به گزارش مشرق، سید مقداد یوسفی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
در جنگهای امروز، میدان نبرد دیگر صرفاً به خطوط مقدم، تجهیزات نظامی و قدرت آتش محدود نمیشود؛ بلکه همزمان میدان دیگری به نام جنگ روایتها شکل گرفته است؛ میدانی که در آن رسانه، افکار عمومی، ادراک سیاسی و اراده ملتها به عناصر تعیینکننده قدرت تبدیل شدهاند. پیروزی در جنگ صرفاً به معنای غلبه در میدان نظامی نیست، بلکه زمانی کامل میشود که یک کشور بتواند دستاوردهای میدانی خود را به یک روایت معتبر، قابل فهم و اثرگذار در افکار عمومی تبدیل کند.
امروز رسانه بخشی از قدرت ملی و یکی از مؤلفههای مهم قدرت نرم و ترکیبی کشورهاست. طرفی که بتواند روایت خود را بهموقع، دقیق و اقناعکننده ارائه کند، قادر است برداشت جامعه داخلی، افکار عمومی منطقه و حتی مخاطبان بینالمللی از یک رخداد را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، ممکن است یک طرف در میدان نظامی دستاوردهایی به دست آورد، اما ضعف در اطلاعرسانی، اقناع افکار عمومی و مدیریت روایت موجب شود ارزش سیاسی و اجتماعی آن دستاوردها کاهش یابد.
در مقابل، دشمن نیز تلاش میکند با استفاده از رسانه، عملیات روانی، برجستهسازی گزینشی اخبار، تکرار پیامها و ایجاد ابهام و تردید، ادراک مخاطب از واقعیت میدان را مدیریت کند. در چنین شرایطی، رسانه صرفاً ابزار انتقال خبر نیست؛ بلکه به ابزاری برای شکلدهی به برداشت مخاطب از «واقعیت» تبدیل میشود. یک رویداد ممکن است در میدان رخ دهد، اما آنچه در ذهن افکار عمومی باقی میماند، تا حد زیادی محصول نحوه روایت همان رویداد است.
یکی از ویژگیهای مهم جنگهای معاصر، همزمانی جنگ سخت و جنگ شناختی و رسانهای است. عملیات نظامی میتواند یک هدف مشخص را در میدان دنبال کند، اما عملیات رسانهای تلاش میکند پیامدهای روانی، سیاسی و اجتماعی همان رخداد را در مقیاسی بسیار گستردهتر بازتولید کند. تکرار یک پیام توسط شبکههای رسانهای متعدد، استفاده از تصاویر و نمادهای اثرگذار، برجستهسازی نقاط ضعف و پنهانکردن یا کماهمیت جلوهدادن نقاط قوت، بخشی از سازوکار شکلدهی به افکار عمومی است.
قدرت نظامی بدون قدرت روایت، قدرتی ناقص است و قدرت رسانهای بدون پشتوانه واقعی نیز نمیتواند برای مدت طولانی پایدار بماند. راهبرد صحیح آن است که توان نظامی، دیپلماسی، رسانه، فضای مجازی، دستگاه اطلاعرسانی و ظرفیت نخبگانی کشور در یک منظومه هماهنگ عمل کنند؛ بهگونهای که واقعیتهای میدان با روایت دقیق، سریع و قابل اعتماد به جامعه منتقل شود.
مهمترین سرمایه رسانهای کشور، اعتماد عمومی است. رسانهای که میخواهد در برابر عملیات روانی دشمن موفق باشد، باید از بزرگنمایی، اخبار تأییدنشده و روایتهای غیرواقعی پرهیز کند و با سرعت، شفافیت و اتکا به اطلاعات معتبر، خلأهای خبری را پیش از آن که دشمن پر کند، پوشش دهد. در جنگ روایتها، صداقت و اعتبار رسانهای خود یک مؤلفه قدرت است.
مسئله رسانه صرفاً یک موضوع فنی یا تبلیغاتی نیست؛ بلکه بخشی از دفاع از منافع ملی، استقلال سیاسی و امنیت ملی است. اگر دشمن بتواند واقعیتها را تحریف کند و افکار عمومی را نسبت به توان، مشروعیت و دستاوردهای کشور دچار تردید سازد، بخشی از هدف خود را بدون شلیک حتی یک گلوله محقق کرده است. در مقابل، رسانه مؤمن، حرفهای، هوشمند و مطالبهگر میتواند در کنار نیروهای دفاعی کشور، نقش مهمی در حفظ روحیه ملی، افزایش تابآوری اجتماعی و خنثیسازی عملیات روانی ایفا کند.
باید نگاه به رسانه از یک «ابزار اطلاعرسانی» به یک مؤلفه راهبردی قدرت ملی ارتقا یابد. جنگ امروز فقط جنگ سلاحها نیست؛ جنگ ارادهها، ادراکها و روایتها نیز هست. دست برتر در چنین میدانی متعلق به طرفی است که هم در میدان واقعیت توان ایستادگی دارد و هم میتواند حقیقت آن میدان را با روایت دقیق، حرفهای و اقناعکننده به افکار عمومی منتقل کند.
پیروزی پایدار زمانی حاصل میشود که قدرت میدان و قدرت روایت در کنار یکدیگر قرار گیرند؛ زیرا در عصر جنگهای ترکیبی، آن که میدان را میسازد، اما روایت آن را واگذار میکند، بخشی از دستاورد خود را از دست میدهد و آن که واقعیت، اعتبار و روایت را همزمان مدیریت میکند، از ظرفیت بسیار بیشتری برای تبدیل دستاورد نظامی به دستاورد سیاسی و راهبردی برخوردار خواهد بود.
وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.