به گزارش مشرق، علیرضا حقیقت فعال رسانه در تلگرام نوشت:
از نیکسون تا ترامپ؛ از روزی که هواپیمای رئیس جمهور وقت آمریکا در کوران جنگ سرد در یک تحول تاریخساز در پکن نشست تا دیروز که ترامپ و همراهانش به این کشور برسند ۵۴ سال زمان نیاز بود تا همه چیز زیر و زبر شود و جایگاه واشنگتن و پکن در نظام بینالملل معاوضه شود.
اکتبر ۱۹۷۲، ریچارد نیکسون از موضع برتر و قدرت فائقه سیستم بینالمللی به چین رفت؛ این یک نقطه عطف در تاریخ روابط بینالملل و قرن بیستم به شمار میرفت. با دکترین «تنشزدایی» هنری کیسینجر، آمریکا به عنوان یک قطب نظم دوقطبی آن روز، توانست یک شکاف بزرگ در اتحاد چین با اتحاد جماهیر شوروی ایجاد کند. چین مائو هم از این سفر و به رسمیت شناختن انقلاب این کشور توسط آمریکا، کرسی دائم شورای امنیت سازمان ملل را از ملیگرایانی که به تایوان فرار کرده بودند پس میگرفت. همچنین راهبرد چین در آن دوران که «موازنه منفی» نام گرفت، به عنوان یکی از نرمهای مطالعاتی روابط بینالملل مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
با گذشت بیش از ۵ دهه اما ترامپ قطعا در سیمای یک شکستخورده بزرگ وارد پکن شد. ایالات متحده در اکثر جنبهها رقابت را به چین واگذار کرده است. آخرین امید ترامپ، یک پیروزی برقآسا علیه ایران بود تا با یک نمایش قدرت وارد قلمرو رقیب خود شود اما رئیس جمهور بیخرد آمریکا، یکی از بزرگترین شکستهای تاریخ ۲۵۰ ساله ایالات متحده را به این قدرت در حال نزول وارد کرد. ترامپ به امید نجات از باتلاق جنگ با ایران که پیروزی در آن را به مثابه پل پیروزی به سوی پروژه کلان «مهار چین» میدید، سفر اولیه خود را به تعویق انداخت اما این تاخیر فقط شکست آمریکا را بزرگتر کرد.
در منطق روابط بینالملل و بنیان رویکرد «رئالیسم» که رابطه امروز واشنگتن- پکن را «حاصل جمع صفر» توصیف میکند، شکست آمریکا برای چین پیروزی است؛ پیروزیای که به طور کنایهآمیزی شاید نزدیک به توصیف ریچارد نیکسون، رئیس جمهور اسبق آمریکا باشد: «پیروزی بدون جنگ».
حاکم کاخ سفید در چنین شرایطی نه برای دیکته کردن دستور کار آمریکایی بر شی جینپینگ که برای درخواست از این کشور برای تقاضا از متحدش ایران برای باز کردن تنگه هرمز، در پکن حضور دارد. فاجعه جنگی ترامپ، نگاه پکن و نخبگان چینی را به ایران ارتقا داده است. از رهگذر جنگ رمضان، دولت شی، ایران را یک متحد و قدرت قابل اتکا و نه یک کارت برای مذاکره سر میز میبیند. به گفته تحلیلگران چینی، درگیری با ایران روند افول آمریکا را تسریع کرد. از نگاه پکن، ایران پروژه هوش مصنوعی ۵۰۰ میلیارد دلاری «استارگیت» را که برای تثبیت سلطه ایالات متحده در حوزه هوش مصنوعی طراحی شده، با آسیب جدی مواجه کرده است. ژانویه سال گذشته اندکی پس از بازگشت ترامپ به قدرت این طرح اعلام شد و شرکتهای پیشرو مانند Open AI، Soft Bank و Oracle را درگیر خود کرد.
یکی از اجزای حیاتی این طرح، ساخت بزرگترین مرکز داده هوش مصنوعی جهان در امارات عربی متحده بود اما لی وی، معاون رئیس دانشکده روابط بینالملل دانشگاه رنمین میگوید حمله ایران به مراکز داده امارات، به قلب این سیاست ضربه زد. لی روز شنبه در مجمع اقتصاد کلان چین در پکن گفت: «اولویت نخست ترامپ پس از روی کار آمدن دوباره، پروژه استارگیت بود».
ماه مه پارسال، او به طور خاص برای راهاندازی این پروژه در منطقه، به غرب آسیا سفر کرد. در حال حاضر حملات ایران به مراکز محاسباتی در امارات، عدم قطعیتهایی را درباره گسترش استارگیت در منطقه ایجاد کرده است. لی افزود ایالات متحده در «جنگ اشتباهی» میجنگد و این درگیری «به طور فعال فرسایش هژمونی جهانی آمریکا را تسریع کرد».
او گفت: «آمریکا هیچ سود قابل توجهی از این جنگ به دست نیاورد. در عوض این جنگ تردیدهای متحدانش - از جمله متحدانش در اروپا، آسیا و غرب آسیا - را درباره توانایی عملیاتی و عقلانیت استراتژیک آمریکا تشدید کرد».
دیگر سخنرانان چینی در مجمع اقتصاد کلان چین گفتند جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، محدودیتهای قدرت آمریکا را آشکار کرد. تیان ون لین، مدیر مؤسسه مطالعات خاورمیانه در دانشگاه رنمین گفت این جنگ همچنین جایگاه منطقهای ایران را تقویت کرد. او همچنین استدلال کرد توانایی تهران در انجام جنگ نامتقارن از جمله استفاده از پهپادها و موشکهای مافوق صوت، چالشی اساسی برای نیروهای متعارف ایالات متحده ایجاد میکند.
تیان عنوان کرد: «با ادامه جنگ به این شکل، افسانه شکستناپذیری نظامی آمریکا در عمل در هم شکست». او افزود این امر «تأثیر عمیقی» بر بازدارندگی آمریکا در آینده خواهد داشت. او تاکید کرد: «واشنگتن «در یک معضل استراتژیک گرفتار شده» است. سناریوی «باخت- باخت» سیاستگذاران آمریکا را در حالت بلاتکلیفی قرار داده، چرا که «عقبنشینی زودهنگام» یا «تشدید بیشتر تنش» به یک اندازه مخرب تلقی میشوند».
تحلیلگر چینی ادامه داد: در مقابل، نفوذ ایران افزایش یافته و انعطافپذیری غیرمنتظرهاش از طریق کنترل بر تنگه هرمز - یک مسیر کشتیرانی کلیدی برای صنعت نفت جهان - به آن یک «کارت» استراتژیک داده است».
با این وصف سفر رئیس جمهور آمریکا به سرزمین بزرگترین رقیب کشورش در جهان در شرایطی است که فضا تغییر کرده است. سوزان مالونی، مدیر سیاست خارجی اندیشکده بروکینگز در واشنگتن، این سفر را اینگونه تحلیل میکند: «این تصور که رئیس جمهور آمریکا در چنین مقطعی که بهتازگی یک شکست استراتژیک سنگین را مقابل ایران تجربه کرده، در نشستی با اصلیترین رقیبش شرکت میکند، لحظهای قابل توجه است».
نشست پیش روی شی جینپینگ و دونالد ترامپ در پکن نقطهای مهم در روابط ۲ قدرت بزرگ جهان است اما نباید انتظار تحول بنیادین از آن داشت. این دیدار بیشتر در چارچوب مدیریت تنشها و جلوگیری از تشدید درگیریها تعریف میشود، نه حل اختلافات عمیق ساختاری میان آمریکا و چین.
شورای روابط خارجی آمریکا حضور ترامپ در پکن را اینگونه ارزیابی کرده که در بعد سیاسی و امنیتی، اختلافات ۲ کشور بسیار عمیقتر است. موضوع تایوان همچنان یکی از اصلیترین نقاط تنش است و چین آن را مسالهای نهایی و غیرقابل تعویق میداند. در کنار آن، توسعه سریع توان هستهای چین و افزایش ذخایر تسلیحاتی در مقیاس بزرگ، نگرانیهای امنیتی آمریکا را تشدید کرده، بویژه در شرایطی که چارچوبهای سنتی کنترل تسلیحات میان قدرتهای بزرگ عملاً تضعیف شده است. همزمان رقابت در حوزه فناوریهای نو مانند هوش مصنوعی نیز به میدان جدیدی برای تقابل تبدیل شده است؛ حوزهای که در آن نه توافقات محدودکننده وجود دارد و نه سازوکارهای شفاف برای جلوگیری از سوءبرداشت یا تشدید رقابت نظامی.
از نگاه اندیشکده CFR، پکن از نظر اقتصادی و فناورانه با کشورهایی مانند روسیه و ایران تعامل دارد و در برخی موارد به تداوم ظرفیتهای نظامی یا اقتصادی آنها کمک میکند. درباره کرهشمالی نیز چین عملاً مانع اعمال فشار کامل بینالمللی بر این کشور میشود. این رفتارها از نگاه آمریکا به معنای تقویت غیرمستقیم بازیگران چالشزا در نظام بینالملل است و یکی از عوامل اصلی بیاعتمادی میان ۲ قدرت محسوب میشود. نشست پکن اگرچه میتواند به کاهش موقت تنشها و ایجاد برخی توافقهای عملی منجر شود اما قادر به حل مسائل اصلی نیست. رقابت راهبردی آمریکا و چین در حوزههای اقتصاد، فناوری، امنیت و ژئوپلیتیک ادامه خواهد داشت و در نبود چارچوبهای پایدار برای مدیریت این رقابت، خطر تشدید بحرانها در آینده همچنان باقی میماند.
جنگ علیه ایران به عنوان نقطه جدیدی از اصطکاک بین آمریکا و چین ظهور کرده است. مقامات ارشد دولت ترامپ، از جمله اسکات بسنت، وزیر خزانهداری و مارکو روبیو، وزیر خارجه، فشار بر پکن را برای استفاده از نزدیکیاش به ایران جهت تضمین آتشبس تشدید کردهاند اما پکن لحنی جسورانه اتخاذ کرده است. ۲ مه، وزارت بازرگانی به شرکتهای فعال در چین دستور داد تحریمهای آمریکا را نادیده بگیرند. این نخستینباری بود که پکن اقدامات مسدودکنندهای را که سال ۲۰۲۱ برای محافظت از شرکتهای خود در برابر قوانین خارجی که ناعادلانه میدانست در نظر گرفت، اعمال کرد.
جنگ آمریکا علیه ایران همچنین به اندازهای توان تسلیحاتی و قدرت آتش واشنگتن را فرسوده کرده که تحلیلگران چینی اکنون توان آمریکا برای دفاع از تایوان را زیر سؤال میبرند. به باور آنها این تغییر موازنه قدرت میتواند اهرم فشار رئیس جمهور آمریکا را در آستانه نشست بسیار حساس با رهبر چین، تضعیف کند.
بر اساس برآوردهای داخلی وزارت جنگ و مقامات کنگره آمریکا، از ۲۸ فوریه تاکنون ایالات متحده نیمی از موشکهای کروز پنهانکار خود را به کار گرفته و تقریباً ۱۰ برابر تعداد موشکهای کروز تاماهاوک تولید سالانه خود را شلیک کرده است. از نگاه برخی تحلیلگران نظامی و ژئوپلیتیک چین، این جنگ فقط ذخایر مهمات آمریکا را کاهش نداد، بلکه «هاله برتری» آن کشور را نیز خدشهدار کرد. آنها معتقدند این درگیری یک ضعف اساسی، یعنی ناتوانی در تولید سریع تسلیحات برای جایگزینی ذخایر در یک جنگ طولانی و شدید را در راهبرد نظامی آمریکا آشکار کرده است.
ملیگرایان چینی استدلال میکنند اگر آمریکا نتوانسته در برابر ایران که یک قدرت نظامی منطقهای است به پیروزی برسد، به احتمال زیاد در برابر چین نیز که از نگاه آنها یک رقیب همسطح با آن کشور است، موفقیت کمتری خواهد داشت. از این دیدگاه، بنبست آمریکا در جنگ با ایران موقعیت ترامپ را در مذاکرات با شی تضعیف میکند. در همین رابطه روزنامه نیویورکتایمز نوشت: ترامپ ابتدا قصد داشت با حالوهوای یک پیروزی سریع بر جمهوری اسلامی به چین سفر کند و از موقعیت خود برای افزایش فشار بر پکن استفاده کند اما اکنون با توجه به اینکه جنگ با ایران به بنبست رسیده و عملیات نظامی متوقف شده، او در موقعیت دشواری قرار گرفته است.
واقعیت آن است که ترامپ دیگر قادر نخواهد بود همان میزان از اقتدار و برتریجویی را نشان دهد. انتظار میرود وی در دیدار با شی به دنبال توافقی باشد که به کاهش کسری تجاری آمریکا با چین کمک کند. این توافق ممکن است شامل تعهد پکن برای خرید بیشتر سویا و هواپیماهای بوئینگ آمریکا باشد. ترامپ همچنین قصد دارد در رابطه با خرید نفت ایران توسط چین با رهبر چین صحبت کند؛ موضوعی که جیمیسون گریر، نماینده تجاری آمریکا چهارشنبه گذشته به بلومبرگ گفت.
مقاله نشریه کیوشی، نشریه اصلی حزب کمونیست چین استدلال میکند: «این درگیری منابع راهبردی آمریکا را بیش از حد مصرف کرده و ممکن است آن کشور را در موقعیتی شکننده قرار داده باشد». مورد دیگر، سرمقالهای در گلوبالتایمز روزنامه ملیگرای تحت کنترل حزب کمونیست است. نویسنده سرمقاله معتقد است اگر ارتش آمریکا نتواند سلاحهای خود را در سراسر جهان بهکار گیرد، یک «غول لنگ» خواهد بود.
حتی بدون ورود به جنگ، چین میتواند از پیچیدگیهایی که دولت ترامپ با آن روبهرو است استفاده کند و به متحدان آمریکا در آسیا القا کند واشنگتن نمیتواند به عنوان ضامن امنیتی قابل اتکا عمل کند. در همین راستا، مدیر اجرایی مؤسسه همکاری و تفاهم جهانی در دانشگاه پکن اظهار کرد: «وقتی متحدان با عدم قطعیت درباره استقرار نیروها و تأخیر در ارسال تجهیزات مواجه میشوند، به طور طبیعی این پرسش مطرح میشود: آیا تضمینهای امنیتی آمریکا در منطقه قابل اعتماد و پایدار است یا نه؟» وانگ دونگ افزود: «ایالات متحده در حال مواجهه با محدودیتهای حضور نظامی جهانی خود است». به باور او، همین شرایط میتواند در نهایت چین را جسورتر کند تا در آسیا رویکردی تهاجمیتر، در قالب تاکتیکهای «منطقه خاکستری» اتخاذ کند. برای نمونه، در ماههای گذشته چین در آبهای مورد مناقشه نزدیک سواحل ویتنام اقدام به ساخت جزیره کرد؛ اقدامی که به آن امکان میدهد کنترل بیشتری بر دریای چین جنوبی به دست آورد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.