به گزارش مشرق، مسعود اکبری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:
۱- در شرایط حساس کنونی که سرنوشت ایران در پیچ تاریخی مهمی قرار گرفته، بیانیه اخیر رهبر معظم انقلاب با کلیدواژه «منتظر تحقق شروط هستیم»، نقطه عطفی در راهبرد ملی کشور محسوب میشود. این بیانیه که در ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ منتشر شد، نه تنها چارچوب توافق احتمالی را ترسیم میکند، بلکه رویکردی نوین در مدیریت افکار عمومی و پاسخگویی به دشمن را نیز طلب میکند.
رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتاللهالعظمی سیدمجتبی خامنهای در بخشی از این بیانیه تأکید کردند: «از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته شده خواهیم بود.» این سخن، علاوه بر ترسیم افق روشن، مسئولیتی خطیر بر دوش همه ارکان نظام و مردم نهاده است.
شروطی که در بیانیه مذکور به آنها اشاره شده، مواردی است که در ماههای اخیر به صراحت در بیانیههای رهبر معظم انقلاب مطرح شده است. این شروط، نه تنها مطالبات بهحق ملت ایران را بازنمایی میکند، بلکه تضمینکننده منافع ملی در بالاترین سطح است.
۲- اولین و بنیادیترین شرط، پایان کامل و دائمی عملیات نظامی در تمام جبهههاست. بر اساس گزارشهای منتشر شده، رژیم غاصب صهیونیستی پس از امضای یادداشت تفاهم، حملات خود در جنوب لبنان را نهتنها متوقف نکرده، بلکه با انتشار نقشهای جدید، گستره نفوذ نظامی خود را چندین کیلومتر عمیقتر از منطقه حائل اولیه گسترش داده است. این اقدام، با نخستین بند یادداشت تفاهم در تناقض آشکار است.
۳- یکی دیگر از شروط مطرح شده در بیانیههای رهبر انقلاب، تثبیت حاکمیت بر تنگه هرمز است. آیتالله سید مجتبی خامنهای در بخشی از نخستین پیام خود که ۲۱ اسفند سال گذشته منتشر شد، تأکید کردند: «همچنان از اهرم مسدودکردن تنگه هرمز باید استفاده شود.»
ایشان همچنین در بخشی از پیامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب که در ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ منتشر شد، تأکید کردند:«ما حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود.»
رهبر معظم انقلاب همچنین در پیامی به مناسبت روز ملی خلیجفارس که ۱۰ اردیبهشت سالجاری منتشر شد، تأکید کردند:«فصل نوین خلیجفارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است... ایران اسلامی با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه خلیجفارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوءاستفادههای دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همه ملتهای منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد؛ بِاِذنِ الله وَلَو کَرِهَ الکافرون.»
تنگه هرمز، شاهرگ حیاتی منطقه و جهان و نقطه راهبردی قدرت ایران است. هرگونه توافقی باید حاکمیت کامل ایران بر این آبراه بینالمللی را تضمین کند. تنگه هرمز ملک طلق ایران است.
۴- جبران خسارتهای وارده به ایران در طول جنگ رمضان، از دیگر شروطی است که در بیانیههای رهبر معظم انقلاب بدان اشاره شده است.
حضرت آیتالله العظمی سید مجتبی خامنهای در پیام ۲۱ اسفندماه ۱۴۰۴ فرمودند: «ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند، به اندازهای که تشخیص بدهیم، از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد، به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.» و دوباره در پیام ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ تأکید فرمودند که «حتماً غرامت تکتک صدمات وارد شده و خونبهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد.»
۵- تحریمهای ظالمانه و غیرقانونی و غیرانسانی آمریکا علیه ملت ایران، یکی از موانع بر سر راه توسعه اقتصادی ایران است. بر همین اساس لغو جامع و کامل تحریمها، یکی از شروط اساسی هرگونه توافق است.
۶- پایان دادن به پرونده هستهای ایران، یکی دیگر از شروط کلیدی هرگونه توافق است. بازرسان آژانس به این دلیل که چشمان آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند و دستانشان آغشته به خون دانشمندان هستهای ماست، حق حضور در ایران را ندارند.
علاوه بر این، اورانیوم غنیشده ایران نیز هیچ ربطی به دشمن ندارد. دولت تروریست آمریکا که جنایت بمباران اتمی دو شهر هیروشیما و ناکازاکی ژاپن را در کارنامه سیاه خود دارد و رژیم کودککش اسرائیل که نه تنها عضو انپیتی نیست، بلکه دارنده سلاح اتمی است، به هیچ عنوان در جایگاهی نیستند که درباره صنعت هستهای ایران اظهارنظر کنند.
رهبر شهید انقلاب اسلامی ۲۸ مهر ۱۴۰۴ با اشاره به یاوهگوییهای رئیسجمهور آمریکا که ضمن افتخار کردن به بمباران صنعت هستهای ایران، مدعی از بین بردن آن شده بود، فرمودند: «ایرادی ندارد، به همین خیال باشید اما اصلاً شما چهکاره هستید که اگر کشوری صنعت هستهای دارد، در قبال آن باید و نباید مطرح کنید؟ چه ربطی به آمریکا دارد که ایران امکانات و صنعت هستهای دارد یا ندارد؟ این دخالتها ناباب، غلط و زورگویانه است.»
۷- بخشی از حقوق مسلم ملت ایران، اموالی است که سالها به ناحق توسط آمریکا غصب شده است. این اموال بلوکهشده باید بدون هیچ پیششرطی در اختیار کشور قرار گیرد.
نکته مهم در این خصوص این است که موافقت با آزاد شدن پولهای بلوکهشده، با آزاد شدن آنها فرق میکند.
آمریکا در مرتبه قبلی یعنی سال ۱۴۰۲ که مبادله زندانیان صورت گرفت، با آزاد شدن پولهای بلوکه شده موافقت کرده بود. اما این موافقت منجر به آزاد شدن اموال بلوکه شده نشد.
۸- و اما در کنار شروط، ما باید به چند نکته مهم دیگر هم توجه کنیم:
یکی از مهمترین نکاتی که در تحلیل شرایط کنونی باید مدنظر داشت، این است که فضاسازی درباره شکاف میان آمریکا و اسرائیل در مسئله ایران، سناریویی از پیش طراحیشده است. اخیراً گزارشهایی از انتقادهای تند ترامپ و ونس علیه نتانیاهو منتشر شده است، از جمله انتقاد از حملات اسرائیل به لبنان. اما نباید فراموش کرد که این نمایشها، بخشی از یک عملیات فریب پیچیده از سوی اتاق فرمان آمریکایی- صهیونی است.
آمریکا و رژیم صهیونیستی شاید درخصوص مسئله ایران با یکدیگر در تاکتیک اختلاف داشته باشند، اما در استراتژی هیچ اختلافی با هم ندارند. مقصود هر دو در پرونده ایران کاملاً واحد است اما صرفاً در راههای رسیدن به این مقصود، با یکدیگر اختلاف نظر دارند.
با این وجود، متأسفانه برخی رسانههای داخلی ناخواسته در این پازل بازی میکنند و با انعکاس این اختلافات ظاهری، به دام دشمن میافتند. باید توجه داشت که هدف راهبردی آمریکا و اسرائیل یکی است و اختلافات تاکتیکی، نباید ما را از درک این حقیقت غافل کند که هر دو، دشمنانی جدی برای نظام جمهوری اسلامی و مردم عزیز ایران هستند. ما هم با آمریکا و هم با اسرائیل «پدرکُشتگی» داریم.
۹- تجربه جنگ رمضان نشان داد که حضور یک سخنگوی نظامی، چگونه میتواند در «جنگِ روایتها» اثرگذار باشد. امروز نیز کشور به یک سخنگوی سیاسی نیاز دارد که در کوتاهترین زمان، به یاوهگوییهای مقامات غربی و صهیونیستی پاسخ قاطع بدهد.
متأسفانه شیوه فعلی پاسخگویی از طریق «منبع آگاه»، اقدامی اشتباه و خسارتبار است. وقتی در سوی مقابل، شخصی با هویت معلوم، نام و جایگاه مشخص، به گستاخی علیه ایران سخن میگوید، پاسخ «منبع آگاه» نهتنها بازدارندگی ندارد، بلکه ضعف در مدیریت رسانهای را نیز به نمایش میگذارد.
کشور به شخصیتی نیاز دارد که با اقتدار و شفافیت و البته با هویت مشخص، در برابر اظهارات خصمانه دشمنان بایستد و روایت درست را به افکار عمومی منتقل کند. این مرکزیت رسانهای، میتواند از پراکندهگوییهای متعدد جلوگیری کرده و پیام واحد و منسجمی از کشور مخابره کند.
۱۰- یکی از نیازهای فعلی کشور که باید درخصوص آن اقدامات عاجلی انجام شود، ضرورت شفافسازی و گفتوگوی صادقانه با مردم است. راه درست در شرایط حساس کنونی، به رسمیت شناختن «آگاهی اجتماعی» است. اگر توافقی در حال شکلگیری است، باید جامعه را در جریان دقیق وضعیت قرار داد و از هرگونه بزرگنمایی یا کوچکنمایی پرهیز کرد.
مقصود این نیست که تمامی جزئیات با مردم مطرح شود، بلکه تلاش شود تا گرههای ذهنی باز شده و اختلاف و دودستگی در مردم ایجاد نشود.
اقناع مردم و جلب اعتماد عمومی، نیازمند ملزوماتی است که باید از سوی نهادهای مربوطه فراهم شود. نهادهای متولی باید به جای تمرکز صِرف بر اطلاعرسانیهای محدود، به «تنویر افکار عمومی» بپردازند.
۱۱- بیانیه تاریخی ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ رهبر معظم انقلاب، چراغ راهی برای آینده ایران است. تحقق شروط نهتنها میتواند گره از مشکلات معیشتی و اقتصادی کشور بگشاید، بلکه زمینهساز عزت و اقتدار ایران در منطقه و جهان خواهد شد.
ما یعنی ملت سرافراز ایران و همه خادمان این نظام، همچنان منتظر تحقق شروط خواهیم بود.