مجتبی در تبریز برای تشییع پیکر روح الله شرکت و همانجا یک سخنرانی حماسی ایراد کرد و همین باعث شد که دوستانش به او گفتند: مجتبی! ما هم شهید شدیم باید بیایی و همچنین سخنرانی‌ای برای ما هم انجام بدهی که مجتبی در پاسخ به آن‌ها گفته بود که من به شما ثابت می‌کنم که قبل از همه شما شهید می‌شوم.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، در خرداد 1362، در محله ساختمان (کوی شهدای فعلی) اندیمشک و در خانواده بابایی‌زاده، پسری به دنیا امد که نام او را "مجتبی" گذاشتند.
مجتبی بعد از پایان دوره متوسطه و اخذ دیپلم با اشتیاق فراوان با پوشیدن لباس سبز سپاه وارد این یگان مقدس شده و زندگیش وارد مرحله جدیدی می شود.
 

در بدو ورود به سپاه یگان مخصوص "صابرین " را برای خدمت برگزید و چندین سال آموزش های سخت و طاقت فرسا را با موفقیت پشت سر گذاشت این آموزش ها از او تکاوری دلاور و شجاع ساخته بود در رزم و جنگ به گفته همرزمان و فرماندهانش از قویترین و باهوشترین نیروهای عملیاتی محسوب می شد و دارای قدرت عملیاتی بالایی بود.

فرزند قهرمان اندیمشک  در تاریخ 1390/6/13 در عملیات پاکسازی مرزهای شمال غرب کشور از وجود اشرار و گروهک تروریستی پژاک در ارتفاعات جاسوسان در نبردی سخت به آرزوی دیرینش رسید در حالی که ذکر "یا علی بن ابی طالب" بر زبان داشت، به فیض شهادت نائل شد.
پیکر پاک این شهید در بهشت زهرای اندیمشک در جایی که آرزوی دفن شدن در آنجا را داشت در کنار پسر عمه اش فرمانده شهید عزت الله حسین زاده آرام گرفت.
 

شهید مجتبی بابایی زاده علاقه زیادی به همرزمانش داشت اما در این میان علاقه او به شهید روح الله نوزاد از جنس دیگری بود.
شهید روح الله نوزاد در حادثه تروریستی گروهک ریگی در منطقه پیشین سیستان و بلوچستان به همراه سردار شهید نورعلی شوشتری به شهادت می رسد و این شهادت او، مجتبی را بی‌قرار می کند.
 
 
 
در کنار شهید روح الله نوزاد
مجتبی در تبریز برای تشییع پیکر روح الله شرکت و همانجا یک سخنرانی حماسی ایراد کرد و همین باعث شد که دوستانش به او گفتند: مجتبی! ما هم شهید شدیم باید بیایی و همچنین سخنرانی‌ای برای ما هم انجام بدهی که مجتبی در پاسخ به آن‌ها گفته بود که من به شما ثابت می‌کنم که قبل از همه شما شهید می‌شوم.

وصیتنامه شهید مجتبی بابایی زاده

بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت می دهم به خدای واحد، پیامبر من محمد(ص)، امام علی ولی و وصی خدا، خدایا این نوشته ها قبل از اینکه برای بازماندگان من باشد برای توست و درددلی با توست چون این ناله ها متعلق به لحظه جدایی از دنیاست و مربوط به لحظه ای است که دارم آزاد می شوم.
 
 
پس چون از شرایط آن لحظه مطلع نیستم و نمی دانم در چه حالی هستم، پیش دستی نموده و سعی بر آن دارم طلب استغفار کنم و چه خوب است که انسان از لحظه مرگش مطلع نیست و موت، بی خبر به سراغ آدمی می آید. اگر این چنین نبود چه بسا آدمی به واسطه آگاهی از لحظه مرگش تا دقایقی قبل از مرگ به خدا فکر نمی کرد و چه گناهانی که مرتکب نمی شد و در لحظه مرگ استغفار می نمود و چنین دنیایی چه می شد؟
 

ولی الحق که تو جای حق نشسته‌ای و اینجاست که عدالت تو در آزمون خودنمایی می کند. خدایا وصیتم را در چند قسمت و برای هر مخاطب می نویسم.
 

ابتدا به خالق عزیز خودم این یگانه باور صادق.
خدایا!
من به جایی رسیده ایم که انسان روزی باید بمیرد پس تلاش برای بقاء را نمی پسندم. خدا عیبی ندارد که باور خودم را در مورد شهادت و آزادگی اعلام کنم چرا که می دانم خدای من سخت گیر نیست.
 

خدایا برای من، شهادت لحظه ای است که در اوج آمادگی جان می دهم چون در عصر ما این باور است که شهید باید در راه جهاد و در معرکه نبرد با کفار شهید شود ولی سئوال من از آن این است که کافر برای پیروزی کفرش به معرکه جنگ و با سلاح تفنگ و شمشیر می آید. پس اگر این چنین بود تاکنون با اولین جنگ باید تکلیف حق و باطل مشخص میشد.
 

پس من این را آموختم که اسم شهید آن هم از نظر زمینیان مهم نیست بلکه مهم آن است که تا دقایق آخرین عمرم در صف حق جویان و در  تقابل با ظالمان باشم.
 

حالا این صف ممکن است در جبهه باشد یا در خیابان شهرم و یا در هر جایی دیگر که ظلم شود.
خدایا در این مدت زمان عمرم که نمی دانم که کم بود یا زیاد قصد خدایی بودن داشتم ولی در مواردی دشمن تو (شیطان) مرا اغفال نمود خدا یا طلب عفو و مغفرت می کنم.
 

خدایا باز هم به من فرصتی بده تا در لحظه جان کندن بتوانم این کلمات را بر زبان بیاورم.
خداوندا عمر من همزمان شد با شروع حکومت الهی و اسلامی از وقتی که خوب و بد را از هم تشخیص دادم تمام عشقم به این انقلاب بود در زمان حیات خمینی کبیر کودکی بیش نبودم. البته حسرت نمی خورم چون بعد ازآن پیر بزرگ، سایه ولی و امامی دیگر بر سر این ملت ماند.
 

خدایا خودت خوب می دانی که از همان نوجوانی عشق به ولایت در من زنده شد که البته از شیعه اثنی عشری غیر از این مقبول نیست که البته خانواده ام بخصوص برادران بزرگترم در انتخاب این واقعیت بی تأثیر نبودند که انشاءالله هم من و هم آنان تا آخر عهد نشکنیم و ثابت قدم باشیم.
 
 
 
بوسه برادر شهید بابایی زاده بر پیشانی بردار
خدایا دعا می کنم که مرگ من فایده ای برای خلق خودت و دین خودت داشته باشد که خود آن را شهادت نامیده ای و شهادت من رو به دشمن و قاتلان من از شقی ترین و ظالم ترین دشمنان تو باشد. ملیت و دین ظاهر آنها برایم فرقی ندارد، مهم این است که در مقابل دشمنان تو شهید بشوم.
خدایا مرگ مرا حادثه ای طبیعی قرار نده.
 
 
در کنار شهید سید محمود موسوی

خدایا مرگ مرا شرافتمندانه و جوانمردانه قرار بده. خدایا کمکم کن که قبل از شهادت سهمی در انتقام ظلمی که در حق محمد و آل او شد داشته باشم و خدایا تمام دغدغه های من را خودت می دانی، رحمت و عنایت را از این ملت و این حکومت و این رهبر کم نکن.
واما ملت عزیزم
ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد. ملت عزیزم ای آزاده ترین ملت، مبادا لحظه ای شک و تردید کنید که شک و تردید برای شما مصائب و مشکلاتی ایجاد می کند. اگر امروز نزد خدا و اولیای خدا آبروئی دارید، از یقین و ایمانتان است.
 
 
 
ارادت سعید عبدولی قهرمان کشتی ایران به خانواده شهید بابایی زاده
ملت عزیز، ولایت و شهداء را فراموش نکنید که فراموشی این ثروتها برای شما اسارت و ذلت می آورد. ولایت گوهری است که با داشتن آن تمام گوهرها را در پیش خود دارید و خودتان خوب می شناسید، که در ادعا خدا و پیامبر دارند ولی در ذلت هستند می دانید چرا؟ چون ولایت ندارند واقعا که مکمل بعثت جهاد بود و مکمل جهاد غدیر بود و اگر غدیر نبود بعثت هم نمی ماند.

ای ملت آزاده! به گوشه کنار خود نگاهی بیندازید ببینید چه خبر است. از آمریکا گرفته تا اروپا و آسیا و آفریقا. جایگاه خود را ببنید که هر چه دارید از این انقلاب است. اهداف انقلاب را فراموش نکنید ولایت را تنها نگذارید که اگر نبود مبارزه شهدا، با هوای نفس، آزادی بدست نمی آمد.
 


به مدیران و خدمتگزاران نظام می گویم نگاه خمینی و خامنه ای به راه شماست مبادا لحظه ای از یاد خدا و ملت غافل شویم. مبادا خود را از فرهنگ جهاد و شهادت جدا کنید. مبادا بین شما و خانواده شهداء فاصله ای بیفتد مبادا از آنهایی باشید که بخاطر عملتان در زمان ظهور جزء دشمنان حضرت حجت(عج) باشید. مبادا در خانه ای محکم و مستحکم زندگی کنید و در گوشه ای دیگر از شهر خانه های خشتی و سست در مقابل تندبادهای زندگی وجود داشته باشد و مبادا کم کاری شما دچار زجر و سختی شود که در این صورت وای بر شما باد و پیام آخر به کارگزاران و مدیران و مدیران نظام، نکند لحظه ای در ولایت شک کنید و حضرت امام خامنه ای را تنها بگذارید که هر چه داریم از ولایت است.
 

واما خانواده عزیزم
پدر و مادرم! لحظه ای بعد از شهادت من به خود سختی راه ندهید که با آشنایی که از شما دارم انشاءالله هیچ سختی ندارید، پدر و مادرم در این مدت 20 و چند ساله که در کنار شما بوده ام برای شما بسیار زحمت و سختی داشتم مرا حلال کنید. اگر کوتاهی کردم اگر بی احترامی کردم از خدا طلب عفو و بخشش دارم با تمام وجود شما را دوست داشتم ولی شاید به روی خود نمی توانستم بیاورم.
 

مبادا بخاطر شهادت من ادعای سهم و سهم خواهی کنید که شما حقیقتا حق الله را بجا آورده اید و اجر شما ابدی و جاودانی است و مبارک باد بر شما ای کاش می شد در لحظه ی جان کندن بوسه ای بر زیر پای شما می زدم ولی نمی دانم در کجا و چطور به شهادت خواهم رسید که امیدوارم در دل خاک دشمن به شهادت برسم چون اگر در خانه خود شهید بشوم احتمالا نشانه آن است که از ضعف ما دشمن به ما احاطه داشته است که انشاءالله این چنین نیست.
 

پدر و مادر و خانواده عزیزم! انقلاب و ولایت را از یاد مبرید که انتظار خدا از شما بیشتراست چون شما خودتان صاحب این انقلاب هستید، شما بخصوص برادرانم از این به بعد باید بیشتر مراقب خود باشید به واسطه خانواده شهید بودن. نظراتتان، اعمال شما، رای شما زیر ذره بین دوست و دشمن است مبادا با رای خود شیطان را خوشحال کنید. شما را می شناسم برادرانی هستید پیرو ولایت و مطیع رهبر و این روحیه را هر چه بیشتر تقویت کنید تو را به خدا از انقلاب و ملت سهم خواهی نکنید. مواظب فرزندان و اولاد خود باشید که خدایی ناکرده با آبروی شما بازی نکنند. فرزندانی مومن و باتقوا برای انقلاب مهدی(عج) تربیت کنید و دین خود را به انقلاب و اسلام ادا کنید.
 
 
 
 
خواهران عزیزم! ای ارزشهای عزیز خانوادگی! ای وارثان حضرت فاطمه (س)! از باب عزیز بودنتان جملاتی کوتاه برای شما می نویسم. از شما خواهش می کنم نماینده ای برای من باشید توجه بیشتری از جانب دوست و دشمن به شماست. پس مواظب باشید بازی روزگار شما را پیش خدا شرمگین نکند.
دوباره می گویم اسلام، انقلاب و ولایت را فراموش نکنید که آبروی همه ما در گروی همین هاست و چه زیباست سیاهی چادر شما.
نمی دانم این چه حسی بود که چادر شما به من می داد اما می دانم که با دیدن آن امید، قوت قلب و آبرو می گرفتم باور کنید چادر شما نعمت است، قدر این نعمت را بدانید که به برکت مجاهدت حضرت زهرا(س) بدست آمده است.
 
 
 

امیدوارم که هرگز رنگ سیاه چادر شما کم رنگ و پریده نشود و خدا نکند که روزی حجاب شما کم رنگ و کم اهمیت شود که اگر خدائی ناخواسته اینچنین شود اصلا دوست نمی دارم به ملاقات من سر مزار بیائید و شما را قسم به خدا و امام که با عفت خود مایه سربلندی خانواده مان شوید و یادتان نرود که یکی از بزرگترین وظایف یک زن مسلمان تربیت فرزندانی خوب و مؤمن است برای مملکت پس از وظیفه اصلی خودتان باز نمانید که جامعه ما نیاز به تربیت صحیح دارد و به شما خانواده عزیزم می گویم که بعد از شهادت من دارائی که از من بجا ماند مقداری از آن را بیاد لب تشنه حضرت ابا عبدالله و لب تشنه خودم هنگام شهادت آبسردکن تهیه کنید و در نقاط شلوغ نصب کنید تا خیل رهگذران بنوشند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 35
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 4
  • امیر حسین افضل زاده ۰۰:۳۸ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    0 2
    دوست دارم منم مثل شما باشم برای کشورم و ناموسم بجنگم در منزلم کلی تمرین می کنم که همیشه آماده باشم آماده هر جنگی که به ما وایرانم صدمه بزنه خلاصه بگم ححححححییییییددددددرررریییییممممم... منم میخواهم وارد سپاه بشم اما می دونم خانوادم اجازه نمی دن اگه پیام من رو دیدید تورا خدا کمک کنید یا علی .
  • سیدمحمد ۰۰:۵۳ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    2 1
    از بس آرزو کردیم و... حالا خدا برای شماها پارتی بازی می کنه...منم یکی دارم پیش خدا واسطه بشه ها
  • علی ۰۱:۱۷ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    2 0
    بسم رب الشهدا و صدقین سلام بر آقام حسین سلام بر روح پاکت ای شهید ای شهید مرا یاد ن ان زمان که با سید الشهدا محشور شدی.. یا علی
  • هاشمی ۰۴:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    2 0
    همه هر جا که هستیم آماده ایم، فدای شهدا
  • ۰۸:۰۹ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    2 0
    خداوند شهادت در رکاب حضرت قائم رو نصیب ما بکنه
  • لعلی ۰۸:۲۵ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    0 0
    سپاه نزد خدا اعتبار دارد..بارها پدرم که شهید شده اند به خوابم آمده اند در حالیکه با لباس سبز سپاه با چهره ای درخشنده و شاد همیشه به خابم میایند.معلوم است خداوند این عمل ایشان را در هنگام حیات و زندگی در دنیا را قبول فرموده اند.الله اعلم.یا علی
  • پيمان ۰۸:۵۳ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    0 0
    ياد وخاطره شهيد حسين آخربين گرامي و راهش پر رهرو . شهدا ما شرمنده ايم
  • ۰۹:۱۹ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    2 0
    اللهم ارزقنا شهاده في سبيلك و سبيل ولي امرك
  • محمد ۱۰:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    2 0
    نثار روح تمام شهدا صلوات. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
  • انصاری ۱۱:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    0 0
    خدایا شهادت، این شیرین ترین مرگها را نصیب این بنده قاصر و خطاکارت بفرما ... آمین یا رب العالمین دوستان یک چیزی که دائم منو به فکر فرو میبره اینه که مگر این شهدا که اغلب از ناحیه پهلو، سینه و... مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند ضد گلوله به تن نداشتند؟
  • سید110 ۱۱:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    0 0
    سلام علیکم شهادت پاداش مردان خداست. التماس دعای فرج
  • رضا اتابکی ۱۲:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    0 0
    انشاالله که خداوند تمام شهدای ما را با امام حسین (ع) مهشور فرماید . توی عکس ششم از بالا روی اتیکت نوشته احد نجفی می شه یه توضیحی بفرمایید
  • ۱۴:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    0 0
    پیشنهادم به مشرق آنست که این مطالب را در قالب کتاب نیز منتشر نماید پاینده باشید اجرتان با سیدالشهدا
  • ناشناس ۱۶:۵۱ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    0 0
    مشرق جان چند روزی به سایت سر می زدم اما اثری از این خاطرات و عکس ها ها رو نمی دیدم اما امروز دوباره با خوندن این مطالب فهمیدم که هنوز شهدا رو فراموش نکردید به خدا وقتی این مطالب رو می خونم شاید تا چند ساعت هیچ گناهی مرتکب نشم اما وای بر ما که ..... فقط چند ساعت ...
  • ۱۹:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    0 0
    شرمنده ما کم اوردیم
  • حامد ۲۰:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    0 0
    احمد نجفی که روی اتیکت عکس ششم نوشته کیه؟
  • مهدی ۲۰:۵۷ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۸
    0 0
    دعا کن خدا مرا هم با این لباس بپذیرد
  • ۰۰:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۹
    0 0
    برای وارد سپاه شدن اذن پدر لازم نیست پسر جون
  • بابایی زاده ۰۷:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۹
    0 0
    این عزیزان اسم مستعار داشتند شهید بابایی زاده هم از نام احمد نجفی استفاده می کردند
  • ۰۸:۰۲ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۹
    0 0
    احتمالا مستعاره
  • میثم ۱۴:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۹
    0 0
    از مشرق خواهش مکنم از این جور مطالب باز هم بنویسند
  • ۱۸:۰۷ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۹
    0 0
    شادی ارواح مطهر شهید بابایی و شهید روح الله نوزاد و همه شهدای سال های اخیر فاتحه ای قرائت کنیم اللهم الرزقنا شهاده
  • عباس ۲۲:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۹
    0 0
    لباس سربازی امام حسین(ع)
  • عباس ۲۲:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۹
    0 0
    در کوی نیک نامان مارا گذر ندادند گر تو نمیپسندی تغییر ده قضا را سلام حالا که این بچه هارو میبینم بااین که همسنیم خیلی خیلی حسرت میخورم نمیدونین این چند روزه چه حالی دارم قیافه ها شون خیلی برام اشناس مالیاقت لباس سبز سپاه و سربازی امام حسین رو نداشتیم خیلی حسرت میخورم کاش منم مشکل پزشکی نداشتمو دوره دانشگاهو تموم میکردم ای کاش
  • محمد ۱۴:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۴
    0 0
    سلام عزیزم الان چه زمانی مگر هست.....
  • sasha ۱۷:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۸
    0 0
    درود بر ایران و خاک پاکش درود بر روح شهیدان. من هم آمادگی خود را برای شهادت اعلام میدارم
  • بنده خدا ۱۲:۰۵ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۲
    0 0
    نام مستعار هست
  • حسین کرد ۰۱:۲۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۲
    1 0
    شهید مجتبی بابایی همشهری منه همه اندیمشکی ها وجودش افتخار می کنیم
  • ۱۵:۴۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
    0 0
    برادر عزیز توفضای مجازی معرفی خودتون به طور کامل درست نیست. ایشون احترام بزرگتر نگه میدارن و اذن میگیرن. کارتون قشنگه. یاعلی
  • محسن ۲۰:۳۵ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۹
    0 0
    رحمةالله علیهم... الله یقبلت.
  • صادق ۱۰:۵۷ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
    0 0
    با سلام خیلی مطلب قشنگی است شهدا شرمند ه ایم بغض گلومو گرفت خدا یاورتان باشد . تشکر از مطالب جالب از شهدا
  • میلاد ۱۰:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۲/۱۰
    0 0
    درود بر تو
  • سینا سپاه سنندج ۰۳:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۰
    0 0
    خوش به سعادت این شهدا منم آرزوم شهادت از خدا می خوام که کمکم کنه از راه شهیدا جدا نشم و همیشه به سپاهی بودنم افتخار کنم . آقا جان من سرباز تو ام . یا حق .. یا حسین
  • علمدار کربلا ۱۲:۴۴ - ۱۳۹۵/۰۲/۳۰
    0 0
    سپاه بهشت است
  • سبحان ۱۸:۳۳ - ۱۳۹۵/۰۵/۱۰
    0 0
    سلام برروح پاک شهدامن 19سال دارم وآرزوی شهادت .تنهایی کارامجور نمیشه .به واسطه شما شهدای عزیزمیخوام به آرزوم برسم کمکم کنید شهدا برایم دعاکنید....یاعلی

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس