به گزارش مشرق، غلامرضا نیازی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
تحولات سالهای اخیر در افغانستان نشان میدهد که این کشور در حال عبور از جایگاه سنتی خود بهعنوان یک کشور حائل و امنیتی و حرکت به سمت ایفای نقش بهعنوان پل میان آسیای مرکزی و جنوبی است. افغانستان اکنون به میدان رقابت چند مسیر و چند قدرت بینالمللی و منطقهای تبدیل شده و تلاش میکند موقعیت جغرافیایی خود را به یک سرمایه سیاسی و اقتصادی تبدیل کند. تجارت افغانستان با کشورهای آسیای مرکزی در سال ۲۰۲۵ حدود ۲.۷ میلیارد دلار اعلام شده و هدف کابل افزایش آن به ۱۰ میلیارد دلار طی سه تا چهار سال عنوان شده است.
این تحول برای ایران اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا اگر شبکههای ترانزیتی جدید افغانستان و آسیای مرکزی شکل بگیرند، ایران میتواند در مرکز یکی از مهمترین مسیرهای جایگزین قرار گیرد یا در صورت ناکامی در توسعه زیرساختها و دیپلماسی ترانزیتی، بخشی از ظرفیت خود را به رقبای منطقهای واگذار خواهد کرد. مسئله اصلی برای تهران فقط افغانستان نیست، بلکه رقابت بر سر این است که آسیای مرکزی از چه مسیری به آبهای آزاد، آسیای جنوبی، خلیج فارس، قفقاز و اروپا متصل شود.
در این میان، بندر چابهار مهمترین برگ برنده ایران است. چابهار برای کشورهای آسیای مرکزی یک مزیت بنیادی دارد: امکان دسترسی به اقیانوس هند بدون عبور از پاکستان. اگر کالاهای ازبکستان، قزاقستان و سایر کشورهای آسیای مرکزی بتوانند از طریق راهآهن یا جاده به ایران و سپس چابهار برسند، ایران نه فقط مقصد کالا، بلکه ارائهدهنده خدمات ترانزیتی خواهد بود. یکی از مهمترین تحولات کنونی، رقابت میان چند مسیر برای اتصال آسیای مرکزی به آبهای آزاد است. از یک سو، ازبکستان از مسیر ترمذ–مزارشریف–کابل–پیشاور حمایت میکند و از سوی دیگر، ترکمنستان مسیر تورغندی–هرات–قندهار–اسپینبولدک را دنبال میکند. ایران نیز مسیرهای متصلکننده افغانستان به شبکه ریلی و بندری خود را توسعه میدهد.
یکی از مهمترین طرحهایی که از منظر ایران باید مورد توجه قرار گیرد، کریدور ریلی پنجکشوری چین–قرقیزستان–تاجیکستان–افغانستان–ایران است. این پروژه در صورت تحقق میتواند چین و آسیای مرکزی را از طریق افغانستان به ایران متصل کند و در نهایت دسترسی به بنادر چابهار و بندرعباس و مسیرهای غربی به ترکیه و اروپا را فراهم سازد. برای ایران، این طرح بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا در صورت اجرای آن، ایران از انتهای یک مسیر به حلقه مرکزی یک شبکه بزرگ تبدیل خواهد شد.
برای بهرهگیری از این فرصتها، ایران باید چابهار را به عنوان یک پروژه ملی ترانزیتی تثبیت کرده و آن را به شبکه ریلی متصل کند. همچنین تکمیل راهآهن خواف–هرات و اتصال آن به شبکه ریلی شمال افغانستان و سپس آسیای مرکزی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. مشارکت فعال در پروژه پنجکشوری و پیوند دادن چابهار به کریدور شمال–جنوب نیز از دیگر راهبردهای کلیدی است. تهدید برای ایران لزوماً موفقیت یک پروژه خاص نیست؛ بلکه شکلگیری شبکهای از مسیرهای ترانزیتی است که ایران در طراحی آن حضور نداشته باشد. پنجره فرصت برای ایران باز است، اما با توسعه همزمان مسیرهای رقیب، این پنجره دائمی نخواهد بود.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.