به گزارش مشرق، محمدجوادحبیبی فعال رسانه نوشت:
سخنرانی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در داووس در حالی به اتمام رسید که کمتر دولتی از منت و توهین وی جان سالم به در برد. داووس در نظر دونالد ترامپ بیش از آنکه مجمع جهانی باشد، یک تریبون انتخاباتی بود برای کسب نگاه.
رئیسجمهور ایالات متحده، از اعمال تعرفه بر اروپا گرفته تا ناتو، ونزوئلا، اوکراین، رقبای اقتصادی و نظامی خود یعنی چین و روسیه و در آخر هم محور مقاومت سخن گفت؛ گویی پس از آمریکا، الان به دنبال کسب اعتبار در مجامع بینالمللی و در میان کشورهای جهان است؛ کسب اعتباری که با زور و چاشنی تحقیر همراه است.
ترامپ در این سفر حتی به متحد خود در منطقه یعنی رژیم صهیونیستی هم رحم نکرد و فناوری گنبد آهنین را لطفی از جانب آمریکا به این رژیم دانست؛ هرچند این کلام، خود اعتراف به همدست بودن دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی است، اما در جهانی که زور، حقوق را تعیین میکند، این قدرت است که حرف میزند، نه قانون.
اگرچه اظهارات ترامپ برای افرادی که با عرف دیپلماتیک و ادبیات بینالملل آَشنا هستند، عجیب است، اما باید گفت این ادبیات ترامپ، برآمده از ادبیات لیبرالیسم کلاسیک است. هنگامیکه رئیسجمهور آمریکا ادعا میکند "کانادا حیاتش را به آمریکا مدیون است"، حدود سه قرن پیش نیز جان لاک (پدر لیبرالیسم)، در توجیهِ غارت منابع آفریقا گفته بود: "مردم آفریقا، عرضه استخراج معادن را ندارند، گرسنه هم هستند. ما به کمک خودشان منابع را از معادن استخراج میکنیم و به آنها غذا میدهیم، هم ما به سود میرسیم و هم آنان از گرسنگی نجات میابند. "
ترامپ در جای دیگر از سخنانش، میگوید: تمام کشورهای جهان بخاطر وجود آمریکا سرپا هستند. باید درجواب گفت: بله، درست است. تمام کشورهای جهان به خاطر وجود آمریکا سرپا هستند، اما سرپا، نه به معنای زنده بودن! کشورهای جهان سرپا هستند، چون آمریکا جهان را به قبل از قرارداد اجتماعی توماس هابز بردهاست؛ به جایی برده که کشورها بجای آنکه دور هم نشسته و برای حل مشکلات به یکدیگر کمک کنند، سرپا ایستادهاند تا در این دنیای ملتهبی که هر لحظه امکان آغاز جنگ در یک نقطه آن وجود دارد، از منابع کشورشان دفاع کنند. جنگهایی که قطعا یک سر آن به دولت آمریکا میرسد.
قرن ۲۱ با حمله به افغانستان و عراق آغاز شد، سپس انعقاد نطفه داعش در منطقه برای ایجاد خاورمیانه جدید، نبرد اوکراین و روسیه، کمک به رژیم صهیونیستی برای کوبیدن غزه و لبنان، جنگ ۱۲ روزه ایران، ربایش رئیسجمهور قانونی ونزوئلا و اعلام رضایت از ۵۰ میلیون بشکه نفتی که هفته گذشته صاحب شدهاند، اکنون هم حمایت از آشوبگران دیماه ۱۴۰۴؛ زیادهخواهیها هم حد و حصر ندارد و اکنون در فکر گرینلند هستند و از دست دادن آن را احمقانه میدانند.
اما روی سخن نگارنده با آن قسمت از سخنان دونالد ترامپ است که میگوید: "اگر تأسیسات هستهای ایران را بمباران نمیکردیم، این کشور ظرف دوماه به سلاح هستهای دست میافت. " آقای ترامپ! این خود ایران بود که نخواسته و نمیخواهد سلاح هستهای بسازد و الا بزرگتران شما قریب به ۴۸ سال است که تمام تلاششان را کردهاند تا از قدرتمند شدن ایران جلوگیری کنند و اکنون شما نا امید به صنایع فضایی، پزشکی، نانو، موشکی، پهپادی و هزاران پیشرفت دیگر مینگرید و از صنعت هستهای این کشور، به نداشتن سلاح هستهای راضی شدهاید و آن را جزو دستاوردهای خود میدانید!
آنچه از سخنان ترامپ و سیاستهای دولت آمریکا برمیآید، این است که این کشور، در هدف خود، یعنی ایجاد جهان تکگفتمانی با محوریت لیبرالیسم، شکست خورده است و گفتمان لیبرالیسم، نه تنها دیگر قدرت حکومت بر جامعه جهانی را ندارد، بلکه حتی قدرت اداره ایالات متحده را نیز بر اساس اصول خود ندارد و نیازهایش را نه با قدرت اقناع سازی گفتمان خویش، که با قدرت نظامی پیش میبرد.
خطاب قراردادن اروپاییها با این جمله تحقرآمیز که "اگر آمریکا نبود، شما به زبان آلمانی یا ژاپنی صحبت میکردید"، یا این جمله که "ناتو تهدید نمیشود، چون ارتش آمریکا قوی است"؛ این تداوم سخن از قدرت نظامی و به رخ کشیدن توانمندی ارتش، ما را یاد یک جمله از امانوئل والرشتاین میاندازد که به صراحت میگوید "برتری فعلی ایالات متحده، صرفا برتری نظامی نسبت به سایر رقباست نه چیز دیگر. "
تهدید و حمله به سایر کشورها و دست و پا زدن برای بدست آوردن منابع آنان، ربایش رئیس دولتهای دیگر، بایکوت رسانهها، همه و همه نه از افول لیبرالیسم، که از مرگ آن خبر میدهد؛ لیبرالیسمی که اولین قانون آن، آزادی در حیات، مال و عقیده است، چیزی که امروز، خبری از آن نیست.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




۰۳:۲۸ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۵