از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.

به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرد و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخت.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های انگلیسی

نیویورک تایمز در گزارشی به تحلیل برجستگی نمادین پرچم‌های سرخ انتقام در مراسم تشییع آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، رهبر فقید انقلاب اسلامی، و رقابت‌های سیاسی درونی در تهران پرداخت. به نوشته این روزنامه آمریکایی، جناح‌های تندروتر در جمهوری اسلامی از فضای سوگواری و ناامنی ملی برای «محدود کردن دامنه بحث‌های قابل قبول سیاسی و ترسیم مصالحه به عنوان اقدامی خطرناک و نامشروع» استفاده می‌کنند. این جریان، مذاکرات با واشنگتن را به چالش کشیده و خواستار تداوم رویارویی است.

علی فتح‌الله‌نژاد، تحلیلگری از برلین، در این گزارش به شکاف میان طرفداران تقدم «میدان» و «دیپلماسی» اشاره کرده و تصریح می‌کند که عمل‌گرایان معتقدند بقای نظام مستلزم پایان مخاصمه با آمریکا و گشایش اقتصادی است. نیویورک تایمز با اشاره به سابقه خروج ترامپ از برجام و بی‌اعتمادی عمیق در تهران، به جمله اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، استناد می‌کند که در پاسخ به چرایی عدم دست‌دادن با آمریکایی‌ها، به شعر مولانا اشاره کرد: «چون بسی ابلیس آدم‌روی هست / پس به هر دستی نشاید داد دست.» این گزارش نتیجه می‌گیرد که حکومت در نهایت ممکن است ایدئولوژی ضدآمریکایی خود را به شرط منفعت‌آمیز بودن توافق کنار بگذارد، اما بی‌اعتمادی عمیق، بزرگ‌ترین مانع است.

خبرگزاری بلومبرگ در تحلیلی راهبردی نوشت که جنگ ایران یک درس آشکار دارد: «هیچ جایگزینی برای استراتژی وجود ندارد» و غفلت از اصول این فن، می‌تواند حتی یک ابرقدرت را به ناامیدی و شکست محکوم کند. به نوشته این رسانه، ایالات متحده علیرغم وارد آوردن ضربات ویرانگر نظامی و دستیابی به موفقیت‌های تاکتیکی چشمگیر، به دلیل «اشتباهات پرهزینه استراتژیک» در دستیابی به اهداف خود ناکام مانده است.

این تحلیل شش خطای راهبردی فاحش واشنگتن را برمی‌شمرد: نخست، «توهم جنگ کوتاه» که ترامپ را با شروع مقاومت طولانی‌مدت ایران سرگردان کرد. دوم، «فقدان همدلی استراتژیک» و ناتوانی در درک این موضوع که ترور رهبران ایران، بازماندگان را به جنگی بقا طلبانه سوق می‌دهد. سوم، غفلت از سناریوهای بدبینانه که به غافلگیری در برابر بسته شدن تنگه هرمز انجامید. چهارم، شکاف میان اهداف حداکثری (تسلیم ژئوپلیتیک ایران) و ابزار محدود (عدم تمایل به استفاده از نیروی زمینی). پنجم، شکست در اجماع‌سازی و آزمون مفروضات به دلیل تصمیم‌گیری در حلقه بسته مشاوران. و ششم، «بیزاری بنیادین ترامپ از هنر استراتژی» و اتکای صرف به غریزه و برتری نظامی.

در مقابل، بلومبرگ تصریح می‌کند که جمهوری اسلامی ایران با «شایستگی استراتژیک» عمل کرد: با آماده‌سازی برای یک جنگ طولانی از طریق غیرمتمرکز کردن فرماندهی، استفاده از تاکتیک‌های نامتقارن برای تحمیل هزینه‌های کمرشکن اقتصادی، بهره‌برداری هوشمندانه از جغرافیای تنگه هرمز، و جبران کمبود قدرت با «مازاد تعهد». این تحلیل نتیجه می‌گیرد که تهران با درک صحیح از محدودیت تحمل ترامپ در برابر فاجعه اقتصادی جهانی، در نبرد فرسایشی اقتصادی پیروز شد. این گزارش هشدار می‌دهد که استراتژی حتی برای یک ابرقدرت نیز «اختیاری نیست» و شکست در آن می‌تواند عواقب وخیمی به بار آورد.

خبرگزاری آسوشیتد پرس از دبی گزارش داد که ایالات متحده بامداد یکشنبه در واکنش به حمله ایران به یک کشتی در تنگه هرمز که منجر به آتش‌سوزی و تخلیه خدمه آن شد، حملات گسترده‌ای را علیه ایران آغاز کرد. سنتکام مدعی شد که در این دور از حملات، حدود ۱۴۰ هدف از جمله سایت‌های پرتاب موشک و پهپاد، انبارهای مهمات و تجهیزات ارتباطی را هدف قرار داده است. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، نیز با انتشار پیامی نوشت: «ایران انتخاب بدی کرد. حالا تاوانش را می‌پردازد.»

بر اساس این گزارش، ایران نیز با حملات تلافی‌جویانه به چندین کشور عرب حوزه خلیج فارس از جمله بحرین، کویت، قطر و عمان پاسخ داد. آژیرهای هشدار موشکی در سراسر این کشورها به صدا درآمد. وزارت کشور قطر اعلام کرد که سه نفر بر اثر اصابت ترکش ناشی از رهگیری حملات ایران مجروح شده‌اند. ارتش کویت نیز از رهگیری آتش متخاصم خبر داد و در بحرین برای سومین بار آژیرهای هشدار فعال شد. عمان نیز از اصابت پهپادها به مناطقی در شمال شرق این کشور خبر داد. امارات متحده عربی اعلام کرد که موشک‌ها وارد مرزهای این کشور نشده‌اند.

آسوشیتد پرس می‌افزاید که محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و مذاکره‌کننده ارشد ایران، در واکنش هشدار داد: «دوران معامله‌های یک‌طرفه تمام شده است. به شما گفتیم: به قولتان پایبند باشید یا تاوانش را بپردازید.» این درگیری‌ها تلاش‌ها برای دستیابی به توافق صلح پایدار را در معرض فروپاشی کامل قرار داده است. تنگه هرمز همچنان نقطه کانونی اختلاف است و ایران بر کنترل انحصاری آن و دریافت عوارض از کشتی‌ها تأکید دارد. این در حالی است که پیش از جنگ، حدود یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی جهان از این آبراه عبور می‌کرد.گزارش آسوشیتد پرس از تشدید درگیری‌ها و حمله آمریکا به ۱۴۰ هدف در ایران در واکنش به حمله ایران به یک کشتی در تنگه هرمز حکایت دارد. ایران نیز با حملات گسترده به بحرین، کویت، قطر و عمان پاسخ داد و قالیباف با هشدار درباره پایان دوران معامله‌های یک‌طرفه، بر عزم ایران تأکید کرد. این چرخه جدید درگیری، مذاکرات صلح را در آستانه فروپاشی قرار داده و تنگه هرمز همچنان کانون اصلی اختلاف است.

رسانه های عربی

المیادین در مقاله ای بر این دیدگاه تأکید دارد که ایران با بهره‌گیری از موقعیت جغرافیایی خود، تنگه هرمز را از یک گذرگاه انرژی به اهرمی راهبردی در برابر ایالات متحده تبدیل کرده است. به اعتقاد نویسنده، اختلاف دو طرف تنها بر سر برنامه هسته‌ای یا تحریم‌ها نیست، بلکه نقش ایران در امنیت و مدیریت تنگه هرمز نیز به یکی از محورهای اصلی مذاکرات تبدیل شده است.

نویسنده مدعی است آمریکا تلاش کرده با ایجاد مسیرهای جایگزین و کاهش وابستگی به هرمز، از اهمیت این اهرم بکاهد، اما واقعیت جغرافیایی قابل تغییر نیست. از نگاه مقاله، تسلط ایران بر ساحل شمالی تنگه، به این کشور قدرت بازدارندگی و نفوذ سیاسی می‌بخشد و هرگونه تنش در این آبراه بر بازار جهانی انرژی، اقتصاد کشورهای خلیج فارس و حتی سیاست داخلی آمریکا اثر می‌گذارد.

در نهایت، نویسنده نتیجه می‌گیرد که آینده رقابت تهران و واشنگتن تا حد زیادی به سرنوشت تنگه هرمز گره خورده و این گذرگاه همچنان یکی از مهم‌ترین برگ‌های برنده راهبردی ایران در مذاکرات و موازنه قدرت منطقه‌ای خواهد بود.

رأی الیوم در مقاله ای به بن‌بست راهبردی آمریکا در برابر ایران می‌پردازد و معتقد است سیاست دولت دونالد ترامپ برای وادار کردن تهران به تغییر رفتار، از فشار دیپلماتیک به گزینه نظامی تغییر یافت، اما نتوانست اهداف خود را محقق کند.

نویسنده دلیل این ناکامی را توانمندی ایران در جنگ‌های نامتقارن، بهره‌گیری از موشک‌ها و پهپادها، عمق ژئوپلیتیکی، انسجام داخلی پس از حملات خارجی و گسترش دامنه بحران به سطح منطقه‌ای می‌داند. به باور مقاله، تهدید ایران به اختلال در تردد نفتکش‌ها و امنیت انرژی، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی سنگینی بر آمریکا تحمیل کرد و واشنگتن را به بازگشت نسبی به مسیر دیپلماسی و امضای یک تفاهم اولیه سوق داد. با این حال، اختلاف بر سر موضوعاتی مانند غنی‌سازی اورانیوم، برنامه موشکی، نقش منطقه‌ای ایران و مدیریت تنگه هرمز همچنان پابرجاست. نویسنده همچنین از اختلاف دیدگاه در داخل دولت آمریکا میان حامیان تشدید فشار و طرفداران مذاکره سخن می‌گوید و نتیجه می‌گیرد که آینده بحران به میزان آمادگی دو طرف برای عبور از خطوط قرمز و دستیابی به توافقی پایدار بستگی دارد.

الاخبار در مقاله ای نوشت: مراسم میلیونی تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در نجف و کربلا، به رخدادی فراتر از یک آیین مذهبی تبدیل شد و پیام‌های سیاسی و ژئوپلیتیکی مهمی برای عراق، ایران و آمریکا در برداشت. منابع سیاسی عراقی می‌گویند واشنگتن از گستردگی این مراسم و نمایش قدرت جریان‌های همسو با محور مقاومت ابراز نارضایتی کرده، زیرا آن را نشانه تداوم نفوذ این محور در عراق می‌داند.

تحلیلگران معتقدند حضور گسترده رهبران و هواداران گروه‌های مقاومت، پاسخی به طرح دولت علی الزیدی برای محدود کردن و جمع‌آوری سلاح این گروه‌ها بوده و نشان داده که اجرای چنین برنامه‌ای با موانع جدی روبه‌رو است.

در مقابل، برخی نمایندگان پارلمان عراق تأکید دارند که این مراسم بیانگر سنت مهمان‌نوازی عراق و جایگاه گروه‌های مقاومت در دفاع از حاکمیت کشور است. در مجموع، این رویداد می‌تواند بر معادلات سیاسی عراق، روند خلع سلاح گروه‌های مسلح و روابط بغداد با واشنگتن و تهران تأثیر قابل توجهی بگذارد.

رسانه های چین روسیه

خبرگزاری شینهوا چین با اشاره به تشدید دوباره درگیری‌های نظامی میان ایران و آمریکا نوشت که دو طرف با وجود امضای یادداشت تفاهم در ماه ژوئن، حملات متقابلی را علیه یکدیگر انجام داده‌اند.

بر اساس این گزارش، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) اعلام کرد سومین موج حملات این هفته علیه اهداف نظامی ایران را به پایان رسانده و حدود ۱۴۰ هدف از جمله پایگاه‌های پرتاب موشک و پهپاد، انبارهای مهمات و تجهیزات ارتباطی را هدف قرار داده است. سنتکام مدعی شد تهران با وجود فرصت‌های داده‌شده، به تعهدات خود در چارچوب یادداشت تفاهم پایبند نبوده است.

در مقابل، رسانه‌های ایرانی از وقوع انفجار در چند شهر جنوبی کشور خبر دادند و اعلام کردند ایران در پاسخ، پایگاه‌ها و تأسیسات آمریکا در بحرین، امارات، قطر و کویت را هدف قرار داده است. کویت و امارات نیز از رهگیری موشک‌ها و پهپادها توسط سامانه‌های پدافندی خود خبر دادند. همچنین گزارش‌هایی از هدف قرار گرفتن مرکز ارتباطات نظامی آمریکا در بحرین و پایگاه هوایی العدید در قطر منتشر شد.

به نوشته شینهوا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز اعلام کرد مرکز فرماندهی و آشیانه پهپادها در پایگاه هوایی «شاهزاده حسن» اردن و مراکز پشتیبانی ناوهای آمریکایی در بندر دقم عمان را هدف قرار داده است.

هم‌زمان، ایران از بسته شدن تنگه هرمز تا اطلاع ثانوی خبر داد و اعلام کرد این تصمیم پس از هدف قرار گرفتن یک کشتی متخلف اتخاذ شده و هرگونه اقدام تلافی‌جویانه با پاسخ شدید روبه‌رو خواهد شد. این تحولات در حالی رخ داده است که ایران و آمریکا ۱۸ ژوئن یادداشت تفاهمی برای پایان دادن به جنگ و آغاز مذاکرات ظرف ۶۰ روز امضا کرده بودند.

روزنامه روسی کومسومولسکایا پراودا در گزارشی با عنوان «جنگ آمریکا و ایران بار دیگر شدت گرفته است؛ ترامپ اکنون چه خواهد کرد؟» به بررسی دور تازه تنش‌های نظامی میان تهران و واشنگتن پرداخت و به نقل از یک کارشناس روس تأکید کرد که تشدید درگیری‌ها پس از فروپاشی تفاهم میان دو طرف، قابل پیش‌بینی بود.

در این گزارش آمده است که نیروهای آمریکایی بامداد ۹ ژوئیه حملاتی هوایی به خاک ایران انجام دادند و ایران نیز در پاسخ، پایگاه‌های نظامی آمریکا در بحرین و کویت را هدف قرار داد. به اعتقاد بوریس دولگوف، پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات عربی و اسلامی وابسته به آکادمی علوم روسیه، شکست تفاهم میان ایران و آمریکا چندان دور از انتظار نبود، زیرا سیاست‌های دونالد ترامپ همواره با تناقض میان اظهارات و اقداماتش همراه بوده و این رویکرد به کل دولت او نیز تعمیم یافته است.

دولگوف معتقد است ترامپ بیش از آنکه به دنبال حل ریشه‌ای اختلافات باشد، از این تفاهم‌نامه به‌عنوان ابزاری برای کسب دستاورد سیاسی در داخل آمریکا و نمایش رهبری خود در عرصه بین‌المللی استفاده کرد. با این حال، این توافق از ابتدا با ضعف‌های ساختاری روبه‌رو بود و نتوانست به مسائل اصلی از جمله کنترل تنگه هرمز، آینده برنامه هسته‌ای ایران و دیگر اختلافات بنیادین بپردازد؛ از این رو تنها یک آتش‌بس موقت ایجاد کرد، نه زمینه‌ای برای صلح پایدار.

این کارشناس روس پیش‌بینی می‌کند دو طرف همچنان به تبادل حملات محدود ادامه دهند و هر یک مدعی پیروزی و عقب‌نشینی طرف مقابل باشند، اما در عمل وضعیت «نه جنگ، نه صلح» برای مدت طولانی ادامه خواهد یافت.

با این حال این کارشناس روس احتمال حمله گسترده آمریکا یا «تلاش برای نابودی ایران» را اندک می‌داند و تأکید می‌کند چنین اقدامی با خطرات جدی روبه‌رو است، زیرا ایران توان پاسخگویی دارد و ممکن است از حمایت بازیگرانی مانند چین و برخی کشورهای دیگر نیز برخوردار شود.