کد خبر 133492
تاریخ انتشار: ۱۷ تیر ۱۳۹۱ - ۱۹:۱۷
به گزارش مشرق ، عبدالرضا در آخرین پست وبلاگ روزمرگی نوشت :

قیدار جناب امیرخانی به چاپ ششم رسیده است یا شاید هم حالا شده باشد هشتم. قیدار امیر خانی بسیار جذاب است و در بسیاری از مواقع دوست داشتنی. قیدار جناب امیرخانی به کمک مقداری شهلا و اندکی سید گلپا، آدم را می کشاند تا آخر کتاب.( گاو میش و صفدر هم البته بی تاثیر نیست)

قیدار جناب امیرخانی اما چند سوال برای من باقی گذاشته است:

1- قيدار تا كجا از قيد شريعت گذشته است ؟ خالق قيدار مي گويد : طريقت بدون شريعت ، قابل تحمل تر از شريعت بدون طريقت است[1] . من البته آمريكا كه هيچ حتي به ميان صوفيان افغان هم نرفته ام و البته اميرخاني رفته است و البته شك ندارم كه ايشان به زودي سفرنامه هندوستان شان نيز منتشر خواهد شد . حسن طريقت بدون شريعت در آن سرزمين اين است كه ديگر قرار نيست نويسنده گرفتار رودربايستي حضرت "جون " غلام امام حسين - عليه السلام – بماند كه در كربلا خون ريخت و خونش ريخته شد و ...

2- قیدار تا کجا اهل مداراست؟ تا جایی که برای مدافعان خرمشهر عقب بوفالو آبگوشت بار بگذارد که مباد مجبور شود به روی اهل تجاوز تفنگ بکشد؟ یا تا جایی که از ترس سوار آپولو شدن، معشوقه اش را سوار 12 سیلندر کند و چنان از معرکه بگریزد که مبادا قرار باشد در رویارویی با نوکران پسر، خونی از ایشان بریزد؟ با دوستان مروت با دشمنان مدارا؟ پس آن همه "حرب لمن حاربکم" به چه کار می آید؟

3- نماز قيدار چرا پيدا نيست ؟ روزه اش چه ؟ نهي از منكرش چه ؟ آيا از همان خوشمزگي طريقت فارغ از شريعت است ؟ آيا از ترس جايزه ي ستاد اقامه نماز است كه مبادا چماق شود در دستان روشنفكران اين سرزمين كه ديگر مصاحبه نكنند و تحويل نگيرند و تيترا‍ژ پايين بيايد و ...

4- قيدار به مسجد نمي رود . نه از ترس جايزه‌ي ستاد اقامه نماز و نه از ترس رياكاري . قيدار مسجد را دوست ندارد . نه مسجد را و نه منبر مسجد را . بالاي منبر شريعت مي آموزند اما كسي بر چهارپايه‌ي هيأت احكام شرع نمي گويد . پس قيدار چهارپايه را ترجيح مي دهد و حسينيه را . هيأت چهارپايه اي دارد كه همه مي توانند روي آن بنشينند و حرف بزنند ، منبر اما جاي نشستن روحانياني است كه فقط مدح و روضه نمي خوانند بلكه فقه هم مي گويند . پس قيدار منبر را پنهان مي كند مبادا قرار باشد كسي شريعت بياموزد .

5- ماجراي قيدار ، ماجراي طبقات اجتماعي است . خالق قيدار ، به هم ريختگي طبقات اجتماعي را از دور دوم رياست جمهوري خاتمي مي داند[2] ، اما بساط قيدار را انگار در دوران پهلوي پسر دارند به هم مي ريزند . سياسي ترين وجه اين رمان همين ماجراست . البته اگر اميرخاني از به هم ريختگي طبقات اجتماعي ، رسيدن ناداران و كم مايگان به مقامات اجتماعي با رانت هاي سياسي و نفتي است ، چرا سال 80 مورد توجه ايشان است في المثل اگر ايشان نمي داند و نمي شناسد ، من كه زاده كرمانم مي توانم به او نشان دهم كه بسياري از كساني كه همراه با اولين رئيس جمهور پس از جنگ به مقامات رسيدند پيش ار انقلاب اسلامي 57 در كجا و چگونه به سر مي بردند .

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده