سرویس سیاست مشرق _ غبارها که فرو مینشیند و آتشها که خاموش میشود آنگاه حقیقت خودش را بیش از پیش به رخ میکشد.
و حقیقت این بود که آشوبها و آتشهای "فتنه دی" اثر بدطینتی و نفرت بیمهار عدهای از دشمنان حقیقت و عقلانیت بود و به اعتراض یا اقتصاد ربطی نداشت.
آنها دشمن بودند نه معترض و از آنجا که طی روزهای نخست آشوبها اثر خاصی از قاطعیت و پروتکلهای سخت را در مقابل خود ندیدند؛ هرآنچه سد در مقابل کینتوزی و نفرتشان بود را برداشتند و از هیچ جنایتی فروگذار نکردند.
کلمات پیشگفته اگرچه تلخ اما حاوی عبرتها و حقیقتهای مهمی است...
عبرتها و حقیقتهایی که در پسااغتشاشات میبینیم درباره جزء به جزء هرکدام، هر روز اسناد بیشتری هویدا میشود.
یکی از این عبرتها؛ بیربطی آشوبها به امر اعتراض یا اقتصاد است.
در وادی عقلانیت میدانیم یک معترض اقتصادی بیش از هرکس دیگری آگاه است که با آشوب و آتش زدن فقط بغرنجی مشکلات است که بیشتر میشود و آدرس هیچ مشکلی در خیابان نیست!
پیش از این، گزارشی از اعترافات یک لیدر دستگیر شده در آشوبها منتشر شد که خود را فقیر مینامید. اما هنگامی که داراییهایش شامل بیزینس، باغ ۳۰۰ متری، آپارتمان ۲ طبقه و خودروی شخصی را فهرست کرد مشخص شد که بیش از ۱۵ میلیارد تومان سرمایه دارد.
و جالب آنکه این فرد نه تنها مسلح به سلاح گرم بود بلکه دخترش را نیز تبدیل به سرباز آشوبها کرده بود.[۱]
*آشوبگران متمکّن و کارخانهدار چه میخواستند؟!
اما همانطور که اشاره کردیم، آتش فتنه که سرد میشود، بارش حقیقت آغازیدن میگیرد و سندها یکی پس از دیگری رو میشود.
وزارت اطلاعات نیز به تازگی گزارشی پیرامون دستگیریهای آشوبگران را منتشر کرد که در آن نکته جالبی در همین باره وجود دارد.
این گزارش که بخشی از آن به دستگیری ۸ نفر از اراذل و اوباش اشاره دارد بیان میکند که جرمی اصلی اینان حمله به عوامل حفاظتی و مأموران امنیتی و... بوده است. ضمن اینکه در مخفیگاههای آنان تعداد زیادی سلاحهای سرد آغشته به خون و همچنین موارد به سرقت رفته از مأموران امنیتی نیز کشف شده است.
این گزارش مهم اما نکته جالبتری هم دارد و آن اینکه وزارت اطلاعات گفته است: " برخی از بازداشت شدگان از تمکن مالی بالایی برخوردار بوده و یکی از آنها کارخانهدار است."[۲]
باید این جمله را ۲ مرتبه خواند... یکی از جنایتکاران دستگیر شده در جریان آشوبهای اخیر "کارخانهدار" است.

تصویری از آتش زدن یک پلیس توسط یک معترض
پلیس ایران تا چند روز پس از این رخداد نیز از بهکار بردن سلاح پرهیز کرد!
واقعا باید پرسید که در نظام جمهوری اسلامی ایران به امثال این قبیل ثروتمندان چه ظلمی در بحث اقتصاد شده است که اینچنین به آلت دست بیگانه تبدیل شدند، خون برادران خود را ریختند و موجب طمع بیگانگان جنایتکاری مثل ترامپ شدند؟
پاسخ البته روشن است.
اینان دچار هیچ ظلم اقتصادی و مبتلای هیچ مشکل سیاسی نبودهاند الّا نفرتی عظیم و بیدلیل از مردم، از ایران و از نظام جمهوری اسلامی که علیالاغلب به دلیل "تحلیل غلط" در وجود اینان شعله کشیده است.[۳]
تحلیلهای غلطی که البته مقولاتی مثل رسانههای معاند خارجی، شرابخواری، بیتقوایی و عدم تلاش برای افزایش سواد رسانهای و سیاسی توانسته موجب اتصال آن به کینتوزی شود و در فرجام کار هم این فرد را به یک جانی مسلح تبدیل کند که تمام ثروت و مکنت خود را صرف اغتشاشات میکند.
"آشوبگران ثروتمند کت و شلواری" البته کم هم نبودند!
آنها که سنشان از قمه کشیدن گذشته بود یا به دلیل نداشتن گستاخی و شقاوت لازم این کار را نکردند ولی مست از ثروت و امکانات به صحنه آمدند و به جای یاری جبهه حق ولی بنزین روی آتش ریختند.
دیدیم که چگونه صاحب یک کسب و کار بزرگ و زنجیرهای که حجم سرمایههایش چندین هزار میلیارد تومان است و در سالمندی هم به سر میبرد؛ با کمری خم و عصا زنان(!) اما به قدر توان خود از آشوبها حمایت کرد.
و یا همینطور صاحبان برخی کسب و کارهای دیگر که چهرههای مشهوری بودند اما علنا از تروریستها و آشوبگران مسلح دفاع کردند.
درباره این قضیه باید بیش از این محاکات کرد، به تأمل نشست و حقیقت را در تلاشی مضاعف به مردم گفت.
مردم باید بدانند که حامیان این آشوب و عملههای میدانی آنها جملگی در یک واقعیت با هم مشترک بودند و آن اینکه آدمهای ندار یا دچار مشکلات عدیده اقتصادی نبودند و بلکه فقط میخواستند خون بیاشامند...
***
1_ mshrgh.ir/1780341
2_ mshrgh.ir/1780485
3_ mshrgh.ir/1778568




۲۱:۳۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴