کنفرانسی که اواخر آگوست گذشته در پایتخت کشور چچن برگزار شد، نه تنها وحشت سعودی های وهابی را درپی داشت، بلکه در نوع خود رخداد تاریخی – اسلامی بی مانندی شمرده می شد.

سرویس جهان مشرق - سیاست های مداخله جويانه منطقه ای عربستان دستکم در يک دهه اخير نشان داده است، حاکمان سعودی نه تنها خواهان امنيتی برای منطقه اي نيستند، بلکه با حمايت از تروريسم، به مهم ترين عامل ناامني در منطقه و جهان تبدیل شده اند.  
 
بخش مهم این نقش آفرینی را آل سعود مدیون آیین «وهابيت» هستند که به عنوان مکتب فکري و اعتقادی این خاندان، آماده سازي ذهني و فکري تروريست ها و بُعد اعتقادی جریان تروریسم تکفیری را بر عهده داشت.
 
 
 
حمایت آل سعود از گروه های تروریستی خیلی زود آثار خود را بر امنیت منطقه و امنیت جهان آشکار ساخت و موجبات نگرانی بسیاری از کشورهای منطقه، به خصوص کشورهای سنی مذهب شد، چون تروریسم تکفیری مورد حمایت سعودی ها تمایزی بین شیعه و سنی و مسلمان و غیر مسلمان قائل نمی شد و در مسیر سیل خانمان براندازش هرچه بر سر راه بود، را ریشه کن می کرد.
 
عواملی چون تهدید امنیت منطقه، تلاش برای بازیابی جایگاه سابق خویش در جهان عرب و اسلام، تعارض منافع و مواضع سعودی با قدرت های منطقه ای (ایران) و جهانی (روسیه)، در کنار نفوذ گسترده وهابیت تکفیری در آسیای میانه به عنوان حیات خلوت روسیه، ادامه بحران سوریه و تبدیل آن به کلافی سر در گم و نقش تاثیر گذار تروریست های تکفیری آسیای میانه در این بحران وغیره زمینه ساز برگزاری کنفرانسی در شهر «گروزنی»، پایتخت کشور چچن شدند.
 
 
 
گروزني میزبان علمای برجسته اهل سنت
کنفرانس بین المللی گروزنی به مدت 3 روز از 27 آگوست گذشته تحت عنوان «اهل سنت و جماعت چه کساني هستند؟» برگزار شد و برگزار کنندگان کنفرانس مهمترین هدف این کنفرانس را ارائه تعريفي جامع از «مذاهب اهل سنت و جماعت» و «شناسایی و معرفی هویت اهل سنت و جماعت» اعلام کردند، اما به صورت غیر مستقیم هدفی دیگر، یعنی «برائت از گروه ‌هاي سلفي تکفيري» را دنبال می کردند.   
 
روس ها در چچن دنبال آن بودند، با محکوم کردن «وهابیت تکفیری» جايگاه الازهر را در جهان عرب و اهل سنت احیا کنند و با کنار زدن سعودی ها، راه حضور مجدد مصری ها در تحولات و ایفای نقش آن در ترسیم معادلات منطقه را هموار کنند.
 
کنفرانس با حضور حدود 200 نفر از علمای اهل سنت مصر، سوریه، اردن، سودان و کشورهای اروپایی توسط «رمضان احمد قدیرف»، رئیس جمهوری چچن و استقبال غیر مستقیم «ولادیمیر پوتین»، رئیس جمهور روسیه آغاز به کار کرد.
 
 
 
 
رمضان احمد قدیرف 
 
مشارکت گسترده الازهر و عدم حضور حتی یک نماینده سعودی در کنفرانس از وجود بحرانی شدید در روابط قاهره - ریاض خبر می داد و به عربستان گوشزد می کرد، ائتلاف پوتین - السیسی خطرناک تر از آن است که با دیپلماسی پرخاشگرانه و فرافکنانه ریاض پاسخ داده شود.  
 
به این ترتیب، درحالی که از مصر شخصیت هایی مانند «احمد الطیب»، شیخ الازهر و شیخ «شوقی علام»، مفتی مصر و «اسامه الازهری»، مشاور رئیس جمهور مصر و «علی جمعه»، مفتی سابق این کشور در کنفرانس حضور یافتند، یک مفتی هم به نمایندگی از سعودی ها و متحدان منطقه ایش به کنفرانس دعوت نشد، به استثنای یک پژوهشگر ناشناخته علوم شرعی به نام «حاتم العونی» که حضور محسوسی نداشت.
 
بیانیه پایانی و دستاورد کنفرانس
رهاورد سه روز نشست های علمای اهل سنت جهان اسلام در چچن با حضور پر رنگ مفتي های الازهر و نقش اثر گذار نمایندگان مصر بيانيه ای بود که در روز پايانی اين همايش قرائت شد.
 
 
 
این بیانیه اهل سنت و جماعت را اینگونه تعريف می کرد: «اهل سنت در اعتقاد و مذاهب کلامي، اشعري و ماتريدي و در فقه، همان مذاهب چهارگانه حنفي‌، مالکي، شافعي و حنبلي هستند و اهل تصوف از نظر علمي و اخلاقي پاک و از نظر تزکيه نفس همچون امام الجنيد (جنيد بغدادي) و امثالهم می باشند».
 
در واقع این بیانیه با ذکر این نکته که «اهل سنت و جماعت در اعتقاد و مذاهب کلامی اشاعره و ماتریدیه، و پیروان مذاهب چهارگانه اهل سنت در فقه (حنبلی، حنفی، شافعی و مالکی) و اهل تصوف هستند»، وهابیت را از دایره اهل سنت طرد می کرد.
 
نکته مهم مورد تاکید در اين کنفرانس آن بود که تصریح شد: «وهابيت و سلفيت عامل تفرقه در امت اسلامي و بدنامي دین مبین اسلام شده است».  
 
شرکت کنندگان در این کنفرانس همچنین، مؤسسات دینی و اسلامی قدیمی اهل سنت را شامل الازهر، القرویین، الزیتونه، حضرموت، مراکز علمی و پژوهشی و مؤسسات دینی و علمی روسیه دانسته، از درج مؤسسات دینی سعودی از جمله دانشگاه اسلامی مدینه منوره در لیست مؤسسات و مراکز دینی و مطالعاتی اهل سنت خود داری کردند.
 
 
 
شرکت کنندگان در این کنفرانس بر «راه ‌اندازی یک شبکه تلویزیونی در فدراسیون روسیه با هدف معرفی اسلام صحیح و مبارزه با افراط ‌گرایی و تروریسم و ایجاد مرکز علمی در جمهوری چچن برای رصد و مطالعه و بررسی فرقه‌ های معاصر و مفاهیم و نقد علمی فکر افراطی تأکید و پیشنهاد کردند که نام این مرکز،‌ «تبصیر» (بصیرت‌، روشنگری) باشد».
 
اگرچه برگزاری اين کنفرانس از ابتدا با اعتراض و مخالفت مفتی های وهابی مواجه و بيانيه پاياني آن موجی از انتقادها و محکومیت های کاربران شبکه‌ هاي اجتماعي طرفدار وهابيت مواجه شده بود، اما بیانیه پایانی همچون شعله ای در خرمن به شکلی بی سابقه خشم و غضب سعودی های وهابی و متحدان آنها را برانگیخت.
 
موضع‌ گیری صریح الازهر در این کنفرانس که به صورت آشکار به اهل سنت جهان اعلام کرد که وهابیت و جریان‌ هایی که به نام اهل سنت به کشتار انسان ها می ‌پردازند، در زمره اهل سنت نیستند، حائز اهمیت بسیار است، اگر غیر از این بود، فردی مانند «شیخ یوسف قرضاوی» الازهر را به خاطر شرکت در این کنفرانس به باد انتقاد نمی گرفت و هیئت علمای بزرگ عربستان این کنفرانس را در راستای «دامن زدن به احساسات طایفه ای و شعله ور کردن آتش تفرقه افکنی» توصیف نمی کردند.
 
به هر روی اين کنفرانس و آنچه در آن رخ داد، حادثه ای بی سابقه در تاریخ اهل سنت شمرده می شود که آثار و پيامد هاي گوناگوني به همراه دارد.
 
 
 
مهم ترین آثار و پیامدهای کنفرانس گروزنی
کنفرانس گروزنی از ابعاد مختلف حائز اهمیت است:
- حضور گسترده و تاثبرگذار مفتي های مصر به وي‍ژه احمد الطيب، رئيس دانشگاه الازهر این کشور؛ سخنرانی تاريخي احمد الطيب در اين همايش که بر ضرورت اصلاح گفتمان ديني و قائل شدن تمایز بین اهل سنت و سلفی های تکفیری در نوع خود بي ‌سابقه بود.  
 
- متهم کردن ایران و روسیه به دست داشتن در برگزاری این کنفرانس؛ عصبانيت مفتی های وهابي سعودي از اين همايش به حدی بود که آن را توطئه ‌اي از سوی ايران و  روسيه عليه عربستان سعودي عنوان کردند.  
 
- موضوع و هدف کنفرانس، شخصیت های شرکت کننده در آن، بیانیه پایانی و پیام هایی که این بیانیه دربرداشت، نوید دهنده آغاز موج جدید مقابله با وهابیت سعودی، افراط گرایی و فتنه انگیزی های مذهبی و طایفه ای در منطقه است.  
 
- اهمیت این خیزش در آن است که ابزار مقابله و مبارزه در آن، نه تسلیحات و نه مهمات نظامی است، در این رویکرد خبری از میدان جنگ و نبردها و خونریزی ها نیست، بلکه میدان رویارویی نشست ها و همايش‌ ها و ابزار مبارزه و سلاح این میدان گفتمان دینی و منطق بشری است که نتیجه آن نه کشتار انسان ها و ویرانی خانه ها، بلکه ایجاد روشنگری و بیداری در ملل و جوامع اسلامی است و بنابر اذعان صاحبنظران اثر گذارترین سلاح در تمام مبارزات تاریخ بشری به شمار آمده است.
 
 
 
 
 
- یکی از مهمترین اهداف کنفرانس گروزنی گرفتن مرکزیت عربستان و سردمداری سعودی وهابی جهان اسلام به طور عام و کشورهای اهل سنت به طور خاص است.
 
- کنفرانس گروزنی زمینه ساز آغاز دور تازه‌ اي از گفتگوی ادیان و مرحله ای جدید از گفتگو و تبادل نظر ميان فرقه های مختلف اسلامي است. در این راستا می توان به اظهارات مهم شيخ «احمد کريمه»، استاد فقه دانشگاه الازهر مصر اشاره کرد که در مصاحبه با خبرگزاري «بديل» گفته بود: تفکر افراطي و اندیشه های وهابي تکفیری نه تنها وحدت و یکپارچگی مصر، بلکه جهان اسلام را به خطر انداخته، به همین دلیل از خدا مي خواهم، به من توفیق دهد تا زنده هستم، شاهد حل اختلافات شیعی – سنی باشم و علماي شيعه و سني و دیگر فرقه های دینی و مذهبی را کنار هم و در يک جا ببينم.  
 
- بیانیه کنفرانس گروزنی نه تنها در مرکزیت و رهبريت عربستان بین اهل سنت تشکيک و تردید می کرد، بلکه آشکارا و علنی وهابيت را از دايره اهل سنت طرد می نمود و این تصمیم بسيار خطرناکي براي عربستان محسوب مي ‌شود که بازتاب های آن محدود به یک نقطه مکانی و برهه زمانی نیست.
 
- کنفرانس گروزنی و نمایندگان کشورهای شرکت کننده در آن، نشان از رسمیت همایش و پذیرش آن از سوی حکومت ها و دولت های جهان عرب و اسلام داشت. بی تردید حضور هيئت های بلند پايه مذهبي از جمله هیئت مصری با اطلاع و هماهنگی دولت این کشور به ویژه «عبد الفتاح السيسي»، رئیس جمهوری آن صورت گرفته بود و این به معنای آغاز نوعی همکاری و هماهنگی منطقه ای بین روسيه و مصر و تشکیل ائتلافی جدید براي مقابله با عربستان به زیر کشیدن وهابیت سعودی از رهبري جهان اسلام و اهل سنت و جايگزين کردن مصر و الازهر به جای آن است. اظهارات محمد آل شيخ، مفتي وهابی سعودي که گفته بود: «مشارکت الازهر در کنفرانس گروزني که عربستان را از اهل سنت خارج کرده، تغيير رابطه ریاض و قاهره را ضرورت مي بخشد» نشان می دهد، آل شیخ و آل سعود پیام اصلی و واقعی کنفرانس را گرفته و از آن به شدت احساس خطر کرده اند.
 
- خروج الازهر مصر از چنبره وهابیت سعودی؛ این کنفرانس نشان داد، الازهر مصر تلاشی جدی برای خروج از سیطره وهابیت سعودی آغاز کرده است. این اقدام الازهر از این حیث حائز اهمیت است که مناسبات مصر و عربستان در سال های اخیر بسیار نزدیک نشان می داد و حمایت های رو به افزایش سعودی ها از الازهر، از سیطره وهابیت بر این نهاد دینی – علمی جهت بهره برداری ابزاری از آن با حربه «شیعه هراسی» در قبال جمهوری اسلامی ایران خبر می داد.  
 
اسناد وزارت خارجه عربستان سعودي افشا می کند، «احمد القطان»، سفير عربستان در قاهره همواره با شیوخ الازهر به ویژه جهت مقابله با آنچه آن را گسترش تشیع در مصر خوانده بودند، در تماس بود.
 
- خط بطلان کشیدن بر اسلام مورد تعریف وهابیت؛ کنفرانس چچن را باید واکنش به تلاش‌ های مستمر وهابیت شمرد که مدت ‌هاست، تفسیر خاص خود را از اسلام ارائه می‌ دهد و تلاش دارد، آن را به انحصار خود درآورد.
 
- رد جریان تکفیری؛ این کنفرانس همچنین واکنش به جریان تکفیری است که در حال حاضر در قالب تروریسم تکفیری و به شکلی ملموس تر گروه های تروریستی تکفیری نمود یافته و اصول و مبادیش بر مکتب وهابیت و پایه های اعتقادیش بر اندیشه وهابی بنا شده است. 
 
- رد گفتمان وهابیت سعودی؛ کنفرانس چچن را باید رد گفتمان وهابیت سعودی از سوی اهل سنت شمرد، گفتمانی که سال هاست، بر تبعیض و حذف و انزوای دیگران و خود بزرگ بینی و تعصب و تحجر بنا شده و بنابر اذعان روزنامه «الوطن» چاپ ریاض گزینش، حذف و تبعیضی که ما در کنفرانس چچن شاهد آن بودیم و خشم و غضب ما را به دنبال داشت، از گروزنی آغاز نشد، بلکه از سال‌ ها پیش، زمانی آغاز شد که یکی از دانشگاه های ما میزبان کنفرانسی درباره سلفی ‌گری بود و سپس صفت جهانی به آن داد، در حالی که حتی یک سخنگو هم از ده‌ ها فرقه و مذهب اسلامی در آن دعوت نشده بود تا دیدگاه متفاوتش را شنیده و از نظر مغایرش آگاه شویم، خط مشی و رویکردی که پس از آن دانشگاه‌ های ما آن را پیش گرفتند.
 
 
 
نگرش وهابیت به اهل سنت
وهابی ها عقیده اشعریه و ماتریدیه (اهل سنت) را عقاید انحرافی و اهل تصوف را اهل بدعت و خرافات به شمار می آورند و نگاهی تحقیر آمیز و رفتاری توهین آمیز به مذاهب فقهی اهل سنت (حنبلی، حنفی، مالکی و شافعی) دارند و در این راه هر آنکه با نگرش و اعتقادات «ابن تیمیه»، پدر فکری و اعتقادی وهابی ها و بنیانگذار وهابیت مخالفت کند، سزاوار تکفیر است.
 
نگرش وهابیت به مکاتب دیگر اسلامی
وهابی ها با متهم کردن پیروان دیگر مکاتب اسلامی به گمراهی و ضلالت، آنها را زندیق، رافضی و مجوس خوانده و تکفیر می ‌کنند.
 
به این ترتیب، وهابی ها به صراحت با هر نظر و دیدگاهی مغایر و مخالف با دیدگاه و نظر خود را رد می کنند و بالطبع هر فرد، گروه، فرقه و یا مکتب مخالف را ابتدا به گمراهی و ضلالت متهم کرده و سپس تکفیر می کنند.
 
دلایل رد وهابیت از سوی اهل سنت
دلایل اهل سنت جهت رد وهابیت و وهابی ها به عنوان نماینده جهان اسلام و پرچمدار این جهان به ویژه اهل سنت متعدد و بی شمار است که در اینجا به مهمترین آنها اشاره می کنیم:
 
- رد عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی  
- رد تسلیم و سرسپردگی در برابر بیگانگان از جمله آمریکا و رژیم صهیونیستی
- رد سازش در قضیه فلسطینی و رسمیت بخشیدن به اشغال سرزمین فلسطین
- رد تبعیض و فتنه انگیزی و جنگ‌ افروزی میان فرقه ها و مکاتب اسلامی
 
شروطی که هیچ یک از آنها در هیچ یک از برهه های تاریخی حاکمیت خاندان سعودی بر عربستان وجود نداشته و مشاهده نشده است.
 
 سرانجام سخن اینکه به گفته «عبد الباری عطوان»، سردبیر نشریه رأی ‌الیوم چاپ لندن «همایش گروزنی ضربه سختی به عربستان و مفتیان وهابی اش و هشداری به ریاض بود تا متوجه گام ‌های اشتباهش باشد و هرچه‌ سریع ‌تر در سیاست‌ های خود بازنگری كند و در این موقعیت به جای ناسزا گفتن و فحش دادن به دیگران، اندکی به فكر فرو رود».