالعات راهبردی در مدرسه فلچر دانشگاه تافتس، میگوید اکثر آمریکاییها ارتش آمریکا را به خاطر این کاهش نفوذ مقصر نمیدانند، زیرا آنها درک میکنند که افسران به درستی تحت کنترل غیرنظامیان عمل میکنند.
با این حال، دکتر منصور میگوید که بسته به میزان تمایل رهبران نظامی به گفتن حقیقت به قدرتمندان، اگر آنها «به مقامات [دولتی] فراتر از مشاوره تاکتیکی و عملیاتی مشورتی ندادند»، میتوانند تا حدی مسئول باشند.
او به الیوت کوهن، پژوهشگر روابط غیرنظامی-نظامی اشاره میکند که مینویسد رهبران نظامی و روسای غیرنظامی آنها باید در یک گفتوگوی دوطرفه «نابرابر» شرکت کنند – گفتوگویی که «در آن غیرنظامیان در نهایت میتوانند به ارتش دستور دهند تا آنچه را که خواستارند انجام دهد، اما ارتش باید پیش از آن حرف خود را بزند.»
با این حال، از آنجا که دهها تن از فرماندهان ارشد نظامی توسط آقای هگست برکنار، بازداشت یا مجبور به ترک سمت خود شدهاند، او میافزاید که باقیماندگان «ممکن است برای این گفتوگوی نابرابر که باید صورت گیرد، احساس آمادگی نکنند.»
به طور کلی، به گفته دکتر تافت، اعتبار آمریکا به عنوان یک حامل قدرت نرم و همچنین قدرت نظامی «تخریبناپذیر» در حال آسیب دیدن است، تا حدی به این دلیل که ایران دیگر از انجام کاری که قبلاً جسارت انجام آن را نداشت – از جمله بستن تنگه – باز داشته نمیشود.
او میافزاید: «این نشان میدهد که ایالات متحده به آن اندازه که ما دوست داریم قوی نیست» و «این توانایی ما را برای اعمال نفوذ تضعیف میکند.»




