کد خبر 1817043
تاریخ انتشار: ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۶

به گزارش مشرق، علیرضا اسپرهم فعال رسانه در تلگرام نوشت:

تحولات سال‌های اخیر در محیط ژئوپلیتیکی غرب آسیا نشان می‌دهد که الگوی تقابل قدرت‌های معارض با جمهوری اسلامی ایران در حال ورود به مرحله‌ای تازه است. در شرایطی که طیف گسترده‌ای از ابزارهای فشار سخت، از تهدیدهای نظامی و تحریم‌های اقتصادی تا پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی امنیتی، نتوانسته‌اند اراده قدرت‌های متخاصم را بر ملت ایران تحمیل کنند، اکنون نشانه‌هایی از تغییر میدان تقابل مشاهده می‌شود. آنچه در برخی مقاطع به شکل عقب‌نشینی‌های ظاهری، تغییر لحن دیپلماتیک یا ارائه پیشنهادهای فریبنده از سوی محور غربی–صهیونیستی دیده می‌شود، بیش از آنکه نشانه تغییر راهبرد باشد، بیانگر تلاش برای بازآرایی تاکتیکی در چارچوب جنگی پیچیده‌تر است. این تغییر آرایش در حقیقت اعترافی غیرمستقیم به استقامت و پیشرفت ملتی است که در برابر شدیدترین فشارهای چند دهه اخیر ایستاده و مسیر استقلال و اقتدار خود را ادامه داده است.

پیام راهبردی امام امت در چهاردهم خرداد که در فضای معنوی حرم بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی قرائت شد، در چنین بستری معنایی ژرف‌تر می‌یابد. این پیام با نگاهی آینده‌نگر هشدار می‌دهد که دشمن پس از ناکامی در میدان‌های سخت، اکنون تلاش می‌کند میدان تقابل را به عرصه ادراکات و محاسبات منتقل کند. به بیان دیگر، جبهه جدیدی از رقابت در حال شکل‌گیری است که در آن ذهن‌ها، روایت‌ها و دستگاه‌های تحلیلی جامعه و نخبگان هدف قرار می‌گیرد. این همان عرصه‌ای است که در ادبیات راهبردی معاصر از آن به عنوان «جنگ شناختی» یاد می‌شود؛ نبردی که هدف آن نه اشغال سرزمین، بلکه تسلط بر ادراک و برداشت از واقعیت است.

با این حال، واقعیت‌های میدانی منطقه نشان می‌دهد که این تغییر میدان بیش از هر چیز نتیجه شکست‌های متوالی راهبردهای پیشین دشمن است. سیاست فشار حداکثری، پروژه‌های گسترده تحریم اقتصادی و تلاش برای انزوای ژئوپلیتیکی ایران نتوانستند ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را متزلزل کنند. به‌عکس، بسیاری از این فشارها به تقویت ظرفیت‌های درونی کشور و شکل‌گیری الگوهای جدیدی از خوداتکایی و پیشرفت منجر شد. افزایش توان بازدارندگی دفاعی، ارتقای ظرفیت‌های علمی و فناوری و گسترش پیوندهای منطقه‌ای ایران در غرب آسیا، همگی نشانه‌هایی از همین روند هستند. به همین دلیل، انتقال میدان رقابت به حوزه شناختی را می‌توان اعترافی ضمنی به ناکارآمدی راهبردهای پیشین در برابر اراده یک ملت دانست.

در چارچوب جنگ شناختی، یکی از اهداف اصلی دشمن تلاش برای تضعیف تاب‌آوری اجتماعی است. تاب‌آوری اجتماعی به معنای توان یک جامعه برای حفظ امید، انسجام و اعتماد در شرایط فشارهای بیرونی است. تجربه تاریخی انقلاب اسلامی نشان داده است که این سرمایه اجتماعی یکی از بزرگ‌ترین منابع قدرت ملی ایران بوده است. از قیام پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ تا دوران دفاع مقدس و سپس در مواجهه با تحریم‌ها و بحران‌های منطقه‌ای، پیوند میان مردم و آرمان‌های انقلاب اسلامی همواره به عنوان عامل اصلی عبور از چالش‌ها عمل کرده است. این تجربه تاریخی ثابت کرده که هنگامی که جامعه ایرانی با روحیه‌ای امیدوار و انقلابی در صحنه حضور دارد، پیچیده‌ترین فشارهای خارجی نیز نمی‌توانند مسیر حرکت کشور را متوقف کنند.

در کنار این هدف، یکی دیگر از محورهای عملیات شناختی دشمن تلاش برای ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی نخبگان و تصمیم‌گیران است. در ادبیات راهبردی، خطای محاسباتی زمانی رخ می‌دهد که تحلیل‌ها و تصمیم‌ها تحت تأثیر "برداشت‌های نادرست" از واقعیت‌های قدرت شکل گیرد. دشمن می‌کوشد با بزرگ‌نمایی مشکلات، کوچک‌نمایی دستاوردها و القای روایت‌های یأس‌آلود، فضای تحلیل را دچار انحراف کند، اما تجربه تاریخی جمهوری اسلامی نشان داده است که هرگاه تصمیم‌گیری‌ها بر پایه اعتماد به ظرفیت‌های ملی و شناخت دقیق از محیط ژئوپلیتیکی صورت گرفته، کشور توانسته است از دشوارترین شرایط نیز فرصت‌های تازه‌ای برای پیشرفت بسازد.

در این میان، یکی از ظریف‌ترین ابعاد این نبرد شناختی، مسئله روایت و گفتمان عمومی است. در جهان رسانه‌ای امروز، هر گزاره یا تحلیلی می‌تواند به سرعت در شبکه‌های ارتباطی جهانی بازنشر شود و در چارچوب عملیات روانی مورد بهره‌برداری قرار گیرد. از همین رو، مسئولیت نخبگان، دانشگاهیان و فعالان رسانه‌ای در شکل‌دهی به روایت‌های دقیق و امیدآفرین اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. نقد و گفت‌وگوی علمی درباره مسائل کشور نه تنها ضروری است، بلکه می‌تواند به ارتقای کارآمدی نظام حکمرانی کمک کند منتهی این نقد هنگامی سازنده خواهد بود که در چارچوب تقویت اعتماد عمومی و تکیه بر ظرفیت‌های ملی صورت گیرد.

از این منظر، پیام راهبردی اخیر را می‌توان فراخوانی برای نوعی «جهاد شناختی» در عرصه تحلیل، روایت و تبیین دانست. جهادی که هدف آن پاسداری از سرمایه‌های معنوی و اجتماعی انقلاب اسلامی و تقویت اعتماد به توانایی‌های ملی است. در چنین جهادی، ارتقای سواد رسانه‌ای جامعه، تبیین واقع‌بینانه دستاوردهای کشور و معرفی ظرفیت‌های عظیم انسانی و علمی ایران می‌تواند سپری مؤثر در برابر عملیات روانی دشمن ایجاد کند.

واقعیت آن است که جمهوری اسلامی ایران امروز در موقعیتی قرار دارد که بسیاری از معادلات منطقه‌ای بدون در نظر گرفتن نقش آن قابل تصور نیست. جایگاه ژئوپلیتیکی ایران، ظرفیت‌های گسترده انسانی و علمی و تجربه چهار دهه مقاومت در برابر فشارهای خارجی، مجموعه‌ای از توانمندی‌ها را شکل داده است که آینده‌ای روشن را پیش روی کشور قرار می‌دهد. همین واقعیت‌هاست که موجب شده است رقبا به جای تقابل مستقیم، به جنگ روایت‌ها و ادراک‌ها روی آورند.

در نهایت، تجربه انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین سرمایه این ملت، نعمت ولایت فقیه و امید و اعتماد به آینده است. هنگامی که مردم، نخبگان و مسئولان در چارچوب یک همگرایی راهبردی حرکت کنند، هیچ جنگ ترکیبی و هیچ عملیات شناختی نمی‌تواند مسیر پیشرفت کشور را متوقف سازد. آینده ایران متعلق به ملتی است که در سخت‌ترین آزمون‌های تاریخی ایستادگی کرده و با تکیه بر ایمان و ولایتمداری، آگاهی و اراده جمعی، مسیر صعود به قله‌های پیشرفت و اقتدار را ادامه خواهد داد.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.