سرویس جهان مشرق- «راگر یو» (PragerU) که زمانی صرفاً یک رسانهی اینترنتی راستگرا بود، امروز به یکی از خطرناکترین ابزارهای نفوذ ایدئولوژیک در نظام آموزشی آمریکا تبدیل شده است. این سازمان که خود را یک نهاد غیرانتفاعی آموزشی معرفی میکند، با بهرهگیری از بودجههای کلان میلیاردرها، تلاش دارد تا با القای ارزشهای نومحافظهکارانه، طرفدار جنگ و صهیونیسم، نسل جدید آمریکا را از کودکی شکل دهد.
آنچه این گروه را از سایر نهادهای راستگرا متمایز میکند، نه تنها محتوای جنجالی و تحریفشده آن، بلکه هویت رهبر آن، «ماریسا استرایت»، یک افسر سابق اطلاعات نظامی اسرائیل (واحد ۸۲۰۰) است که آشکارا اعلام کرده تاکتیکهای جاسوسی رژیم صهیونیستی را علیه مردم آمریکا به کار میگیرد.
بخش اول: تصرف سیستم آموزشی؛ از فلوریدا تا اکلاهما
راگر یو از سال ۲۰۲۳ برنامه خود را برای تبدیل شدن به شریک رسمی آموزشی ایالتهای آمریکا آغاز کرده است. تاکنون ده ایالت از جمله آلاسکا، آریزونا، فلوریدا، تگزاس و اکلاهما با این گروه قرارداد امضا کردهاند و کتابها، ویدئوهای کارتونی و طرحهای درسی این سازمان در مدارس ابتدایی و متوسطه تدریس میشود. ایالت فلوریدا تحت فرمان «رون دیسانتیس» و در چارچوب قانون موسوم به «توقف بیداری» (Stop WOKE)، پیشگام این همکاری بود و محتوای راگر یو را همسو با استانداردهای آموزشی خود اعلام کرد.
پیامد این همکاری، بازنویسی وحشیانه تاریخ است. در برنامه درسی جدید فلوریدا، به معلمان دستور داده شده که به دانشآموزان بیاموزند که بردهداری برای سیاهپوستان آمریکایی «مزایا» داشته است، زیرا آنها «مهارتهایی را آموختند که گاه به سود شخصیشان تمام شد.» همچنین فاجعه تاریخی کشتار نژادی «اوکویی» در سال ۱۹۲۰ که طی آن صدها سیاهپوست قتلعام شدند، به عنوان «خشونتی که علیه و توسط آمریکاییهای آفریقاییتبار رخ داد» تحریف شده است. در اکلاهما، مقامات آموزشی آزمون غربالگری ایدئولوژیک معلمان را بر اساس محتوای راگر یو طراحی کردند و حتی از صدور گواهینامه برای معلمانی که از ایالتهای «بیدار» (دارای گرایشهای لیبرال) بودند، خودداری کردند.
محتوای سمی؛ ستایش بردهداری و انکار علم
تحلیل ویدئوهای تولیدشده توسط راگر یو نشان میدهد که این سازمان مرزهای عقلانیت را درنوردیده است. در یکی از کارتونهای آموزشی، «کریستف کلمب» به صورت انیمیشنی به کودکان میگوید که بردهداری «مسئله مهمی نبود» و «برده شدن بهتر از کشتهشدن است.» در درس دیگری، دیدگاه «فردریک داگلاس»، مبارز بزرگ الغای بردهداری، تحریف شده و او به شکلی دروغین، مصالحه بنیانگذاران آمریکا با بردهداری را توجیه میکند.

این تبلیغات تنها به تاریخ محدود نمیشود. در مورد اعتراضات علیه نژادپرستی پلیس و قتل جورج فلوید، راگر یو به کودکان میآموزد که معترضان «غارتگرانی» بودند که توسط «ادعاهای دروغین» فریب خوردند و از آنها میخواهد با جنبش «جان پلیسها مهم است» ابراز همبستگی کنند.
در حوزه محیطزیست، این گروه با حمایت مالی میلیاردرهای صنعت حفاری، کودکان را به رد اجماع علمی در مورد تغییرات اقلیمی تشویق کرده و در اقدامی تکاندهنده، سرکوب ادعایی مخالفان اقلیم را با زندگی در «گتوی ورشو» که ۳۰۰ هزار یهودی در آن به دست نازیها کشته شدند، مقایسه میکند.
عجیبتر آنکه در ویدئویی درباره هند، به دانشآموزان گفته میشود که امپریالیسم بریتانیا برای این کشور مفید بوده، زیرا «مسیحیت و ارزشهای غربی را گسترش داد» و «رسوم مضر» را ممنوع کرد؛ بدین ترتیب تمام عقبماندگیهای هند ناشی از فرهنگ خودش معرفی میشود و نقش استعمار در غارت این سرزمین نادیده گرفته میشود.
راگر یو همچنین با ستایش نظام سلامت خصوصی و سودمحور آمریکا، نظام درمان رایگان کانادا را به سخره گرفته و آن را خطرناک توصیف میکند، در حالی که آمارها نشان میدهد نظام آمریکا پرهزینهترین و ناکارآمدترین نظام درمانی در میان کشورهای توسعهیافته است.

بخش سوم: اسرائیل؛ محور اصلی پروژه
در میان تمام موضوعات، دفاع بیچونوچرا از رژیم صهیونیستی، هسته اصلی فعالیت راگر یو را تشکیل میدهد. این سازمان منابع گستردهای را به تولید محتوای همبستگی با اسرائیل اختصاص داده است. در یکی از طرحهای درسی ویژه کودکان، به معلمان آموزش داده میشود که با کارتنهای شیر و نی، مدلی از سامانه دفاعی «گنبد آهنین» بسازند تا کودکان آمریکا را با «دفاع اسرائیل در برابر ترور» آشنا کنند.

در ویدئوهای مخصوص نوجوانان، اسرائیل «تنها دموکراسی خاورمیانه» معرفی میشود که «به اقلیتهای خود ظلم نمیکند»؛ ادعایی که به شدت با گزارشهای عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر در تضاد است که اسرائیل را دولت آپارتاید و نسلکش معرفی میکنند.
راگر یو با تکرار شعارهای نتانیاهو، حماس را عامل تمام خشونتها معرفی کرده و مدعی است اسرائیل همواره خواستار صلح بوده است. این حمایتها به جایی رسیده که بنیامین نتانیاهو شخصاً ویدئوی «اخلاقیترین ارتش جهان» را در شبکههای اجتماعی خود به اشتراک گذاشت و راگر یو نیز در پاسخ، همبستگی بیقیدوشرط خود را با او اعلام کرد.
بخش چهارم: رهبری که از واحد ۸۲۰۰ آمده است
کلیدیترین و نگرانکنندهترین وجه این ماجرا، هویت ماریسا استرایت، مدیرعامل راگر یو است. استرایت در روز تولد ۱۸ سالگی خود به «واحد ۸۲۰۰» پیوست؛ نخبهترین آژانس جاسوسی و جنگ سایبری رژیم اسرائیل که فقط ۱ درصد برتر متقاضیان را میپذیرد.
واحد ۸۲۰۰ مسئول عملیات روانی، جنگ سایبری و جاسوسی گسترده علیه فلسطینیهاست و اخیراً به خاطر حملات پیجرها در لبنان (که منجر به مجروح شدن هزاران غیرنظامی شد) و تولید بدافزار جاسوسی «پگاسوس» که برای ترور جمال خاشقجی و جاسوسی از دهها هزار روزنامهنگار و سیاستمدار استفاده شد، بدنام شده است.
استرایت آشکارا اعتراف کرده که «هدایایی» که از اطلاعات ارتش اسرائیل دریافت کرده را با خود به آمریکا آورده و آنها را علیه مردم این کشور به کار میگیرد. او اسرائیل و آمریکا را در یک جبهه مشترک در برابر «رادیکالهای چپ» میبیند و تأکید دارد که کودکان آمریکایی باید «میراث یهودی-مسیحی» را بیاموزند تا هم آمریکا و هم اسرائیل را دوست داشته باشند.
استرایت نه تنها حملات وحشیانه به غزه را با ادعای «پناه دادن تروریستها در خانههای غیرنظامیان» توجیه کرده، بلکه شعار «فلسطین آزاد» را مترادف با «تخریب غرب» دانسته و مدعی است که حماس به دنبال «کشتار کودکان مهدکودک» است. حضور یک جاسوس سابق در راس یک نهاد نفوذی در سیستم آموزشی، ابعاد امنیتی این پروژه را آشکار میسازد.

بخش پنجم: سرمایه میلیاردرها و اتحاد با ترامپ
راگر یو توسط دنیس پراگر، مجری رادیویی راستگرا، تأسیس شد که فلسطینیها را «غیراخلاقیترین ملت» خوانده و دروغگویی را «هنر فلسطینی» نامیده بود. این سازمان ابتدا با پول میلیاردرهای صنعت حفاری (برادران ویلکس) و سپس با سرمایههای «میریام ادلسون» (میلیاردر صهیونیست) به غول رسانهای تبدیل شد و در سال ۲۰۲۴ درآمدی بالغ بر ۷۰ میلیون دلار گزارش کرد. راگر یو امروز چهرههای شاخصی مانند بن شاپیرو، تاکر کارلسون و کندیس اوونز را برای تولید محتوا استخدام کرده است.
این گروه با وجود آنکه هیچ گونه اعتبار علمی و آموزشی ندارد، نام «دانشگاه» را یدک میکشد تا مخاطبان را فریب دهد. استراتژی جدید راگر یو، همسویی کامل با سیاستهای «دونالد ترامپ» برای برچیدن نظام آموزشی دولتی و تضعیف اتحادیههای معلمان است.
استرایت با انتشار ویدئوی رقص خود با ترامپ در مار-آ-لاگو، شعار «آموزش را دوباره عالی کن» را سر داده است. ترامپ با قطع بودجه برنامههای کودکانه شبکه «پیبیاس» عملاً میدان را برای راگر یو باز کرده تا با تولید محتوای ارتجاعی، خلأ ایجادشده را پر کرده و ذهن کودکان را از مهدکودک تا دانشگاه تسخیر کند.
لازم به ذکر است که درست در روزهای ملتهب جنگ نامشروع آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران، رقص دختران نوجوان دبیرستانی در محوطه عمارت ترامپ(مار آ لاگو)، بسیار جنجالی شد(به ویژه با توجه به موضوع پدوفیلبودن ترامپ و پروندهی اپستین)، و آن رقص جنجالی در چارچوب همین کارزار «آموزش را دوباره عالی کن» صورت گرفت که ماریسا استریت از گردانندگان اصلی آن است.

بخش ششم: ناکامی در افکار عمومی و روی آوردن به کودکان
با وجود سرمایهگذاری کلان و تبلیغات گسترده، نظرسنجیها نشان میدهد که ارزشهای مورد ترویج راگر یو در حال افول است. اکثر آمریکاییها طرفدار نظام درمانی همگانی و دانشگاه رایگان هستند و ۶۲ درصد جوانان آمریکا نگاه مثبتی به سوسیالیسم دارند.
مهمتر اینکه حمایت از اسرائیل حتی در میان جمهوریخواهان نیز ریزش جدی داشته است؛ بر اساس نظرسنجی مرکز پیو، ۵۷ درصد جمهوریخواهان زیر ۵۰ سال دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند. شخصیتهای راستگرایی که زمانی طرفدار اسرائیل بودند، مانند کندیس اوونز، امروز به شدت ضدصهیونیست شدهاند و مخاطبان چهرههایی مانند بن شاپیرو تا ۹۰ درصد کاهش یافته است.
نتیجهگیری: خطری برای آینده نسلها
راگر یو با آگاهی از اینکه نمیتواند افکار عمومی بزرگسالان را تغییر دهد، تمام تمرکز خود را به معطوف به کودکان کرده است؛ چرا که کودکان در حساسترین سنین، به راحتی دچار القائات فکری میشوند. آنها قصد دارند با سوءاستفاده از برچیدهسازی نظام آموزشی توسط ترامپ، سیستم جایگزینی بسازند که در آن حقیقت تاریخی قربانی یک ایدئولوژی نئومحافظهکارانه و صهیونیستی میشود.
هدایت یک نهاد آموزشی توسط یک جاسوس سابق اسرائیلی که آشکارا از تاکتیکهای جنگ روانی علیه دانشآموزان آمریکایی استفاده میکند، نه تنها یک رسوایی فرهنگی، بلکه یک تهدید امنیتی جدی برای سلامت فکری نسل آینده و حاکمیت ملی آمریکا محسوب میشود.
این پروژه، در واقع تلاش برای تکرار در آمریکا همان کاری است که رژیم صهیونی در فلسطین انجام داده است؛ نسلکشی فرهنگی و بازنویسی حقیقت به نفع اشغالگران است.





۱۰:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۷