به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران نوشت:
حمله اخیر رژیم اسرائیل به ضاحیه بیروت، نه یک اقدام تاکتیکی ساده، بلکه نقض آشکار خط قرمز جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقهای محسوب میشود. این تجاوز، نشاندهنده پایان دوره بازدارندگی ضمنی و آغاز فازی جدید از محاسبات راهبردی در غرب آسیاست. بنیامین نتانیاهو با طراحی این حمله، در پی سنجش آستانه تحمل و میزان پاسخدهی ایران است. وی میخواهد بداند که آیا معماری بازدارندگی ایران هنوز کارآمد است یا خیر. در چنین شرایطی، سکوت یا پاسخ نمادین، به مثابه اعطای مجوز برای تشدید تجاوزات تفسیر خواهد شد.
شکست سد سکوت افزایش عمق
واقعیت آن است که اسرائیل، با پشتیبانی اطلاعاتی و عملیاتی آمریکا، سیاست «آتشبسهای خرید زمان» را دنبال میکند. این آتشبسها ابزاری برای بازآرایی نیروها، تکمیل پاکسازی جنوب لبنان و تغییر جغرافیای جمعیتی منطقه هستند. در این میان، ایران تا کنون با اتکا به بازدارندگی غیرمستقیم (از طریق حزبالله) عمل کرده است. اما اکنون زمان آن رسیده که این راهبرد تغییر کند. برای شکستن سد سکوت راهبردی، ایران باید دو اقدام اساسی انجام دهد:
افزایش کمکهای علنی و بیواسطه به حزبالله
تا پیش از این، کمکهای ایران عمدتاً ماهیت غیرعلنی و لجستیکی داشت. اما در شرایط کنونی، نمایش قدرت و همبستگی علنی از اهمیت حیاتی برخوردار است. ایران باید کمکهای نظامی و اطلاعاتی خود را به شکل علنی افزایش دهد تا پیام روشنی به تلآویو ارسال کند: «هرگونه تعرض به بیروت، پاسخ فراتر از مرزهای لبنان را در پی خواهد داشت». این کمکها میتواند شامل استقرار سامانههای دفاعی پیشرفته، بهاشتراکگذاری هدفهای دقیق در عمق اراضی اشغالی، و حتی حضور مشاوران نظامی در کنار فرماندهان حزبالله باشد. علنی شدن این کمکها، عامل بازدارندگی روانی مضاعفی ایجاد میکند که اسرائیل ناگزیر از محاسبه مجدد هزینهها خواهد شد.
تغییر دکترین پاسخ: متقارنسازی هدفهای استراتژیک
راهبرد «تلآویو یا حیفا در مقابل بیروت» باید به عنوان دکترین رسمی پاسخ ایران تعریف شود. بدین معنا که دیگر نباید میان پایتخت لبنان و شهرکهای اسرائیلی در مرز تمایز قائل شد. درست همانگونه که اسرائیل مرکز سیاسی و نظامی لبنان (ضاحیه بیروت) را هدف قرار میدهد، محور مقاومت نیز حق مشروع دارد که مراکز سیاسی، نظامی و اقتصادی رژیم صهیونیستی را در تلآویو و حیفا مورد اصابت قرار دهد.
ضرورت شلیک موشک و پهپاد در مقیاس وسیع
حزبالله باید گستره جنگ را به سمت تلآویو و حیفا ببرد. این به معنای ورود به یک جنگ تمامعیار نیست، بلکه به معنای بهکارگیری ظرفیتهای برتر حزبالله در حوزه موشکی و پهپادی است. موشکهای نقطهزن با برد بالا و پهپادهای انتحاری باید اهدافی را هدف قرار دهند که تاکنون خط قرمز تلقی میشدند: پایگاههای فرماندهی هوایی، مراکز راداری، زیرساختهای انرژی در حیفا، و حتی ساختمانهای وزارت نظامی اسرائیل در تلآویو.
این شلیکها باید به صورت هماهنگ و انبوه (Salvo) انجام شود تا سامانههای گنبد آهنین و فلاخن داوود را اشباع کند. تجربه نشان داده که دفاع هوایی اسرائیل در برابر حملات ترکیبی پهپادی و موشکی با حجم بالا، آسیبپذیر است. ایجاد این وضعیت، دو دستاورد راهبردی دارد: نخست، هزینۀ دفاع را برای اسرائیل به طور تصاعدی بالا میبرد. دوم، به صراحت به نتانیاهو میفهماند که ایران و متحدانش کوتاه نخواهند آمد.
اعتبار تهدید: شرط لازم بازدارندگی
یک تهدید زمانی بازدارنده است که دو ویژگی داشته باشد: قابلیت اجرا (Capability) و باورپذیری نزد طرف مقابل (Credibility). ایران و حزبالله بارها قابلیت خود را نشان دادهاند. اما اکنون باید با یک اقدام عملی و دردناک، باورپذیری را نیز اثبات کنند. اگر اسرائیل باور کند که پاسخ ایران حتمی، سریع، نامتقارن و در عمق سرزمینهای اشغالی است، از تکرار حملات به بیروت خودداری خواهد کرد.
جمعبندی
اسرائیل با حمایت آمریکا، از هر آتشبسی برای تطهیر نظامی جنوب لبنان و بازتعریف مرزهای امن خود استفاده میکند. تنها زبانی که این رژیم میفهمد، زبان قدرت و هزینه مستقیم است. ایران باید با تغییر راهبرد از بازدارندگی غیرمستقیم به بازدارندگی مستقیم و متقارن، و نیز با اعلام حمایت علنی از گسترش دامنه جنگ به سمت تلآویو، سکون استراتژیک خود را بشکند. شلیک هماهنگ موشکها و پهپادها به حیفا و تلآویو، تنها گزینهای است که میتواند معادله جدیدی را رقم بزند که در آن، امنیت پایتخت لبنان در گرو ناامنی مراکز تصمیمگیری اسرائیل باشد. در غیر این صورت، سکوت ایران، تداعیگر «تلههای امنیتی» خواهد بود که هزینههای آن برای محور مقاومت، جبرانناپذیر است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.