شهادت امام حسین

در کشمکش قیام تا شهادت امام حسین(ع) وقایعی رخ داد که هنوز پس از هزاران سال هر مسلمانی را به حیرت وا می‌دارد.

به گزارش مشرق، یکی از مسائل بسیار خواندنی که در کشمکش حرکت و قیام امام حسین(ع) به وقوع پیوسته معجزاتی است که از حضرت سیدالشهداء(ع) بسیار دیده شده، خواه زمان حرکت از مدینه خواه حتی پس از شهادت!

بیشتر بخوانید:

چگونه می‌توانیم ادعا کنیم که عزادار «سید الشهدا (ع)» هستیم؟

حضرت سیدالشهداء(ع) که از هر نظر به شهادت خود آگاه بودند و هنگامی که می‌خواستند از مدینه حرکت کنند، ام سلمه همسر پیامبر(ص) به خدمت ایشان رسید و عرض کرد: ای نور دیده من، مرا اندوهناک مکن در بیرون رفتن از مدینه بسوی عراق، چون من از جدت رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمودند: فرزند دلبند من حسین، در عراق، در زمینی که آنرا کربلا می‌گویند به تیغ ظلم و جفا کشته می‌شود.

سپس آن حضرت فرمودند: ای مادر، می‌دانم که شهید خواهم شد و چاره‌ای جز رفتن ندارم و به فرموده خدا عمل می‌کنم.

و چنانچه که در کتب مدینه المعاجز و ملحقات احقاق الحق نقل است، ایشان می‌فرمایند: به خدا سوگند؛ می‌دانم در چه روزی کشته می‌شوم، و چه کسی مرا خواهد کشت، و در کدام بقعه مدفون خواهم شد و می‌دانم چه کسی با من از اهل بیت من و خویشان من کشته خواهد شد، و می‌خواهی ای مادر نشان بدهم جای شهادت خود را؟

و سپس آن حضرت با دست مبارک خود به سوی کربلا اشاره نمودند و به اعجاز آن حضرت زمین‌ها فرو رفت و زمین کربلا بالا قرار گرفت...

بیشتر بخوانید:

لزوم قیام امام حسین(ع)/ حرکت امام (ع) پاسخی به عهدشکنی معاویه و بدعت‌گذاری بود

به احتمال قوی این نخستین معجزه‌ای بوده که از حضرت سیدالشهداء(ع) در راه رسیدن به شهادت و تقرب به خدا، از ایشان سرزده و جالب است بدانید که پس از آن نیز معجزاتی بسیار عجیب تر از این حضرت نمایان گردیده به نحوی که اکثر راویان و منابع آنها را نقل کرده‌اند. متوسل در باب این معجزات می‌نویسد:

امام حسین(ع) پس از طی مراحل و رسیدن به خاک کربلا، دیگر اسبشان قدم از قدم برنمی‌داشت تا آن اسب را عوض کردند، سپس اسبی دیگر برای حضرت آوردند و آن هم گامی بر نداشت تا آن که پنج اسب را به همین منوال عوض کردند و هیچکدام راه نرفتند و حضرت پس از دیدن این صحنه‌ها از نام آن سرزمین جویا شدند و پی به ماجرا بردند!

چشمه‌ای که بدست امام حسین(ع) نمایان شد

در روضة الشهدا این گونه نقل شده است که در روز هشتم محرم بود که در لشکرگاه امام حسین(ع) آبی پیدا نمی‌شد و تمامی لشگر و اطفال به تشنگی مبتلا شده بودند و فریاد العطش العطش سر می‌دادند. امام حسین(ع) پس از دیدن این وضعیت برخاستند و به موضعی تشریف بردند و فرمودند: این موضع را بکنید.

زمانی که کندند، چشمه  آبی زلال و شیرین پدیدار گشت و همه لشگر از آب خوردند و اسبان خود را نیز سیراب کردند و پس از آن فوراً آن چشمه ناپدید شد و هر چه جستجو کردند از آن اثری ندیدند!

تو به سوی ما می آیی!

عصر روز تاسوعا عمر بن سعد لشکر خود را فراخواند و پیش از غروب آفتاب به خیام امام حسین(ع) حمله نمود. امام که در جلوی خیمه‌شان نشسته و دو زانو را دربند شمشیر قرار داده بودند و در اثر خستگی خوابشان برده بود، ولی خواهرشان حضرت زینب(س) بیدار بودند، از این ماجرا آگاه گشتند، به نحوی که در کتاب چهره درخشان حسین بن علی(ع) نقل است: حضرت زینب(س) صدای حمله  سپاه را از نزدیک می‌شنود و با ملایمت به برادر نزدیک شده و می‌گوید: برادر بانگ و فریاد نزدیک می‌شود آیا نمی شنوید؟ امام سر برمی‌دارند و می‌گویند: جدم رسول خدا(ص) را در خواب دیدم، به من فرمود: تو نزد ما می‌آیی!

خواهر بزرگوارشان سیلی به صورت خود نواختند و فرمودند: ای وای! ای وای! و امام فرمودند: خواهر بزرگوارم وای بر تو نباشد و آرام باشد، زیرا این حق است.

خداوندا، بچشان به او عذاب آتش را در دنیا!

محمد رفیع گرمرودی تبریزی می‌نویسد؛ هنگامی که ابن جویریه مزنی، چون نگاهش به آتش در خندق‌های اطراف چادرها افتاد، مشغول به دست زدن شد و فریاد کشید: ای حسین و ای یاران حسین بشارت باد بر شما آتش دوزخ و براستی چه شتاب کرده‌اید بسوی این آتش!

امام فرمودند: این مرد کیست که این سخنان را می گوید؟ عرض کردند: ابن جویریه مزنی است، و سپس حضرت اینگونه بر او نفرین کردند: خداوندا؛ بچشان به او عذاب آتش را در دنیا، بلافاصله پس از گفتن این سخنان، اسب آن ملعون رمیده، و آن را در همان خندق (که بوسیله  آن امام و یارانش را مسخره می‌نمود) انداخت و آتش کارش را ساخت و امام پس از دیدن این واقعه فرمودند: الله‌اکبر، من دعوة ما اسرع اجابت‌ها، الله‌اکبر، چه زود این نفرین اثر نمود.

بازپس فرستادن نامه خدا از سوی امام!

در کتاب چهره درخشان حسین بن علی(ع) به نقل از اسرار حسینیه، آمده است: زمانی که سیدالشهداء(ع) با صدای بلند و غمگینانه ندا داد آیا یاوری هست که مرا یاری کند، پایه‌های عرش خدا لرزید و آسمان‌ها گریستند و فرشتگان ضجه زدند و عرض کردند: پروردگارا؛ این حبیب تو و نور چشم حبیب توست، به ما اجازه بده تا یاریش کنیم.

 پس صحیفه‌ای (نامه‌ای) از آسمان در دست آن حضرت افتاد و هنگامی که پشت صحیفه را نگاه فرمودند مشاهده نمودند که با خطی روشن و واضح نوشته شده است: ما مرگ و شهادت را بر تو واجب ننموده‌ایم و تو مختاری که انتخاب کنی، و بدان که مقام تو در نزد ما محفوظ است و اگر بخواهی ما این گرفتاری را از تو برطرف می‌سازیم، بدان که همه آسمان‌ها و زمین و جن و فرشتگان را به فرمان تو درمی‌آوریم و هر گونه که می‌خواهی به آنان فرمان ده تا آنان این کافران و از خدا بی خبران را نابود کنند.

در آن هنگام تمام آسمان‌ها و زمین پر بود از فرشتگانی که سلاح‌هایی از آتش در دست داشتند و منتظر فرمان امام حسین(ع) بودند.

هنگامی که امیر عالم از مضمون نامه پروردگار خویش آگاهی پیدا نمودند، صحیفه را به آسمان فرستادند و فرمودند: پروردگارا؛ دوست دارم، که هفتاد بار یا هفتاد هزار بار کشته شوم و دوباره زنده شوم، و همچنان در طاعت و بندگی و دوستی تو باشم و من از ادامه زندگی بعد از کشته شدن یارانم بیزارم.

دیدار سلطان هندوستان با امام، چند ساعت قبل از شهادت!

در تذکرة الشهداء، تألیف ملاحبیب‌الله کاشانی ماجرای جالبی از دیدار امام حسین(ع) با سلطان هندوستان، آن هم فقط چند ساعت قبل از شهادت ایشان آمده که بی شک به معجزه‌ای می‌ماند.

در سرزمین هندوستان، سلطانی بود که «قیس» نام داشت و از محبان حضرت سیدالشهداء(ع) بود. وی در روز عاشورا به قصد شکار به صحرا رفت و آهوئی نظرش را جلب کرد و در پی آن از همراهانش جدا شد تا به دره‌ای رسید و آهو از نظرش ناپدید شد و ناگه شیر عظیمی در مقابلش حاضر شد و راه او را بست. قیس که حیران شده بود و از طرفی نیز خبر نداشت که امام حسین(ع) در کربلا است، روی به مدینه کرد و عرض نمود: یا اباعبدالله، مرا دریاب.

آن حضرت در همان حال که مشغول جنگ بود، به چشم برهم زدنی خود را به سلطان قیس رسانید و آن شیر را از او دفع نمود، سپس قیس نگاه کرد و بزرگواری را دید که چهره‌اش مانند خورشید می‌درخشید ولی بدنش از فراوانی جراحات جای سالمی نداشت، عرض کرد: جانم فدایت تو کیستی که مرا نجات دادی؟ حضرت فرمود: منم حسین بن علی بن ابیطالب که به او پناه بردی و استغاثه کردی.

سپس قیس عرض کرد: این زخم‌ها چیست بر بدنتان؟ حضرت بطور خلاصه ماجرای کربلا را برای وی نقل نمودند. قیس که بسیار متأثر شده بود عرض کرد: سرور من؛ مرا چندین هزار لشگر است، اجازه فرما تا به یاری شما بیاییم. حضرت فرمودند: ای قیس؛ به وعده  شهادت من بیش از چند ساعت نمانده... و سپس حضرت از مقابل سلطان قیس ناپدید گردیدند.

عکس‌العمل شیطان از شهادت سیدالشهدا (ع)

متوسل می‌نویسد: در روایت‌های خاندان وحی، برای گریستن در مصایب آمده است، هیچ چیز شیطان را مانند ندبه کردن و گریه کردن بر حضرت سیدالشهداء(ع) به خشم نمی‌اندازد. در آخرین وصیت حضرت اباعبدالله(ع) به فرزند بزرگوارشان امام زین‌العابدین(ع) این گونه آمده است: ای فرزندم؛ سلام مرا به شیعیانم برسان و به آن‌ها بگو، پدرم غریبانه از دنیا رفت، پس بر او نوحه‌سرایی کنید و به شهادت رسید، پس به او گریه کنید.

همچنین در این زمینه به نقل از قدس آنلاین؛ در تذکرة الشهدا نقل شده است که پس از شهادت امام حسین(ع) ابلیس لعین از خوشحالی پرواز کرد و تمام زمین را گشت و شیاطین و عفاریت را به دور خود جمع کرد و گفت: ای شیاطین؛ ما امروز به آرزوی خود رسیدیم، و مردم را اهل جهنم کردیم، مگر کسی که در این مصیبت گریه کند و به دوستی و محبت آل محمد(ص) مصمم گردد. پس تا می توانید مردم را از این واقعه در شک اندازید و از آگاهی از این مصیبت باز دارید تا زحمت من به هدر نرود.

ران گندیده ابن زیاد

یکی دیگر از معجزاتی که پس از شهادت حضرت به وقوع پیوست در باب ابن زیاد (علیه العنة) رخ داد به نحوی که در کتاب ریاض القدس مکتوب است، آمده است: ابن زیاد، بعد از دیدن سر مبارک سیدالشهداء(ع) و زدن چوب بر چهره مبارک ایشان، سر مقدس امام حسین(ع) را گرفت و در صورت ایشان نگاهی کرد، ناگهان دست نحسش لرزید و آن خورشید فروزنده به زانوی او فرود آمد، قطره خونی به ران او چکید که از لباس او گذشت و ران کثیف او را سوراخ کرد و از سوی دیگر بیرون آمد. پس از این واقعه ابن زیاد آن زخم را هر چه مداوا می‌کرد خوب نمی‌شد و چون به شدت بوی تعفن از ران پایش به مشام می‌رسید، به ناچار دائم بر آن عطر می‌مالید که بوی بد آن را دیگران استشمام نکند!

آه دل ام کلثوم

در تذکره الشهدا نقل شده است که سهیل می‌گوید: هنگامی که سر امام حسین(ع) بر بالای نیزه بود، قصری را دیدم که پنج زن در آن نشسته بودند و در میان آن‌ها پیرزنی خمیده بود و چون سر مطهر به نزدیکی آن قصر رسید، پیرزن سنگی برداشت، و بر صورت امام حسین(ع) زد و به روایتی چنان با شدت آن سنگ را زد که از بالای نیزه سر مبارک بر روی زمین افتاد، ناگاه صدای ناله زنان و طفلان بلند شد.

پس چون ام کلثوم این صحنه را مشاهده کرد، بی طاقت گردید و گفت: خداوندا این زنانی را که در بالای این منظر، منزل دارند بزودی هلاک نما، هنوز دعای آن معصومه تمام نشده بود، که آن قصر خراب شد و آن زنان با جمعی بسیار هلاک شدند و سپس حضرت زینب(س) فرمودند: «الله‌اکبر، من دعوه ما اسرع اجابته»

خواب هنده زن یزید

یکی دیگر از ماجراهای مستند پس از شهادت امام حسین(ع) که در منابعی چون، بحارالانوار، الوقایع و الحوادث و منتخب نقل گردیده شده است ماجرای خواب هنده زن یزید است.

توسلی در این باره می‌نویسد: از هنده، زن یزید نقل شده است که گوید: شب هنگام به طرف رختخواب خود رفتم، دیدم دری از آسمان گشوده شد و فرشتگان دسته دسته به سوی سر مقدس امام حسین(ع) که نزد ما بود فرود می‌آمدند و می‌گفتند: السلام علیک یا أباعبدالله، السلام علیک یابن رسول‌الله.

ناگاه دیدم ابری از آسمان پایین آمد که مردان بزرگوار بسیاری در آن بودند، در میان آن‌ها مردی گندمگون ماه روی بود، او با سرعت در پیشاپیش آن‌ها حرکت می‌کرد، آمد تا خود را بر سر مبارک امام حسین(ع) انداخت و شروع کرد به بوسیدن دندان‌های آن حضرت در حالی که می‌فرمود: فرزندم تو را کشتند؟ آیا آن‌ها تو را نشناختند و از نوشیدن آب تو را بازداشتند؟ ای فرزندم؛ من جد تو رسول خدا هستم، و این پدرت علی مرتضی، و این برادرت حسن، و این عموی تو جعفر و این عقیل و این‌ها حمزه و عباس هستند.

هنده گوید: هراسان و ترسان از خواب بیدار شدم، ناگاه نوری دیدم که بر سر مطهر امام حسین(ع) می‌درخشد.

منبع: باشگاه خبرنگاران

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 29
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 5
  • فدایی حسین(ع) IR ۲۰:۵۴ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۷
    87 3
    عالم به قربانت حسین جانم
    • محمد IR ۰۳:۰۷ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
      13 0
      دشمنت خواست که خاموش شود بانگ تو اما/ می رود یکسره تا وسعت تاریخ صدایت/ صل الله علیک یا ایا عبدالله
  • IR ۲۰:۵۶ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۷
    73 2
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
  • IR ۲۱:۳۴ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۷
    28 1
    نور است حسین (ع)
  • DE ۲۲:۱۹ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۷
    0 0
    اين مطالب واقعا سنديت داره؟؟؟ سلطان هندوستان؟ شما اصلا انگار اطلاع نداريد هندوستان در آنزمان چه شرايطي داشته! قيس سلطان هندوستان؟؟؟ اين مطالب وهن دين است
  • IR ۲۲:۳۶ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۷
    0 0
    از سایت مشرق واقعاً بعید بود چنین مطالبی اون هم در شب تاسوعای حسینی بنویسه. مطالبی که تقریباً بیش از نود درصد اون بویی از حقیقت و واقعیت نبرده و متاسفانه روایاتی مجعول و بدون سند معتبر است.مثلاً از روضه الشهداء نقل مطلب شده که شاید ضعیف ترین مقتلی باشه که نوشته شده. آخه چرا این مطالب رو نقل میکنید ؟ لااقل از مقاتلی که مورد تایید هستند مثل لهوف استفاده میکردید. نوشتن این مطالب که تماماً از سوی غُلات شیعه نقل شده است کار درستی نیست.
  • مهدی جایروندی IR ۲۳:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۷
    0 0
    السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام
  • IR ۲۳:۳۲ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۷
    8 0
    جانم به فدای تو این حسین فاطمه.
  • IR ۲۳:۴۸ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۷
    11 34
    دروغه
    • ابوالفضل IR ۰۱:۵۹ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
      4 1
      بعضی داستان سرایی های کذب ریشه به تیشه واقعه کربلا میزنه .
    • ناشناس IR ۰۲:۱۷ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
      3 3
      کذاب تویی نجس
    • mehdi IR ۱۰:۵۳ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
      1 1
      در اهمیت واقعه کربلا شکی نیست، ولی اهمیت سیاسی آن که تا کنون جاریست ولی در غیر آن صرفا یک نبرد در حد و حدود زمانه خود بین دو جبهه حق و باطل بوده است و بستن داستانهای خیالی به این جریان نه تنها به ارزش آن نمی افزاید بلکه از ازرش معنوی این نبرد بشدت می کاهد چون نسل امروزی بدون مقایسه دین و عقل آنرا نمی پذیرد و مسائل غیر واقعی و کذب بشدت به آن ضربه می زند . ارزش بزرگانی مانند امام حسین ع و امثالهم در جایگاه معنوی آنهم بدون اغراق قابل بررسی است نه اینکه در عالم دنیوی به آنها آپشن های یر معقول نسبت دهیم . احتیاط کنید هر مطلبی را منتشر نکنید
  • IR ۲۳:۵۰ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۷
    22 2
    یا لثارات الحسين
  • IR ۰۰:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
    25 1
    صل الله علیک یا ابا عبدالله الحسین الشهید علیه السلام
  • IR ۰۰:۳۳ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
    26 2
    ارباب حسین جانم
  • Mostafa IR ۰۰:۳۸ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
    7 0
    همه ی زندگیم فدای تو اباعبدالله
  • IR ۰۰:۴۹ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
    7 0
    لعنت بر شیطان مسبب الاساس هر چه پلیدی در دنیا . او چنان مکار است که دنیا را بسته به فرد در آرزوی او می انگارد که فریب میخورد . جالب هست آن فرد حضی و سودی هم از آن نمیبرد ِ ممکنه امکانات داشته باشه اما افکار ناشی از مشکل و اشکال در کارهاش نصیبی جز عذاب نمیبرد .. اگر قرار بود بخوبی ختم شود پس فرق بین شر و خیر بی معنا میشد . جزای اخروی که جای خود دارد .
  • امیر IR ۰۰:۵۱ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
    7 0
    جانم، پدر و مادرم و همه کسم به فدایت حسین جان
  • IR ۰۱:۰۲ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
    3 0
    سلام بر حسین سرور و سالار جوانان اهل بهشت . آن آقا که درس آزادگی را برای همیشه به دنیا آموخت .و سید و سالار و سقای دشت بلا . پرچمدار حسین آقا حضرت ابافاضل العباس مظلوم. ابن علی ابیطالب علیه السلام و بی بی حضرت زینب کبری س . ِ خدایا بحق شهدا دشت کربلا عاقبت ما را با شهادت در راهت قرار بده . دعا کنیم این سعادت نصیب ببریم . انشاالله
  • م.ل IR ۰۱:۱۸ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
    7 0
    روضة الشهدا به رغم شهرت فراوان، در دوره‌‏های بعد به دلیل ضعف‌های محتوایی، مورد مخالفت عالمان و محققان قرار گرفت و اعتراضات جدی به آن وارد شده است. از دیدگاه منتقدان، مهمترین اشکالات روضة الشهدا نگاه صوفیانه، نقل‏‌های نادرست و قصه‌گویی‏‌های کاشفی است. منتقدان گفته‌اند این کتاب فقط به ذکر مصائب پرداخته و تحلیل و برداشتی حماسی و سیاسی از واقعه کربلا بیان نمی‌کند و به عوامل و ماهیت آن نپرداخته است.[۷] در کتاب کتابشناسی تاریخی امام حسین (ع) نوشته شده که روضة الشهداء پیش از آنکه کتابی تاریخی باشد، داستان پردازی تاریخی است و چون داستان‌ پردازی است، تخیلی هم هست و چون نویسنده آن ادیب و انشاء نویس است، داستان آفرینی هم در آن مشاهده می‌شود.[۸] کسانی چون میرزا عبدالله افندی در ریاض العلماء، میرزا حسین نوری در لؤلؤ و مرجان و شهید مطهری در حماسه حسینی، انتقادات و اعتراضات به این کتاب داشته‌اند.[۹] برخی نظرات انتقادی ابوالحسن شعرانی: از نقل ضعیف در روضه الشهداء عجب نباید داشت، چون در ادای مقصود واعظ، قوی است؛ اگر چه برای مقصود مورخ کافی نیست.[۱۰] عبدالله افندی: اکثر روایات این کتاب بلکه همه آن ماخوذ از کتب غیر مشهور و غیر قابل اعتماد است.[۱۱] سید محسن امین:روایات این کتاب غیر مستند و با واقعیات تاریخی تطبیق ندارد.[۱۲] محدث نوری: برخی از گزارش‌های این کتاب بدون پشتوانه تاریخی است.[۱۳] شهید مطهری: پر از دروغ است و تألیف آن مانع مراجعه به منابع اصلی و مطالعه تاریخ واقعی امام حسین(ع) شده است.[۱۴] سید محمد علی قاضی طباطبایی: مطالب آن بی‌ارزش و از درجه اعتبار ساقط است.[۱۵] رسول جعفریان: روضة الشهداء کتابی تاریخی نیست، بلکه اثری ادبی و رمان تاریخی است.[۱۶]
  • صادق NO ۰۱:۴۳ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
    10 1
    یعنی هر روایت منطقی و غیر منطقی که به دست تون رسیده برداشتی اینجا نوشتید. شما به عقل خودت رجوع کن ببین این داستان پادشاه هندوستان با کدام منطق معجزه جور درمیاد! اون کتاب روضه الشهدا هم که خود شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی رد کرده.
  • IR ۰۲:۰۷ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
    6 2
    مشرق جان نشر این داستانهای خیالی از شما بعیده
  • سامان IR ۰۲:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
    9 1
    بر منزلت و اعجاز فرزند رسول الله هیچ شکی نیست چرا که مادرش حضرت بتول و پدرش حیدر کرار است.اما!!این داستانها که نقل شده اکثرا افسانه و فاقد ارکان اثباتی است مثلا در هندوستان زمان شهادت حضرت عشق شاهی بنام قیس نبود والخ....خدا وند در قیامت مارا در زیر پای حسین محشور نماید
  • محمد حسین جهاندیده IR ۱۱:۴۴ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
    3 0
    ملا حسین کاشفى مردى است که واعظ هم هست، اتفاقاً این بى‏ انصاف مرد باسوادى هم بوده است، کتابهایى هم دارد، صاحب "انوار سهیلى" [است‏] که خیلى عبارت پردازى کرده و مى‏ گویند کلیله و دمنه را خراب کرده است. به هر حال مرد باسوادى بوده است. تاریخش را که انسان مى‏ خواند، معلوم نیست که او شیعه بوده یا سنى، و مثل اینکه اساساً یک مرد بوقلمون صفتى هم بوده است، در میان شیعه‏ ها خودش را یک شیعه صد در صد متصلّبى نشان مى ‏داده و در میان سنى‏ ها خودش را حنفى نشان مى‏ داده است
  • سعید IR ۱۲:۲۳ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
    6 0
    فیلم هندی زیاد دیدیا مشرق
  • IR ۱۳:۱۹ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
    5 1
    لعن الله قوما قتلوک یا اباعبدالله (ع)
  • IR ۱۳:۵۳ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
    2 0
    امیدوارم اینها جزو خرافات وارده نباشد . بخصوص مورد هندوستان
  • محب اهل بیت سلام الله علیه IR ۱۶:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
    0 0
    یا حسین جان. یا واسطه فیض الهی, شفاعت شیعیان و محبانت را استدعا دارم
  • طاهره IR ۰۸:۴۰ - ۱۳۹۹/۰۷/۰۵
    0 0
    سلام بر حسین شهید سلام بر ان سر بریده شده یا حسین (ع از ما شفاعت کن در روز محشر هیج معجزهای از اهلبیت (ع) دور نیست صل الله علیک یا ابا عبدالله

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس