کد خبر 1816172
تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۳

به گزارش مشرق، ابوالفضل ولایتی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

همزمان با تشدید حملات رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان و گسترش دامنه عملیات تا پیرامون بیروت، تل‌آویو می‌کوشد جبهه لبنان را از هرگونه توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن جدا نگه دارد. هدف نخست این سیاست، جلوگیری از گره خوردن توافق احتمالی ایران و آمریکا به توقف جنگ در لبنان (به عنوان یکی از شروط کلیدی تهران) است، چرا که نتانیاهو خواهان «دستان باز» برای تداوم عملیات با دستور کار خلع‌سلاح حزب‌الله است. هدف ثانویه نخست‌وزیر رژیم را می‌توان کارشکنی در مسیر توافق واشنگتن و تهران از طریق شعله‌ور نگه داشتن جبهه شمال سرزمین اشغالی قلمداد کرد. گزارش‌های جدید ادعایی در خصوص پیشروی ارتش صهیونیستی تا قلعه راهبردی شقیف و اطراف نبطیه نشان می‌دهد آتش‌بس، در عمل به پوششی برای توسعه عملیات زمینی بدل شده است.

به کارگیری مزدوران محلی و حافظه جنگ داخلی لبنان

روزنامه صهیونیستی اورشلیم‌پست روز گذشته در گزارشی مهم از ایده جذب افراد «تأیید صلاحیت‌شده» لبنانی (مزدوران محلی) برای ایفای نقش پیمانکار امنیتی در جنوب لبنان پرده برداشت؛ سیاستی که ذیل منطق «واسطه‌سازی خشونت» قابل فهم است؛ یعنی دولتی مهاجم و اشغالگر بخشی از کارکردهای امنیتی، ایست‌های بازرسی، گشتزنی و هماهنگی محلی را به نیروهایی بومی اما مزدور واگذار می‌کند تا هزینه اشغال مستقیم کاهش یابد و مسؤولیت حقوقی و سیاسی عملیات مبهم بماند. این ایده، در جامعه‌ای نظیر لبنان که خاطره جنگ داخلی، موازنه‌های فرقه‌ای و تجربه اشغال جنوب هنوز در آن زنده است، صرفاً یک طرح امنیتی نیست، بلکه عامدانه و در مسیر مهندسی شکاف اجتماعی در دستور کار قرار گرفته است.

پیشینه این الگو روشن است. «ارتش جنوب لبنان» ابتدا در امتداد تحولات پس از اشغال ۱۹۷۸ شکل گرفت، سپس دهه ۱۹۸۰ تحت فرماندهی «آنتوان لحد» به نیرویی مزدور و همسو با تل‌آویو در «منطقه امنیتی» جنوب لبنان تبدیل شد. منابع تاریخی تصریح می‌کنند صهیونیست‌ها به این نیرو «سلاح، یونیفرم و تجهیزات لجستیکی» داده و ارتش لحد تا خروج رژیم در سال ۲۰۰۰ در کنار نظامیان اسرائیلی در جنوب و در مسیر برخورد با هسته‌های مقاومت فعالیت می‌کرد. همین سابقه سبب می‌شود طرح جدید منتشرشده در اورشلیم‌پست، نه ابتکاری تازه، بلکه بازسازی همان الگوی شکست‌خورده در لباسی حقوقی‌تر و پیمانکاری‌تر به نظر برسد. تجربه غزه نیز همین مسیر را نشان می‌دهد؛ با ورود نظامیان صهیونیست به بخش‌هایی از غزه، گروه‌های مسلح مزدور وابسته به برخی قبایل همچون تروریست معروف «یاسر ابوشباب» در قامت مزدوران رژیم به فعالیت می‌پردازند. در باب اهداف راهبردی تل‌آویو از تاسیس نیروی نیابتی در جنوب لبنان می‌توان به مواردی اشاره کرد.

۱- زمینه‌سازی برای ایجاد منطقه حائل تا رود لیتانی

هدف نخست، عقب‌ راندن عملی حزب‌الله از مرزهای شمال فلسطین اشغالی و تثبیت منطقه حائل در جنوب لبنان است. پیشروی‌های اخیر، از جمله عبور از خطوط آتش‌بس و تصرف مواضعی در جنوب، نشان می‌دهد تل‌آویو به دنبال بازتعریف مرز امنیتی خود در عمق خاک لبنان است.

۲- دور زدن ارتش رسمی لبنان

طرح پیمانکاران محلی، این گزاره را القا می‌کند که ارتش لبنان توان یا اراده کنترل جنوب را ندارد. تل‌آویو از این ادعا برای بی‌اعتبار کردن حاکمیت رسمی لبنان استفاده و خود را به‌ عنوان بازیگر جایگزین نظم امنیتی معرفی می‌کند.

۳- فرسایش حاکمیت ملی لبنان

واگذاری کنترل میدانی به نیروهای محلی وابسته، حاکمیت لبنان را از درون تهی می‌کند. جنوب لبنان در چنین الگویی نه بر اساس تصمیم دولت مرکزی، بلکه بر مبنای ملاحظات امنیتی اسرائیل و هماهنگی‌های غیررسمی با واشنگتن اداره می‌شود.

۴- بازسازی ارتش لحد با نام جدید

ایجاد نیروی بومی اما وابسته، بازتولید الگوی ارتش جنوب لبنان است. تفاوت آن است که این بار به جای عنوان شبه‌نظامی آشکار، از زبان پیمانکاری، امنیت محلی و هماهنگی با نهادهای بین‌المللی استفاده می‌شود.

۵- تکرار مدل غزه علیه حزب‌الله

همان‌گونه که تل‌آویو در غزه به گروه‌های مسلح ضدحماس ضریب رسانه‌ای و میدانی داد، در لبنان نیز می‌کوشد جریان‌هایی محلی را علیه حزب‌الله فعال کند. هدف، انتقال بخشی از فشار از ارتش صهیونیستی به بازیگران داخلی است.

۶- ایجاد شکاف اجتماعی و مذهبی

لبنان جامعه‌ای چندفرقه‌ای و حساس است. جذب نیرو از برخی گروه‌های محلی می‌تواند آنان را در برابر پایگاه اجتماعی مقاومت قرار دهد و زمینه جنگ روانی، بی‌اعتمادی داخلی و رقابت مذهبی-سیاسی را تشدید کند.

۷- زمینه‌سازی برای جنگ داخلی

اگر نیروهای محلی همسو با تل‌آویو در جنوب مستقر شوند، مرز میان عملیات امنیتی و منازعه داخلی مخدوش می‌شود. چنین الگویی می‌تواند لبنان را به سمت درگیری فرسایشی میان نیروهای موافق و مخالف مقاومت سوق دهد؛ امری که صهیونیست‌ها مدت‌هاست در پی تحقق آن گام برمی‌دارند.

۸- کاهش هزینه اشغال مستقیم

تل‌آویو با استفاده از پیمانکاران محلی، بخشی از هزینه انسانی، مالی و سیاسی حضور مستقیم در لبنان را کاهش می‌دهد. در این مدل، رژیم از مزایای کنترل میدانی برخوردار می‌شود اما مسؤولیت آشکار اشغال را نمی‌پذیرد.

۹- تضعیف یا ابزاری‌سازی یونیفل

پیش‌تر گزارش‌های متعدد محافل صهیونیست از همسویی آمریکا و اسرائیل برای پایان دادن یا محدودسازی نقش یونیفل سخن گفته‌اند. اگر مزدوران محلی جایگزین کارکردهای میدانی شوند، یونیفل ممکن است از ناظر بی‌طرف به پوشش هماهنگی امنیتی تبدیل شود.

۱۰- تکمیل معماری امنیتی پیرامونی رژیم

این طرح بخشی از معماری وسیع‌تری است که صهیونیست‌ها از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به این سو در غزه، کرانه باختری، سوریه و لبنان دنبال می‌کنند: ایجاد بازیگران محلی، مناطق حائل، کنترل غیرمستقیم و تجزیه کارکردهای حاکمیتی دولت‌های پیرامونی در مسیر خدمت به ایده متوهمانه امپریالیستی اسرائیل بزرگ.

۱۱- مشروعیت‌سازی برای ادامه حملات

وقتی تل‌آویو مدعی شود از «نیروهای محلی» یا «امنیت مرزی» حمایت می‌کند، حملات خود به لبنان را اقدامی دفاعی جلوه خواهد داد. این همان تکنیک روزنامه‌نگارانه-امنیتی برای تبدیل تجاوز به عملیات ثبات‌سازی است.

۱۲- قطع خطوط پشتیبانی مقاومت

نیروی نیابتی در جنوب لبنان می‌تواند برای اختلال در مسیرهای ارتباطی، شناسایی میدانی، گزارش‌دهی محلی و فشار بر پایگاه اجتماعی حزب‌الله به کار گرفته شود. هدف نهایی این ابتکار، محدود کردن آزادی عمل مقاومت در جنوب است.

در سطح نظری، این سیاست را می‌توان ادامه منطق «تقسیم و ادغام» دانست؛ تقسیم جامعه پیرامونی به واحدهای مذهبی، قومی و محلی رقیب و سپس ادغام بخش‌های وابسته در معماری امنیتی رژیم صهیونیستی. از بدو تأسیس رژیم، این الگو در قالب حمایت از نیروهای همسو در پیرامون، ایجاد کمربندهای امنیتی، استفاده از نخبگان محلی و تبدیل شکاف‌های داخلی کشورهای عرب به ابزار ژئوپلیتیک پیگیری شده است. در لبنان، این سیاست به‌ دلیل حافظه جنگ داخلی و تجربه ارتش لحد، خطرناک‌تر است، زیرا می‌تواند یک طرح امنیتی محدود را به بحران حاکمیتی و اجتماعی گسترده بدل کند.

جمع‌بندی آنکه، طرح ایجاد پیمانکاران امنیتی لبنانی در جنوب، اگر عملیاتی شود، صرفاً یک ابتکار تاکتیکی برای کنترل مرز نیست، بلکه تلاشی برای بازتعریف نظم سیاسی-امنیتی لبنان از بیرون است. رژیم با این سیاست جنگ‌طلبانه می‌کوشد هم آتش‌بس لبنان را از توافق احتمالی تهران و واشنگتن جدا کند، هم با تشدید بحران، مسیر دیپلماسی ایران و آمریکا را تخریب کند اما تجربه ارتش لحد نشان می‌دهد اتکای اسرائیل به مزدوران محلی، در بلندمدت نه ثبات می‌آورد، نه مشروعیت، بلکه مقاومت، شکاف داخلی و هزینه‌های اشغال را عمیق‌تر می‌کند.

برآیند بیش از ۴ دهه ریشه‌های مقاومت در لبنان و توان مضاعف نظامی آن که چه در جنگ رمضان و چه در دوره آتش‌بس با اتکا به شیوه‌های نوین جنگ‌های نامتقارن از جمله بهره‌گیری از پهپادهای FPV حیرت محافل صهیونیست را برانگیخته، نشان می‌دهد ایده تشکیل گروه‌های مزدور چنانکه در جبهه غزه با ناکامی روبه‌رو شده، در جبهه لبنان نیز با شکست به کار خود پایان خواهد داد.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.