به گزارش مشرق، سیف تبریزی فعال رسانه نوشت:
در ماههای اخیر، جهان شاهد تقابلی تمامعیار میان دو اراده بود؛ از یک سو اتاقهای فکر واشنگتن و تلآویو که با تکیه بر «جنگ ترکیبی» و تحریک گسلهای اجتماعی، نقشهی ویرانی امنیت ملی ایران را ترسیم کرده بودند، و در سوی دیگر، شکلگیری یک «سپر دیپلماتیک و سیاسی» از سوی قدرتهای نوظهور و کشورهای آزاده جهان. حمایت قاطع نهادهایی، چون سازمان همکاری شانگهای، گروه بریکس و ائتلاف ۱۷ کشور مدافع منشور ملل متحد، نشان داد که دوران دیکتاتوری سیاسی غرب به پایان رسیده و هرگونه تلاش برای تغییر حاکمیت در ایران، با واکنشی زنجیرهای و پرهزینه در سطح بینالمللی مواجه خواهد شد.
منشور ملل متحد؛ سلاحی در برابر قانونگریزی آمریکا و اسرائیل
در حالی که رسانههای غربی تلاش میکردند چهرهای موجه از آشوبهای هدایتشده ارائه دهند، بیانیه ۱۷ کشور عضو «گروه دوستان مدافع منشور ملل متحد» (شامل قدرتهایی نظیر روسیه، چین، الجزایر، کوبا و ونزوئلا) همچون پتکی بر بدنه این روایت دروغین فرود آمد. این گروه با ادبیاتی صریح، اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی در بهخشونت کشاندن تجمعات را محکوم کرده و آن را «نقض آشکار اصول منشور ملل متحد» دانستند. در بخشی از این بیانیه که لرزه بر اندام دیپلماسی مداخلهجوی غرب انداخت، بر این نکته تأکید شد که:
«تحریک به خشونت، حمایت از اقدامات تروریستی و تهدید به استفاده از زور علیه ایران، نه تنها حمله به یک دولت، بلکه یورش به ثبات بینالمللی است. ما نسبت به هدف قرار گرفتن غیرنظامیان، کودکان و نیروهای حافظ امنیت توسط عناصر تروریستی مورد حمایت خارجی ابراز نگرانی عمیق کرده و خواهان محکومیت صریح این رفتارهای غیرمسئولانه توسط دبیرکل سازمان ملل هستیم».
این موضعگیری نشان داد که ایران در نبرد حقوقی و بینالمللی، تنها نیست و یک جبهه متحد از کشورهای جنوب جهانی و قدرتهای اوراسیا، هرگونه مداخله در امور داخلی ایران را به مثابه تهدیدی علیه خود تلقی میکنند.
شانگهای؛ سدی در برابر «سه نیروی شر»
یکی از نقاط عطف در حمایتهای بینالمللی از ایران، بیانیه صریح و مکتوب دبیرخانه سازمان همکاری شانگهای بود که با ادبیاتی دقیق، پرده از ماهیت حوادث اخیر برداشت. در بخشی از این موضعگیری راهبردی که متناسب با روح منشور این سازمان تنظیم شده بود، آمده است:
«کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، هرگونه تلاش برای بیثباتسازی جمهوری اسلامی ایران از طریق تحریکات خارجی و ابزارهای تروریستی را محکوم کرده و بر ضرورت رعایت اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها تاکید میورزند. ما معتقدیم که امنیت ایران، بخشی جداییناپذیر از امنیت پایدار در منطقه اوراسیاست و با هرگونه سوءاستفاده از مفاهیم حقوقبشری برای پیشبرد مقاصد سیاسی و ضربه زدن به حاکمیت ملی مخالفت مینماییم».
این بیانیه به خوبی نشان داد که اعضای شانگهای، حوادث ایران را نه یک اعتراض مدنی، بلکه در زمره «سه نیروی شر» (تروریسم، جداییطلبی و افراطگرایی) طبقهبندی کردهاند که ریشه در تحریکات دستگاههای اطلاعاتی غرب دارد. این موضعگیری رسمی، عملاً مشروعیتِ بینالمللیِ فشارهای غرب را از بین برد.
سازمان همکاری شانگهای با نگاهی واقعبینانه، حوادث اخیر را نه یک پدیده اجتماعی، بلکه نمودی از «تروریسم و افراطگرایی» هدایتشده دانست. این سازمان با تاکید بر اینکه امنیت ایران، بخشی جداییناپذیر از امنیت قلب زمین (اوراسیا) است، نشان داد که عصر «کدخدامنشی» آمریکا به پایان رسیده است. اعضای شانگهای به خوبی میدانند که هدف غرب از بیثباتسازی ایران، ایجاد یک «سیاهچاله امنیتی» برای ضربه زدن به روسیه و چین است؛ لذا حمایت آنها از حاکمیت ایران، یک دفاع راهبردی از امنیتِ کل قاره است.
چرا هزینه دخالت نظامی برای غرب «نجومی» شده است؟
امروز این پرسش مطرح است که چرا آمریکا و اسرائیل علیرغم لفاظیهای تند، از هرگونه ماجراجویی سختافزاری علیه ایران هراس دارند؟ پاسخ را باید در پیوند خوردن امنیت ایران با منافع حیاتی ۱۷ کشور مدافع منشور و بلوکهای قدرت در شرق جستوجو کرد. ورود ایران به پیمانهای راهبردی، محاسبات «هزینه-فایده» را به سه دلیل علمی و منطقی دگرگون کرده است:
- پیوستگی امنیت ملی ایران با امنیت انرژی و تجارت جهانی: ایران امروز لنگرگاه ثبات در کریدورهای راهبردی نظیر «شمال-جنوب» و طرح «کمربند-جاده» است. وقتی ۱۷ کشور از چهار قاره جهان (از آسیا و آفریقا تا آمریکای لاتین) در کنار ایران میایستند، پیامی روشن به پنتاگون مخابره میکنند: «ایران یک هدف تنها نیست.» هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، به معنای قطع شریانهای حیاتی اقتصاد در کل منطقه و برهم خوردن امنیت اقتصادی چین، روسیه و هند خواهد بود. در علم استراتژی، این یعنی «بازدارندگی از راه ادغام منافع»؛ جایی که هزینه حمله به ایران، برابر با هزینه رویارویی با نیمی از قدرت اقتصادی و جمعیتی جهان است.
- پایان عصر انزوای سیاسی و مشروعیتزدایی از مداخلات غربی: آمریکا همواره برای جنگافروزی به دنبال ایجاد «اجماع دروغین» است. اما حضور ۱۷ کشور مقتدر در جبهه مدافعان حاکمیت ایران، عملاً ابزار مشروعیتسازی را از دست واشنگتن خارج کرده است. وقتی کشورهایی، چون الجزایر، بلاروس، کوبا و بولیوی در کنار قدرتهای بزرگ شرقی، مداخله در ایران را محکوم میکنند، هرگونه اقدام نظامی آمریکا به عنوان یک «جنایت جنگی آشکار» و «تجاوز غیرقانونی» در افکار عمومی جهان ثبت میشود. این انزوای سیاسی، هزینههای دیپلماتیک هرگونه حماقت نظامی را برای کاخ سفید به شدت بالا برده است.
- تابآوری در برابر جنگ ترکیبی و تروریسم دولتی: حمایتهای بریکس و شانگهای، به ایران اجازه داده است تا «سپر مالی» خود را در برابر تروریسم اقتصادی غرب تقویت کند. از منظر علمی، وقتی یک کشور میتواند از بنبستهای بانکی غرب عبور کند، پروژه «فروپاشی از درون» که پیشزمینه حمله نظامی است، با شکست مواجه میشود. ائتلاف کشورهای مدافع منشور ملل متحد با تأکید بر محکومیت تروریسم علیه نیروهای مجری قانون در ایران، عملاً نقشه غرب برای تضعیف اقتدار امنیتی ایران را بیاثر کردند.
نفاق غربی و بیداری وجدانهای آزاده در جهان
بخش مهمی از این کارزار جهانی، در بیداری ملتها نهفته است. در حالی که رسانههای لندنی و سعودی برای کشته شدن کودکان در عملیاتهای تروریستی (نظیر آنچه کرمانشاه گذشت) سکوت پیشه کردند، کشورهای مدافع منشور ملل متحد با نام بردن از این جنایات، نفاق غربی را به چالش کشیدند. این برخورد دوگانه غرب — که از یک سو مدعی حقوق بشر است و از سوی دیگر از عوامل ترور غیرنظامیان و تخریب اموال عمومی حمایت میکند — باعث شد تا نه تنها دولتها، بلکه اقشار مختلف مردم در سراسر جهان، از آمریکای لاتین تا جنوب آسیا، در کنار ملت ایران بایستند. از همینروی در روزهای گذشته شاهد برگزاری اجتماعاتی در حمایت از حاکمیت جمهوری اسلامی و محکوم کردن دخالتهای دولت آمریکا و نهادهای جاسوسی و امنیتی همانند موساد در حوادث ایران بودهایم.
رژیم صهیونیستی؛ بازنده بزرگِ اقتدارِ شرقی ایران
رژیم صهیونیستی که بر روی «گسست ایران از جهان» شرطبندی کرده بود، اکنون خود را در برابر یک ایرانِ مقتدر میبیند که از حمایت رسمی ۱۷ کشور مدافع قانونگرایی بینالمللی برخوردار است. تلآویو به خوبی درک کرده است که هرگونه تعرض به ایران، با واکنشِ کشورهایی مواجه خواهد شد که دیگر حاضر نیستند نظم بینالمللی را فدای زیادهخواهیهای صهیونیسم کنند. این موضوع، یعنی «تغییر موازنه وحشت»؛ جایی که ایران با تکیه بر دیپلماسی فعال و پیوندهای راهبردی، اسرائیل را در لاک دفاعی فرو برده است.
طلوع حقیقت در عصر پس غرب
تحولات اخیر و سیل حمایتهای جهانی از ایران، نشاندهنده یک واقعیت انکارناپذیر است: ایران به سلامت از پیچ تاریخی «جنگ ترکیبی» عبور کرده است. همبستگی بیسابقه کشورهای عضو گروه دوستان مدافع منشور ملل متحد، بریکس و شانگهای، روسیه و چین به عنوان قدرتهای شرقی گواهی بر این است که نقشه قدرتهای غربی برای تغییر حکومت در ایران، به دلیل پیوندهای عمیق ایران با قطبهای جدید قدرت، به بنبست قطعی رسیده است.
امروز ایران نه یک کشور تحت محاصره، بلکه کنشگری مقتدر است که در قلب جبهه جهانی علیه یکجانبهگرایی میدرخشد. حمایت از حاکمیت ایران، اکنون به نمادی از «مقاومت جهانی در برابر بیقانونی آمریکا» تبدیل شده است. حقیقت، راه خود را از میان غبار تبلیغات مسموم باز کرده و جهانِ امروز، ایران را نه از دریچه رسانههای غربی، بلکه به عنوان ستون پایدار امنیت در نظم نوین جهانی میشناسد. این پیروزی دیپلماتیک و میدانی، طلوع دوران جدیدی است که در آن، اراده ملتها بر توطئه قدرتهای استعمارگر پیروز خواهد شد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




۰۱:۴۸ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۲