امام خمینی

امام خمینی در تعیین استراتژی و خط مشی مبارزه با استکبار اولین اصلی که مورد توجه قرار می‌دهند این است که تا قدرت‌های مستکبر جهان به اضمحلال و انقراض درنیایند، محال است که صلح و آرامش حاکم گردد.

به گزارش مشرق، از مشخصه‌های بارز اندیشه سیاسی حضرت امام (ره) تلاش برای وارد کردن واژه‌ها و مفاهیم قرآنی و اسلامی در ادبیات سیاسی مسئولان و دولتمردان نظام اسلامی بود. واژه استکبار از جمله واژه‌هایی است که به طور عملی در این راستا وارد ادبیات انقلاب اسلامی شد. گفتمان استکبارستیزی امام خاستگاهی فطری – انسانی و معنایی قرآنی دارد و در عین حال کارکردی مبارزاتی و انقلابی.

اساساً مبارزه با ظلم و نفی استکبار، از اصول اساسی اندیشه مبارزاتی حضرت امام - رحمه الله - بوده و همواره مورد تاکید قرار گرفته است. ظلم زدایی و مبارزه با استکبار به عنوان یک مسؤولیت دینی - سیاسی، جدی‌ترین آثار را در قیام ملل مستضعف علیه نظام ظالمانه حاکم بر جهان از خود به جای گذاشته است. امام راحل سلامت و صلح جهان را بسته به انقراض مستکبرین می‌دانند و می‌فرمایند: «تا این سلطه طلبان بی فرهنگ در زمین هستند مستضعفین به ارث خود که خدای تعالی به آنها عنایت فرموده است، نمی‌رسند.»

از سوی دیگر مهم‌ترین موضوع در روابط سیاست خارجی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی را می‌توان رابطه سیاسی با ایالات متحده آمریکا نام برد. بررسی تاریخ روابط سیاسی ایران و آمریکا و نفوذ ۲۵ ساله آنها تا قبل از ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ نشان از یک حضور تحقیرآمیز و مخرب داشت که ظهور انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) نویدبخش پایان این روابط تحقیرآمیز و ناعادلانه گردید، چراکه انقلاب اسلامی ایران در ذات خود نه تنها با نظام سلطه آمریکایی بلکه با هرگونه زیاده خواهی بین المللی، تعارضات اساسی و آشتی ناپذیر داشته است.

این ادبیات در کلام و بیان خلف صالح ایشان، یعنی حضرت آیت الله خامنه‌ای (مد ظله العالی) هم به عنوان یکی از سیاست‌های راهبردی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ادامه یافته است. از منظر رهبر معظم انقلاب راز عداوت دیرینهٔ نظام اسلامی با آمریکا در این نکته نهفته است که آمریکا بی‌تردید بارزترین مصداق برای مفهوم استکبارگری در دوران معاصر به شمار می‌آید. پس آنچه آمریکا را به خصمی غیر قابل معاشرت بدل می‌سازد، همانا روح استکباری نهادینه‌شده در ذات آن می‌باشد.

بر اساس اصل ۱۵۲ قانون اساسی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران برپایه نفی هرگونه سلطه خارجی، سلطه پذیری، حفظ استقلال همه جانبه، دفاع از حقوق مسلمانان، حمایت از نهضت‌های آزادی بخش و اسلامی، عدم تعهد در برابر قدرت‌های سلطه گر و روابط صلح آمیز متقابل با دولت‌های غیر محارب استوار است. این مساله بر اساس مبانی و اصول انقلاب اسلامی، اصلی تعیین کننده در عرصه سیاست خارجی با کشورهای جهان می‌باشد. آنچه امروز در رفتار آمریکایی‌ها در سوریه پس از خروج نیروهایش از شمال سوریه و بازگشت مجدد و بیان این نکته توسط ترامپ که گفت او نفت سوریه را دوست دارد و برای حفاظت از منابع نفتی سوریه بازگشته است، نشان از خوی استکباری این رژیم دارد. اما امام راحل و عظیم الشان ما شاخصه‌هایی را بیان فرمودند که اگر همواره این شاخصه‌های استکبار ستیزی را در نظر داشته باشیم هیچگاه دچار خطای محاسباتی و تشخیص رفتار آمریکایی‌ها نخواهیم شد چه این آمریکای دوران سیاست ورزی "اوباما "باشد یا آمریکای دوران ترامپ که به صراحت خوی استکباری خود را بروز می‌دهد.

شاخصه‌های استکبارستیزی

حضرت امام (ره) در طول مبارزه و بالاخص بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری نظام اسلامی که نظام استکبار جهانی به طور تمام قد در برابر نهضت اسلامی ملت ایران قرار گرفت و آن را بزرگترین تهدید قلمداد کرد، به تبیین ابعاد و شاخصه‌های دکترین استکبارستیزی پرداختند که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

۱- وجه الهی بودن استکبارستیزی

یکی از مولفه‌های مهم و مبانی اندیشه‌ای حضرت امام (ره) در مساله مبارزه با استکبار، مساله ماهیت الهی مبارزه و قیام برای خداست. تاریخی‌ترین سند مبارزاتی حضرت امام (ره) با آیه شریفه «قُلْ انَّما اعِظُکم بِواحِدَةٍ أنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثنی وَ فُرادی» آغاز می‌شود. ایشان در ابتدای پیام خویش خطاب به همه مسلمانان و علما و روحانیون، آورده‌اند:

«خدای تعالی در این کلام شریف، از سرمنزل تاریک طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان کرده و بهترین موعظه‌هایی است که خدای عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده‌اند. این کلمه تنها راه اصلاح دو جهان است... خودخواهی و ترک قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده.» (صحیفه امام، ج ۱، ص ۲۱)

این عبارات اولین گامهای حضرت امام (ره) در آغاز حرکت بزرگ استکبارستیزی ایشان است که مبتنی برآموزه‌ای قرآنی و دکترین "قیام لله" شکل گرفته است. تورق در صحیفه حضرت امام (ره) نمونه‌های فراوان دیگری از تاکید و توجه حضرت امام (ره) به مفهوم قیام لله را آشکار می‌سازد و نشان می‌دهد که قیام و مبارزه برای خدا جزء کلیدواژه‌های اصلی گفتمان ایشان و روح و جوهره دکترین استکبار ستیزی می‌باشد.

حضرت امام (ره) بارها در طول مبارزه با یادآوری این نکته که » این نزاع و مبارزه‌ای که الآن بین کفر و اسلام است، این منازعه بین ما و آمریکا نیست، بین اسلام است و کفر» تلاش نمود تا ماهیت اسلامی و الهی استکبارستیزی را به ملت ایران گوشزد کند تا بر اثر غفلت، سطح مبارزه تا کسب منافع مادی و غیرالهی تنزل نیابد.

۲- سازش ناپذیری با مستکبرین

ایشان امکان هرگونه تلاش برای نزدیکی و سازش و مصالحه با استکبار را نفی می‌کند و آن را نافی عزت مسلمین می‌داند. ضمن آنکه این حرکت را ثمربخش ندانسته و بر این باور است که استکبار از موضع خود کوتاه نخواهد آمد. این نگاه برآمده از آموزه‌های قرآنی است که خدواند در شرح وضعیت جبهه حق و دشمنان آن بدان اشاره کرده است.

 خداوند متعال مؤمنین را از هرگونه دوستی با دشمنان نفی می‌کند و می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منکم فانه منهمان الله لایهدی القوم الظالمین» (ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را دوستان خود مگیرید چراکه آنان دوستان یکدیگرند و هر کس از شما آنها را به دوستی گیرد، از آنان خواهد بود. آری، خدا گروه ستمگران را راه نمی‌نماید.) (مائده: ۵۱)

و در جایی دیگر یادآوری می‌کند: «یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء تلقون الیهم بالموده و قدکفروا بماجائکم من الحق» (ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستی برمگیرید [به طوری] که با آنها اظهار دوستی کنید، و حال آنکه قطعاً به آن حقیقت که برای شما آمده کافرند (ممتحنه: ۱) خداوند در ادامه همین آیه، آن‌هایی که تلاش دارند تا پنهانی با دشمنان ارتباط برقرار کنند را به عنوان منحرف معرفی می‌کند و خطاب به آنها هشدار می‌دهد: «انا اعلم بما اخفیتم و ما اعلنتم و من یفعله منکم فقد ضل سواء السبیل«(من به آنچه پنهان داشتید و آنچه آشکار نمودید داناترم. و هر کس از شما چنین کند، قطعاً از راه درست منحرف گردیده است. (ممتحنه:۱)

حضرت امام (ره) مبتنی بر این آیات و روایات متعددی که در نفی پذیرش ولایت کفار و مستکبر آمده، نه در آغازین روزهای نهضت خود که برخی با بر چسب اینکه مواضع امام متأثر از فضای روزهای آغازین انقلاب اسلامی بوده است، بلکه در ماههای پایانی عمر با برکت خویش، آن‌هایی را که بدنبال مذاکره و کنارآمدن با دشمنان خدا هستند را به عنوان خائن معرفی می‌کند. ایشان با صراحت در نفی هرگونه سازش با استکبار جهانی فریاد بر می‌آورد:

«کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمی‌دانیم. ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند!... اگر بندبند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای‌دار برند، اگر زنده زنده در شعله‌های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستی‌مان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز امان نامه کفر و شرک را امضا نمی‌کنیم.» (صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۶۹)

۳- دائمی بودن مبارزه با استکبار

اصل اساسی دیگر برای مبارزه با استکبار جهانی در نگاه ژرف و دقیق حضرت امام خمینی "تداوم و همیشگی بودن" مبارزه است. این پیشوای بزرگ الهی مبارزه با کفر و شرک و نفاق را که جبهه متحد نظام استکباری دنیا را به وجود می‌آورند فصلی و مقطعی و محدود و محصور به عصر و زمان خاصی نمی‌دانستند که در این صورت هیچ تضمین و پشتوانه‌ای برای تأمین صلح جهانی وجود نخواهد داشت و جهان هر لحظه آبستن حوادثی خواهد بود که توسط سران نظام‌های سیاسی و حکومتی استکبار و مطابق با خواست و اراده و صلاحدید و مطامع و منافع ضدانسانی آن‌ها به وقوع خواهد پیوست.

مبتنی بر باور امام عزیزمان، جنگ ما با استکبار جهانی «جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمی‌شناسد»، «جنگ حق و باطلی که تمام شدنی نیست» و «این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد» حضرت امام در تعیین این خط مشی اساسی و زیربنایی با قاطعیت و صراحت و صلابت با نفی نگاههای انحرافی اعلام می‌نماید: «ملی‌گراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده کردن اهداف بین الملل اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است. ما می‌گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا اللَّه» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم.»

این خط مشی اساسی در اندیشه سیاسی امام خمینی نیز همچون دو اصل و خط مشی‌ای گفته شد، از تعالیم سیاسی قرآن کریم مایه می‌گیرد. خداوند متعال می‌فرماید: «قاتلوهم حتی لاتکون فتنه» (با کفر و شرک و نفاق مقاتله و مبارزه کنید تا فتنه از روی کره زمین برطرف و مرتفع گردد) (بقره: ۱۹۳) حضرت امام با استناد به این آیه شریفه و در شرح آن می‌فرمایند:

«این‌هایی که گمان می‌کنند که اسلام نگفته است «جنگ جنگ تا پیروزی»، اگر مقصودشان این است که در قرآن این عبارت نیست، درست می‌گویند و اگر مقصودشان این است که بالاتر از این با زبان خدا نیست، اشتباه می‌کنند. قرآن می‌فرماید: قاتِلُوهُمْ حَتّی لاتَکونَ فِتْنَة، همه بشر را دعوت می‌کند به مقاتله برای رفع فتنه؛ یعنی «جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم»، این غیر از آنی است که ما می‌گوییم، ما یک جزء کوچکش را گرفته‌ایم، برای این که خوب! ما یک دایره خیلی کوچکی از این دایره عظیم واقع هستیم و می‌گوییم که: «جنگ تا پیروزی». مقصودمان هم پیروزی بر کفر صدامی است یا پیروزی بر، فرض کنید بالاتر از آنها. آنچه قرآن می‌گوید این نیست، او می‌گوید: «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم»؛ یعنی، باید کسانی که تبعیت از قرآن می‌کنند، در نظر داشته باشند که باید تا آن جایی که قدرت دارند ادامه به نبردشان بدهند تا این که فتنه از عالم برداشته بشود. این، یک رحمتی است برای عالم و یک رحمتی است برای هر ملتی، در آن محیطی که هست.» (صحیفه امام، ج ۱۹، ص ۱۱۲)

۴- تهاجمی بودن در مبارزه با استکبار

یکی دیگر از شاخصه‌های قابل توجه در گفتمان استکبارستیزی امام راحل، تهاجمی بودن آن است. بدان معنا که برای مقابله با استکبار جهانی باید طرح ریزی کرد و همه راهها و ایده‌ها را مورد بررسی قرار دارد. شیوه مبارزه انفعالی و آرایش دفاعی در برابر استکبار نه تنها مناسب نیست، بلکه اندیشه‌ای که نابودی استکبار را در سر می‌پروراند، حتماً نیازمند اتخاذ استراتژی تهاجمی است. با همین نگاه حضرت امام (ره) از شکل گیری هسته مقاومت در جهان چنین سخن می‌گوید: «بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید هسته‌های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد»(صحیفه امام، ج ۱۹، ص ۱۱۲).

این خواسته امام اکنون در عراق با نیروهای حشدالشعبی، در یمن با انصارالله، در افغانستان و پاکستان با زینبیون و فاطمیون، در سوریه با ایستادگی نیروهای ارتش و فراتر از آن در نبجریه، ونزوئلاو اقصی نقاط جهان شکل گرفته یا در حال شکل گیری است.

ایشان در جایی دیگر از راه اندازی"بسیج بزرگ سربازان اسلام" چنین سخن می‌گوید: «امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی است و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی رونق و زرق و برق کاخهای سفید و سرخ را از بین خواهند برد. امروز خمینی آغوش و سینه خویش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشکهای دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت، برای درک شهادت روزشماری می‌کند. جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمی‌شناسد و ما باید در جنگ اعتقادی‌مان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم.»(صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۸۸)

حضرت امام (ره) مبتنی بر این نگاه با صراحت اعلام می‌دارد: «ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگی به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم. و این را باید از اصول سیاست خارجی خود بدانیم. ما اعلام می‌کنیم که جمهوری اسلامی ایران برای همیشه حامی و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است و کشور ایران به عنوان یک دژ نظامی و آسیب ناپذیر نیاز سربازان اسلام را تأمین و آنان را به مبانی عقیدتی و تربیتی اسلام و همچنین به اصول و روشهای مبارزه علیه نظامهای کفر و شرک آشنا می‌سازد.» (صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۹۱)

۵- تکلیف گرایی در امر مبارزه با استکبار

شاخصه دیگر در دکترین استکبارستیزی حضرت امام امید به پیروزی همیشگی جبهه حق و عدم شکست در میدان مبارزه با استکبار است. مبتنی بر باور امام، ما مکلف به انجام وظیفه‌ایم و نتیجه فرع آن است. (صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۲۸۴)، لذا با صلابت و مبتنی بر نگاه تکلیف گرایی امام عزیزمان اعلام می‌دارد:

«تکلیف ما این است که در مقابل ظلمها بایستیم، تکلیف ما این است که با ظلمها مبارزه کنیم، معارضه کنیم، اگر توانستیم آنها را به عقب برانیم که بهتر، و اگر نتوانستیم به تکلیف خودمان عمل کردیم. اینطور نیست که ما خوف این را داشته باشیم که شکست بخوریم. اولًا که شکست نمی‌خوریم؛ خدا با ماست، و ثانیاً بر فرض اینکه شکست صوری بخوریم شکست معنوی نمی‌خوریم، و پیروزی معنوی با اسلام است، با مسلمین است، با ماست.»(صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۳۰۶)

۶- مبارزه با استکبار بر دوش مستضعفین و توده‌های ملت است

در نگاه حضرت امام (ره) بخش عمده اردوگاه جبهه مبارزه با استکبار جهانی را توده‌های محروم و مستضعف که از رفاه و آزادی برخوردار نبوده‌اند، تشکیل خواهند داد. چرا که رفاه طلبی و مبارزه در این نگاه قابل جمع نبوده و مرفهان بی درد در اردوگاه جبهه حق جای ندارند. حضرت امام (ره) این حقیقت را چنین شرح می‌دهند:

«ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند، به خوبی دریافته‌اند که مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست؛ و آنها که تصور می‌کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه‌اند. و آنهایی هم که تصور می‌کنند سرمایه داران و مرفهان بی‌درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می‌شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می‌کنند آب در هاون می‌کوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله‌ای است که هرگز با هم جمع نمی‌شوند. و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی‌بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلابها هستند.» (صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۸۷)

حضرت امام (ره) که بعد از نصرت الهی به نصرت مؤمنین و مستضعفین امیدوار بودند، خطاب به سردمداران استکبار جهانی فریادمی زنند: «قدرت‌ها و ابرقدرتها و نوکران آنان مطمئن باشند که اگر خمینی یکه وتنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت پرستی است ادامه می‌دهد و به یاری خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه‌های مغضوب دیکتاتورها، خواب راحت را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانی که به ستم و ظلم خویشتن اصرار می‌نمایند سلب خواهدکرد.» (صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۳۱۸)

۷- مبارزه با تمام قوا

حضرت امام (ره) به منظور تعیین یکی از اصول و خط مشی‌های اساسی برای مبارزه با استکبار جهانی اعلام می‌نماید: «ما اگر قدرت داشته باشیم تمام مستکبرین را از بین خواهیم برد.» (صحیفه امام، ج ۶، ص ۴۹۹)

این اصل برای مبارزه با قدرتهای استکباری جهان از اصول و مبانی قرآنی و تعالیم مربوط به تقابل با جبهه کفر و شرک و نفاق در هر عصر و زمان سرچشمه می‌گیرد. چنان که خداوند متعال در قرآن کریم جبهه توحید را مخاطب قرار می‌دهد و این گونه به خیزش و جهاد قهرآمیز با مستکبران زمین فرا می‌خواند: «و اعدوا لهم ماستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم» (هر چه در توان دارید بسیج کنید، تا با این [تدارکات]، دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید.)

در این نگاه، دیگر قدرت داشتن و تلاش برای کسب قدرت نه تنها مفهومی مذموم نیست، بلکه حرکتی متعالی است که باید به عنوان یک امر واجب بدان توجه شود و از این منظر است که تلاش برای تشکیل حکومت الهی، وظیفه همه انبیاء و اولیاء الهی قلمداد می‌شود.

حضرت امام (ره) به مسلمانان یادآوری می‌کند: «مسلمانان باید بدانند تا زمانی که تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود، همیشه منافع بیگانگان بر منافع آنان مقدّم می‌شود؛ و هر روز شیطان بزرگ یا شوروی به بهانه حفظ منافع خود حادثه‌ای را به وجود می‌آورند. راستی اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدی با جهانخواران حل نکنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود؟ هم اکنون اگر امریکا یک کشور اسلامی را به بهانه حفظ منافع خویش با خاک یکسان کند، چه کسی جلوی او را خواهد گرفت؟ پس راهی جز مبارزه نمانده است، باید چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصاً امریکا را شکست.» (صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۸۳)

۸- مبارزه تا نابودی کامل استکبار

حضرت امام در تعیین استراتژی و خط مشی مبارزه با استکبار اولین اصلی که مورد توجه قرار می‌دهند این است که تا قدرتهای سیطره جو و مستکبر جهان به اضمحلال و انقراض درنیایند، محال است که صلح و آرامش و سلامت و سعادت در کره ارض حاکم گردد و محرومان و به بند کشیده شدگان به حقوق الهی خود نائل آیند و به وراثت زمین برسند. ایشان در بیاناتی اشاره دارند: «سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است و تا این سلطه‌طلبان بی‌فرهنگ در زمین هستند مستضعفین به ارث خود که خدای تعالی به آنها عنایت فرموده است نمی‌رسند.»

ایشان در ماجرای حمله به هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو آمریکایی می‌فرمایند: «مردم آزاده جهان همیشه از ابرقدرتها خصوصاً امریکای جنایتکار صدمه دیده‌اند و تا عزم خود را برای رویارویی با کفر و شرک جهانی و امریکای سلطه‌گر جزم ننمایند، هر روز شاهد جنایتی تازه خواهند بود.» (صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۱۴۴)

مبتنی بر نگاه حضرت امام (ره) حد یقفی برای زیاده خواهی مستکبران عالم وجود ندارد و این زیاده خواهی جز هویت اصلی آنها شده و تا دیگران را به بند و زنجیر و استثمار نکشانند، دست از تجاوزطلبی نخواهند کشید. به همین خاطر است که حضرت امام (ره) با صراحت به مسلمانان گوشزد می‌کنند: «نکته مهمی که همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهانخواران تا کی و کجا ما را تحمل می‌کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند؟ به یقین آنان مرزی جز عدول از همه خوبی‌ها و ارزشهای معنوی و الهی‌مان نمی‌شناسند و به گفته قرآن کریم هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمی‌دارند مگر این که شما را از دینتان برگردانند.» (صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۹۱)

به واقع، مبتنی بر جهان بینی الهی حضرت امام (ره) در نظام سلسله مراتبی که نظام سلطه ایجاد کرده است، یا باید همچون برخی شیوخ کشورهای عربی که بارها رئیس جمهور آمریکا با تحقیر آنها را گاو شیرده معرفی کرده، بود و از خود هویت و باوری مستقل نداشت و همواره در خوف و رجا زندگی کرد، و یا آنکه راه عزت و مقاومت و ایستادگی را برگزید و همواره مبارزه با استکبار جهانی را مبنای عمل خود قرار داد تا با نابودی مستکبرین، صلح و امنیت و آرامش را به جهان باز گرداند. حضرت امام (ره) راه دوم را برای ملت ایران برگزید و اکنون نیز خلف شایسته ایشان حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای بر همان طریق حرکت کرده و کشتی انقلاب اسلامی را در طول این ۳۰ سال با دست فرمان امام راحل پیش برده‌اند و همین هدایت هوشمندانه است که موجب عصبانیت آمریکا و اذناب منطقه‌ای و فرامنطقه ای او شده است.

** حسن رشوند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 1
  • IR ۱۳:۵۳ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۲
    2 0
    تا قدرت‌های مستکبر جهان به اضمحلال و انقراض درنیایند، محال است که صلح و آرامش حاکم گردد. مرگ بر کدخدا و اسراییل

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس