سرویس سیاست مشرق - ما در "زیرِ ذرهبین" فراتر از گزارش صرف، میکوشیم با نگاهی دقیق و کالبدشکافانه، لایههای پنهان عملکرد مسئولان و ریشههای بحرانهای مدیریتی را آشکار کنیم. از نقد عملکردِ مدیران گرفته تا واکاوی بازیهای سیاسی جناحها و رفتارهای نخبگان؛ در این بخش، سیاستمداری ابزاری و تضادهای جناحی را زیرِ ذرهبین میگذاریم تا از پوسته شعارها عبور کرده و به ریشهیابی بحرانهای سیاسی و مدیریتی بپردازیم.
***
حسن روحانی روز ۹ شهریور در دیدار با استانداران دوره ریاستجمهوریاش طی سخنانی گفته بود: "ظاهراً بعضیها از پیمان بدشان میآید؛ از مذاکره بدشان میآید. از اینکه توافق شود با یک گروه خوششان نمیآید و...." / همچنین او در بخش دیگری از صحبتهایش اذعان داشته که: به مردم. بگوییم مردم! قرار ما این است که با قدرتهای بزرگ جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم، اگر مردم گفتند ما قبول داریم خیلی هم خوب است برویم ادامه بدهیم، اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند آیا ما نمیخواهیم بپذیریم؟
پس از واکنشهای تند به سخنان وی، حالا عقبنشینی کرده و میگوید منظورش دفاع در برابر تجاوز نبوده است. وی تصریح کرده است که سخنانم درباره ضرورت «پشتوانه ملی برای اهداف ملی» بود نه برگزاری همهپرسی برای دفاع در برابر تجاوز. دفاع در برابر تجاوز «جزو بدیهیات اولیه» است و بحثی درباره ضرورت ایستادگی ملت در برابر حمله خارجی وجود ندارد.
این عقبنشینی تاکتیکی، بیش از آنکه شفافساز باشد، لرزان بودن ستونهای فکری این جریان را نشان میدهد. وی تلاش دارد با تفکیک «دفاع در برابر تجاوز» از «اهداف بلندمدت ملی»، تبعات آن اظهارات را به سوءبرداشت مخاطبان تقلیل دهد. اما آیا این «تفسیر تازه»، با وجود آن همه مصداق های عینی برای مردم از کارنامه رفتاری، گرهای از ابهام گفتمانی او باز میکند یا بر دامنه تناقضات میافزاید؟
بازی با کلمات یا اصلاح راهبرد؟
روحانی میگوید منظورش از «جنگ»، تقابل در برابر تجاوز نظامی نبوده، بلکه «اهداف ملی» بوده است. پرسش اصلی اینجاست: کدام عقل سیاسی میپذیرد که «اهداف بلندمدت ملی» (مانند عزت، امنیت و پیشرفت) در خلأ و بدون در نظر گرفتن «نیات شوم اشرار عالم و تقابل خیر با شر» تعریف شوند؟ گویا او دههها تحریمهای اقتصادی، دارویی، صنعتی و غیره علیه همین مردم مظلوم و تحمیل جنگهای خسارتبار و شهادت مردم و بزرگانشان، توسط همین قدرتهای سلطه گر و زورگو را فراموش کرده است!
وقتی ایشان در سخن نخستین خود صراحتاً از «ادامه دادن جنگ تا بیست سال دیگر» سخن میگوید و آن را منوط به نظرخواهی از مردم میکند، عملاً در حال «شرطی کردن امنیت کشور» است. تلاش برای جداسازی «هدف» از «مقاومت»، خطای استراتژیک او است؛ این یعنی رئیس جمهور سابق با آن همه سابقه اجرایی و امنیتی و مدیریت جنگ در همین نظام، از بدیهیات گفتمان نظام بیخبر است!
جنگ جمل؛ وقتی پرچمها مشکوک میشوند
آقای روحانی! در تاریخ صدر اسلام، ماجرای "جمل" عبرت بزرگی است؛ نه لزوماً به خاطر جنگ، بلکه به خاطر غبارآلود بودن فضا. وقتی سردمداران مشهور، با پرچم "عدالتخواهی" یا "اصلاح"، صفِ خود را از امام امت جدا میکنند، ناخواسته جاده را برای دشمن صاف میکنند. سخنان اخیر شما نیز از همین جنس غبارآلود کردن فضا است.
شما میگویید «اهداف ملی باید مورد تأیید مردم باشد». آیا این همان "شرطی کردن امنیت" نیست؟ آیا در میانه میدان، وقتی دشمن دندان تیز کرده است، زمان آن است که از اهداف کلان بپرسیم یا زمان آن است که پرچم مقاومت را بالا نگه داریم؟ در جنگ جمل، کسانی که پرچمدار بودند، شاید ادعای خیر داشتند، اما نتیجه کارشان، «شقه شقه کردن جامعه مومنین» بود. آیا شما میخواهید با این دست سخنان، میان «مردم» و «آرمانهای انقلابی» جدایی بیندازید؟
آقای روحانی! دفاع از کشور، نه یک «موضوع انتخاباتی» است و نه یک «بحث کارشناسی» که بشود با نظرسنجی آن را سنجید؛ بلکه یک تکلیف ملی - میهنی و الهی است که هر انسان آزادهای به حکم وجدان خود میداند که برای دفاع از وطن در مقابل تجاوز دشمن تکلیف دارد.
تاریخ قضاوت خواهد کرد که در این روزهای حساس، چه کسی در صف ایستادگی بود و چه کسی با کلمات، تیشه به ریشه اتحاد و انسجام ملی زد.