کد خبر 1833178
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۳

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.

به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرد و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخت.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های انگلیسی

پایگاه خبری هیل از انتقادات تند سناتور دموکرات جون آساف علیه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و پیت هگست، وزیر دفاع، در جریان یک گردهمایی انتخاباتی در آتلانتا خبر داد. آساف که برای انتخاب مجدد رقابت می‌کند، ترامپ را متهم کرد که «ملت را با دروغ وارد جنگ کرده است.» وی با اشاره به وعده‌های انتخاباتی ترامپ مبنی بر کاهش قیمت‌ها در روز اول و صلح‌طلبی، گفت: «او وعده صلح داد و به ما جنگ تحمیل کرد.»

سناتور جورجیا با مرور ادعاهای بی‌اساس دولت ترامپ افزود: «یادتان هست، سال گذشته ادعا کردند برنامه هسته‌ای ایران نابود شده؟ امسال ادعا کردند تهدید هسته‌ای قریب‌الوقوع است؟ هر دو بار، دروغ بود. در روز اول جنگ، رئیس‌جمهور گفت جنگ جلوتر از برنامه است. در روز چهارم، اعلام پیروزی کرد. امروز روز ۱۷۰ است.» او سپس به سراغ هگست رفت و با برشمردن وعده‌های توخالی او گفت: «در روز نهم، پیت هگست بی‌کفایت تسلیم ایران را تضمین کرد. در روز چهاردهم، ادعا کرد ارتش ایران نابود شده. در روز چهلم، گفت تمام اهداف محقق شده. این چهار ماه پیش بود.»

آساف با لحنی کوبنده نتیجه گرفت: «چیزی منحصراً نفرت‌انگیز در دروغ گفتن برای کشاندن یک ملت به جنگ، تحقیر شهروندان به عنوان نادان و استفاده از نظامیان به عنوان مهره وجود دارد.» این گزارش می‌افزاید که جنگ ایران در آستانه شش‌ماهگی به شدت در میان افکار عمومی آمریکا نامحبوب است و قیمت بنزین از ۳.۱۴ دلار در هر گالن در سال گذشته به ۴.۰۷ دلار جهش کرده است. در جورجیا نیز قیمت بنزین از ۲.۹۱ به ۳.۸۰ دلار افزایش یافته است. این انتقادات در شرایطی مطرح می‌شود که انتخابات میاندوره‌ای نوامبر نزدیک است و کنترل کنگره در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

روزنامه نیویورک تایمز در تحلیلی به قلم اریکا سولومون، رئیس دفتر ایران این روزنامه، نوشت که انتصابات اخیر آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، نشان‌دهنده رویکردی قاطعانه هم در عرصه خارجی و هم داخلی است. بر اساس این گزارش، ایشان با انتصاب چهره‌های باسابقه و سخت‌کوشی چون محسن رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی و حسین طائب به فرماندهی سازمان بسیج، عملاً کشور را در «وضعیت جنگی» نگه داشته و ساختار امنیتی را حول محور فرماندهان کهنه‌کار دوران دفاع مقدس بازسازی کرده است.

این تحلیل با اشاره به اینکه انتصاب این چهره‌ها به معنای «کنار گذاشتن دیپلماسی با آمریکا نیست»، تصریح می‌کند که رویکرد جدید، «دیپلماسی سخت‌تر» را دنبال می‌کند. تحلیلگرانی چون سینا طوسی از مرکز سیاست بین‌الملل معتقدند که رهبری جدید ایران «آماده درگیری طولانی است تا اینکه یک توافق ناقص یا موقت را بپذیرد که ایران را در برابر فشار یا حمله مجدد آمریکا آسیب‌پذیر کند.» به نوشته نیویورک تایمز، این راهبرد مبتنی بر این ارزیابی است که تهران می‌تواند فشار اقتصادی را بیش از ترامپ تحمل کند.

شبکه سی‌ان‌ان در گزارشی اعلام کرد که مهلت ۶۰ روزه تعیین‌شده در یادداشت تفاهم ژوئن برای دستیابی به «توافق نهایی» میان ایران و آمریکا به پایان رسیده و دو طرف بر سر مدیریت تنگه هرمز و آینده دارایی‌های بلوکه‌شده ایران در بن‌بست قرار دارند. بر اساس این گزارش، این یادداشت تفاهم امکان تمدید مهلت با رضایت متقابل را نیز پیش‌بینی کرده بود، اما اجرای آتش‌بس ۶۰ روزه با نقض‌های مکرر همراه شد. ایران نحوه عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز را رد کرد و کشتی‌های متخلف را هدف قرار داد و آمریکا نیز با حملات گسترده به اهدافی در ایران پاسخ داد. ایران نیز متقابلاً با شلیک موشک و پهپاد، کشورهای همسایه میزبان پایگاه‌های آمریکایی را هدف حمله قرار داد.

سی‌ان‌ان می‌افزاید که اکنون همه نگاه‌ها به مذاکرات ایران و عمان دوخته شده است؛ مذاکراتی که انتظار می‌رود مسئله عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز را حل کند. اگر موضوع حرکت در این آبراه راهبردی با موافقت واشنگتن و متحدان منطقه‌ای‌اش حل شود، می‌تواند مانع بزرگی را از مسیر مذاکرات هسته‌ای و تحریم‌ها بردارد. مقامات ایرانی اعلام کرده‌اند که «نقشه مسیر تردد» با عمان توافق شده، اما توافق نهایی شامل بیانیه مشترک هنوز نهایی نشده است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در اشاره به یکی از دلایل تأخیر، گفت که برخی «طرف‌های بدخواه» می‌خواهند منطقه «همیشه در وضعیت درگیری و آشوب باشد.» این وضعیت نشان می‌دهد که با وجود انقضای ضرب‌الاجل، فضای دیپلماتیک کاملاً بسته نشده است.

رسانه های عربی

رأی الیوم در مقاله ای نوشت: جنگ ایران، بیش از آنکه صرفاً یک رویارویی نظامی باشد، ضعف‌ها و شکاف‌های ساختاری قدرت آمریکا را آشکار کرده است. آمریکا نتوانسته به اهداف اصلی خود در قبال ایران، از تغییر نظام تا توقف برنامه‌های هسته‌ای و موشکی، دست یابد و در مقابل با هزینه‌های نظامی و سیاسی سنگینی روبه‌رو شده است.

مقاله همچنین بر کاهش حمایت نسل جوان انجیلی آمریکا از اسرائیل و افزایش شکاف نسلی و سیاسی در جامعه آمریکا تأکید دارد. از دید نویسنده، اختلافات درون حزب جمهوری‌خواه و جریان «اول آمریکا» نیز نشان‌دهنده کاهش اجماع درباره حمایت بی‌قیدوشرط از اسرائیل است.

این مقاله همچنین با اشاره به بدهی عظیم آمریکا، کاهش سهم دلار از ذخایر جهانی و مشکلات داخلی، این روند را نشانه افول تدریجی امپراتوری آمریکا می‌داند، هرچند تأکید می‌کند که فروپاشی آن قریب‌الوقوع نیست. در پایان، کشورهای منطقه به استفاده از این فرصت برای ایجاد استقلال اقتصادی، فناوری و سیاسی و پرهیز از وابستگی به قدرت‌های جهانی دعوت می‌شوند.

الشرق الاوسط در مقاله ای به سیاست «عدم قطعیت» دونالد ترامپ در سیاست خارجی پرداخت؛ رویکردی که در آن با تهدید به تشدید نظامی، طرف مقابل را تحت فشار قرار می‌دهد و سپس در صورت لزوم به مذاکره یا کاهش تنش روی می‌آورد. نویسنده میان ابهام راهبردی و بی‌ثباتی سیاسی تفاوت می‌گذارد: ابهام می‌تواند ابزار قدرت باشد، اما زمانی که هدف اصلی سیاست آمریکا نامشخص شود، این ابهام به منبع نگرانی متحدان تبدیل خواهد شد.

این مقاله می افزاید: جنگ با ایران این معضل را آشکار کرده است. ایران می‌تواند خود را با تغییرات سیاست آمریکا وفق دهد، اما متحدان برای برنامه‌ریزی امنیتی به تعهدات قابل پیش‌بینی واشنگتن نیاز دارند. اروپا به دنبال تقویت توان دفاعی خود، کشورهای خلیج فارس در پی تنوع‌بخشی به شرکای امنیتی و اسرائیل در تلاش برای حفظ آزادی عمل نظامی است. نویسنده تأکید می کند که در نهایت، اگر متحدان برای کاهش وابستگی به آمریکا آماده شوند، سیاست ترامپ ممکن است به جای تقویت نفوذ واشنگتن، استقلال بیشتر متحدان و کاهش اعتبار تعهدات آمریکا را به دنبال داشته باشد.

المیادین درمقاله ای پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را فراتر از میدان نظامی بررسی کرده و آن را نقطه عطفی در ساختار امنیتی و ژئوپلیتیکی خاورمیانه می‌داند. به باور نویسنده، بسته‌شدن تنگه هرمز، افزایش شدید قیمت انرژی، اختلال در کشتیرانی و فشارهای اقتصادی، شکنندگی امنیت انرژی و اقتصاد جهانی را آشکار کرده است.

این مقاله می افزاید: هم‌زمان، اعتماد کشورهای منطقه به چتر امنیتی آمریکا کاهش یافته و برخی دولت‌های عربی به دنبال برقراری ارتباط و ایجاد توازن جدید با ایران هستند. نویسنده تأکید می کند که این جنگ موجب تضعیف بازدارندگی و نفوذ آمریکا و افزایش نقش روسیه و چین شده و زمینه را برای شکل‌گیری ائتلاف‌های جایگزین، به‌ویژه میان ایران، روسیه و چین، فراهم کرده است.

مقاله همچنین توضیح می دهد که مفهوم امنیت منطقه‌ای از الگوی تک‌قطبی و متکی بر آمریکا به الگویی چندمرکزی، مبتنی بر بازدارندگی نامتقارن، همکاری اقتصادی و بازیگران غیردولتی تغییر کرده است. در جمع‌بندی، نویسنده معتقد است جنگ نه‌تنها ایران را تضعیف نکرده، بلکه ساختار امنیتی غرب در منطقه را متزلزل کرده است.

رسانه های چین و روسیه

تیموفی بوردوف، مدیر برنامه باشگاه والدای روسیه، با انتشار یادداشتی تحلیلی در «راشاتودی» با عنوان «چرا ائتلاف مکه ممکن است به نفع روسیه باشد» نوشت که توافق دفاعی سه‌جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان، بیش از آنکه تهدیدی برای مسکو باشد، می‌تواند منابع و توجه رقبای غربی روسیه را در خاورمیانه به خود مشغول کند.

بوردوف با اشاره به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و تداوم درگیری‌ها در منطقه، تأکید کرد که توان روسیه برای مداخله مستقیم در خاورمیانه به دلیل تمرکز نیروهای این کشور در جبهه اوکراین محدود است. از این رو، مسکو می‌تواند از قدرت‌های مستقلی که در منطقه منافع خود را دنبال می‌کنند، به‌عنوان عاملی برای افزایش فشار بر رقبای خود بهره ببرد.

به نوشته این تحلیلگر روس، توافق مکه که هفتم اوت میان عربستان، ترکیه و پاکستان امضا شد، اگرچه برخی آن را «ناتوی سنی» یا «ناتوی اسلامی» نامیده‌اند، اما در شرایط کنونی ظرفیت تبدیل شدن به یک ائتلاف نظامی منسجم را ندارد. اختلاف منافع سه کشور، روابط متفاوت آنها با آمریکا و ایران و نبود دشمن مشترک، مانع شکل‌گیری ساختاری مشابه ناتو است.

بوردوف در عین حال تأکید کرد که اهمیت توافق مکه در تضعیف نظم امنیتی شکل‌گرفته تحت رهبری آمریکا پس از سال ۱۹۹۱ است؛ زیرا قدرت‌های منطقه‌ای اکنون بیش از گذشته درباره امنیت خود بدون انتظار برای سازماندهی واشنگتن گفت‌وگو می‌کنند.

وی نتیجه گرفت که این روند برای آمریکا ناخوشایند، اما برای روسیه مطلوب است؛ زیرا توافق مکه ضمن افزایش استقلال امنیتی کشورهای منطقه، راهبرد آمریکا را پیچیده می‌کند و احتمال تشکیل جبهه‌ای متحد علیه ایران یا روسیه را کاهش می‌دهد.

به گزارش وب‌سایت شبکه CGTN چین، «مائو لی‌رونگ» مدیر مؤسسه مطالعات راهبردی جاده ابریشم و استاد دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای، در مقاله‌ای به مناسبت پنجاه‌وپنجمین سال برقراری روابط دیپلماتیک چین و ایران، مناسبات دو کشور را امتداد ارتباطات تاریخی دو تمدن در مسیر جاده ابریشم دانست و تأکید کرد این روابط از تجارت فراتر رفته و به همکاری اقتصادی، فرهنگی، علمی و گفت‌وگوی تمدن‌ها گسترش یافته است.

وی با اشاره به اینکه چین و ایران ۵۵ سال پیش روابط رسمی خود را برقرار کردند، نوشت تعامل میان دو تمدن سابقه‌ای بسیار طولانی‌تر دارد و در طول هزاران سال، جاده ابریشم زمینه ارتباط، تبادل کالا، اندیشه و فرهنگ میان آنها را فراهم کرده است. به نوشته مائو، همین سابقه تاریخی به شکل‌گیری «روح جاده ابریشم» بر پایه منافع متقابل، فراگیری و همکاری کمک کرده و این روح همچنان بر روابط معاصر دو کشور تأثیرگذار است.

مائو ارتقای روابط چین و ایران به «مشارکت جامع راهبردی» در سال ۲۰۱۶، امضای برنامه همکاری جامع در سال ۲۰۲۱ و بیانیه مشترک سال ۲۰۲۳ را از نقاط عطف مناسبات دو کشور دانست و گفت همکاری‌های اقتصادی و ارتباطات مردمی به‌صورت متقابل یکدیگر را تقویت کرده‌اند.

وی در بخش دیگری از مقاله به همکاری‌های حمل‌ونقلی و زیرساختی دو کشور در چارچوب ابتکار کمربند و جاده اشاره کرد و پروژه‌های توسعه راه‌آهن تهران-همدان-سنندج و برقی‌سازی راه‌آهن تهران-مشهد را نمونه‌هایی از تلاش برای تقویت اتصال ایران به مسیرهای مدرن جاده ابریشم دانست.

مائو مسیر قطار باری یئو-قم چین-اروپا را نمونه نمادین دیگری از این همکاری عنوان کرد. این مسیر که در سال ۲۰۱۶ راه‌اندازی شد، شهر یئو در استان ژجیانگ در شرق چین را به قم در ایران متصل می‌کند و از آن زمان همکاری‌ها در این مسیر گسترش یافته است. در ژوئیه ۲۰۲۴، قطار باری قم-یئو چین-اروپا به بهره‌برداری کامل دوطرفه از طریق خطوط ریلی دست یافت؛ تحولی که بُعد تازه‌ای به این کریدور بخشید و یادآور مسیر تاریخی جاده ابریشم است.

به نوشته این استاد دانشگاه، همکاری چین و ایران تنها به حمل‌ونقل محدود نیست و تبادلات فرهنگی در حوزه‌های نشر، آموزش، هنر و میراث فرهنگی نیز توسعه یافته است. حضور ایران به‌عنوان مهمان ویژه نمایشگاه بین‌المللی کتاب پکن در سال ۲۰۱۷ و حضور چین به‌عنوان مهمان ویژه نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سال ۲۰۱۹ از جمله نمونه‌های این تعاملات عنوان شده است.

وی همچنین به نمایش ۱۵۱ مجموعه از آثار تاریخی ایران در موزه‌های چین در سال جاری اشاره کرد و آن را اقدامی برای معرفی میراث تمدنی ایران و سابقه تعاملات تاریخی دو کشور دانست. همکاری میان شهرهایی مانند پکن و تهران، نانجینگ و شیراز و گوانگژو و گرگان نیز از دیگر نمونه‌های گسترش روابط مردمی و شهری میان دو کشور عنوان شده است.

مائو در پایان تأکید کرد چین و ایران با تقویت ارتباطات مردمی و گفت‌وگوی تمدن‌ها می‌توانند «روح جاده ابریشم» را در روابط معاصر احیا کنند؛ مسیری که به گفته او می‌تواند نمونه‌ای از تعامل برابر میان تمدن‌های مختلف و تقویت همکاری میان ملت‌ها باشد.

منبع: مهر