سیاست این پروژه درمرحله اوّل، مبتنی بر ساخت یک مفاهمه عمومی است،اینکه هر نقدی بر مذاکرات و هر مانعی بر سر توافق ایده آل آمریکا؛منحصراً برآمده از یک عامل است، اینکه بسیجیان اقتصادی از تحریم ها ارتزاق می کنند ومانع رابطه با آمریکا هستند.

گروه سیاسی مشرق- روز 27 آبانماه، «روزنامه ایران» - ارگان رسمی دولت- در سرمقاله صفحه نخست خویش، به شکل غیرمنتظره ای به بررسی مجموعه مقالات «خبرگزاری انگلیسی رویترز» درباره عملکرد اقتصادی «ستاد اجرایی فرمان امام ره» پرداخت. این یادداشت که در حقیقت جوابیه ای شعاری و غیرمستدل به مقالات این خبرگزاری بود، از آن جهت شوک آور بود که هیچ یک از رسانه های داخلی؛ پیش از «روزنامه ایران» این خبر را بازتاب نداده بودند. در واقع این برای اوّلین بار بود که یک رسانه داخلی معتبر، افکار عمومی را با این موضوع آشنا کرد. سئوال این بود که چرا باید یک رسانه، بازتاب خبری را به عهده بگیرد که پیش از آن دیگر رسانه ها بدلیل حسّاسیت موضوع از ضریب دادن به آن در بین افکار عمومی، طفره رفته بودند؟ موضوعی که پایش به جامعه باز نشده بود و مشکل ثانویه این بود که دفاع قوی و مستدلی از ستاد نشده بود و به دادن شعارها بسنده شده بود.

یادداشت شعاری و غیرمستدل «روزنامه ایران» در نقد مقالات «رویترز» که سئوال های زیادی برمی انگیزد

«خبرگزاری رویترز» طیّ سه مقاله مفصّل و بلند در اواسط نوامبر، با ترکیب اطّلاعات نادرست و درست، یک گوی رسانه ای که پیشتر آمریکایی ها رهایش کرده بودند، را ریشارژ کرد.

خبرگزاری رویترز در گزارشی آکنده از دروغ، سعی کرد، عملیات روانی بزرگی علیه نظام را پیش ببرد

آیا می دانید، موضوع از چه قرار است؟ چندی پیش که «نتانیاهو»، پروژه رسانه ایِ "هوچی گرایانه" خود علیه دکتر «روحانی» و روند دیپلماتیک وی را کلید زد، یک شکاف تحلیلی در جامعه بوجود آمد؛ اینکه آیا «نتانیاهو» به همان اندازه که در ظاهر علیه دیپلماسی جدید ایران است، در باطن نیز علیه این روند هست؟ این شکاف طرفداران و مخالفان خود را در جامعه و بخصوص در بین نخبگان دامن زد، کسانی که می گفتند این یک بازی رسانه ای برای فریب افکار عمومی ایران و تیم مذاکرات هسته ای است؛ در مقابلِ کسانی که می گفتند، رژیم اسرائیل حقیقتاً بزرگترین بازنده مذاکرات فعلی است و اینکه این نمایش رسانه ای، ظاهرسازی نیست.

می توان ساعت ها صرف کرد، می توان ساعت ها مجادله کرد، می توان ساعت های زیادی را برای تعمیق شکاف ها هزینه کرد و شواهد را بررسی کرد؛ تا دید حقیقت در اینباره چیست! ولی این سئوال یک سئوال فرعی است، در حالیکه نخبگان دو طرف در حال زد و خورد رسانه ای- فکری هستند و به کاهش انرژی همدیگر مبادرت می ورزند؛ این جبهه عملیات روانی غرب و مزدوران داخلی اش هستند، که پروژه پیچیده خود را به سرعت و با ظرافت به پیش می برند. آنها در حال برچسب سازی رسانه ای حول مفاهیم روانی مورد نظر خود هستند، برچسب هایی که بر اساس طیف متنوّعی از عملیات روانی؛ قرار است بر اذهان عمومی ملّت ایران بنشیند.

در حالیکه چالش های داخلی بین این دو گروه در جریان است، وقت مناسبی فراهم شده تا پروژه مادر پیگیری شود: "نتانیاهوسازی از منتقدین داخلی". بنابر این، شاید مهم باشد که نیّت «نتانیاهو» از هوچی گری های تکراری اش چیست، امّا یک موضوع مهمتر اینجاست؛ اینکه فارغ از واقعیت ماجرا، برخی هستند که سعی دارند، کوچکترین نقدها به کیفیت روند مذاکرات را در حدّ یک "نتانیاهو داخلی" معرّفی کنند.

چندی پیش در 11 آبانماه، یکی از سایت های منتسب به اصلاح طلبی، در تحلیلی از مخالفین رابطه ایران- غرب و علل مخالفت شان با این رابطه؛ عُمق پروژه جاری را عیان کرد. «پایگاه خبری- تحلیلی فرارو» در یادداشتی به تیتر: "جستجوی سرنخ های بن بست سیاست خارجی در داخل"، نوشت: «از میان گروه های مختلف، که (برخلاف قانون) خود را به عنوان بخشی از سیاست گزاران و تصمیم گیرندگان حکومتی به ملّت تحمیل می کنند، دو طیف مخالف تنش زدایی از رابطه ایران با غرب و رفع تحریم ها هستند. نخست عدّه ای که موجودیت اقتصادی شان در گرو دشمنی کشور با جهان خارج است.

این دسته افراد که از رانتهای ویژه اقتصادی و سیاسی نیز بهره مند هستند، اتّفاقاً از تحریم ها سود می برند. کسانی که پشت تابلوی "بسیجی اقتصادی" پنهان اند و به شغل شریف "دور زدن تحریم ها" مشغول، از قِبَل این خدمت صادقانه سرمایه های میلیارد دلاری برای خود اندوخته اند. قطعاً این افراد چنانچه احساس کنند، تنش زدایی ممکن است فرصت های شغلی پررونق آنها را از بین ببرد؛ سرمایه های عظیم خود را در جهت ممانعت از این اقدام به جریان خواهند انداخت و تلاش می کنند، آب را گل آلود نگه دارند»[1].

باید خاستگاه برچسب سازی "بسیجی اقتصادی" را قبل از این یادداشت جستجو نمود. تقریباً یکماه قبل از این، «روزنامه نیویورک تایمز»، سراغ سوژه ای رفت که عادّی به نظر نمی رسید. این روزنامه معتبر آمریکایی که مطالب آن به عنوان یکی از منابع ملّی برای ثبت تاریخ در این کشور، کاربرد دارد، در حالیکه بحث ها درباره افزایش تحریم های ایران داغ بودند؛ سعی کرد از «بابک زنجانی» مصاحبه بگیرد. در حالیکه «زنجانی»، قرار مصاحبه را رد کرده بود، روزنامه رأساً گزارشی از فعّالیت ها و شخصیت وی را با تیتر درشت در جایگاهی پربازتاب؛ کار کرد.

گزارش تأمّل برانگیز «روزنامه نیویورک تایمز» از یک بسیجی اقتصادی در ایران

این روزنامه سعی کرد چنین القاء کند که مسئول عدم توافق ایران- آمریکا، رانت خواران تحریم ها هستند

«پایگاه خبری- تحلیلی عصرایران» - حامی دولت- در گزارشی از این اقدام، به نقل از «نیویورک تایمز» نوشت: «این روزنامه با انتشار گزارشی درباره «بابک زنجانی» می نویسد، تحریم ها برای این سرمایه دار ایرانی در حکم طلا بودند. او خود را یک "بسیجی اقتصادی" می داند، در حالیکه یک «مرسدس بنز اس ال 500» سوار می شود و یک ساعت مُچی 30 هزار دلاری در دست دارد، متناسب با مردی که گفته می شود 13 و نیم میلیارد دلار ثروت دارد ... زنجانی سال ها در عرصه اقتصادی فعّال بود امّا نامی از او در میان نبود تا اینکه از خود در برابر اتّهامات به جیب زدن پول فروش نفت ایران، در مطبوعات و رسانه ها دفاع کرد (مصاحبه با «ایسنا» و «نشریه آسمان») و اینگونه نام او بر سر زبان ها افتاد»[2]. این گزارش «عصر ایران» به سرعت در رسانه های اصلاحات، از جمله در «روزنامه دنیای اقتصاد»، «سایت بهار» و ... بازتاب یافت.

سخت است که باور کنیم، یک تحلیل گر خارجی بدون هیچ کمک داخلی، تا این حدّ از جزئیات در ایران خبر داشته باشد. به هر حال، مبرهن است که بعد از «انتخابات ریاست جمهوری» نام «بابک زنجانی» از وقتی بر سر زبان ها افتاد که برشمردن مضرّات تحریم ها و اثراتش بر اقتصاد جامعه توسّط اصلاح طلبان و اپوزیسیون رواج یافته بود. وقتی "کمپین های نه به تحریم"[3] با الگوی قارچی شکل می گرفتند و بحث ها درباره رد یا پذیرش "لزوم نظرسنجی رابطه ایران- آمریکا"، بورس بود.

سعید حجّاریان، چندی بعد از اینکه پیشنهاد "کمپین مدنی ضدّتحریم" در جراید اصلاح طلب مطرح شد؛

دستور بزرگنمایی تحریم توسّط روشنفکران را صادر کرد؛ "تحریم و ماادریک ماالتّحریم"

"نتانیاهوسازی داخلی" سناریویی است که در حال پیگیری بود و هست، سناریو این بود که برخی دوست داشتند، روند جدید مذاکراتی «دولت یازدهم» با آمریکا و اعضای دیگر «5+1» بر سر موضوع هسته ای را به سمت یک مطالبه سازی مدنی از "رابطه با آمریکا" سوق دهند.

گام های ساخت این مطالبه مدنی هم کاملاً قابل ارزیابی است:

1- عامل مشکلات معیشتی در 2 سال و نیم اخیر، تحریم ها هستند

2- نمایش و بزرگنمایی از آثار تحریم ها

3- دلیل تحریم ها، پیشبُرد اهداف هسته ای نظام است

4- تنها راه رفع تحریم ها، دیپلماسی و ایجاد رابطه جامع با آمریکاست

5- هرگونه شکست دیپلماسی از جانب تُندروهای داخلی و خارجی است

6- تُندروهای اسرائیل، آمریکا و ایران و همچنین حکومت های چین، هند و روسیه از "تحریم ها" سود می برند

7- تُندروها سعی می کنند، از هرگونه توافق دیپلماتیکی برای حفظ منافع اقتصادی- سیاسی شان ممانعت به عمل آورند

8- هر نقدی بر روند مذاکرات، متعلّق به جناح تُندروهاست.

با همه این تفاسیر، پروژه نتانیاهوسازی از همه کسانی که خواهان گام های عقلائی در مذکرات هستند و کوچکترین نقدی وارد می کنند و برچسب "ضدّمردم" و تُندرو زدن به آنها، خود دنباله یک خیزش خارجی است. پروژه "دیپلماسی عمومی تحریمی آمریکا"، علیه انگاره های ذهنی مردم ایران در رابطه با مشکلات معیشتی شان، پیشتر شکل گرفته بود و باید پروژه جدید را تقسیم کار درونی پروژه مادر فرض کرد.

متأسّفانه پاره ای از بی تدبیری های داخلی بویژه در «دولت دهم» باعث شد، تحریم ها به شکلی اغراق آمیز و کاملاً ناگهانی در بهار و تابستان 1391 ه.ش، آثار سوء خود را به مردم تحمیل کنند. موج سرسام آور نوسانات ارزی منشعب از التهابات «بازار آزاد ارز» در «تهران»، مردم و سپس مسئولین اجرائی را بخاطر رشد سریع تورّم؛ وارد شوک کرد.

آن زمان برخی از مسئولین «دولت دهم» با اکو کردن این گزاره که: "عامل معضلات داخلی، فقط تحریم است"، شروع به ایجاد مقدّماتی برای مذاکره با آمریکا کردند. در نتیجه، کمک بزرگی کردند که این فهم نسبتاً عمومی در جامعه ایران پدیدار شود که تنها و تنها راهِ حلّ مشکلات اقتصادی، "رفع تحریم ها" است.

اغلب اوقات، گفته می شود که اگر خواهان نتیجه گیری در دیپلماسی های چالش برانگیز هستید، در پرونده هایی که مردم نسبت به آن حسّاسند؛ میز را محرمانه به پیش ببرید. با این وجود، چیزی که از آن صحبت می شود، این است که طرح منظّمی در «ایالات متّحده آمریکا» تدوین شد که به سیاستمداران بطور جدّی توصیه می کرد، محتوای مذاکرات با ایران به توده های مردمی ایران کشیده شود.

از نظر آنها، مردم ایران باید بدانند، مسئول فشارهای اقتصادی و بالا و پایین شدن قدرت خرید آنها کیست؟ آنها می خواهند پاسخ این سئوال را طبق ایده های خود و بر طبق یک عملیّات روانی منظّم به موازات یک عملیّات سیاسی- اطّلاعاتی رژیم مند؛ به مردم ایران القاء کنند؛ اینکه "کلید کاهش تحریم" دست حاکمیت ایران است. پرچم دار این نظریه در آمریکا، شخصِ «ریچارد هاس» - رئیس شورای روابط خارجی- بود[4] که یک از تأثیرگذارترین نهادهای تصمیم گیر و تصمیم ساز در سیاست های خارجی- امنیتی آمریکا را مدیریت می کند.


ریچارد هاس (رئیس شورای روابط خارجی): محتوای مذاکرات با ایران را به گوش مردم این کشور برسانید، گاهی بهتر است دیپلماسی محرمانه نباشد

آنچه «رویترز» نوشت و به احتمال بسیار قوی، تنها یک گام شروع در عرصه رسانه است و در آینده نزدیک با شدّت پیگیری خواهد شد، ناظر بر پیگیری و تقویت این دو پروژه است؛ یکی در داخل (نتانیاهوسازی از مدافعان مذاکرات اصولی) و یکی در خارج (دیپلماسی عمومی تحریم ها). سیاست این عملیات روانی در مرحله جاری مبتنی بر ساخت یک مفاهمه عمومی در ایران است، اینکه هر نقدی بر مذاکرات و هر مانعی بر سر توافق ایده آل آمریکا و اسرائیل؛ منحصراً برآمده از یک عامل است، اینکه بسیجیان اقتصادی از تحریم ها ارتزاق می کنند.

خوش بین نباشید، این پروژه فقط معطوف به سوژه های فرعی مثل «زنجانی» ها نیست؛ طرح، تمام نظام «جمهوری اسلامی» را در بر گرفته است. یادمان نرود که "سازمان فتنه" در جامعه و بخصوص در دانشگاه ها در حال بیدار شدن از خواب زمستانی است.


[1] «جستجوی سرنخ های بن بست سیاست خارجی در داخل»- «قاسم توکّلی»- «پایگاه خبری- تحلیلی فرارو»- 27/8/1392

[2] «گزارش نیویورک تایمز از بابک زنجانی/ برای این سرمایه دار ایرانی، تحریم ها طلا بودند»- «پایگاه خبری- تحلیلی عصرایران»- نزدیک به «منوچهر متّکی»- 13/7/1392- به نقل از « To This Tycoon, Iran Sanctions Were Like Gold»- «Thomas Erdbrink»- «The New York Times»- 4oct, 2013

[3] «"کمپین ضد تحریم اصلاح‌طلبان"؛ به نام ایران، به کام اوباما»- «پایگاه خبری- تحلیلی مشرق»- 10/6/1392

[4] ریچارد هاس: «مصالحه ای که مقامات ایرانی به آن می اندیشند به لغو تحریم ها و از بین رفتن تهدید اقدام نظامی کمکی نمی کند. امّا اکنون زمان آن است که بسته پیشنهادی جامعی به ایران ارائه شود ... علاوه بر این مفّاد مهمّ این پیشنهاد باید علنی شود. به این ترتیب در صورت مخالفت ایران باید دلایل آن برای مردم تشریح شود ... علنی کردن بسته پیشنهادی مزیّت دیگری نیز دارد و آن این است که مردم ایران از دلیل اقدام نظامی احتمالی آگاه خواهند شد. تفکّر معمول بر این است که دیپلماسی را باید در خفا انجام داد اما گاهی بهتر است که شفّافیت هر چه بیشتر بر دیپلماسی حاکم باشد. مسئله ایران نیز یکی از همین موارد است که دیپلماسی باید روشن باشد»- «پروجکت سیندیکیت»- 29/7/1391 و ریچارد هاس: «این روند [میانه رو بودن روحانی] با شک و گمان همراه است. امّا باید آن را آزمایش کنیم. ما باید پیشنهاداتی بدهیم که ایران را کوچک نشمارد. پیشنهاداتی بدهیم که به ایرانی ها اجازه دهد، اقدامات مشخّصی انجام دهند و محدودیت های مشخّصی را در برنامه هسته ای انجام دهند ... ما باید مشخّص کنیم که نقش آنها چیست؛ ما باید این اقدامات را به صورت علنی انجام دهیم. ما باید از این فرصت استفاده کنیم و به 50 درصدی که به روحانی رأی دادند، بصورت علنی بگوییم که به دولت آنها چه چیزی پیشنهاد داده ایم»- گفتگو با «فرید زکریّا» در «برنامه GPS در خبرگزاری CNN»- 3/4/1391