به گزارش مشرق، امیرحسین سلطانی فعال رسانه نوشت:
در یکی از سردترین ماههای سال، در دی ۱۴۰۴، خیابانهای چندین شهر ایران بار دیگر شاهد تکانههایی بود که هم از نظر مقیاس و گستردگی با رویدادهای گذشته متفاوت بود و هم بار دیگر زنگ خطری جدی را برای امنیت ملی و انسجام اجتماعی به صدا درآورد. این ناآرامیها در ابتدا اعتراض بحق مردمی به دلیل جو ناآرام اقتصادی - اجتماعی کشور بود؛ لیکن توسط عامل خارجی به نفع یک اغتشاش بیسابقه در تاریخ جمهوری اسلامی مصادره شد. نظیر چنین تخاصمی را در دهه ۶۰ توسط گروهکهای منافقین سراغ داریم. جدا از هر خوانشی، اغتشاشات تروریستی اخیر، یک پیام مشترک و بنیادین داشت: دشمن یک سال میکارد و یک روز برداشت میکند. این ضربالمثل که ریشه در خرد کهن کشاورزی این سرزمین دارد، امروز کلید فهمی عمیقتر از مناسبات امنیتی در عصر دیجیتال است. تدبیر امنیتی موفق، منحصر به روز بحران و مدیریت هیاهو نیست، بلکه حکمرانی مداوم و خستگیناپذیر بر فضای مجازی ضروری است تا اساساً به نقطه انفجار و قطع اینترنت نرسیم.
برای درک «روز برداشت» باید به «یک سال کشت» نگاهی عمیق انداخت. فضای مجازی امروز تنها به راههای ارتباطی محدود نمیشود، بلکه به عرصه اصلی شکلگیری افکار عمومی، هویتسازی، بسیج اجتماعی و البته جنگهای روایی ـ روانی تبدیل شده است. دشمنان انقلاب اسلامی، اعم از گروهکهای جداییطلب، رسانههای معاند خارجنشین و دولتهای حامی آنان، با درک این واقعیت، تمام توان و بودجه خود را صرف کشت بذرهای اختلاف در این مزرعه بیکران میکنند. کشت یک ساله در ۳ پیکر و لایه قابل مشاهده است.
۱- تولید و تزریق پیوسته محتوای تحریکآمیز: ساخت و انتشار گسترده اخبار جعلی، ویدئوهای دستکاریشده، شایعات اقتصادی و اجتماعی و تحلیلهای مغرضانه که هدف نهایی آن ایجاد یأس، بیاعتمادی به نهادهای حاکمیتی و دامن زدن به شکاف میان مردم و نظام است. این محتواها مانند کودهای سمی، بتدریج خاک ذهن جامعه را مسموم میکند.
۲- شبکهسازی و سازماندهی خزنده: ایجاد کانالها و گروههای به ظاهر مستقل فرهنگی، اجتماعی یا اعتراضی که در طول ماهها، مخاطبان خود را جذب، طبقهبندی و برای روز مبادا آماده میکنند. این شبکهها در روز بحران، به ابزاری سریع برای فراخوان و هماهنگی تبدیل میشوند.
۳- هجمه روانی و نفوذ فرهنگی: ترویج سبک زندگی معارض با ارزشهای اسلامی - ایرانی، تحقیر و تمسخر افتخارات ملی و دینی و تلاش برای عادیسازی مفاهیم غیربومی.
این فرآیند آرام اما مؤثر است و در طول این مسیر بتدریج و بدون ایجاد حساسیتهای ناگهانی «خطوط قرمز» فکری جامعه را جابهجا میکند. همانگونه که کشاورز زحمتکش میداند محصول یکشبه به بار نمینشیند، دشمن نیز با صبر و حوصله، در طول سال، این فرآیندها را پیش میبرد و منتظر «روز برداشت» میماند؛ روزی که یک جرقه کوچک اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی میتواند بهانهای برای برداشت محصول شوم آنان باشد.
دی ۱۴۰۴ نیز یکی از همین «روزهای برداشت» بود. زمانی که یک تصمیم اقتصادی یا اجتماعی میتواند به کاتالیزوری برای انفجار تبدیل شود. باید توجه داشت کلانروایتی از انواع تهاجمات دشمن وجود دارد که تسلسلی از علل در ساحتهای گوناگون اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... ایجاد میکند تا بتواند ابتدا ناآرامیهای کور و سپس سازمانیافته در داخل کشور شکل دهد. در این مرحله، دشمن تمام سرمایهگذاری یکساله خود را به حرکت درمیآورد. شبکههای از پیش تشکیلشده فعال میشوند، پیامهای از پیش آمادهشده منتشر میشود و ابعاد حادثه به سرعت و به شکل تصاعدی بزرگنمایی میشود. اینجاست که نظام امنیتی و حاکمیتی معمولاً به ۲ اقدام متوسل میشود:
۱- مداخله فیزیکی و میدانی برای آرامسازی خیابانها.
۲- در صورت نیاز محدودیت شدید دسترسی به اینترنت یا به عبارت دقیقتر «قطع اینترنت».
اقدام دوم، اگرچه در کوتاهمدت مؤثر است اما این اقدام، شمشیری دولبه است که هم به دشمن و هم به خودی آسیب میزند. قطع اینترنت، همانگونه که تجربه شده، هزینههای گزاف اقتصادی (تعطیلی کسبوکارهای آنلاین، اختلال در بانکداری و تجارت)، اجتماعی (اختلال در ارتباطات شهروندان) و بینالمللی (تخریب اعتبار کشور) به همراه دارد. سوال این است: چگونه باید بدون قطع گسترده اینترنت، آتش فضای ملتهبی را که از خارج کشور هدایت میشود خاموش کرد؟ پاسخ در تغییر نگرش از «مدیریت بحران» به «مدیریت ریسک» و «حکمرانی پیشدستانه» نهفته است. باید کاری کنیم که اساساً به نقطه قطع اینترنت نرسیم. این امر مستلزم تقویت دائم و همهجانبه حکمرانی فضای مجازی در «تمام طول سال» است.
۱- اقتدار اطلاعاتی و نبرد روایی باید در تولید محتوای جذاب، راست و امیدبخش پیشتاز بود. نهادهای فرهنگی و رسانههای متعهد نباید واکنشی عمل کنند. آنان باید روایتساز باشند، نه روایتشکن. درساحت رسانه و در مواجهه با جنگ ترکیبی دشمن، نیازمند تغییر بنیادین در راهبردها هستیم. بر اساس دکترین نوین و با الهام از راهبردهای کلان رهبر انقلاب، رسانه نباید در موضع انفعال و صرفاً درجایگاه پاسخگویی به شبهات باقی بماند. دشمن با تمرکز بر مفاهیمی همچون آزادی، حقوق زنان و عدالت، تلاش در شبههافکنی دارد. راهبرد صحیح، تغییر زمین بازی است؛ به جای تلاش صرف برای اثبات حقانیت خود، باید با اتکا به منطق استوار ایرانی - اسلامی، به مبانی معرفتی و خلأهای آنتولوژیک (هستیشناختی) تمدن غرب هجوم برد. استفاده از ظرفیتهای هنرمندان، نویسندگان و تأثیرگذاران داخلی برای تولید محتوای وایرال و گسترده که در مقابل سیل اخبار کذب، سد استوار حقیقت باشد. باید «درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد».
۲- رصد هوشمند و شناسایی زودهنگام تهدیدها باید با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته هوش مصنوعی و تحلیل کلاندادهها، شبکههای معاند و کانالهای انتشار شایعه را در نطفه شناسایی و خنثی کرد. این کار نیازمند سرمایهگذاری در حوزه «امنیت سایبری پیشگیرانه» است تا بتوان الگوهای رفتاری دشمن را پیشبینی و مهار کرد.
۳- شفافیت و پاسخگویی بخش قابل توجهی از نارضایتیهای اجتماعی ریشه در فقدان اطلاعات درست دارد. نهادهای حکومتی باید با شفافیت و صداقت، به سؤالات و ابهامات مردم پاسخ دهند. سکوت یا ارائه اطلاعات متناقض، بهترین بستر برای رشد شایعات دشمن است.
۴- تمایز قاطع میان اعتراض قانونی و اغتشاش سازمانیافته حکمرانی خوب فضای مجازی باید بتواند به شهروندان معترض اما قانونمند اجازه دهد صدای خود را از طریق کانالهای رسمی و امن بیان کنند و آن را از اغتشاشگران هدایتشده از خارج تفکیک کند. این امر مشروعیت نظام را افزایش داده و فضای مانور دشمن را تنگ میکند.
۵- توانمندسازی دیجیتالی جامعه و آموزش سواد رسانه به عموم مردم، بویژه نسل جوان، ضروری است؛ شهروندانی که بتوانند منبعشناسی کنند، خبر جعلی را از راست تشخیص دهند و بامکانیسمهای روانی جنگ نرم آشنا باشند.
نهایتاً باید بیان کرد حوادث دی ۱۴۰۴ یک بار دیگر ثابت کرد میدان نبرد، دیگر تنها بر روی آسفالت خیابانها یا میدانهای متعارف نظامی نیست، بلکه در صفحه موبایلها و ذهنهای مردم است. پیروزی در این نبرد، نه با قطع مقطعی و پرهزینه اینترنت که با «حکمرانی هوشمند، پیوسته و همهجانبه» در فضای مجازی حاصل میشود. باید پیش از آنکه دشمن کشت کند، ما چاره کنیم. باید مزرعه مجازی کشور را آنچنان با بذرهای امید، حقیقت و آگاهی بارور کنیم که علفهای هرز شایعه و اختلاف جایی برای رشد نیابند. امنیت ملی قرن بیست و یکم را با کلنگ کهنه نمیتوان ساخت، با قلم، با داده، با خلاقیت و با حکمت باید ساخت. اگر چنین کنیم، دیگر شاهد آن نخواهیم بود که «یک روز» بحران، حاصل «یکسال» کاشت دشمن باشد، بلکه هر روز، روز برداشت محصولی از ایمنی، آگاهی و انسجام ملیای خواهد بود که خود کاشتهایم.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




۱۸:۴۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴