مهناز افشار در این دوره هم به کن رفت، سال گذشته نیز در جایگاه یک بلاگر یا به‌قول خودشان: «مدل» در این رویداد حاضر شد تا به دیگران پیام دهد که مزد مخالفت و لگدپرانی‌اش به وطن را دریافت کرده است .

به گزارش مشرق، جشنواره کن در حال گذراندن روزها و ساعات پایانی است. روال این رویداد به‌اصطلاح مهم سینمایی در سال‌های اخیر به‌گونه‌ای پیش رفته که به‌زعم مخاطبان آن دیگر جایی برای هنر هفتم و سینمای اندیشه نیست؛ به‌طوری که کن را هم باید مانند بسیاری از رویدادهای هنری -که در میانه قرن بیستم نقش بسزا و غیرقابل انکاری در معرفی فیلمسازان و هنرمندان مدرن به جهان داشتند- پروژه‌ای رو به اتمام و ازنفس‌افتاده تلقی کرد، زیرا اکنون این تنها برندهای معتبر جواهر، پوشاک و... هستند که برای ادامه حیات گلخانه‌ای کن دست بالا را دارند و به ایفای نقش در این زمینه پرداخته‌اند.

سال گذشته میلادی، «ست روگن» و «ایوان گلدبرگ» به‌عنوان خالقان سریال «استودیو» با نگاهی به زوایای پیدا و نهان هالیوود، نقبی هم به ورود بلاگرها و کالایی‌شدن عرصه فرهنگ و هنر توسط غول‌های صنعت مد و لباس زدند و آن‌ها را با زبانی آکنده از طنز و کنایه، رهزن هنر نامیدند. تمام حرف سازندگان استودیو این بود که هالیوود با وجود زرق‌وبرق ذاتی‌اش در گذشته از اصالت بیشتری برخوردار بود و برای صنعت ارزشی هم‌راستا با هنر قائل می‌شد. اما اکنون در شرایطی به‌سر می‌بریم که وجوه هنری و گاه حتی صنعتی سینما به نقش‌آفرینی چهره‌های بی‌ربط و باربط بستگی دارد.

کن نیز مانند گذشته با هموار کردن مسیر برای اینفلوئنسرها و بلاگرها در فرش قرمز در خیال بازی برد-برد سیر می‌کند و عرصه را برای یکه‌تازی این اشخاص آماده کرده است؛ همه این مسائل درحالی رقم می‌خورد که سینما به‌عنوان نقطه کانونی ماجرا به کناره‌ای گم و ناپیدا خزیده و این حاشیه حضور چهره‌های هیج‌کاره و بی‌هنر است که در هر دوره بیش از گذشته، خودش را به وجوه هنری فستیوالی به اهمیت کن تحمیل می‌کند.

مسئله اما فقط این نیست؛ در پی اتفاقات تابستان و پاییز ۱۴۰۱ که با عدم پذیرش نمایندگان سینمای رسمی ایران از طرف جشن‌ها و جشنواره‌های سینمایی غربی همراه شد، فرش قرمز کن به امکانی برای حضور بلاگرها و اینفلوئنسرهای فارسی‌زبان شبکه‌های اجتماعی بدل شد. پیام بلاگرها از سفر به کن و قدم گذاشتن روی فرش قرمز این جشنواره حامل نکته‌ای اساسی است. آن‌ها هیچ دوست ندارند که در ذهن دنبال‌کنندگانشان به‌خاطر خروج یا فرار از ایران در جایگاه سوژه‌های تنها و منزوی تشخیص داده شوند، پس روی فرش قرمز به یک نقطه خیره شده و ژست می‌گیرند تا هم در یورش بی‌رحمانه نور فلاش دوربین رخ قهرمان مواجهه با نظام بگیرند و هم رمز پیروزی در زندگی شخصی را در کندن و رفتن از سرزمین مادری خلاصه کنند.

آیا کن تنها یک جشنواره هنری است؟

اجازه دهید حرف آخر را در همین ابتدا بیان کنیم؛ کن بیش از آن که یک جشنواره هنری صرف باشد، یک رویداد صنعتی است. به این معنا که شما -در جایگاه یک فرد عادی- نمی‌توانید برای تماشای فیلم یا شرکت در رویدادها بلیت خریده و به جنوب فرانسه سفر کنید. برای شرکت در این دورهمی نمایشی، اشخاص باید به شکلی در حرفه سینما فعالیت داشته باشند والا نمی‌توانند وارد حریم امن سلبریتی‌ها و فیلمسازان شوند!

به‌عبارت‌دیگر، اگر نقش افراد در چرخه کارگردان، تهیه‌کننده، بازیگر، عوامل فیلم، ژورنالیست سینمایی، منتقد، توزیع‌کننده، مسئول تبلیغات، مقامات دولتی مرتبط با امور سینمایی و... تعریف نشود باید آرزوی تماشای فیلم در سالن لومیر را تنها در خواب ببیند! پس باید بخشی از صنعت فیلم بود تا اساساً حق فرد مورد شناسایی قرار بگیرد. این اصل ثابت و لایتغیر مهم‌ترین جشنواره سینمایی جهان است، اما باید این واقعیت را در ذهن مفروض در نظر گرفت که پول، حلّال بسیاری از مشکلات است و قرار نیست که یک با یک همیشه برابر باشد؛ پس در نتیجه بلاگرها، واینرها و اینفلوئنسرهای فضای مجازی می‌توانند به‌واسطه دنبال‌کنندگانشان در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، توییتر و یوتیوب به رؤیای حضور در فرش قرمز جامه عمل بپوشانند و در قالب امضای قرارداد با حامیان مالی جشنواره خودی نشان دهند.

این افراد با استفاده از لوازم آرایشی، جواهرات و پوشاک برندهای معتبر و شناخته‌شده جهانی به کن سفر می‌کنند تا لحظاتی را به راه رفتن روی فرش قرمز اختصاص دهند. نکته جالب ماجرا اینجاست که روزنامه‌نگاران و منتقدان سینمایی برای شرکت در فرش قرمز فیلم‌ها باید دعوتنامه داشته باشند وگرنه حضورشان در کن، تنها به نمایش‌های مطبوعاتی جداگانه خلاصه می‌شود؛ آن هم در شرایطی که فرش قرمز گنجایش ۴ هزارنفری دارد! پس کن، نه‌تنها یک رویداد هنری و سینمایی صرف نیست، بلکه میزانسنی برای نمایش برندهای مختلف است.

بازیگران بلاگر، بلاگرهای کارآفرین!

سال گذشته و در هفتادوهشتمین دوره فستیوال فیلم کن بود که «مهناز افشار» پا به این دورهمی هنری گذاشت. او البته نه فیلمی در این جشنواره داشت و نه در تولید آثار حاضر در کن به ایفای نقش پرداخته بود. او در جایگاه یک بلاگر یا به‌قول خودشان: «مدل» در این رویداد حاضر شد تا به دیگران پیام دهد که مزد مخالفت و لگدپرانی‌اش به وطن را دریافت کرده است و جایی برای نگرانی نیست.

سال گذشته، وبسایت هندی «بروت مدیا» فاش کرد که اینفلوئنسرها برای دریافت مجوز قدم زدن بر فرش قرمز کن، باید حداقل ۲ میلیون روپیه (حدود ۲۲ هزار دلار) یا از جیب خود یا از جیب صاحبان برند پرداخت کنند. هزینه‌ای که گاه به ۲.۵ تا ۳ میلیون روپیه هم می‌رسد. مهناز افشار در این دوره هم به کن رفت تا در کنار «اصغر فرهادی» و «پگاه آهنگرانی» به‌عنوان سومین ایرانی شناخته‌شده روی فرش قرمز این جشنواره قدم بگذارد، با این تفاوت که او برخلاف آهنگرانی و فرهادی فیلمی نداشت و مانند سال گذشته، تنها یک رهگذر بود. گویا مرض دیده شدن حتی با اجرای برنامه مبتذل یوتیوبی «زن روز» فروکش نکرده است و او کماکان دوست دارد به‌عنوان یک سلبریتی-بازیگر به چشم آمده و مورد تأیید دیگری قرار بگیرد.

«حورا سیه‌نانژاد» -که صفحه «iran modeling mag» در اینستاگرام از او به‌عنوان یک فعال حوزه توسعه برندینگ یاد می‌کند- نقش ویژه‌ای در سفر افشار به کن و حضورش بر فرش قرمز این جشنواره داشته است. او سه سال پیش در قالب یک گفت‌وگو عنوان کرد که برندها به مدل‌ها و اشخاصی که لباس و جواهراتشان را در فرش قرمز جشنواره کن به نمایش می‌گذارند پول پرداخت می‌کنند، پس علی‌القاعده مهناز افشار هم باید از برندهایی که در پست اینستاگرامی‌اش از آن‌ها نام برده هزینه دریافت کرده باشد. در پست اینستاگرامی بازیگر «سعادت‌آباد» نام برندهایی چون «دامیانی» و «روبرتو کاوالی» به‌چشم می‌خورد، ولی مگر ممکن است که این شرکت‌های سرشناس تجاری جایی بخوابند که آب زیرشان برود؟

مهناز افشار مدت‌هاست که نقشی در سینمای ایران ندارد و حتی در میان مخالفان سیستم هم چهره محبوبی نیست. از طرفی اغلب دنبال‌کنندگان او در داخل کشور زندگی می‌کنند و استفاده از برندهایی که او در پستش از آن‌ها اسم برده به کارشان نمی‌آید. پس وقتی از زاویه این برندها به مسئله نگاه می‌کنیم پرداخت پول به مجری زن روز توجیه اقتصادی ندارد و او برای نمایش نشان موردعلاقه طالبان پهلوی از جیب خود یا شخص و گروه دیگری هزینه کرده است؛ اگرچه بنابر اعلام سلطنت‌طلبان، این برند ایتالیایی دامیانی بوده است که با طراحی نشان موردنظر زمینه را برای حضور مهناز افشار فراهم کرده است، اما با یک دودوتا چهارتای سرانگشتی می‌توان پی به بسیاری از مسائل پشت و جلوی پرده برد.

در این میان اشخاص و افرادی چون خواهران «صفرزاده»، «مینا کاوانی»، «رامینا ترابی»، «مه‌لقا جابری»، «طلا گلزار» و... هم بودند که طی این دوره یا ادوار گذشته پا بر روی فرش قرمز کن گذاشته‌اند. مسئله مهم در رابطه با این افراد، نقش‌آفرینی نمادینشان در طول اتفاقات دی و جنگ رمضان است، به‌طوری که تأثیر پست‌ها و استوری‌های‌شان در تشجیع و تحریک مردم، به‌ویژه نسل زد را به‌منظور حضور خیابانی نمی‌توان نادیده گرفت. این دسته از اینفلوئنسرها برای رسیدن به اهداف مادی خود از هیچ تلاش و امکان موجودی دریغ نمی‌کنند و دنبال‌کننده‌هایشان را به چشم اعدادی قابل اتکا برای امضای قراردادهای مالی با شرکت‌ها و برندهای غربی می‌بینند. این کارویژه‌ای است که در میان سلبریتی‌های تایلندی و هندی -که حضور چشمگیری هم در کن دارند- خریدار ندارد و تنها موردی که می‌توان در موردشان جست‌وجو کرد حواشی مالی آن‌ها در دورهمی کن است.

در این بین، عکاسان و پاپاراتزی‌ها، با دریافت هزینه‌های سرسام‌آوری بلاگرها را همراهی می‌کنند. برای نمونه، «تارینی پیشاوریا» خالق محتوای دیجیتال یا همان Digital Creator اعلام کرد که تصور عکس رایگان توسط عکاس‌ها دروغی بیش نیست و او تنها برای هفت عکس مجبور به پرداخت ۴۴۵۰۰ روپیه یا ۴۰۰ یورو شده است. پس برای شخصی چون مهناز افشار که برای حاضران در جشنواره فیلم کن به اندازه یک سلبریتی میان‌رده هندوستانی هم شناخته‌شده نیست هزینه‌ها به‌مراتب بیشتر است. پس شاید افشار بتواند سر علاقه‌مندانش شیره بمالد و همچنان خودش را در اوج نشان دهد، ولی در غرب برخلاف ایران کسی پول میزش را حساب نمی‌کند.

منبع: روزنامه فرهیختگان